logo





وجدان در شعر

دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴ اکتبر ۲۰۱۳

بیژن باران

bijan-baran.jpg
شعر می تواند در باره وجدان مانند شعر زیر از ساجده فاضلی 24 ساله یا کاربرد وجدان در مسایل اجتماعی مانند شعر گناه فروغ در دهه 30ش باشد. مشعر در هر کار ارادی وجود دارد- چه نیک چه بد. وجدان توان تمیز بد از خوب در کردار اجتماعی است که فرد در لحظه عمل اصول اخلاقی مختص خود را برای ارزیابی بکار میبرد.

وجدان با ثنویت تقبیح یا تهیج، انگیزه درونی رفتار فرد است. وجدان می تواند در باره یک عمل کوچک مانند پرخاش به دیگری و تقلب/ کلاه سر کسی گذاشتن یا یک عمل قهرمانانه در جنگ برای نجات همرزمان زخمی یا از خودگذشتگی در انفجار مهمات دشمن باشد.

وجدان دانش درونی به هنجارهای اخلاقی در ذهن برای انگیزه فرد است. وجدان استدلال عملی در موقعیت تصمیم اخلاقی می باشد که با تمرین مراقبه و اشراق محتمل می شود. وجدان احساس و نهیب درونی در فرد برای تمیز رفتار خوب از بد است. استعداد، توان، بصیرت، داوری برای تمیز ثواب/ ناثواب می باشد.

داوری اخلاقی از ارزشها، هنجارها، اصول، قواعد آموخته شده ناشی می شود. در روانشناسی وجدان گاهی مترادف با ندامت یعنی وقتی کردار فرد مخالف ارزشهای اخلاقیش بوده؛ عزت نفس و غرور او جریحه دار می شود. وجدان با ژن ارثی به فرد میرسد که در فرهنگ محیط تکامل می یابد.

استعاره وجدان نهیب دورن یا نور ذات میباشد. کلی از کارهای خیریه، حمایت حیوانات، امور مدنی، بناهای یادمانی، مسایل آبادانی را انسانهای باوجدان انجام می دهند. در صحنه های جنگ هم انسانها ازخودگذشتگی تا پای جان انجام میدهند.

وجدان در ادبیات، هنر، فیلم، موسیقی تبلور یافته؛ با صحنه های ترحم در قتل رقیب جنگی، زیستن با وجدان پاک، تصمیم خیر در مقابل شر از زمان هومر و فردوسی تا امروز دیده می شوند. تزکیه نفس با مکافات عمل داستایوسکی، وجدان بصورت روح حاضر در صحنه تراژدی هملت شکسپیر، وجدان معذب پزشگ در عمو وانیا و 3خواهر چخوف– چند نمونه ادبی اند. هرمان هس در سیداراتا از جوانی بودا، وجدان سیر انفس، گزینه خیر او نوشت.

در فیلم قتل یک پرنده مقلد وکیل از حقوق یک بیگناه در دادگاه دفاع می کند. پیکاسو در تابلوی گورنیکا خسارات نازی در جنگ داخلی اسپانیا را می نمایاند. ون گوگ رنج زحمتکشان را نقاشی کرد. همفری بوگارت تالم وجدان یک آمریکایی در مقابل خشونت نازیها را در فیلم کازابلانکا بازی کرد.

جوایز نوبل صلح و حتی علمی و ادبی به انسانهای فرهیخته کنشگر در جهت ارتقای انسانیت داده می شوند. مندلا، دکتر عبادی، واکلاو هاول، جان لنن خنیاگر انسانگرا در ایمجین/ خیال کن- چند نمونه وجدان بیداراند. حفظ محیط سبز، عفو بین الملل، پزشگان بدون مرز- نمونه های بیداری وجدان انسانهای کنشگر برای بهبود وضع ستمکشان جهان اند.

در طول تاریخ در باره وجدان 3 نوع نظر پدید آمده: دینی مانند برهمایی دانش خیر/ شر و همدردی با مومنان بنی نوع؛ سکولار مانند علوم انسانی در باره روان، فیزیولوژی، جامعه، انسانگرایی و اقتدارگرایی؛ فلسفی مانند اختیار، انطباق/ عدم انطباق، جبر، ورای سلوک/ اتیکز، انگیزه اخلاق.

رازی وجدان را موازنه شایستگی روحی و صحت جسمی دانسته؛ نه ارضای نفس. او می گوید انسان باید دانش فراگرفته؛ عدالت را در زندگی سعه صدر قرار دهد. غزالی در اسلام تقوا را برای کردار مومنان عمده کرده؛ او وجدان را 3 نوع می داند: نفس اماره برای ارضای بهیمی، لوامه برای تمیز خیر/ شر، مطمئنه برای آرامش روان. وجدان با از خودگذشتگی در عرفان و معرفت در صوفیگری بیان شده.

هگل، سپینوزا، شوپنهاور، کانت، لاک، سمیث در باره وجدان نظراتی دارند. بنا به فروید نتیجه سرپیچی از وجدان گناه است. حنا آرنت از بدوجدانی در جباران و اقتدارگرایان سیاسی می گوید. اینشتاین انسانگرایی و خردگرایی را برای وجدان در رهایی فرد از خودخواهی می داند. سیمون دوبوار آرامش روحی را با وجدان خوب همراه می داند. وجدان با قوانین مدرن همراه است. نهادها حقوق بشری در جهان از روی وجدان به حمایت از فرودستان می پردازند.

وجدان غریزه تشکیل جامعه است. جنگ و نظامیگری در اوضاع معاصر بسیاری وجدانها را به تظاهرات خیابانی می کشاند. اینترنت با اشاعه دانش و ارتباط گیری وجدان جهانی را گسترش می دهد. وجدان شهیدان خود را دارد: خودسوزی برای اعتراض به شرایط سیاسی، کشته شدن دانشجویان بدست پلیس برای اعتراض آنها به جنگ، لودادن اسرار دولتی بوسیله یک فرد برای آگاهی همگان از توطئه های دولت جناحی، کشته شدن خبرنگاران در صحنه جنگی، اعتراضات به تجاوز جنسی و خشونت بضد زنان.

شبکه عصب در غشاء آهیانه/ فرق سر مقر وجدان است؛ با صدمه آن رفتار فرد تغییر شدید می کند. منطق اخلاقی فرد را از کارناشایست برحذر می کند. برای وتوی وجدان بر روندهای ناآگاهانه ذهنی به اراده تام نیاز است. عزم راسخ به عمل 400 میلی ثانیه پس از پتانسیل آمادگی عصب اتفاق می افتد.

آیا شعر صدای وجدان آدمی است؟ وجدان در شعر کلاسیک را می توان بررسی کرد. مولانا صفات را تبلور بیرونی وجدان انگاشته؛ گفت:
در گذر از نام و بنگر در صفات.
تا صفاتت ره نماید سوی ذات.
اختلاف خلق از نام اوفتاد.
چون بمعنی رفت آرام اوفتاد.

کارکردهای عمده وجدان 1- رانش/ تکانه انجام کاری برای کار نیک و حذر از کار شر، 2- رضایت خاطر از انجام وظیفه، 3- احساس ندامت یا گناه در عدم انجام وظیفه. وجدان بامیل همبستری، لذت باه در خلوتگه، ندامت از گنه را در شعر گناه فروغ می توان دید. در این شعر عمده تصاویر از طرف کامجویی راوی است. تنها سطر اول مفصل 1 و 6 کلمه گناه لذت آمده؛ گناه بخاطر باه خارج از نکاح آمده. علت کامجویی لذت و علت گناه معصیت یا تخطی از رسم صیغه برای باه حلال آمده. رک شعر گناه در پایان.

ساجده فاضلی در شعر نو وجدان با مطایبه می گوید: وجدان بیدار من/ بخواب!/ ساعتم را برایت کوک کرده ام./ روزی زنگ خواهد زد./ اگر خوش نخوابد!

تجاوز به تن، ملک، آبرو، نام نیک فرد- وجدان را معذب می کند. برای اولی نکاح و خطبه عقد آنرا روا/ حلال می کند. در مورد ملک، آبرو، نام- دادگاههای مدرن فرد متجاوز را تنبیه می کنند. وجدان اختلاسگران، دزدان، جانیان، شکنجه گران، آمران/ ماموران ستم دولتی و قومی، عاملان فسق و فجور بلوکه می شود.

گاهی دولتمردان امنیت عمومی/ ملی را مستمسک کرده؛ تا معترضان را قلع و قمع کنند. دیگر وجدان آنها در مسند قدرت برای حفظ وضع موجود معذب نمی شود. آیا وجدان با برخی مظاهر شخصیت مانند تکبر، افاده، خفت، پستی، چاپلوسی، دروغ، ریا، تزویر، تقلب، شیادی، فرصت طلبی، قناعت، غرور، شجاعت- چه رابطه ای می تواند داشته باشد؟ آیا گناه غلط/ اشتباه است؟

برای فرد وجدان حیطه های متحدالمرکز بدورش دارد- در خانواده، محیط کار، جامعه، محفل دینی، محل کسب. این حیطه ها هنجارهای اخلاقی خود را دارند. کسیکه در خانه شکنجه، دزدی، فسق نمی کند؛ ولی در زندان یا بانک این کارهای زننده را می کند. در محل کسب تقلب؛ در محفل دینی تزویر؛ در جامعه عوامفریبی، دزدی، رشوه گیری می کند- بدون عذاب وجدان. گاهی مرد قبیلوی با اختلالات روحی مانند غیض و افسردگی در خانواده مدرن حقوق زن و کودکان را پایمال می کند- بدون عذاب وجدان. ولی با سکوت خانواده فردخاطی تحت پیگرد قانون قرار نمی گیرد.

رسانه های آزاد، دستگاه پلیس، دادگاهها- نهادهای عمومی برای حراست و حمایت حقوق شهروندان اند. وجدان- نقاد درونی اعمال بیرونی فرد است. سجایای فردی وجدان تابع مناسبات اجتماعی اند. آیا وجدان جهانی مشترک وجود دارد؛ یا وجدان تابع فرهنگ محلی و قومی بوده؛ در زمان تغییر میکند؟ در رم قدیم و ایالات جنوب آمریکای سده 19م برده داری راوج داشت. در سده 21م برده داری جنسی غیرقانونی است؛ ولی بطور زیرزمینی یا با تابلوی قانونی در زوایانی 200 کشور عضو سازمان ملل وجود دارد.

وجدان در حافظه توانمندی دماغی فرد در جامعه است تا سلامت جامعه تداوم یابد. دروغ، دزدی، تجاوز- برخی تهدید های سلامت جامعه اند. وجدان تابع نظر دیگران در باره فرد هم هست. یک لوطی و عیار باید بزرگواری نشان دهد- زیرا نوچه ها و دیگران از او انتظارات نیکو دارند. داش آکل صداق هدایت وجدان قهرمان داستان را باز می کند. امانت، راستگویی، صداقت، شفافیت- برخی صفات محسنه برای افراد اند. پرورش کودکان هم باید با وجدان همراه باشد.

ﻣﻨﺎﺑﻊ. 2013/10/14
http://www.vatandar.at/BejanBaran84.htm منطق در شعر- بیژن باران
http://www.kabulnath.de/Salae_Soum/Shoumare_57/Dr.H.%20Mal.html سید حسام مل- وجدان چیست؟

گناه- فروغ فرخزاد
گنه کردم گناهی پر ز لذت
درآغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و آهنین بود

در آن خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش

در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لب هایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم

فروخواندم به گوشش قصه عشق
تو را می خواهم ای جانانه من
تو را می خواهم ای آغوش جان بخش
تورا ای عاشق دیوانه من

هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
بروی سینه اش مستانه لرزید

گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد