logo





در پاسخ به مقام پیشین و ناشناس حکومت

سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۱ - ۲۹ مه ۲۰۱۲

کوروش گلنام

دوشنبه 8 خرداد 1391 « 28 می 2012
مقام پیشین و هم چنان ناشناس حکومت به پرسش های من در باره سلسله افشاگری ها و اعتراف های خود پاسخی داده اند که نگارنده نیاز دید برای روشن شدن بیشتر موضوع و دیدگاه ها در این باره، پاسخی به آن ها بدهد. پیش از آن ولی کوتاه به این دو مورد اشاره کنم:
نخست و پیش از هر چیز، از ایشان سپاس گزارم که پاسخ داده و به خوانندگان توضیح دادند. و دیگر از این که ایشان و شمار بسیار دیگری از هم میهنان، بی توجه به پیشینه و یا نا هم خوانی با آنان در باورها و رفتارها، گرفتار بیماری های ناشی از بمباران های شیمیایی و آسیب ها در جنگ 6+2 شده اند متاسف بوده با آنان هم دردی می نماید.
ولی چند مورد در باره پاسخ های ایشان:
1 ـ نگارنده در نوشته های خود، بارها و بارها بر این نکته انگشت نهاده که ما ایرانیان سرانجام می باید به دور و تسلسل بیهوده انتقام گیری، کشتار نه تنها مخالفان که حتا دشمنان خود و کینه توزی، خشونت و خون ریزی پایان داده و بیش از هر چیز به ارزش های "انسانی" دل بسته شویم. بنا بر این من به عنوان یک ایرانی از سال ها پیش تاکید داشته ام که در جامعه آینده ایران، می باید شکنجه و اعدام از میان برداشته شود. من هم در گذشته و هم امروز به روشنی دیدگاه های خود را بیان کرده و می کنم. اینک یک بار دیگر بر این امر تاکید کرده که حتا اگر امروز متهمان به تبه کاری و جنایت چون علی خامنه ای، هاشمی رفسنجانی، جنتی، فلاحیان، دیگرملایان حکومتی، احمدی نژاد، مرتضوی، رادان، و سرداران ریز و درشت و.. شمار فراوان دیگر متهمان به جنایت و خیانت در این حکومت دستگیر شوند، اگر از من به عنوان یک ایرانی که یک رأی دارد، در باره شیوه رفتار با آن ها و سرنوشت آنان پرسش شود، با شکنجه و اعدام آن ها مخالفت کرده و از حق داشتن وکیل و دادگاهی دادگرانه برای آنان پشتیبانی خواهم نمود. چنین اندیشه ای دارم زیرا در آینده خواستار ایرانی به دور از کینه و خشونت هستم، زیرا خواستار این هستم که ایران آینده چهره ای کاملن دگرگون داشته و نشان دهد که انسان و انسانیت برتر و بالاتر از هر باور و ایدئولوژی است.
رادمردانی بزرگ
ما راد مردان بزرگی چون زرتشت و کوروش هخامنشی داشته ایم که به ما درس گذشت، راستی، درستی و نیکی آموخته اند. "پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک" هم چنان می باید خورشید درخشان تفکر ایرانی باشد که ریشه در بیش از 2500 سال پیش دارد و مایه افتخار. نخستین منشور حقوق بشر کوروش بزرگ اندیشه درخشان دیگری از سرزمین ایران است. در دوران نزدیک تر مردان درست کار و مایه سربلندی ای چون مصدق و احمد کسروی داشته ایم که در پاک دامنی و درست کاری نمونه بوده اند. درست کاری و پایداری آنان در برابر کشش و جاذبه نام و مقام و قدرت چنان است که حتا اگر با دیدگاه های آنان هم خوانی نداشته و اشتباه هایی نیز داشته باشند، ذره ای از بزرگی آنان کاسته نمی شود. آنان به مقام، پول، قدرت، خودخواهی و خود بزرگ بینی نه گفته و همه کوشش خود را در راه سربلندی ابران و ایرانی به کار بردند. یکی با وجود کهولت به سال ها تبعید و درد و رنج گرفتار و دیگری به وضعی دردناک جان بر سر کوشش های درخشان و ماندگار خود نهاد.
این ها را نوشتم چون از پاسخ های ایشان چنین برداشت کردم که به آن چه در نوشته و پرسش های من آمده بود، درست دقت نکرده بودند. من هم افشاگری ها را به سود کوشش مردم ایران در راه رهایی و آزادی دانسته و هم از چنین بریدن ها و بازگشت ها به سوی مردم اگر به شکلی راستین باشد پشتیبانی نموده بودم. در بخش آغازین بند "ب" آن نوشته چنین آمده بود:
"ب ـ پرسش وابراز تردید در گفته های چنین کسانی که سرانجام خود نیز می گریزند، به این معنا نیست که آنان را نفی و یا از خود راند. هر گامی هر چند دیر از سوی وابستگان به باندهای مافیایی اسلامی حاکم در جدایی از حکومت، افشاگری، اعتراف به یزه کاری های خود و پیرامونیان خود در حکومت به این شرط که ناشی از پشیمانی، عذاب وجدان و بر راستی و درستی استوار باشد به سود میارزه مردم ایران برای آزادی بوده ومی باید مورد پذیرش قرار بگیرد"
2 ـ مشکل هم چنان این است که ایشان به درون مایه نوشته وپزسش های من درست توجه نکرده اند. ایشان 28 سال در حکومت و در مقام هایی بالا با زندان، شکنجه، تجاوز و کشتارهایی وحشیانه سر و کار داشته اند. اکنون باز گشته و به هر انگیزه دست به افشاگری زده اند. بسیار خوب. کار نیک ودرستی می کنند. ولی آیا مردم ایران که اکنون بیش از سی و سه سال به شکل هایی گوناگون زیر شکنجه وفشار به سر برده اند، خانواده های قربانیان جنایت ها وکشتار ها، خانواده هایی که دچار پریشانی واز هم گسیختگی شده اند و... حق به میان آوردن پرسش و یا ابراز تردید در باره ایشان و با هر یک از وابستگان حکومت را اگر بازگردند، ندارند؟ مقام پیشین و هم چنان ناشناس(که البته برای حکومت کاملن شناخته شده است و در این تردیدی نیست) در همه گفته های خود دیگران را به عنوان بزه کار و جنایت کار معرفی می کند و توجه ندارد که به لحاظ حقوقی خود نیز شریک در این رویدادهای هولناک بوده است حتا اگر امر دهنده ویا اجرا کننده آن نبوده است(کارشناسان و حقوق دانان می توانند در این باره آگاهی های درست تر و بیشتری بدهند). نمی شود شاهد آن تجاوزها، آن شکنجه ها و آن کشتارهای وحشتناک بود و خود را شریک ماجرا ندانست. آیا خواننده نمی تواند این پرسش را به میان بیاورد که چگونه آدمی به گفته خود تا آن اندازه مهربان و خوش رفتار در چنان مقامی (گاه تام الختیار)از آغاز تا آخر شاهد شکنجه، سوزاندن و شنیدن صدای ترکیدن جمجه و استخوان های یک انسان، تبدیل آن به تلی خاکستر و دفن آن زیر خاک بوده، تاب بیاورد و باز هم بیش از دو دهه شاهد بر جنایت های هولناک دیگری از این دست یشود؟ ایا ما حق نداریم که بپرسیم شما با آن ویژگی ها که خود می گویید(که امید دارم همه هم درست باشد)، چگونه تاب آوردید؟ این آن اصلی است که شما به آن توجه نمی کنید. اگر شما آدمی بودید به سنگ دلی خمینی وخامنه ای و یا غارت گران و اوباش ولایت که هزاران هستند، خوب آن هنگام سخن وپرسشی در میان نبود. مشکل این است که شما خود را انسانی مهربان وپسیار دل رحم معرفی می کنید، امیدوارم حتمن چنین باشد، و توجه نمی کنید که با آن ویژگی ها پذیرش هم راه و شاهد بودن یر چنین جنایت ها تا چه اندازه می تواند برای خواننده سنگین باسد. برادر من، به شنونده گفته ها و یا خواننده نوشته های خود این حق را بده که ترا مورد چنین پرسش ها قرار دهد. نمی شود با ویرانی ها و آوارهایی که این حکومت اسلام زده بر سر ملتی 70 میلیونی آورده است، به همین سادگی ها بر خورد نمود. خود داوری کن که اینک هاشمی رفسنجانی، یکی از ستون های ویرانی ایران، و یا هادی غفاری اصلاح خواه و هوا خواه آزادی شده اند! آیا می توان به این تبه کاران باور داشت؟
راه بازگشت باید به روی همه باز باشد. کوشش در به میان آوردن پرسش ها برای آن است که گره ها از هم اکنون گشوده شود، برای آن است که راه از هم اکنون بر فرصت جویان، دو رویان، فریب کاران، چاپلوسان و نان به نرخ روز خورها بسته و راه بر آنانی چون شما، آن چنان که می گویید، که گرفتار پشیمانی، عذاب وجدان و کوشنده برای جبران گذشته، خواهان افشای حقیقت بر مبنای راستی و درستی هستند، گشوده شود.
3 ـ نوشته اید با طعنه و تردید پرسیده ام که آیاایشان "از حافظه نادر و نمونه ای برخوردارند". از بد روزگار در همین پاسخ نشان داده شده که حافظه شما چندان هم درخشان نیست. برای نمونه در هیچ جای نوشته من چنین چیزی یافت نمی شودکه: "چه تضمینی هست که ایشان حاسوس و نفوذی جمهوری اسلامی" نباشد! خوانندگان می توانند نگاهی به آن نوشته من بیاندازند. اصولن من این حکومت را"جمهوری" نمی دانم که آن را حتا"جمهوری اسلامی"بنامم. من همیشه نوشته وخواهم نوشت"حکومت اسلامی" چون سیستمی بنام "جمهوری" با روش و منش این حکومت چون آب و آتش است که در یک جا نگنجد.
نمونه دیگر من از 6 و 7 سال پیش سخن نگفته ام. این آن بخش ازنوشته من است:
"چرا درست اکنون و شش سال پس از گریز از ایران و نه حتا آن زمان که جنیش سبز شکل گرفت وزمینه بسیار خوبی برای این افشا گری ها به وجود آمد، این کار انجام نشد؟ و یا چرا حتا پس از سرکوب خونین جنبش(که البته در میان مردم و در پنهان هم چنان نیرومند است) و آن جنایت ها و تجاوز ها که در کهریزک ودیگر زندان ها و در کف خیابان ها صورت گرفت با آن یورش های شبانه و وحشیانه به خانه های مردم در خواب، این افشا گری ها انجام نگرفت ؟"
و این نوشته ایشان است:
"پرسیده اید چرا این افشاگری ها طی ۶ یا ۷ سال گذشته، مخصوصا در زمان جنایت هایی که در کهریزک انجام می شد ، صورت نگرفت؟"
البته هدف من به ربان روزمره "مته به خشخاش نهادن" 6 یا 7 سال نیست چون چندان مهم نیست ولی توجه دادن به میزان قدرت حافظه ای است که شما از آن گفته اید.
4 ـ در دنباله و پاسخ در همین بند، شما بازهم به کج راه رفته اید ونوشته اید که شاید نخستین کسی بوده ایدکه برون مرز را از جنایت های کهریزک(رسانه های گروهی رادیو و تلویزیون ها) آگاه نموده اید. در این مورد باید گفت کار نیکی کرده اید ودر خور سپاس . ولی دید من افشا گری در باره کهریزک نبوده است و همین سلسله افشاگری هابوده است که است اکنون آغاز کرده اید. اشاره کرده ام که بهترین زمان برای این دست افشاگری ها به همین شکلی که الآن انجام می شود، زمان پدید آمدن جنبش سیز و جنایت ها از آن میان کهریزک بوده است و چرا از مجال به نهایت خوب آن زمان استفاده نشد؟
5 ـ در باره نفوذی ها در میان ایرانیان برون مرز. شاید شما چون سرگرم درون بوده اید، از رذالت های حکومت در برون مرز زیاد آگاه نباشید. آن ها برای آسیب رساندن به مخالفان خود به هر کاری که شما بپندارید دست زده اند. از جاسوسی، آدم ربایی، آدم کشی تا تهمت زنی و ایجاد پراکندگی در میان مخالفان به هر بهانه و با هزینه کردن های بسیار و با استفاده از امکان سفارت خانه ها و مصونیت دیپلمات ها، سوء استفاده از آزادی ها و قانون مندی ها در کشورهای پیشرفته، ایجاد شرکت های ریزو و درشت وابسته خود، پرداخت پول فراوان و نفوذ در مسجدها و به کار گرفتن آدم کشانی از گروه های اسلامی جیره خوارخود چون حزب الله.
6 ـ می پندارید که افشا گری در باره جنایت ها وسیله خود حکومت صورت نگرفته و سودی برای آن ندارد. از دید من اشتباه می کنید. حکومت دچار یحرانی سخت و از هم پاشیدگی و درگیری های درونی است. هیچ راهی جز سرکوب و ایحاد هراس در جامعه و حتا در برون مرز ندارد. من پیش از این نیز از دید خود یاد آور شده ام که حکومت اکنون حتا کوشش می کند که به کشورهای دیگر نشان دهد که توانایی ترور، بمب گذاری وکشتار در برون مرز را دارد. دیگر حتا پنهان نمی کند. درچند ماه گذشته به ترورها و یا برنامه ریزی های افشا شده برای ترورها در برون مرز در هند، تایلند، گرجستان، آدربایجان، کانادا، بحرین، کویت، و... توجه کنید. از یاری های همه جانبه حکومت به تبه کاری چون بشار اسد در سرکوب مردم سوریه همه با خبر هستیم. اینک رژیم اسلامی آشکار دخالت نظامی خوددر سرکوب ها را ابراز می کند. توجه کنید:
"جانشین فرمانده "سپاه قدس" ایران شرکت در عملیات نظامی و شبه‌نظامی در سوریه همگام با رژیم بشار اسد را تأیید کرد. وی در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایسنا گفت، جمهوری اسلامی "به‌طور فیزیکی و غیرفیزیکی" در سوریه نقش دارد.
اسماعیل قاآنی، جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری دانشجویان ایران "ایسنا" اعتراف کرد که جمهوری اسلامی در عملیات نظامی، شبه‌نظامی و غیرنظامی در سوریه همگام با رژیم بشار اسد شرکت دارد"
این تازه ترین خبری در این باره است که در بیشتر وب سایت های فارسی زبان منتشر شد.
با چه انگیزه و هدفی است که حکومتی که در گذشته همه گونه کوشش می کرد که دست های پنهانش در بمب گذاری ها و جنایت ها آشکار نشود، امروز خود به زبان خود آن را منتشر می کند؟ شما سال ها در درون و در خدمت این حکومت و نظام اسلامی ویران گر بوده اید ولی گویا هنوز به درستی با سیاست ها و شیوه های رذیلانه آن به خوبی آشنا نیستید.
نوشته مقام پیشین:
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=20962
نوشته نگارنده:
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=20761

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد