logo





بدن من، حق من

برگردان: عصمت صوفیه و عباس شکری

شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵ - ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶

Womens-journey1.jpg
بخشی از کتاب گذار زنان از سایه به نور

شگفت انگیز این است كه اولین دارویی كه برای رهایی و نجات زنان به بازار آمد، به همت یك زن و با كمك مالی زنی دیگر ساخته شد و هیچ نهاد دولتی در به وجود آوردن و تولید این دارو و قرص دخیل نبودند /آماندا فورمن

مارگارت سانگر اهل نیویورك و یازدهمین فرزند خانواده ای پرجمعیت بود. او شاهد از بین رفتن و نابودی تن مادرش بر اثر زایمان های مكرر بود و همین امر باعث شد كه مأموریت و هدف زندگی اش را بر روی فعالیت برای كمك به دسترسی زنان به وسایل جلوگیری از حاملگی قرار دهد. مسئله بارداری را مردها برای هزاران سال در كنترل خود داشتند و اكنون مارگارت سانگر می خواست كه این كنترل را به زنان باز گرداند. مدت طولانی مبارزه اش برای رهایی زنان را، ابتدا با فعالیت برای دستیابی به آموزش مسائل جنسی شروع كرد و آن را با توسعه قرصهای ضد بارداری ادامه داد. او به عنوان یك پرستار در بخش جنوب شرقی نیویورك شروع به كار كرد و آنجا شاهد مرگ و میر زنان شد. او شاهد التماس های زنان به پرستاران برای مشاوره و برای جلوگیری از بارداری و نیز مرگ و میر زنانی كه بر اثر سقط جنین جانشان را از دست می دادند بود. در آن زمان جلوگیری از بارداری به اندازه سقط جنین و پورنوگرافی در جامعه امری ناپسند و قبیح به نظر می آمد. قانون کامستاک «Comstock» كه یك قانون فدرال بود در سال ١٨٧٣ برای مبارزه با اعمال زشت و كارهای نكوهیده به تصویب رسیده بود. از جمله كارهای نكوهیده و اعمال زشتی كه در این قانون به آن اشاره شده بود منع فروش، توزیع یا تبلیغ موادی از جمله وسایل و مواد ضد بارداری بود. این قانون مانعی برای كار سانگر بود. هر گاه كه می خواست برای وسایل ضد بارداری تبلیغ كند یا آن ها را در درمانگاه ها توزیع كند یا حتی در موردشان بنویسد با مشكل روبرو می شد. مارگارت سانگر به مبارزه علیه این قانون برخاست. او در سال ١٩١٤ اصطلاح كنترل موالید یا تنظیم خانواده را به ثبت رساند.

سال بعد (١٩١٥) او با انتشار عكسی از دیافراگم و رحم، قانون را نقض كرد. سانگر به تدریج متوجه شد كه باید راه های جدیدی برای ایجاد توجه به این موضوع و رسیدن به هدفش انتخاب كند. راه حل او راه اندازی یك كلینیك بود. او محله ی بروكلین در حومه ی نیویورك را برای محل كلینیك انتخاب كرد چرا كه در این بخش از شهر مهاجران زن فقیر بسیاری وجود داشت. این كلینیك در ماه نوامبر ١٩١٦ افتتاح شد. جالب این که او نسبت بین عدم كنترل بارداری و فقر را به خوبی درك كرده بود. او معتقد بود كه دسترسی به وسایل پیشگیری از حاملگی مقرون به صرفه و ارزان، كلید رهایی از فقر است. چند روز بعد پلیس به كلینیك حمله و مارگارت سانگر را به جرم تخلف از قانون بازداشت كرد. او كلینیك را چند روز بعد از آزادی اش دوباره باز كرد و دیگر بار، اما این مرتبه به جرم اغتشاش افكار عمومی و ایجاد مزاحمت برای مردم دستگیر شد. او در سال ١٩١٧ در دادگاه محاكمه شد و دادگاه او توجه زیادی به خود جلب كرد. او مصاحبه های زیادی در مورد كلینیك انجام داد. سانگر مجرم شناخته شد و قاضی ها او را بین انتخاب ٣٠ روز زندان و یا پرداخت جریمه نقدی آزاد گذاشتند كه البته او زندان را انتخاب كرد. به زندان كوین كانتی منتقل شد و آنجا شروع کرد به دادن اطلاعات به زنان زندانی در مورد جلوگیری از بارداری. محاكمه و دستگیری سانگر شهرت و تبلیغاتی را كه او نیاز داشت برایش مهیا كرد. در سال ١٩٢١ هنگامی كه قصد سخنرانی در بوستون داشت از طرف مقامات رسمی شهر تهدید به دستگیری و زندان شد. در واكنش به این تهدید در حالی كه متن سخنرانی اش توسط شخص دیگری خوانده می شد، یكی از دستیارانش دهان او را با دهانبندی بست.

سینگر آن روز گفت: من می بینم كه مزایایی در بستن دهان و خاموشی است كه می تواند انگیزه سكوت من باشد، اما این می تواند میلیونها نفر دیگر را به حرف زدن و فكر كردن به شرایطی كه در آن زندگی می كنند وادارد.

نوه سانگر در مصاحبه با پژوهشگر می گوید: مادربزرگم توانایی زیادی در ارتباط گرفتن با زنان ثروتمند داشت و خوب می دانست كه چگونه از موقعیت و پول آنها برای رسیدن به اهدافش استفاده كند. در اوایل دهه ١٩٥٠ ایده به وجود آوردن قرص های ضدبارداری به ذهن او رسید. روش جلوگیری دیافراگمی (رحم بند، شیاف مهبل) در آن زمان روش اصلی بود، اما مادربزرگم می خواست روشی كه صد در صد ایمن و بدون خطا و آسان باشد را پایه ریزی كند. او دانشمندی به نام گریگوری پینکس «Gregory Pincus» را در مرکز تحقیقاتی تكنولوژی غرب نیویورك پیدا كرد تا تحقیقات لازم را در این مورد انجام دهد.

نوه سانگر می گوید: مادربزرگم با او و كاترینا مك كورمیك در نیویورك جلسه دیداری داشت. آنها غروب آن روز شام را با هم خوردند و در آن دیدار از گریگوری پینكوس پرسید كه این پروژه چقدر پول احتیاج دارد. گریگوری پینكوس گفت كه در گام نخست برای آغاز كار چهل هزار دلار لازم است، اما هزینه این كار بسیار بیشتر خواهد بود. در همان جلسه كاترینا مك كورمیك چكی به مبلغ چهل هزار دلار را در اختیار او قرار داد و این آغاز یك میلیون دلاری بود كه كاترینا برای پروژه تولید قرص های ضد بارداری كمك كرد. بخش جالب، شگفت انگیز و مؤثر ماجرا این است كه اولین دارویی كه برای رهایی و نجات زنان به بازار آمد به همت یك زن و با كمك مالی زنی دیگر ساخته شد و هیچ نهاد دولتی در به وجود آوردن و تولید این دارو و قرص دخیل نبودند.

كاترینا و سانگر می خواستند قرص هایی كه ایمن، ارزان، قابل دسترس و قابل تهیه برای همه زنان باشد تولید شود. امروزه این قرصها توسط صدها میلیون زن در سراسر دنیا مورد استفاده قرار می گیرد. بعد از دیدار غیررسمی با گریگوری پینكوس در سال ١٩٥١ تا زمانی كه قرصها در دسترس قرار گرفتند ده سال طول كشید. این روز مهم به ندرت مورد توجه قرار گرفت و حتی در كتابهای تاریخی هم به آن اشاره ای نشده است. روز٩ ماه می ١٩٦٠ زندگی زنان را برای همیشه تغییر داد. این دارو به عنوان اولین قرص ضد بارداری تأیید شد. زمانی كه مارگرت سانگر هشتاد ساله بود در روزنامه در مورد این رویداد خواند. هنگامی كه خواند و شنید كه ایده اش به ثمر نشسته است گفت: «حالا دیگر وقتش رسیده است.»

شهروند (کانادا)

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد