logo





"انتخابات ": شکست توهم

يکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۴ ژوين ۲۰۰۹

مسعود نقره کار

noghrekar.jpg
تبعیدی نماها و اصلاح طلبان مهاجر پیش از هر انتخاباتی تحریم کنندکان را قلیل و بی تاثیر خوانده اند اما هنگام که به بیرون زمین بازی پرتاب شان کرده اند, شکسته و خسته و زخم خورده از توهم خویش , عامل شکست را تعداد " قلیل و بی تاثیر" تحریم کنندگان معرفی کرده اند!

اصلاحات به معنای نوعی کمک رسانی به حکومت اسلامی پدیده ی تازه ای نیست. از فردای بنیانگذاری این حکومت عده ای از درون و بیرون حکومت به این نوع از کمک رسانی رو آوردند. در این میانه عده ای ضمن حفظ بیضه اسلام و حکومت اسلامی به دنبال ایجاد تغییر اتی سطحی و " سوپاپ اطمینانی" در حکومت بودند , که نمونه اند مهندس بازرگان و نهضت آزادی در یک سو و حزب توده در سوی دیگر. اگر بازرگان و نهضت آزادی و امثالهم با اعتفاد به اسلام جرات نزدیک شدن به بنیاد های فساد را نداشتند و می خواستند کار تغییر را از اضافه کردن کلمه " دموکراتیک " به جمهوری اسلامی آغاز کنند , توده ای ها با هالو پنداشتن آیت الله خمینی تلاش داشتند خط امام را به راه رشد غیر سرمایه داری بکشانند ودر نقش " کارمندان " حکومت اسلامی اصلاحات مورد نظر را بوجود آورند. اما دیدیم آیت الله خمینی چگونه بتدریج و حسابگرانه – و جنایتکارانه – به سراغ این دست از اصلاح طلبان کمک رسان رفت.
قصه ی این کمک رسانی اصلاح طلبانه ی سی ساله , سری دراز دارد. البته اصلاحاتی در ارودی " اصلاح طلبان کمک رسان به حکومت اسلامی و ولی فقیه " رخ داده است اما در اساس در بر همان پاشنه جا خوش کرده است که بود .
وحکایت همچنان باقی ست , جانشین آیت الله خمینی , یعنی آیت الله خامنه ای نیز بتدریج و حسابگرانه – و جنایتکارانه- به سراغ این دست از اصلاح طلبان کمک رسان رفته و می رود.

یایان تازه ترین نمایش

تاره ترین نمایش حکومت اسلامی , انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری این حکومت بود که سرانجام آیت الله خامنه ای , کارگردان نمایش " انتخابات " ,آنگونه که می خواست نمایش را به پایان رساند. خامنه ای و بیت اش, که نشان دادند سیاست ورزان ورزیده ای هستند, با مهارت و چربدستی در این نمایش از اصلاح طلبان حکومتی در داخل ودر خارج از کشور به عنوان سیاهی لشکرانی متوهم بازی ای هنرمندانه اما تراژیک گرفتند . نگاهی به این لشکر شکسته و خسته در خارج کشور وعکس العمل های عصبی و غلو آمیزشان بیاندازید تا به ابعاد توانایی این کارگردان خبره برای بازی گرفتن , حتی از بی استعداد ترین هنرپیشه ها پی ببرید.

اصلاح طلبان خارج از کشور

نام آوردن از این مجموعه ضرورت خود را ازدست داده است , در یک ماه گذسته آوازه گری و کمک رسانی های های اینان به حکومت اسلامی از طریق تارنماها ونشریه های شان در خارج از کشور, در بی.بی.سی, صدای امریکا , دویچه وله و ریز رادیو ها و تلویزیون های دیگر و حضور سبزشان در صفوف رای دهندگان در سفارت خانه های حکومت اسلامی شهره شهرشان کرده است. اینان دو دسته اند که در یک حزب, یکی دو سازمان , یکی دو محفل وباشگاه , یک اتحاد , تعدادی از تارنما های عمومی و شخصی , یکی دو رادیو و تلویزیون , و نیز به طور فردی ,به کار اصلاح طلبی ی کمک رسان مشغول اند, و هنوز هستند , و خواهند بود:
۱- تبعیدی نما ها : نمایش اخیر نشان داد بسیاری از تبعیدی ها , اپوزیسیون حکومت اسلامی نیستندد. رسالت اینان لکه دار کردن پدیده ی تبعید و تبعیدی ست . در همین دوره ی بر گزاری نمایش " انتخابات " لکه های شان بر تارنماها , نشریه های خارج و داخل کشور , بی بی سی, دویچه وله , صدای امریکا به وضوح دیده شدند . هم اینان تبعیدیان را به رای دادن به مشروعیت حکومت اسلامی فرا خواندند و خود با افتخار رای دادن شان را جیغیدن . اینان تبعیدی و شایسته ی چنین عنوانی نیستند.
۲- اصلاح طلبان مهاجر , بدلیل امکانات مالی و تبلیعاتی ای که کشور های هلند , انگلیس و.... در اختیاراصلاح طلبان مهاجر قرار داده اند, اینان بزرگترین نقش را در کمک رسانی اصلاح طلبانه و توهم پراکنی در رابطه با حکومت اسلامی , ایفا کرده اند. تردیدی نیست که این عزیزان ماموران معذور نیستند , آگاهانه وصادقانه انجام وظیفه می کنند . این مجموعه بزرگترین ضربه را متوجه اپوزیسیون خارج از کشور کرده است و دریغا به دلیل پراکندگی و ضعف جنبش اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج کشور , این جماعت ضرباتی بیش از این , و کاری تر به اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج کشورخواهند زد.

تحریم شایسته ترین گزینه

عدم شرکت در نمایش عوامفریبی و " جهان فریبی" حکومت اسلامی همراه با افشای این نابهنگام تمامیت خواه و اقتدارگرا درست ترین و شایسته ترین گزینه بود.تبعیدی نماها و اصلاح طلبان مهاجر پیش از هر انتخاباتی تحریم کنندکان را قلیل و بی تاثیر خوانده اند اما هنگام که به بیرون زمین بازی پرتاب شان کرده اند, شکسته و خسته و زخم خورده از توهم خویش , عامل شکست را تعداد " قلیل و بی تاثیر" تحریمیان و بایکوت کنندگان معرفی کرده اند. چنین برخوردی نا روا و نادرست است , و درست همان بر خورد حکومت گران اسلامی با تحریم کنندگان است .البته شگفت زده هم نباید شد " اثاث خانه به صاحب خانه می رود" !


google Google    balatarin Balatarin    twitter Twitter    facebook Facebook     
delicious Delicious    donbaleh Donbaleh    myspace Myspace     yahoo Yahoo     


نظرات خوانندگان:


مازیار
2010-02-18 04:46:07
بیش از ۸ ماه از این ناانتخابات میگذرد. گمانم برای همه روشن شده باشد که چرا انتخابات در جمهوری اسلامی مسخره است. بهترین شعار این مدت باید "میجنگم میمیرم رایم را پس میگیرم" باشد!

رأی ما بیهوده نبود
عباس
2009-06-17 18:14:59
چرا؟ چون رای ما رژیم رو وادار کرد که دست به همچین عمل خودکشی بزنه. راههای متفاوتی برای مبارزه وجود داره. این هم یک راهش بود. میر حسین موسوی الآن چهرۀ این نضهت شده. فقط همین. اما موج آغاز شده و حتی اگر سرکوب هم بشه بالآخره اول کار شروع شده.


مهدی منتقد
2009-06-15 11:26:47
آقای نقره کار
می توانی توضیح دهید چرا هنوز اکثریت مردم از استراتژی سرنگونی شما پیروی نمی کنند و راه انتخابات را برای تغییرات برمی گزینند؟
چکونه است که شما متوجه تغییرات سیاس نیستید و هنوز هم در دوره خمینی بسر می برید . یادتان می آید که چکونه اعدام می کردند حالا از زندان مانیفست منتشر می شود و کتاب های شما در ایران منشر می شود این محصول چیست ؟
عجیب است که لحن شما شبیه ادبیات جمهوری اسلامی است پر از تکبر و کنایه ؛ تبعیدی نماو ....
کسی تحرمیان را مقصر ندانسته که شما خود را نماینده آنها جا می زنید. این بار تحریم کاملا شکست خورد و جنبش مدنی ایران به سطح بالا تری ارتقا یافت.
جالب است که این بار حتا تحریم کنندگان حرفه ای با احتیاط جلو آمدند به اعلامیه راه کارگر نگاه کنید و امثال آنها . البته موضع شما موضع حرب کمونیست حکمتیست است و حرجی بر شما نیست
برداشت شما از حزب توده و نظریه اصلاح طلبی آنها کاملا اشتباه است حزب توده بدنبال اصلاح نبود دنبال وصل کردن جمهوری به شوروی بود. اما در باره بازرگان درست می گویی . اما مگر جنبش توده ای و شهر وندی میلیونی کنونی نشان نمی دهد که استراتژی دموکرات لیبرال های ایران در حال پیش روی است . در ایران کدام چالش اساسی در برابر جمهوری اسلامی است ؟
آقای نقره کار اینکه ماهیت تبعیدی هم تغییر کرده و اکثریت تبعیدیان به ایران می روند و می آیند خود حاصل تغییرات سیاسی در ایران است که یکی از محصولات جنبی همین جنبش است تحلیل شماو حزب کمونیست همان است که قبلا هم در باره هنر مندان ایران می گفتیدو آنها را رسولان جمهوری اسلامی می دانستید. لطفا مکی پنجر را باز کنید و به بیرون نگاه کنید.

بعد سی سال بانگ الله اکبر بر بام ها
شهلا
2009-06-15 09:39:20
نکته ای را فراموش کردم , از آقایانی که در توهم بودن را قبول ندارند و آقای نقره کار را نصیحت فرمودند می پرسم , این چه راهی ست که جلوی پای چوانان ما گذاشتید؟ بعد از سی سال االله اکبر روی پشت بام ها بگویند و برای تحصن به صحن امام جلاد بروند ؟ ؟؟


عیسی صفا
2009-06-15 09:25:45
کینه عمیق شما نسبت به اپوزسیون ایران و انتقام گیری ار آنها سئوال برانگیز است.متاسافانه به علت ترس از سانسور نمی توانم از کلماتی که شایسته شماست استفاده کنم إ

دست از تحریک جوان ها بر دارید
شهلا
2009-06-15 09:23:06
خانم ها و آقایان , دست از تحریک جوان ها بر دارید, آن ها را به میدان قمه و چاقو و گلوله نفرستید, آن ها را قربانی توهمات خود نکنید, خودتان اگر بازی خورده هستید جان جوانان را به بازی نگیرید. در ضمن آقای فتحی جرا نظرات را با توجه به نطر خودتان انتخاب می کنید , جرا نطر قبلی من را حذف کردین , از شما بعید است


بهنام
2009-06-15 08:36:12
واقعا که وقاحت شما اپوزیسیون تحریمی دستکمی از عمال ارتجاع ندارد. برای من این انتخابات اگر تماما شکست و سرخوردگی بود اما یک نتیجه خوب داشت. پرونده اپوزیسیون وهمگرا و تخیلی را برای همیشه نزد من بست. اکثریت اپوزیسیونی که این انتخابات را تحریم کردندو با وقاحت تمام چشم بروی فاشیسم اسلامی بسته اند و به شکل احمقانه ای جمهوری اسلامی را یکپارچه می بینند، هنوز در موهومات خود دست و پا می زنند. باعرض معذرت شمایان حتی از عوامترین افراد داخل کشور نیز شعور سیاسی پایینتری دارید و بجای اینکه درد و بغض امروز مردم را ببینید و مرهم باشید دنبال اثبات خودتان هستید و نمک بر روی زخمید. حداقل اینقدر جرئت داشته باشید که بگویید اشتباه کردیم و بازی نبود.

نتوانستم رای بدهم ولی به رای مردم و جوانان شریف ایران افتخار می کنم
مانی فرزانه
2009-06-15 03:58:20


عجبا ! ۳۹میلیونها «خرده بورژوا» و «سوسول » در داخل و ده ها هزار «تبعیدی نما» و «اصلاح طلب» در خارج از کشور در «انتخابات» شرکت کردند تا به احمدی نژاد و تمام «عقبه » ی او نه بگویند . حالا جنابعالی آن را «توهم » میخوانی !!!!
قربانت گردم اگر «نصایح » حکیمانه شما به گوش مردم میرسید و آنها در «انتخابات » شرکت نمی کردند که حالا احمدی نژاد بدون درد سر دوباره انتخاب شده بود و تو دلش هم بخاطر «نصایح» حکیمانه شما و «ارشاد» مردم قند آب میکرد.
این بار هیچ کس با شما و تحریم کنندگان محترم کار ندارد، بد شانسی یا خوش شانسی اکثریت واجدین شرائط برای حذف احمدی نژاد در انتخابات شرکت کردند حالا با «توهم » یا با «هدف» ، ولی مثل اینکه شما دست جلو را گرفتی تا عقب نیفتی. تازه اول کاره مردم دارن نشان میدهند که بیش از من و تو بلدند. یک کمی از برج عاج پائین بیا . اگر دموکرسی نمایندگی یا وکالتی را قبول داری ، اجازه بده ، مردم از این طریق و با متد آزمون و خطا با طرد «انتخابات » گزینشی ارتقا یابند. اینها تجربی ست نه نظری .
آیا می توانی بگویی طبقه ی کارگر و محرومان جامعه ایران که اکثریت مردم ما می باشند در کجای این «انتخابات » قرار داشتند و به کی بیشتر رای دادند. نمی شود ادعا کرد که آنها جزو ۲۰ درصدی بودند که در انتخابات شرکت نکردند.
در ضمن منش و پرنسیب های پلورالیستی حکم می کند که با دگر اندیشان اعم از اصلاح طلبان حکومتی یا غیر حکومتی و سایر نیروهای راست ، میانه و چپ دموکرات مآبانه و متمدنانه برخورد کرد . ادبیات جنابعالی بوی «ریشخند» و «کنایه» خرده بورژواهای پر مدعا را به مشام میرساند.


دستتان درد نکند و قلمتان سبز !
شهلا
2009-06-14 22:20:22
آقای نقره کار دستتان درد نکند و قلمتان سبز , البته نه از نوع سبزاسلامی که این روز ها مد شده ! تعجب من از این است چرا سایر تحریم کنندگان قلم غلاف کرده اند و چیزی نمی نویسند؟!


عیسی صفا
2009-06-14 21:52:43
مردم با شرکت وسیع در انتخابات به سیاست تحریم دست رد زدند. مبارزه امروز مردم ادامه شرکت در انتخابات و مبارزه علیه کودتا و تقلب در آرا آنهاست است . شماها می گفبید اینها همه نمایش و بازی است. عجب بازی خطرناکی إبازیی که تبدیل به یک کودتا شد إبه این می گویند بازی با آتش إ


داوود
2009-06-14 19:52:56
از خود میپرسم: اگربخش بزرگی از ایرانیان مثل سال 84 قهر میکردند اکنون در چه وضعی بودیم ؟ آیا از صندوقها همان که دفعۀ قبل در آمد در نمیامد- بی سر و صدا؟ و میگفتند که در اکثر انتخابات در کشورهای دیگرهم نیمی حال رای دادن ندارند.
امروز علاوه بر تجربه کردن احساس همدلی در امری مشترک در ابعاد کلان – بویژه در میان جوانان- کار بدانجا کشیده که جماعت کثیری از نسل جدید که کمتر از نسل ما شاهد خونخواریهای حکام بوده اند، در جریان همین مشارکت انتخاباتی، حکام قدیس نما را در اعماق روح وعقلشان دیکتاتورهای حقیری مییابند و بی محابا – شجاعانه – نقدشان میکنند. آیا این دستاورد کمی است ؟ مگر نه آنکه در کوشش حق طلبانه حق امکان حصول مییابد و انسان راهکار حق طلبی میاموزد؟
راستی شایستگی تجربه اندوختگان فرهیخته درهنگامۀ طوفان وموج در چیست؟


رحمان
2009-06-14 19:21:53
آقای نقره کار، با قدری انصاف و نگاه بی غرصانه به اخبار اين روزها، می توان فهميد که اکثر شرکت کنندگان در انتخابات، با اميد به تغيير وبهبود شرايط در جامعه، به پای صندوق های رای رفتند، و ايستادگی و مقاومت شان در دفاع از آرای شان از يک سو و واکنش وحشيانه نيروهای انتظامی با معترضين، همگی حکايت از "نمايشی" نبودن اين انتخابات دارد.براستی اگرقادر به درک موقعيت نيستيد،آيا بهتر نيست که خاموشی برگزينيد.

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد