logo





جنبش کارگری و جنبش سیاهکل

سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۷ فوريه ۲۰۱۷

علیرضا ثقفی

alireza-saghafi.jpg
کانون مدافعان حقوق کارگر: مهم ترین نقدی که تا کنون به رستاخیز سیاهکل شده است عبارت از آن است که این جنبش حرکت عده ای روشنفکر بود که ارتباطی با مردم نداشتند و به عنوان جریانی جدا از حرکت مردم و کارگران و زحمت کشان، محصول عجله و بی طاقتی روشنفکرانی بود که طاقتشان از ظلم و ستم رژیم شاه به انتها رسیده بود و می خواستند در حقیقت با یک راه میان بر مشکل قدرت سیاسی را حل کرده و سپس کارگران و زحمت کشان را به دنبال خود بکشند.
در این جا من می خواهم مسئله را از دو جنبه بررسی کنم یکی به لحاظ شکل و ارتباط فیزیکی و ملموس با جنبش کارگران و زحمت کشان و دیگری به صورت محتوایی، اجتماعی و روند رو به گسترش تضاد طبقاتی. درهر دو مورد فوق بحث ما یک بحث تاریخی است که در مقطع زمانی خاصی مورد بررسی قرار می گیرد و تعمیم آن به مسائل امروز، مجالی دیگر می خواهد که در آینده اگر فرصتی بود به آن خواهم پرداخت.
این امر مشخص است که میان شکل کار و محتوای حرکت ارتباط جدایی ناپذیر وجود دارد و نمی توان آن ها را جدای از یکدیگر مورد بررسی قرار داد اما این رابطه شکل و محتوا و تاثیر متقابل آن ها در پدیده های اجتماعی مسئله ای است که تنها با شناخت دقیق و همه جانبه شرایط امکان پذیر است. در این نوشته سعی بر این است تا نقدهای این حرکت مورد بررسی قرار گیرد. اولین مسئله بررسی وضعیت جنبش کارگری در آن دوره است.
جنبش کارگری تا قبل از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از رشد و بالندگی بسیار خوبی برخوردار بود به گونه ای که شورای متحده کارگری یکی از قوی ترین جنبش های کارگری در سطح منطقه بود. مبارزات کارگران در سال های ۳۲-۱۳۲۰ آن چنان قدرت و عمقی داشت که حتی امروز پس از گذشت ۶۰ سال از کودتای ۲۸ مرداد تمام آن ها که به بررسی تاریخ آن زمان پرداخته اند و تمام آنان که هنوز آن دوران را به یاد دارند، بر این اعتقادند که این قدرت جنبش کارگری اگر به درستی به کار گرفته می شد، توان جلوگیری از کودتای ۲۸ مرداد را داشت.
در این جا وقتی از جنبش کارگری صحبت می کنیم مجموعه جنبش چپ و کارگری است که آن زمان در صورت حزب توده و شورای متحده خود را نشان می داد. برای اثبات این امر نیاز به آوردن فاکت های زیاد یا استدلالات پیچیده نیست. کافی است سری به منابع مستقل آن دوره زده یا حتی محاکمات دکتر محمد مصدق را به دقت مطالعه کنیم که در آن قدرت کارگران و نیروهای چپ در آن دوره به خوبی آشکار است.
اما به همان میزان که جنبش کارگری و نیروهای چپ به قدرت بزرگی تبدیل شده بودند، کودتای ۲۸ مرداد نیروی اصلی خود را برای سرکوب جنبش چپ و کارگری به کار گرفت، در حالی که تعقیب و شکنجه ملیون و طرفداران نهضت ملی خیلی زود تمام شد، تمام نیروی کودتا برای سرکوب و کشتار نیروهای چپ کارگری به کار گرفته شد و حتی از نیروهای ملی کسانی مورد خشم و غضب بیشتری قرار گرفتند که به نیروهای چپ و کارگری نزدیکتر بودند، همانند زنده یاد دکتر حسین فاطمی یا کریم پور شیرازی مدیر روزنامه شورش که مشخصا افکار چپ و ضد سرمایه داری داشتند.(۱)
در نتیجه خیلی نیاز به کنکاش نیست تا درک کنیم که مسئله اصلی کودتای ۲۸ مرداد سرکوب جنبش کارگری و چپ بود که پیگیرترین مبارزان ضدامپریالیستی و ضدسرمایه داری بودند. در اسناد بسیاری نیز آمده است که کودتای ۲۸ مرداد به خاطر ترس از به قدرت رسیدن نیرو های چپ و کارگری بود. بین نیروهای چپ و کارگری در آن دوره از یک طرف و نیروهای ملی و طرفدار ملی شدن صنعت نفت از طرف دیگر، تا قبل از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ شکاف و اختلاف نسبتا زیاد بود و در مواردی نیروهای ارتجاعی از یکی علیه دیگری استفاده می کردند، آن وحدت لازم در میان آنان به صورتی نبود که نیروهای ارتجاعی احساس خطر کنند. اما پس از ۳۰ تیر ۱۳۳۱، این نزدیکی میان نیروهای چپ و جبهه ملی زیاد تر شد و همین امر چنان وحشتی در مرتجعین ایجاد کرد که همه آنان علیه این دو نیرو متحد شدند.
برخوردهای سال های بعد از کودتا نیز نشانگر همین امر است. در حالی که به فاصله کمی از کودتا برخی از ملیون مورد غضب قرار گرفته رها شده و برخی نیز به زندان های کوتاه مدت محکوم شدند اغلب نیروهای ملی همکاری با حکومت جدید را ترجیح دادند (نظیر ملکی، بقایی، کاشانی و معظمی، صدیقی، صالح…..) و سرکوب نیروهای چپ و کارگری تا سالها بعد ادامه یافت. اعدام افسران حزب توده، تعقیب و آزار و کشتار فعالان کارگری، یورش به تشکل های کارگری و در چند مورد دستگیری و شکنجه های وحشتناک رهبران شورای متحده کارگری ، از آن جمله است. پس از کودتای ۲۸ مرداد بسیاری از فعالان کارگری مورد تعقیب قرار گرفته و کشته شدند که از آن جمله میتوان به افرادی نظیر قازاریان ، وارطان ملانصرالله دهقان و ابولفضل فرهی و ده ها فعال کارگری دیگر اشاره کرد.
در فروردین ماه ۱۳۳۳ / ۳۵ تن از اعضای شورای متحده مرکزی که از رهبران شورای ایالتی تهران این سازمان بودند دستگیر شدند با وجود این مقامات سفارت آمریکا برآورد می کردند که در سال ۱۳۳۴ گروهی از رهبران اصلی که شمارشان نزدیک به ۵۰۰ نفر می رسد سازمانی از مسئولان اتحادیه را هم چنان حفظ کرده اند. در بهمن ماه ۱۳۳۳ یعنی حدود یک سال و نیم پس از کودتا ، حکومت نظامی موفق به کشف و دستگیری رهبران شورای متحده کارگری شد. آنها که پس از کودتا توانسته بودند سازمان مخفی خود را حفظ کنند ، در راه اندازی چند اعتصاب از جمله اعتصاب کارگران کفاش اهمیت مبارزات کارگری را نشان داده بودند. به همین جهت حکومت کودتا با تمام توان در جهت کشف شبکه رهبران کارگری بود و در یورش بهمن ماه توانست بیش از ۵۰ تن از رهبران کارگری شورای متحده را دستگیر کند و زیر شدیدترین شکنجه ها قراردهد. از آن پس تا سالها بعد مبارزات کارگران به شدید ترین و جه سرکوب می شد …
پس از کودتای ۲۸ مرداد جنبش کارگری به رغم آن که به شدت مورد تهاجم قرار گرفت و سرکوب شد، اما از پای ننشست و در دوران پس از کودتا به خصوص تاسال ۱۳۳۸ که کشتار کارگران کوره پز خانه ها وکارگران نساجی اصفهان صورت گرفت همچنان ادامه داشت. گرچه از فردای کودتا اعتراضات پراکنده در تمامی مناطق کارگری ادامه داشت اما از مهمترین آنان اعتصاب سراسری کارگران کوره پز خانه ها در خرداد ماه ۱۳۳۸بود. آن ها خواهان افزایش دستمزد ۳۵ درصدی بودند و در این زمینه هم بستگی کاملی میان کارگران حکمفرما بود. اما مقامات کودتا که از این اعتراض سراسری کارگران به خشم آمده بودند و گمان نمی کردند که کارگران در برابر قدرت آنان ایستادگی کنند ، برای کارگران لشکر کشی کردند، ولی کارگران شجاعانه در برابر نیروهای کودتا ایستادند، در زد و خوردی که میان ارتش و کارگران صورت گرفت بیش از ۵۰ تن از کارگر کشته شدند و صدها نفر زخمی بر صحنه نبرد بر جای ماند. در این نبرد بیابان های اطراف ورامین غرقه در خون کارگران شد و اجساد کارگران در منطقه ای وسیع پراکنده بود. تو گوئی که صحنه ای از نبردهای جنگ جهانی بود. دژخیمان شاه که می خواستند سکوت گورستان را حاکم کنند در مواردی رگبار مسلسل را به روی کارگران می بستند.
هم زمان با اعتصاب سراسری کارگران کوره پز خانه ها ، کارگران کارخانه نساجی وطن اصفهان که در جریان کودتا مورد تهاجم قرار گرفته و بسیاری از آنان بازداشت و یا اخراج شده بودند، بار دیگر دست به اعتصابی سراسری زدند و در زد و خوردی که میان آنان و ارتش کودتا صورت گرفت بیش از ۱۰ نفر از کارگران کشته شده و تعداد زیادی زخمی در صحنه های نبرد کارگران و ارتش شاه برجای ماند. هر چند کودتاگران در صحنه نظامی پیروز شدند ولی در انتها مجبور شدند در برابر خواست کارگران عقب نشینی کنند. کشتار کارگران و عدم حمایت بخش های دیگر جامعه از آنان و همچنین انفعال نیرو های چپ وکارگری در کودتای ۲۸ مرداد، جو یاس و نا امیدی را بر جریان چپ و کارگری حاکم کرد که تا سالها بعد ادامه داشت .
یکی دیگر از درخشان ترین مبارزات کارگران در زمان شاه راه پیمایی کارگران جهان چیت از کرج به تهران بودکه در سال ۱۳۵۲ اتفاق افتاد. هرچند در این راهپیمایی میان کارگران و نیروهای ارتش کودتا در کاروانسرا سنگی درگیری شدیدی به وجود آمد و تعدادی از کارگران کشته شدند اما این درگیری تاثیری مستقیم در تضعیف رژیم کودتا داشت به طوری که برای اولین بار پس از کودتا جنبش چپ دانشجویی که تحت تاثیر مبارزات سیاهکل بود نیز به حمایت از کارگران جهان چیت برخاست.
و این دور جدیدی از مبارزات کارگری بود که گسست قبلی را از میان بر می داشت.
در نتیجه به لحاظ شکلی می توان چنین گفت که کودتای ۲۸مرداد اساسا کودتایی بود علیه نیروهای چپ و کارگری و آن بخش از ملیون و از جمله دکتر مصدق که پس از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ هر روز با چپ ها و نیروهای کارگری پیوند نزدیک تری پیدا می کرد. زیرا هم نیروهای چپ و کارگری و هم مصدق و نیروهای چپ جبهه ملی دریافته بودند که تنها با اتحاد یکدیگر است که می توانند آزادی و استقلال را به دست آورند و از این نوع بردگی نظام سرمایه داری و قدرت های خارجی تا حدودی رها شوند. می گویم تا حدودی زیرا این مسئله مشخص است که با پیروزی نیروهای چپ و کارگری در ایران و با وجود نظام جهانی سرمایه داری چالش ها و مبارزات وسیعی هم زمان در پیش رو قرار داشت. به همان دلیل که کشورهای دیگری که تا حدودی استقلال و آزادی خود را به دست آورده بودند، نتوانستند آن را در طوفان های بعدی چالش با سرمایه داری حفظ کنند، همانند هند یا چین و یا همان اردوگاه سوسیالیسم آن زمان. اما این مسئله هیچ گونه دلیلی بر آن نمی شود که در آن مقطع نیروهای چپ و کارگری و گرایش چپ جبهه ملی می توانستند حداقل جلوی کودتا را بگیرند. این سوال که در صورت جلوگیری از کودتا وضعیت مردم، امروزه چگونه بود سوالی است کاملا انحرافی، مگر قرار است مشکلات جامعه بشری یک بار برای همشیه حل شود، چه کسی چنین ادعایی کرده است و به طور قطع اگر جلو کودتا هم گرفته می شد، تنها بخشی از مسائل قابل حل بود، و بخش عمده آن نیز باید در چالش های بعدی تکلیفش روشن می شد، اما می توان گفت که به طور قطع در جایگاهی بهتر از امروز بودیم.
با این حال در دور بعدی مبارزه که برای شکستن جو یاس و نا امیدی از سیاهکل آغاز شد نسل جدید نیرو های چپ و کارگری وحدت و همبستگی خود را نشان دادند که تا سرنگونی شاه ادامه داشت ….
از طرف دیگر در کنار سرکوب کارگران نیروهای کودتا و پشتیبانان آنها مبادرت به ایجاد تشکل های دست ساز خود کردند تا مبارزات کارگران و زحمتکشان را به سمت دلخواه هدایت کنند. اهمیت مسائل کارگری ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد آن چنان بود که سفارت خانه های آمریکا و انگلیس با فاصله کمی از کودتا مبادرت به ایجاد تشکل های دست ساز خود کردند. (ص ۳۷۴ اتحادیه های کارگری و خودکامگی) در سفارت آمریکا یک هیات ۳۰ نفره متشکل از ۱۳ آمریکایی و ۱۷ ایرانی پس از کودتا مسائل کارگری ایران را رهبری می کرد، این هیات مستقر در سفارت آمریکا و وزارت کار بود. در سال ۱۳۳۳ یک رهبر کارگری دست ساخته به آمریکا اعزام شد و تا سال ۱۳۴۰ نزدیک به ۶۰۰ کارگر در انواع برنامه ها که در ایران و ایالات متحده به اجرا درمی آمد شرکت کردند.
کانینگهام، دیپلمات آمریکایی، وضعیت کارگران را پس از کودتای ۲۸ مرداد چنین توصیف می کند
“کارگران عادت کرده اند که سهم اندکی از درآمد کشور را دریافت کنند و متقاعد کردن آنان به این که ممکن است حق دریافت سهم بیشتری داشته باشند کار دشواری است. کارگران غالبا بی این که صدای اعتراض از آنان شنیده شود فاحش ترین تجاوزات را به حقوق خود می پذیرند” (اتحادیه های کارگری و خودکامگی ص ۳۵۲)
اما به لحاظ محتوای مبارزات چپ و کارگری وضعیت به گونه ای بود که سرکوب ۱۳۳۲ که لبه تیز آن متوجه کارگران و زحمت کشان بود… پس از سرکوب سراسری جنبش کارگری و به خصوص پس از کشتار کارگران در ۱۳۳۸، یک سکوت قبرستانی بر جامعه حاکم کرده بودند و اعتراض کارگران و زحمت کشان، به صورت حرکت های جمعی تا مدتی در سکوت بود. وضعیت به گونه ای بود که بنابر گزارش سفارت آمریکا یاس و ناامیدی بر همه چیز سایه افکنده بود. این قدرت اهریمنی شاه از یک طرف و احساس ضعف کارگران و زحمت کشان و توده های مردم از طرفی دیگر، باید شکسته می شد تا بار دیگر مردم و زحمت کشان به خودباوری برسند .
امر مهم آن بود که گروه های منسجم روشنفکری و کارگری به راه و روشی رسیدند که ضرورت حرکت در جهت باز کردن راهی جدید برای مبارزه را در دستور قرار دادند. این سگوت گورستانی را که بر قرار شده بود و ضعف مطلقی را که کارگران و زحمتکشان در برابر قدرت مطلق رژیم احساس می کردند ، مانع هرگونه حرکت و تشکلی بود. علاوه بر آن در سطح جهانی نیز نیرو های چپ و کارگری تعرضی سراسری را به سرکوبگران سرمایه داری آغاز کرده بودند که نمونه های آن ر ا در امریکای لاتین و خاور میانه مشاهده میکنیم و کشورهائی همانند کوبا، ونزوئلا، نیکاراگوئه ، برزیل و… مبارزات مسلحانه ای را علیه حکومت های دست نشانده آغاز کرده بودند و هم چنین در خاورمیانه در شکل مبارزات مردم ظفار ، یمن ، فلسطین ، ترکیه و به خصوص مبارزات ویتنام وجنوب شرق آسیا ، خود را نشان می داد …
تاثیر متقابل مبارزات نیرو های چپ و کارگری در ایران ومبارزات جهانی و مقاومتها در برابر تهاجم همه جانبه نظام سرمایه داری ، ضرورت حرکتی جدید و مبارزه ای قهر ْمیز را در دستور کار قرار داد.
در سالهای اولیه بعد از کودتا، حکومت کودتا تمام تلاش خود را به کار برد تا تمام بقایای سازمانهای کارگری و چپ را از میان بردارد و چنین بود که تمامی نیروهای نظام سر مایه داری در جهت ایجاد فضای گورستانی به کارگرفته شدند. با کشتار کارگران کوره پز خانه ها در ورامین و کارگران در اصفهان… نیرو های سرکوبگر توانستند در چشم توده های مردم قدرت مطلق حکومت و ضعف مطلق مردم را حاکم کنند. دو مطلقی که باید درهم می شکست و جریان سیاهکل از جانب نیروهای چپ وکارگری تدارک دیده شد تا آغازی برای شکست این دو مطلق باشد و پس از سال ها مبارزه بالاخره در سالگرد همان حماسه سیاهکل در بهمن ۱۳۵۷ این دو مطلق به طور کامل شکسته شد و توده های مردم دانستند که قدرت حکومت ها هیچ گاه نمی تواند به صورت مطلق دوام آورد و ضعف مردم نیز مطلق خود را می شکند.
حرکت هم راستای فعالان کارگری و کارگران و زحمتکشان در ظرف چند سال ثمره خود را بر جای گذارد و با سرنگونی شاه بزرگترین سازمان سیاسی چپ در عر صه مبارزه ظاهر شد. این ظهور بدان خاطر بود که حرکت آنان توانسته بود تا حدود زیادی بی عملی و ناتوانی نیروهای چپ و کارگری را پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ جبران کند. بی عملی و ناتوانی ای که بیشتر معلول رهبری آن نیرو ها بود تا آنکه به کارگران و زحمتکشان مربوط باشد. اما همین امر یک بدبینی و نا امیدی در کارگران و زحمتکشان و توده های تحت ستم ایجاد کرده بود که با اقدام به شکست دو مطلق از جانب نیرو های چپ و کارگری تا حدود زیادی جبران شد و گرفت آن نتیجه ای را که لازم بود. یعنی حرکت سیاهکل به لحاظ محتوائی هم راستا با حرکت کارگران و زحمتکشان برای سرنگونی حکومت کودتا بود و به لحاظ شکلی شکستن دو مطلقی بود که ظاهری و قابل شکستن. اما شوربختانه وارثان این حرکت عظیم نتوانستند میراث سیاهکل را به خوبی پاس دارند که آن نیز خود مجال دیگری می طلبد …
هر چند نیروهای مدافع سر مایه داری از ان پس تلاش کردند تا بار دیگر دو مطلق را بر قرار کنند و ادعا کنند که بار دیگر به جزیره آرامش رسیده اند اما از آن زمان تاکنون به رغم کشتار ها و اعدام ها و قتل عام های زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ و قتل های زنجیره ای و سرکوب ها ، مردم و نیرو های مبارز ، تمام مصائب رنج ها و ستم ها و کشتار هارا تحمل کرده اند ، اما هرگز به دو مطلق باز نگشتند و سکوت قبرستانی را پذیرا نشدند و مبارزات آزادیخواهانه وطبقاتی از آن زمان تاکنون همچنان ادامه دارد .

——————————————————————
(۱)شعر معروف کریم پور شیرازی :
هرکه افزوده گشت مال و زرش زر نبارید از آسمان به سرش
از کجا جمع گشته ثروت و مال یا خودش دزد بوده یا پدرش

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد