logo





منشور ملی و پایه های درست آن

سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۶ اکتبر ۲۰۱۲

کوروش گلنام

مدتی است که منشور و فراخوانی بنام "منشور ملی"(1)در شانزده بند منتشر شده است. من به عنوان یک ایرانی با همه بندهای آمده در این منشور هم خوان بوده و آن را در راستای کوشش های خود در راه رهایی ایران از فرمانروایی نامشروع و ضد انسانی حکومت اسلامی و رسیدن به آزادی مردم ایران ارزیابی می نماید.
برای من روشن نیست که چرا شمار زیادی از کنش گران وکوشندگان در این باره حتا اگر مخالف آن هستند و یا دیدگاه های دیگر ویا انتقادهایی به آن دارند وارد میدان نشده و بدین گونه آن را بایکوت کرده اند! روشن نیست چرا سازمان ها وگروه های گوناگون، جز اندکی، موضع خود را در برابر این فراخوان ومنشور اعلام نمی کنند؟ من خود نیز کمی دیر به این منشور پرداخته و این کار را براستی می باید زودتر از این انجام می دادم که مجالی نیافتم.
انگیزه رفتار مخالفان
از دید من انگیزه شماری از کوشندگان گرامی در عدم برخورد و یا عدم ابراز دیدگاه آشکار خود، چون همیشه این هست که گروه های مشروطه خواه و سلطنت خواه و شخص رضا پهلوی در آن شرکت کرده و سهیم هستند. پرسش ولی از این هم میهنان این است که چرا خود پیشگام نمی شوند و اگر ایرادهایی به این گروه ها دارند و فراخوان آنان را نمی پذیرند، چرا خود منشوری تهیه نمی کنند که بتواند شایسته عنوان"ملی"شود؟
این منشور بر همه آزادی های فردی، اجتماعی، بر عدم تمرکز حکومت، بر به رسمیت شناختن حق و آزادی قوم های گوناگون ایرانی و حق آنان برای انتخاب مسئولان دراداره محلی خود، بر برابری زنان با مردان، بر اصل مهم جدایی "دین از حکومت"(اشتباه نشود نه "از سیاست" چون هیچ کس با هر باوری را نمی توان از کوشش سیاسی جلو گرفت)، بر یک پارچگی ایران، بر مخالفت با اعدام و شکنجه، بر مخالفت با یورش نظامی به ایران و.... نکته های مهم دیگری انگشت نهاده است. آیا نباید پرسید گه چه گیر ونقصی در این منشور هست؟
گرفتاری بزرگ
نگارنده بارها بر این نکته تاکید نموده است که: این هنوز از بزرگترین گرفتاری ها و نارسایی ها در میان ما ایرانیان به ویژه در یرون مرز است که تنها خود، گروه، سازمان و حزب خود را دارای همه حق دانسته و برای مخالف خود، حقی دارا نیستیم. از این دوستان هم میهن باید پرسید مگر همه، ادعای پای بندی به دمکراسی و آزادی خواهی را ندارند؟ مگر همه هر بار بر حق همه افراد بر آزادی در باور و گزینش تاکید نمی کنند؟ پس چگونه است که از هم اکنون منشور و فراخوانی که آن چه را در خود جای داده است همآن است که شمار فراوانی از آنان هر روز بر آن پای می فشارند، تنها به این بهانه که مشروطه خواهان و سلطنت خواهان نیز در آن سهیم هستند، رد کرده و از آن دوری می کنند؟ پس حق و آزادی چنین کسانی که به نظام پادشاهی مشروط و پارلمانی( یا حتا هوادار سیستم پادشاهی مطلقه که امکان بازگشنش به ایران صفر است)، در آینده چه می شود؟ چه پاسخی برای چنین رفتارهایی می توان یافت جز هراس از سخن دیگران؛ جز شوربختانه در جا زدن در بیش از سه دهه پیش!
نگارنده یک بار دیگر بر این نکته تاکید می کند که جمهوری خواه و خوشبختانه در وضع کنونی "مستقل" است ولی با هر ایرانی که در راه آزادی و سربلندی ایران گامی بردارد، هم راه و هم گام خواهد بود. با همین انگیزه است که از این منشور،که بسیار دقیق و با اندیشه ای درست فراهم آمده است، پشتیبانی می نماید.
یک ایراد به این منشور
در روزگار امروز تنها ایرادی که من بر این منشور دارم عدم تاکید بر لائیک بودن حکومت آینده ایران با حذف قید واژه"اسلام" به عنوان "دین" مردم ایران در قانون اساسی آینده است. یاید از هم اکنون بر این موضوع تاکید شود تامردم آماده شوند. یک حکومت لائیک نمی تواند هیج قید وصفت دینی را با خود داشته باشد حتا اگر بیشترین شمار مردم، خود را مسلمان بدانند. بسیاری ار ما ایرانیان " مسلمانان اجباری" بوده و هستیم چون در خانواده ای مسلمان به دنیا آمده ایم! البته در باورهای دیگر چون مسیحی، یهودی، زرتشتی و... چنین است ولی در هیچ یک از آن ها آزادی فردچون اسلام از از او گرفته نمی شود که حق بر گشت از دین را ندارد زیرا این کار میتواند پی آمدها و دردسر هایفراوان حتا فرمان مرگ او را به دنبال آورد. کاش امکانی بود تا آماری گرفته شود که چه میزان از مردم ایران با درایت و پس از رسیدن به سن هیجده سالگی که در عرف جهانی، رسیدن به رشد عقلی انسان برای تصمیم گیری و رهایی از قید و قیمومیت پدر و مادر است، خود تصمصم گرفته اند که مسلمان باشند و یا امروز می خواهند مسلمان به شمار آیند!
شفاف بودن
از هم اکنون باید بر شفاف بودن تاکید کرد. اگر مخالف دخالت دین در حکومت هستیم می باید مخالف آوردن واژه "اسلام" و "شرع اسلام" در قانون اساسی آینده ایران باشیم. در بیان اندیشه و دیدگاه خوداز هیچ چیز و هیچ کس نباید هراسی داشت حتا اگر به بهای جان تمام شود. ما باید از تجربه انقلاب مشروطیت و کوشش های بی نتیجه روشنفکران وکنشگران آن دوران(جز میرزا فتحعلی آخوند زاده) برای تطبیق دموکراسی و آزادی غربی تازه آشنای آنان با "شرع اسلام"، آموخته ودرس گرفته باشیم. نباید به سخنان کسانی که این گونه بحث ها و گفته ها را "توهین" به باورهای مردم می دانند اهمیتی داد چون اصل قضیه کاملن واژگونه است و این گونه گفته ها در راه روشنگری و یاز گرداندن ارزش و شخصیت انسانی آنان در امر تصمیم گیری است. کوششی است برای یافتن انگیزه های درماندگی ها و پس ماندگی های ما ایرانیان از چرخه تمدن و پیشرفت جهانی. ایران وایرانی می باید از چنگال خرافه های اسلامی و از جرگه کشورهای اسلامی بیرون آیند تا راه ترقی و پیشرفت حقیقی را بپیمایند.
منشور ملی بر پایه های درستی استوار است. اگر هم مخالف هستید، دست کم آن را خوانده و انگیزه های مخالفت خود را با آن بیان نمایید. از این کار جز سود، ضرری نمی برید.

کوروش گلنام
چهارشنبه 19 مهر ÷391 ـ 10 اکتبر 2012

پا نویس:
1ـ متن منشور ملی:
https://www.farakhanmeli.org/declaration

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد