logo




در اين زمينه

هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

زنان در صف مقدم مبارزه
برای آزادی های سياسی، اجتماعی و برابر حقوقی ايستاده اند

به مناسبت ٨ مارس، روز جهانی زن

دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۶ مارس ۲۰۱۷

aksariat.jpg
٨ مارس يادآور مبارزات پيگير زنان در نيويورک و در بسياری از کشورهای ديگر است. در پرتو مبارزات يک قرن و اندی، اکنون زنان در اکثر کشورها در صحنه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سياسی حضور انکار ناپذير و اثرگذار دارند. زنان در واحدهای توليدی و خدماتی، در پارلمان ها و مراکز تصميم گيری در اکثر کشورها نقش ايفاء می کنند و در حرکت های اعتراضی و جنبش های اجتماعی، دوشادوش مردان می رزمند، آگاهی را در جامعه اشاعه می دهند و مطالبات خود را بر حکومت ها تحميل می کنند. زنان در طول يک قرن و نيم برای کسب جايگاه شايسته خود کوشيده اند. با وجود این کوشش ها، در غرب هنوز برابری کامل بین زنان و مردان تامين نشده و بسیاری از تشکل های زنان و سازمان های مدنی برای تامین برابر حقوقی و افزايش سهم زنان در پارلمان ها و در مديريت های سياسی مبارزه می کنند.

در ايران، ما شاهد تغيير جدی در موقعيت اجتماعی زنان هستیم. زنان در حوزه تحصیلات عمومی و تحصیلات عالی به رشد قابل توجهی دست یافته اند، به طوری که بيش از نيمی از پذیرفته شدگان دانشگاه ها را زنان تشکیل می دهند. زنان در عرصه های هنر و ادبیات، ترجمه و تاليف، روزنامه نگاری و کارهای پژوهشی، فضاهای تازه ای را برای خود آفريده اند. اما به رغم تغييرات عینی در شرایط زیست و حضور در حوزه های مختلف اجتماعی، هم چنان در موقعيت فرودست در جامعه قرار دارند. از جمله در بازار کار و دستمزدها. سهم زنان از بازار کار از ١٦ درصد فراتر نرفته و دستمزد زنان در اکثر مشاغل کمتر از مردان است. حکومت برای بيرون راندن زنان از بازار کار، در صدد بازنشسته کردن زنان با سابقه کار ٢٠ ساله است.

در کنار قوانين ضدزن جمهوری اسلامی، سنت های عقب مانده مذهبی، آداب و رسوم ارتجاعی، فرهنگ مردسالاری که زن را موجودی درجه دو و در مالکيت و کنترل مرد به حساب می آورد، مانع جدی برای دستيابی زنان به حقوق برابر با مردان است. سنت ها و فرهنگ مردسالاری در کشور ما، با قوانين تبعيض آميز جمهوری اسلامی در آميخته و وضعيت دشوار و پيچيده ای به وجود آورده است.

زنان از همان سال های اول انقلاب در مقابل تحميل حجاب اجباری و قوانين ارتجاعی در محل زندگی و کار، در خيابان ها، مدارس و دانشگاه ها ايستادند، مقاومت سراسری هر چند بدون سازمان را پايه گذاری کردند و هزينه آن را پذيرا شدند. حکومت با راه اندازی گشت های خيابانی، اخطارها، تهديدها و دستگيری ها قادر نشده است تمام برنامه خود را بر زنان تحميل کند.

بربستر مقاومت های زنان، تبعيض ها و تناقض ها، سنت ها و فرهنگ مردسالاری، در دهه های گذشته جنبش زنان ایران شکل گرفته و باليده است. اين جنبش با وجود تهديدها و فشارها، بگير و ببندها، از فرصت ها بهره جسته و گسترش يافته است. جنبش زنان منحصر به نيروهای سکولار نيست و دامنه آن وسيعتر بوده و فمينيست های اسلامی را هم شامل می شود. جنبش زنان در دوره اصلاحات دامن گسترد، بر پويائی خود افزود، کمپين های مختلف راه انداخت، برفضای سياسی کشور تاثير گذاشت، مطالبات زنان را در رسانه ها مطرح کرد، فعالين زيادی را به سوی خود جلب نمود و به عنوان يکی از جنبش های اجتماعی زنده و پويا در بين فعالين مدنی و سياسی جای خود را باز کرد. با وجود تشديد فشارها و تهديدها بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد، جنبش زنان ماند و بر توانائی خود افزود.

در انتخابات رياست جمهوری سال ١٣٨٨، جنبش اعتراضی ـ جنبش سبز ـ شکل گرفت. مردم به خيابان ها آمدند و پرچم شعار "رای من، کو؟" را برافراشتند. جنبش سبز چند ماه در خيابان ها ماند، حکومت ايران را به چالش کشيد و نوک حمله را متوجه ديکتاتور کرد. جنبش زنان در اين جنبش فعالانه شرکت نمود و از آن تاثير پذيرفت. اين امر تبيين موقعيت جنبش زنان و پيوند آن با جنبش عمومی را به ميان کشيد. گروهی با موضع افراطی بر حفظ استقلال جنبش زنان و فاصله گيری از جنبش سبز و ديگر جنبش ها پای فشردند و گروه ديگری با تاکيد بر جنبش سبز، منکر جنبش زنان شدند و اولويت مطالبات عمومی سياسی را مبنا قرار دادند. اما گرايش غالب در جنبش زنان بدرستی از تجربه های هر دو جنبش بهره گرفت و با باور به استقلال و پيوند آندو، جنبش زنان را در موقعيت مساعدتری قرار داد.

واقعيت اين است که جنبش زنان را نمی توان از افت و خيزهای جنبش عمومی دمکراتيک جدا کرد. اگر جنبش دمکراتيک پيش برود، جنبش زنان را تحت تاثير قرار خواهد داد و فضا را برای حضور و تاثيرگذاری آن فراهم خواهد کرد. زمانی که جنبش دمکراتيک براثر سرکوب در موقعيت تدافعی و عقب نشينی قرار می گيرد، جنبش زنان هم از گزند آن مصون نمی ماند. بعد از سال ٨٨ چنين روندی پيش رفت و جنبش زنان ایران نیز پس از سرکوب جنبش سبز با رکود نسبی روبرو شد، بسیاری از فعالان آن مجبور به مهاجرت گرديدند، عده ای از آنان دستگير و محکوم شدند و با بالا رفتن هزينه مبارزه، از تحرک فعالين جنبش زنان کاسته شد.

افت نسبی جنبش زنان به معنی مرگ و خاموشی آن نيست. جنبش زنان ريشه در تبعيض جنسيتی، قوانين ضدزن جمهوری اسلامی، فرهنگ مردسالاری و موقعيت فرودست زنان دارد. انتخابات رياست جمهوری و شوراهای محلی فرصتی است برای فعال شدن جنبش زنان. جنبش زنان می تواند مبتکر کارزارهای مختلف برای طرح مطالبات خود و تاثيرگذاری برروند انتخابات باشد. کاربست ابتکارات مشترک با جنبش کارگری، جنبش دفاع از محیط زیست، جنبش ملی ـ قومی، مبارزات دانش جویان و جوانان و روشنفکران در روند انتخابات، می تواند به تقويت جنبش ها بيانجامد.

زنان کشورمان در صف مقدم مبارزه با استبداد برای کسب آزادی های سياسی، اجتماعی و برابر حقوقی ايستاده اند. اين حضور برای نيروهای تحول طلب اميد و الهام بخش است و برای تاريک انديشان در حکومت جمهوری اسلامی چالش برانگيز و غير قابل تحمل. آن ها برای خاموش کردن اعتراضات زنان به وسائل مختلف متوسل می شوند. اما زنان به حرکت های مبتکرانه روی می آورند و در بزنگاه های حساس با استفاده از امکانات موجود، پا به ميدان می گذارند و حکومت را در اين و يا آن عرصه به عقب می رانند.

سازمان ما فرارسیدن ٨ مارس، روز جهانی زن را به زنان ايران صمیمانە شادباش می گوید، مبارزات حق طلبانە آن ها را ارج می نهد و از جنبش زنان حمايت می کند. اميد است که زنان کشور ما در پرتو مبارزات نيروهای آزاديخواه و باورمند به برابر حقوقی زنان، از قوانين ارتجاعی جمهوری اسلامی و فرهنگ مردسالاری رهائی يابند و در ساختن ايرانی آزاد، آباد و دمکراتيک و فارغ از تبعيض و ستم نقش شايسته ايفاء نمايند.

هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

١٦ اسفند ١٣٩٥ (٦ مارس ٢٠١٧)

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد