logo





لکه ایى بر وجدان شهر

پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۴ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۵

سهيلا سعدان

در حالیکه سربازان گمنام امام زمان ( که البته دیگر چندان هم گمنام نیستند) در حال مبارزه با عوامل نفوذ فرهنگى در رسانه هاهستند و یا در جبهه هاى خارج از مرزهاى جغرافیایى در حال دفاع از حرمین و گسترش هلال هاى سبزِ خودساخته شان هستند، عده ایى از هموطنان عزیزمان هم در داخل مرزهاى پایتخت جمهورى اسلامى در حالِ انتقام گرفتن از کارتن خواب هاى نفوذى هستند. به نظر میرسد که چهره ى فقرزده ى یک جامعه را هر چقدر باگل و بلبل ،بزک کنى بازهم زشتى خود را به رخ خواهد کشید. حمله و آتش انداختن به سر پناه ،بى خانمان ها نه تنها یک راه حل زشت و غیر انسانى است بلکه پاک کردن صورت مسئله است و کمکى به حل آن نخواهد کرد. در سالهاى نه چندان دور محله ى معروف به قلعه هم روزهایى در میان آتش خشم مردم با غیرت که نمى خواستند در کنار فواحش و قوادها و معتادها زندگى کنند ،سوخت و از آن محله نامى در خاطره ها باقى ماند اما آن آتش هایى که در خانه هاى فساد آن دوران که در حال حاضر با چند درجه تحقیر! تبدیل به چادرهاى فساد شده است و این آتش هاى کینه که چادرهاى بى خانمان ها را در خود مى سوزاند هرگز قادر نیست که چهره ى فقر زده ى پایتخت را بزک کند. براى ما مردم فرهنگ زده که نگران نفوذ فرهنگى غرب در ارکان زندگى مان در نوعِ بزک کرده اش هستیم ،شاید بد نباشد که بدانیم آنچه در فرهنگ غرب به عنوان یک ارزش واقعى پذیرفته شده است ،احترام به صیانت انسان است و فرقى ندارد که این انسان در کدام طبقه ى اجتماعى باشد یا اصولن ضد اجتماع و یا مضر به حال اجتماع باشد . گرچه درغرب هم فقر و فساد در شکل هاى مختلف ودرحد ناهنجارى هاى وخیم اجتماعى وجود دارد و مانند بقیه ى نقاط جهان فاصله ى ثروتمند و فقیر روزبروز بیشتر هم مى شود اما این موضوع چیزى را در موردِ فلسفه ى احترام به نوع بشر عوض نخواهد کرد.
حمله کردن به کارتن خواب هایى که در شب هاى سرد پاییزى در میان پارک به ظاهر زندکى مى کنند و مى خوابند ،تبلورِ همان فرهنگى است که در طى این سالها در جان و تن ما نفوذ کرده است ،همان فرهنگى که به ما مى آموزد که قدرت با خشونت و تسلط برابر است و هر آنچه ما را رنج مى دهد باید آن را حذف و نابود کنیم . همان فرهنگى که به ما تلقین مى کند ،وظیفه ى ما دفاع از مظلومان جهان است حتى به قیمت آوارگى و نابودى ملیون ها انسان دیگر .همان فرهنگى که مهربانى و انسان دوستى را تبدیل به رقابت براى له کردن زیر دستان کرده است،همان فرهنگى که مدام درحال مبارزه با دشمنان است و شب و روز در گوش ما مى گوید همه مى خواهند ما را نابود کنند ،فرهنگِ گسترش یافته ى پارانوییدى !
ما میلیاردها دلار هزینه ى دفاع از حرمین مقدسین مى کنیم و موشک هاى بالستیک مان را در میان هیاهو ى رزمایش هاى پرهزینه در چشم دشمنان مان مى کنیم تا خواب نفوذ در کشور ما را هم نبینند ،اما موریانه هایى که در پاى بست کشورمان نفوذ کرده اند ،براى نفوذ و نابودى از موشک هاى ما نمى ترسند.
درست است که هر انسانى حق دارد در محیط زندگى اش احساس آرامش و امنیت داشته باشد اما امنیتى که در سایه ى به آتش کشیدن زندگى فلک زده هاى بى خانمان باشد همان قدر پوشالى ست که امنیت در سایه ى وحشت و ترس و اسلحه .اگر هزینه هاى جنگ هاى نیابتى و بلندپروازى هاى هسته ایى در داخل مرزهاى جغرافیایى ایران خرجِ آموزش و درمان و رفاه اجتماعى مى شد ،به یقیین کار مردم هم به جایى نمى کشید که براى پاک سازى محله شان به کارتن خواب ها حمله کنند.حمله کردن به کارتن خواب ها درست مانند این است که در اورژانس یک بیمارستان به جاى مداواى بیماران مبتلا به عفونت هاى مقاربتى و چاقو خورده ها و تصادفى ها و جوانان سم خورده، آنها را محاکمه کنیم و بعد هم به آنها سیانور بدهیم تا خیال خودمان را راحت کرده باشیم .
واقعیت این است که حلقه ى مفقود شده ایى که آنقدر ما را از نفوذ مى ترساند ،نگاه انسانى به کل زندگى است و احترامى که باید بى قید و شرط نثار همدیگر کنیم ،پیاده کردن قانون خودى و غیر خودى در زندگى تنها یک امر سیاسى نیست ،بلکه یک بیمارى اجتماعى است ،که براى درمان ،نیاز به گسترش همدلى و مدارا در بین انسانها دارد، اگر مردم هر محله هزینه ى بر پایى چادرهاى امن و تهیه ى غذا و دارو را براى همین کارتن خواب ها تقبل کنند به یقیین هم در سلامت روان خودشان بیشتر موثر است و هم در تغییر رفتار کارتن خواب ها . جامعه ى مدنى و نهادهاى مردمى اگر بخشى از مسئولیت هایى را که دولت ها علاقه ایى به عهده گرفتن آنها را ندارند ،بر دوش بکشند همان اندازه صاحب قدرت خواهند شد که با تشکیل یک حزب یا فرستادن یک نماینده به مجلس به دنبال کسبِ آن هستند. داشتن قدرت به معناى ضعیف کشى یا تحقیر زیر دستان نیست و این باید به عنوان یک اصل بنیادین از طریق نهادهاى مردمى به فرهنگ رایج جامعه تبدیل شود، به همان اندازه که دولت ها در ساختن فرهنگ دخیل هستند مردم هم قدرت کافى براى اینکار را دارند اما قدرت همیشه به معناى زورگویى و خشونت و حذف دیگران نیست ،گرچه این فرهنگ در تمام ارکان زندگى ایرانى نفوذ کرده است اما اگر مى خواهیم این نفوذ به تسخیرِ کامل منجر نشود باید به همه ى انسانها احترام بگذاریم .
آتشى که سر پناه ،کارتن خواب ها را مى سوزاند ،آخرین نفس هاى وجدان فردى و جمعى ما را هم در گلو خفه مى کند و بى تعارف بگویم ،خود ما نیز در آتش این قهر و غضب خواهیم سوخت .
کارتن خواب ها براى نفوذ به خانه هاى گرم و نرم ما ،خود را مجهز به فساد و مواد نکره اند ،آنها قربانى ضعف هاى روانى و اجتماعى و اقتصادى هستند ،بیمارنى که نیاز به حمایت و درمان و برخورد انسانى دارند ،شما بگویید اگر کسى از شرایط انسانى در زندگى اش برخوردار نباشد مى توان از او انتظار داشت که مثل یک انسان زندگى کند؟شما بگویید اگر تمام فقرا و فاسدین و ولگردهاى شهر را به آتش بکشید ،آیا چهره ى شهر هایتان زیبا خواهد شد و جدان هایتان آرام خواهد گرفت؟

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد