logo





خانوم یا خانم؟ فک کردم یا فکر کردم؟

چگونه اینترنت زبان را عوض می کند!

پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۶ فوريه ۲۰۱۷

خسرو ثابت قدم

[مردمِ بابِل بر آن شدند تا بُرجی بسازند که سر به فلک کِشد و به خدا رسَد. خداوند، خشمگین از ناشکری و وقاحتِ آن قوم، آنچنان زبانشان را برآشفت که دیگر هیچکس زبانِ هیچکس را نفهمید و گروه گروه آواره هر گوشه از جهان شدند - داستانِ بُرجِ بابِل (بابیلون) در قرآن و انجیل و تورات].

خانوم یا خانم؟ فک یا فکر؟ مشگل یا مشکل؟ راجب یا راجع به؟ موسخ یا موثق؟ اصل بده؟ اون ماشینه برا منه یا اون ماشینه مالِ منه؟ غمه آخرتون باشه یا غمِ آخرتون باشه؟ من ب اونا گفتم ک نرن یا من به اونا گفتم که نرن؟ درودتان باد یا درورد بر شما باد یا فقط درود بر شما؟

هر کس که سَری، هر چند کوتاه، به شبکه های اجتماعی زده باشد، با کمی دقت، این خطاها را دیده است. و شاید متوجه شده باشد که این اشتباهات، بطورِ تصاعدی در حالِ افزایش اند. حتی در صفحاتِ کتابدوستان و دوستدارانِ ادبیات. و صاحبانِ این صفحات، کاربرانِ غلط نویس خود را تصحیح نمی کنند، چون یا تعدادشان زیاد است، یا امیدی به بهبود ندارند، و یا خود از املای صحیح بی خبرند.

بنابراین موضوع اين نيست كه «فقط عده ای غلط مي نويسند؛ عده ای كه در هر جامعه ای وجود دارند». اگر موضوع اين بود، به آن نمي پرداختم. موضوع اينست كه «این عده» روزبروز بیشتر، و غلط ها روزبروز ابتدائی تر می شوند.

فارسی خود به اندازه کافی «عقیم» بود و در «نابسامانی» بسر می بُرد (محمدرضا باطنی)؛ حال رواجِ غلط نویسی در اینترنت معضل را دو چندان نموده است. بر این مصداق که: «گُل بود، به سبزه نیز آراسته شد». یا: «هر چی سنگه، پیشِ پایِ آدمِ لَنگه». سالها بود که برخی زبانشناسان اعلامِ خطر می کردند. و این تازه مربوط بود به دورانِ ماقبلِ اینترنت. شاید این هشدارها امروزه نمود یافته اند!



رواجِ غلط نویسی، نه کُره زمین را منهدم خواهد کرد و نه زمین را به آسمان خواهد چسباند؛ اما یک علامت است. یک نشانه است. درست مثلِ علائمِ بیماری ها. نشانه گسترشِ بیسوادی. نشانه نارسائیِ نظامِ آموزشی. نشانه بیگانگیِ مردم با مطالعه و آموزش - و اینها بیماری های ساده یا کم خطری نیستند.

ناگفته پیداست که من از اقلیت های قومی صحبت نمی کنم، که در ایران از آموزشِ زبانِ مادریِ خود نیز محرومند. از آن سالمندی هم صحبت نمی کنم که به زور و هزار زحمت، «سیکل» گرفته است. از غلط های تایپی و گهگاهی هم صحبت نمی کنم، که هیچکس از آن بَری نیست. نیز از آن هنگامی صحبت نمی کنم که در جمعِ دوستانِ «فیسبوق»، برای تفنن و بازی، عمداً غلط می نویسیم تا کمی با هم بخندیم. خیر. بحث بر سرِ کسانی ست که معمولاً حداقل دیپلم دارند. و بحث بر سرِ غلط هائی ست که در سطحِ دبستان اند (البته همین غلط های ابتدائی نزدِ درجاتِ بالاترِ تحصیلی نیز مشاهده می شود).

زبان، «سیستمی» زنده و پویاست. مدام در حالِ تغییر است. واژه هائی متروک می شوند، واژه هائی زاده می شوند، واژه هائی تغییرِ شکل یا تغییرِ معنی می دهند - و همیشه هم کسانی هستند که غلط می نویسند. غلط ها وقتی همه گیر می شوند، «غلط های مصطلح» خوانده می شوند. و «غلط های مصطلح» در زبان ها دو سرنوشت دارند: یا پس از مدتی خودبخود از فرهنگِ واژگانِ زبان ناپدید می شوند؛ و یا پس از مدتی خودبخود جذبِ فرهنگِ واژگانِ آن زبان می شوند. در حالتِ دوم، دیگر نمی توان آنها را غلط نامید. به عبارتِ دیگر: آنچه امروز غلط است، صد سالِ بعد می تواند صحیح محسوب شود. و برعکس.

در موردِ زبانِ آلمانی، مسئله قدری روشن تر و ساده تر است. چون مؤسسه «دودِن»(1) وجود دارد که حرفِ آخر را می زند و تقریباً همه از او اطاعت می کنند. و «دودِن» دائماً خود را با زبانِ آلمانیِ فعلی تطبیق می دهد (بعید نیست که ما در ایران تلاش کنیم تا زبان را با خودمان تطبیق بدهیم).

برای مثال: سالهاست که در زبانِ آلمانی، اسمِ مفعولِ فعلِ (winken) از سوی «همه» غلط بکار می رود. حتی از سوی معلمان. یعنی بجای (gewinkt) که صحیح است، می گویند (gewunken). و این غلطِ گفتاری به نوشتار نیز راه پیدا کرده است.
نتیجه آنکه حتی مؤسسه «دودِن» بالاخره تسلیم شده است و هر دو گونه را بعنوان «صحیح» اعلام و در منابعِ خود ثبت کرده است(2). چاره چیست هنگامی که «همه» این گونه غلط را بکار می بُردند و می بَرند؟ آیا می توان چیزی را که همه می گویند، غلط نامید؟ لااقل در موردِ زبان اینطور نیست. زبان آن چیزی ست که مردمِ یک جامعه بدان تکلم می کنند.

می بینیم که بحثِ صحیح و غلط، بروی محورِ مختصاتِ زمان / زبان، به این سادگی ها که می پنداشتیم نیست.

شاید صحیح ترین حالت آن باشد که بگوئیم: «در زبانِ فارسیِ امروزی ... غلط یا صحیح است». چون همانطور که اشاره شد، زبان مدام در حالِ انطباقِ خود با زمان است. بسیاری از لغاتی که ما امروزه بعنوانِ صحیح می شناسیم، خود تغییرِ شکل یافته لغاتِ دیگری اند. مثلاً تغییرِ «پ» به «ف» در واژه «پیل» که از پهلوی بجای مانده است و ما امروزه فیل تلفظ می کنیم. تا همین 70 سالِ پیش کلماتِ «داروغه» یا «میرزا» بعنوانِ اسامیِ مشاغل معمول بود. یا پسوندِ «باشی» در موردِ مشاغل (عکاس باشی و آشپز باشی و غیره) که در دورانِ قاجار ظهور کرد و سپس بتدریج متروک شد. اینها تغییراتِ طبیعیِ زبان درگذرِ زمان هستند. همچنین اصطلاحاتِ ویژه اینترنت که در هیچ زبانی ترجمه نمی شوند و به همان صورتِ انگلیسی پذیرفته می شوند (مثلاً: cookies). بنابراین زبان، سیستمی بسیار انعطاف پذیرهم هست.

اما در عینِ حال، هر زبانی در یک زمانِ مشخص، املای خاصِ خود را دارد. حتی اگر «محاوره ای» نوشته شود. انحراف از این املا غلط محسوب می شود. به عبارتِ ساده تر: تا اطلاعِ ثانوی، «خانوم» یا «من ب حسن گفتم ک نره» یا «غمه آخرتون باشه» غلط اند، و نه محاوره ای (جز در مواردِ ویژه ادبی). و بهانه هائی نظیرِ «موجزنویسی» و «کوتاه نویسی» و «مختصر نویسی» و «سریع خوانی» هم شاید عُذرِ بدتر از گناه باشند. هر کاری شیوه ای دارد. انحراف از شیوه صحیحِ آن کار، در فارسی سرهمبندی و سَمبل کردن خوانده می شود. در موردِ زبان اصطلاحاً می گویند «زبانِ یأجوج و مأجوج». یعنی زبانی درهم و برهم و آشفته.

حتی لهجه ها را - مثلاً در رُمان ها - می توان صحیح نوشت. آقا در لهجه شیرازی «آقو» تلفظ می شود که واضحاً از همان آقا می آید. هیچ لزومی به تبدیلِ آن به «عاقو» نیست.

ایران اساساً سرزمینِ انقلابیون است و مردمِ آن به انقلاباتِ تند و سریع علاقه خاصی دارند. شاید از همین رو مایل به تسریع و تشدیدِ تحولاتِ طبیعیِ زبان هستند. چون کسی حوصله و وقتِ صبر کردن برای تحولاتِ طبیعی را ندارد. در کنارِ این، سقوطِ تیراژِ کتاب به 500 تا 1000 نسخه در چاپِ اول؛ و میانگینِ سالانه مطالعه بالغ بر چند دقیقه، عواملِ دیگری برای رواجِ غلط نویسی هستند.

من به سهمِ کوچکِ خود تلاش کردم تا در مجموعه نوشتارِ «سطحِ فرهنگ و فرهنگِ سطحی در جامعه بامزه ما» بطورِ مستند نشان دهم كه فقرِ فرهنگی تار و پودِ جامعه ايران را ويران كرده است. آنجا نشان داده شد كه باسوادان و «اليتِ» اين جامعه، خود كوچك و بي سواد اند. بنابراین طبيعي ست كه اين بلا از بالا به پائين نيز سرايت كند. نتیجه اینست که امروزه، بخشِ نه چندان کوچکی از مردم، فارسی را (یعنی زبانِ مادری یا لااقل زبانِ کاری خود را) غلط می نویسند.

ناگفته نمانَد که این پدیده مختصِ ایران نیست. بطورِ کُلی از زمانِ گسترشِ «نوشتارِ الکترونیک برای مصارفِ شخصی» - یعنی ابتدا «ائی میل»، بعد «اس ام اس»، بعد «چَت»، و بعد شبکه های اجتماعی و ارتباطی - غلط نویسی در همه زبانها و ممالک به امری متداول و پیش پا افتاده تبدیل شد. کسی از این غلط ها دلگیر نمی شد، ایراد نمی گرفت، تصحیح نمی کرد، تا اینکه بالکُل عادت شد. یعنی به نوعی غلط نویسی در ارتباطِ الکترونیک، مجاز و بی اهمیت دانسته شد و به اصطلاح «جا افتاد».

مشکل شاید تنها در این باشد که فارسی، فاقدِ مکانیسم های کنترل و اصلاح است. هرج و مرجِ عمومی در جامعه، جائی برای یک فرهنگستانِ موردِ قبولِ همه (نظیرِ دودِن در آلمان) نمی گذارد.

توضیحات:

1- (Duden)
2- „ „Gewinkt oder gewunken? Wenn falsch richtig wird
Christian Thomann-Busse
http://www.heute.de/tag-der-deutschen-sprache-duden-passt-regeln-an-45161678.html]




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد