logo





کانونهای اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان یا کانونهای پرورش بزهکار و تبهکار

سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۳۱ ژانويه ۲۰۱۷

یدالله بلدی

YadollahBaladi.jpg
افزایش جرم وجنایت درمیان این قشر عظیم نمایانگر شکست تمام برنامه‌ها وآموزشهای اخلاقی ،موعظه هاو پند واندرزهاییست که شبانه‌روز از رسانه‌ها ومنابر از زبان مسئولین ومبلغین رژیم جاری می‌شود وکودکان ونوجوانان رابه تهذیب اخلاق فرا میخوانند.
در برابر عدم مسئولیت نظام نسبت به این کودکان ستمدیده عده‌ای از هموطنان انساندوست با ایجاد نهادهای یاری رسانی اقداماتی هرچند محدود اما سازنده وارزنده ای درراستای کاهش آسیبهای اجتماعی و یاری رسانی به آسیب دیدگان انجام میدهند. در ماههای اخیر در شهرهای سنندج وجوانرود صدها نفر از مردم شهر با حرکتی یکپارچه وازدحام دربرابر خانه مقتولان وتقاضای یخشودگی از خانواده آنان دو جوان را از اعدام رهایی بخشیدند، در تنگناههای اقتصادی و محرومیت بخش زیادی ازمردم میهن مان تنها گسترش نهادهای مردمی میتوانند اندکی ازرنج مردم را بکاهند.
در اکثریت کشورها زندان کودکان و نوجوانان زیر ۱٨سال از زندان بزرگسالان جداست، در تهران تا سال ۱٣۴۷ کودکان و نوجوانان متهم و مجرم را در بند ویژه ای در زندان قصرنگهداری میکردند، اما در آذر ماه ۱٣۴۷ که اولین کانون تربیت و اصلاح کودکان و نوجوانان که در محله شهرزیبا در تهران افتتاح گردید، کودکان و نوجوانان زندانی را به این زندان منتقل کردند. در این کانون امکاناتی مانند کلاسهای سوادآموزی، کارگاههای نجاری، آهنگری و خیاطی وجود داشت و همچنین از امکانات ورزشی و سالن سینما نیز برخورداربود. آموزشهای این کانون در بازپروری و تربیت کودکان و نوجوانان و باز گشت آنان به کانون خانواده تا حدودی موثر بود، اما بعضی از نوجوانان پس از آزادی از کانون که از شرایط و امکانات مالی و محیط زندگی مناسی برخوردار نبودند دوباره در گرداب تباهی و بزهکاری گرفتار میشدند. زندانیان سیاسی زیر ۱٨ سال تا سال ۵٣ در این کانون نگهداری میشدند اما با فرار یکی از زندانیان هوادار مجاهدین، دیگر زندانیان کانون را که شامل ٣ نفر بودند به زندان قصر باز گرداندند، زندانی فراری که سعید متحدین نام داشت در سال ۶۰ در نظام جمهوری اسلامی اعدام شد.
در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی میزان جرم و جنایت و تبهکاری در تمام عرصه ها افزایش یافته است و بهمین نسبت میزان بزهکاری در میان کودکان و نوجوانان نیز سیر صعودی داشته است.

عوامل رشد و گسترش بزهکاری در میان کودکان و نوجوانان
۱- فقر: براساس آمارهایی که خود مسئولان رژیم اعلام میکنند، طبقه متوسط باشتاب به سوی خط فقر میرود و تهیدستان نیز به زیر خط فقر سقوط میکنند،در چنین تنگنای اقتصادی خانواده‌ها از تأمین نیازهای ضروری فرزندان خود برنمیایند و کودکان ونوجوانان ناچار برای برآودن حد اقل معیشت به کارهایی مانند دستفروشی و یا کار در کوره پز خانه ها و یا کارگاهها روی میاورند و بعضی نیز به سرقت و یا دیگر بزهکاریها دست میزنند ودستگیر وروانه کانون می‌شوند
۲-اعتیاد:گسترش سونامی اعتیاد در جامعه،بخش بزرگی از خانواده‌های محروم وآسیب پذیر رابه کام تباهی کشانده است،دراین عرصه نیز کودکان ونوجوانان قربانیان اصلی اعتیاد هستند،این کودکان برای تأمین هزینه‌های اعتیاد بناچاز وارد بازار توزیع موامخدر میشوند،کودکان ونوجوانان طعمه های مناسبی برای باندهای قاچاق مواد مخدر هستند زیرا کمتر مورد شک قرار میگیرند وبا نازلترین دستمزد مورد سواستفاده قرار میگیرند که سرانجام به زندانیان کانون افزوده می‌شوند
٣-نهادینه شدن خشونت در جامعه:حاکمیت جمهوری اسلامی از آعاز تاکنون برای حفظ وتحکیم پایه های استبداد خویش به زور وخشونت وتهدیدمتوسل شده ،که نمودهای آنرا میتوان دربرخوردهای نمایندگا ن رژیم در زندانها، پاسگاههای نیروی انتظامی وپادگانها مشاهده کرد.همچنین مردم همواره شاهدبرخوردخشونت آمیزماموران با راهپیماییهای مسالمت آمیزتا مسأله حجاب ونحوه لباس پوشیدن هستند،اعدامها وشلاق زدنها در ملا عام خود اثر گذارترین نوع خشونت در جامعه هستند،اینگونه برخوردهاو اقدام‌ات خشونت بارموجب نهادینه شدن خشونت در جامعه می‌شود،فراگیری خشونت، در کودکان ونوجوانان نیزتاثیر میگذارد،نزاعها ودر گیریها وچاقو کشی حتی در مدار س در میان این قشر پر جمعیت نشانگر فراگیر شدن خشونت در جامعه است تأثیرات خشونت در نوجوانان تنها نزاع و چاقوکشی نیست، درسالهای اخیر دهها نوجوان مرتکب قتل شده‌اند که پس از رسیدن به سن ۱٨ سالگی اعدام شده‌اند اکنون نیز بیش از ۲۰ نوجوان که مرتکب قتل شده‌اند و هنوز به سن ۱٨ سالگی نرسیده اندمرگ زود رس را انتظار میکشند
۴-تبعیض و تحقیر:کودکان ونوجوانان فقیر ومحروم درحین عبور ازخیابانهای شهر تبلیفات و آگهی های گوناگون ماننداتومبیلها و کالاهای رنگارنگ و ویترینهای مملو از اجناس فروشگاها را را باحسرت مشاهده میکنند،بوی مطبوع غذا به مشامشان میخوردوهمسالان خودرا میبینند که شادمانه دست دردست والدین خود دارند ،در چنین شرایطی تبعیض وبیعدالتی را با تمام وجود احساس میکنندودچار سرخوردگی می‌شوند و برخی از آنان این تبعیض حقارت بار را برنمی تابند و اقدام به سرقت یا تخریب اموال عمومی میکنند ویا با همسالان خوددر گیر میشوندبرخی از این تحقیر شدگان درنهایت راهی کانون میشوند.
۵-محیط ومحله زندگی:در محلات فقیر نشین وحلبی آبادها وحاشیه شهرهابه علت فقر مادی وفرهنگی خانواده ها وتعداد زیاد فرزندان وعدم امکاناتی مانند زمینهای ورزشی وپارکها ،کودکان ونوجوانان بجای ماندن در آلونکهای محقر خویش بیشتر اوقات خودرا درکوچه ها وحاشیه خیابانها میگذرانند ،گروهی از این نوجوانان در گفتگو وهمنشینی بابزهکاران هم‌محله ای خود تحت تأثیر فرار میکیرند ووارد جرگه بزهکاران میشوندودر عرصه های سرقت ،مواد مخدر،زور گیری،باج گیری ودیگر تبهکاریها فعال میشوند.
درسال۴٨ که باتفاق دیگر دانشجویان از کانون اصلاح وتربیت بازدید کردیم عده زندانیان حدودیکصدنفر بودندکه ده دختر درمیان آنان بود.
در سالیان اخیر به علت رشد بزهکاری در میان کودکان ونوجوانان در تمام شهرهای بزرگ ایران کانون اصلاح وتربیت ایجاد شده است،این کانونها هرچند از وجود روانشناسان ومددکاران برخوردارندودارای آموزشگاههای فنی وحرفه ای نیز میباشند اما باز پروری وآموزش وپرورش وبرنامه های فرهنگی ومذهبی را به بسیج واگذار کرده‌اند واکثر اوقات زندانیان به اعمال فرایض دینی وبرگزاری مراسم مذهبی وپای منبر وعاظ میگذردوکلاسهای قرآن نیز دایر است وبدیهیست که معلمان این کلاسها از قماش جواد طوسی ها هستندومداحان لات ولمپنی مانند حدادیان ومنصور ارضی یا هفت تیر کشی مانند محمود کریمی ویا معتادی مانند هلالی برای این ستمدیدگان اوای مداحی اهل بیت سر میدهند.اما واقعیت اینستکه زندانیانی که برای اولین بار وارد کانون میشوندآموزش اساسی را از همبندان با تجربه خود فرا میگیرند وبا انواع واقسام دزدیهاوبزهکاریها بیشتر آشنا میشوند،وهنگامیکه از زندان آزاد می‌شوند وبه زندان بزرگتری به نام جامعه قدم میگذارند بازهم فقر، محرومیت و تبعیض در انتظار آنانست زیرا هیچ نهاد وارگانی برای کارآفرینی، راهنمایی وهدایت ومراقبت از آنان وجود ندارد واکثریت این گروه که هیچگونه چشم اندازروشنی برای آینده خودمتصور نیستند،ناچار ازآموخته هاو تجربیات خود استفاده کرده واین بارجدی تر از پیش قدم درراه تبهکاری میگذارند ،دخترا ن نیز در همان کانون جذب باندهای فحشا ومواد مخدر میشوند.
سالانه حدود ٣۵۰۰ کودک ونوجوان که ۱۵ درصد آنان دختر هستند دستگیر وروانه کانونها مسشوند،شهرهای مذهبی مشهد وقم که ام القرای اسلام هستند از بیشترین میزان زندانی در میان کانونها برخوردارند.
افزایش جرم وجنایت درمیان این قشر عظیم نمایانگر شکست تمام برنامه‌ها وآموزشهای اخلاقی ،موعظه هاو پند واندرزهاییست که شبانه‌روز از رسانه‌ها ومنابر از زبان مسئولین ومبلغین رژیم جاری می‌شود وکودکان ونوجوانان رابه تهذیب اخلاق فرا میخوانند.
در برابر عدم مسئولیت نظام نسبت به این کودکان ستمدیده عده‌ای از هموطنان انساندوست با ایجاد نهادهای یاری رسانی اقداماتی هرچند محدود اما سازنده وارزنده ای درراستای کاهش آسیبهای اجتماعی و یاری رسانی به آسیب دیدگان انجام میدهند. در ماههای اخیر در شهرهای سنندج وجوانرود صدها نفر از مردم شهر با حرکتی یکپارچه وازدحام دربرابر خانه مقتولان وتقاضای یخشودگی از خانواده آنان دو جوان را از اعدام رهایی بخشیدند، در تنگناههای اقتصادی و محرومیت بخش زیادی ازمردم میهن مان تنها گسترش نهادهای مردمی میتوانند اندکی ازرنج مردم را بکاهند.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد