logo





نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای

چهار شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۸ اوت ۲۰۱۲

کوروش گلنام

آن چه برای حکومت از اهمیت زیاد بر خوردار بوده و حکومت را به شدت هراسان کرده است نه جان این مأموران که آگاهی های نظامی/امنیتی آن ها است. من خود تردید ندارم که هراس حکومت تنها از این امر است که گرفتار شدگان مجبور شوندکه دانسته های خودرا در اختیار ربایندگان خود نهاده، نقشه های نظامی/امنیتی حکومت و مأموریت های خودرا باز گو نموده وشرکت مستقیم رهبر خودخوانده و مزدوران او در جنایت هادر سوریه هر چه بیشتر روشن شود.
پایداری پی گیر و شگفت انگیز مردم سوریه که رهبر آبرو باخته حکومت اسلامی و دست نشاندگان میهن فروش او با همآن وقاحت همیشگی و دروغ پردازی های خود آنان را"تروریست" می نامند، هر چه بیشتر به فروپاشی و ریزش در حکومت بشار اسد انجامیده است. فرار نخست وزیر تازه حکومت و سه وزیر دولت او و پیوستن آنان به مخالفان همراه با ریزش شدید در ارتش و گریختن شماری از ژنرال ها، افسران و سربازان، بارزترین نشانه این امر است.
وضع به هم ریخته اسد در سوریه و پدیدار شدن هر چه بیشتر دورنمای سرنگونی او، آخوند خامنه ای و دستگاه تبه کار ولایت او را هراسان نموده است. اینک چه در سیاست های درونی و چه در رفتار های بیرونی حکومت، با ریا کاری های همیشگی، دگرگونی ها و نرمش های تازه ای دیده می شود که در روزهای آینده بیشتر نیز حواهد شد. برای نمونه این روزها به سخنان جوک مانند آخوند خامنه ای در باره آزادی دانشجویان در انتقاد و سودمند بودن پرسش گری از سوی آنان توجه کنید و یا یه سخنان فرستاده او سعید جلیلی در سوریه که چگونه از حق مردم برای آزادی و دموکراسی و راه حل گفت و گو به جای درگیری داد سخن می دهد! حتا شنیدن این سخنان ریاکارانه و بی پایه هم برای شنونده سخت و مسخره است چه رسد به باور به آن ها.
در سیاست برون مرزی نیز به شدت به دست و پا افتاده اند تا شاید هم به اپوزیسیون در سوریه که حتا هم اینک نیز آنان را تروریست می نامد، نزدیک شده و باب گفت و گو و شاید پشت پرده باج به آنان را (دور از چشم بشار اسد زیرا این ها برای یر جا ماندن خود به خدا ی خود خیانت کرده و می کنند چه رسد به اسد) بگشایند تا امکانی برای آینده پس از اسد داشته باشند؛ و هم در لبنان به جز مزدوران حزب الله که با سرنگونی بشار اسد، وضع آنان نیز متزلزل و آینده اشان تیره و تار خواهد شد، طرف های دیگری یافته تا همه چیز با رفتن اسد از میان نرود.

شکست های پی در پی تئوری های داهیانه رهبر معظم!
رهبر درمانده که پیش بینی های داهیانه و اندرز های خردمندانه اش از آن میان پیروزی اسد بر تروریست ها وبی اثر بودن تحریم ها و... همه با شکست روبرو شده است، اکنون نمایندگانی ویژه به این سو وآن سو گسیل می دارد. از ترکیه تا عراق، عربستان،مصر، لبنان و سوریه. ترکیه هر روز با سردی بیشتری با حکومت اسلامی بر خورد می کند و اختلاف دیدگاه های آنان به ویژه بر سر سوریه و هم کاری ترکیه با ناتو بسیار ژررف تر از آن است که نادیده گرفته شود. رهبران تازه مصر نیز تا کنون با درایت و با شناختی که از سیاست های ویران گر حکومت اسلامی دارند، با بی اهمبتی با کوشش های حکومت برای نزدیکی به خود برخورد کرده اند وپیش بینی نمی شود که راهی برای نفوذ تبه کاران حکومت اسلامی باز بگذارند. رفتن سعید جلیلی به لبنان نیز با واکنش های بسیار تندی از سوی دیگر سازمان ها در لبنان رویرو شده است که نشانگر شناخت درست آنان از ریا کاری های حکومت اسلامی و بیزاری آنان از نزدیکی به این حکومت است.
جالب ترین رویداد ولی در سوریه رخ داد که 48 ایرانی وسیله مخالفان حکومت سوریه ربوده شدند. نخست حکومت اسلامی آنان را زائرانی خواند که برای زیارت(آن هم در این وضع جنگ ودرگیری!)به سوریه رفته اند ولی چنان که در فیلم منتشر شده از سوی ارتش آزاد سوریه که این اکنون 45 تن( سه تن آنان کشته شده اند) را در اختیار دارد، عنوان شده، اینان از سپاه پاسداران حکومت (وشایدشماری نیروهای امنیتی/اظلاعاتی) حکومت بوده اند. گویا سند ها جنان محکم است که حکومت ناچار شد که از زبان صالحی و در سخنانی کودکانه اعتراف نماید که سپاهیان نیز در میان آنان بوده اند!
اکنون حکومت برای آزادی آنان. با شتاب به هر دری زده و دست به دامان ترکیه، حکومت خودمختار کردستان و سازمان ملل شده است.

چرا آزادی هر چه زودتر گرفتار شدگان؟
چرا حکومت دست به هر کوششی زده است تا شاید مزدوران گرفتار شده هر چه زودترآزاد شوند؟
آیا اگر گرفتار شدگان وابسته و مأمور حکومت نبوده و حقیقتن(حقیقتا") مردم عادی زیارت کننده بودند ،حکومت به چنین کوشش همه جانبه ای دست می زد؟
آیا جان گرفتار شدگان برای حکومت ارزش دارد و یا امر دیگری در کار است؟
برای همه کسانی که این حکومت را به خوبی می شناسند، پاسخ ها روشن است. آن چه برای حکومت از اهمیت زیاد بر خوردار بوده و حکومت را به شدت هراسان کرده است نه جان این مأموران که آگاهی های نظامی/امنیتی آن ها است. من خود تردید ندارم که هراس حکومت تنها از این امر است که گرفتار شدگان مجبور شوندکه دانسته های خودرا در اختیار ربایندگان خود نهاده، نقشه های نظامی/امنیتی حکومت و مأموریت های خودرا باز گو نموده وشرکت مستقیم رهبر خودخوانده و مزدوران او در جنایت هادر سوریه هر چه بیشتر روشن شود.

جوانان و دانش جویان
بی گمان جوانان و دانش جویان فرهیخته، دانا و نو آور ایرانی فریب ریا کاری های حکومت و رهبر خود خوانده را نخواهند خورد. آنان بیاد داشته باشند که تنها دو روزی پیش از آن یورش خونین به خوابگاه دانشگاه همین رهبر معظم در نمایشی با بغض در گلو، آنان را فرزندان خود خوانده بود و این در حالی بود که از نقشه سرکوب خونین دانش جویان به خوبی آگاه بود. نه جوانان گرامی ونه مردم رنج کشیده ایران هرگز کودتای انتخاباتی اخوند خامنه ای و تبه کاری های او، دولت دست نشانده و دست گاه های سرکوب گر او را فراموش نخواهند کرد.

اکنون در بدترین وضع
مردم ایران در سایه خردمندی های داهیانه رهبر خود خوانده، اکنون در بدترین وضع به سر می برند. در سایه این رهبری داهیانه دلاری که در آغاز انقلاب 7 تومان بود امروز از مرز 2240 تومان هم گذشته است! حتا اگر تورم و بحران اقتصادی جهانی را هم به شمار آوریم، بی ارزش شدن پول ایران تا این میزان وحشتناک جز بی خردی و نادانی حکومت گران هیج توجیه دیگری ندارد. در سایه این رهبری خردمندانه است که امروز مردم ایران حتا توان تهیه گوشت مرغ را هم ندارند، اقتصاد وکشاورزی ایران ورشکسته و حتا هوای سالمی نیز برای مردم باقی نمانده است. آیا کسی می توانست درخیال هم روزی را ببیند که نه در جنوب ایران که در تبریز با آب و هوای سرد و پاک کوهستانی، مردم از هوای سالم بر خوردار نبوده و در این روزگار گاه به سبب میزان بالای گرد و خاک از دهان بنداستفاده کنند! این که مردم ایران تا چه زمانی این وضع ناهنجار و توهین آمیز را تحمل کنند روشن نیست. آن چه روشن است ولی آتش زیر آن خاکستر است.

همه هراس
همه هراس این است که این حکومت با نادانی ها و خود بزرگ بینی ها، دروغ گویی ها و ریاکاری های خود ایران را به جنگی خانمان سوز بکشاند که برای مردم ما فاجعه خواهد بود. به دروغ های هر روزه آخوند خامنه ای و دستگاه سرکوب گرو ضد انسانی ولایی او نمی باید اندک باوری داشت. خامنه ای در سرنگونی اسد روزهای شوم خود را نیز می بیند. من امیدوارم آخوند علی خامنه ای زنده بماند تا در دادگاهی مردمی به اتهام تبه کاری وجنایت بر علیه بشریت به سزای رفتارهای خود برسد.

کوروش گلنام
چهارشنبه18 مرداد 1391ـ 8 اوت 2012


google Google    balatarin Balatarin    twitter Twitter    facebook Facebook     
delicious Delicious    donbaleh Donbaleh    myspace Myspace     yahoo Yahoo     


نظرات خوانندگان:

یک نکته ویک انتقاد
داریوش
2012-08-15 09:45:55
نکته ظریفی که در چند جا از مقاله بیان فرموده بودید بسیار جالب بود: دلیل این همه اصرار برای آزادی آنها فقط و فقط به همین دلیلی است که گفته اید. بنده یک انتقاد کوچک هم داشتم. مقاله بسیار جالب را با ادبیات مجاهدین خلق کمی خراب کردید با گفتن توهین آمیز آخوند خامنه ای. بهر حال دستتان درد نکند.

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد