برداشت خبرنگاران ما از پنج شهر جام جهانی
از: اولیور فریتش، دِرک پایتس و کریستیان اشپیِلر
کانزاسسیتی
این جام جهانی دور از کلانشهرهای ساحلی در حال تپیدن است. روی پوسترهای کانزاسسیتی با اعتمادبهنفس نوشته شده: «قلب آمریکا، قلب بازی.»
چهار تیم ملی در این شهر مستقر شدهاند: الجزایر، آرژانتین، انگلستان و هلند. در واقع کانزاسسیتی شهری فوتبالی نیست، بلکه شهری فوتبال آمریکایی است؛ اما در این هفتهها فوتبال جهان آن را تسخیر کرده است، همانطور که در بسیاری از نقاط این قاره.
«ساکر» ــ همان نامی که فوتبال در اینجا دارد ــ در آمریکای شمالی ریشهای عمیق ندارد، اما این جام جهانی مردم را درگیر کرده است. در رستوران، لابی هتل یا فرودگاه: همهجا تلویزیونی روشن است که فوتبال پخش میکند. حتی در هواپیما هم همیشه کسی پیدا میشود که با موبایلش مسابقهای را پخش زنده ببیند.
در خیابان اصلی کانزاسسیتی، در دومین روز مسابقات گروهی، صدها هوادار اکوادور جمع شدهاند. پیراهنهای زردشان زیر آفتاب میدرخشد، وانتها بوق میزنند و در فستیوال هواداران، غرفههای غذا مانند یک نقشه جهانی آشپزی کنار هم قرار گرفتهاند. طولانیترین صف مربوط به غرفه فدریکو است که امپاناداهای آرژانتینی میفروشد. او میگوید در این هفته ۱۰ هزار امپانادا فروخته است. شگفتانگیز است.
تنها در روزهای ابتدایی جام جهانی، ۶۳ هزار بازدیدکننده از ۱۷۸ کشور در این جشن کانزاس ثبت شدهاند. با یک نگاه به جمعیت، میتوان دهها پیراهن ملی مختلف دید. صاحبان آنها در کنار هم بهطور مسالمتآمیز فوتبال تماشا میکنند. یک اتوپیای ورزشی — در ایالتی که نزدیک به دو سوم مردمش به دونالد ترامپ رأی دادهاند.
ترامپ که بخشی از پیروزی انتخاباتیاش را مدیون بیگانههراسی بود. اما برای چند روز همهچیز فراموش میشود.
تورنتو
در همان فرودگاه، نشانههای رنگارنگ هویت و مقاومت جلب توجه میکند: پوسترهایی به رنگهای رنگینکمان، جشن «پراید تورنتو» را معرفی میکنند؛ دومین جشنواره بزرگ جهان برای جامعه 2SLGBTQ+ (که «۲S» به معنای هویتهای بومی Two-Spirit است.)
تورنتو بهعنوان پایتخت جهانی تنوع شناخته میشود و حالا در کنار رنگهای رنگینکمانی، پیراهن تیمهایی مثل برزیل، مراکش، اسکاتلند، پاناما، آلمان یا آرژانتین نیز دیده میشود. بسیاری از هواداران خودِ کانادایی هستند.
اگرچه این «نیویورکِ کنار دریاچه» آسمانخراشهای عظیمی دارد، اما هنگام قدمزدن در شهر حس میشود که گویی در شهری مثل فرایبورگ یا گوتینگن هستی. به سمت منطقه هواداران فیفا در محوطه تاریخی فورت یورک، خانوادههایی با دوچرخه میروند تا بازی مراکش و اسکاتلند را ببینند.
اطراف ورزشگاه BMO Field نیز، جایی که بعداً دنیز اونداو با گلش آلمان را برابر ساحل عاج پیروز خواهد کرد، فضایی تقریباً روستایی دارد. این ورزشگاه دو دهه پیش بهعنوان نخستین استادیوم کاملاً فوتبال در کشور ساخته شد و برای جام جهانی توسعه یافت، اما هنوز پشت جایگاه اصلی چند درخت و یک خانه تاریخی چوبی دیده میشود.
در بازار سنت لارنس، میان خوراکیهای سراسر جهان، چند ده تماشاگر جلوی یک تلویزیون جمع شدهاند. آنها امیدوارند استرالیا به آمریکا گل بزند، چون دونالد ترامپ مایل است کشورشان را ضمیمه کند. اما آمریکا خیلی زود گل میزند. با این حال جمعیت با احترام دست میزند.
در نهایت، هر دو کشور سرنوشتی مشابه دارند: در مهمترین ورزش جهان، «بازنده» هستند و این جام برای هر دو بهتر از انتظار پیش میرود. فوتبال برخلاف سیاست و اقتصاد، مرزها را نرمتر میکند.
نیویورک
« توماس مولر میگوید:« هیچکس جلوی سرمربی آلمان را نگرفت که مرا برای جام جهانی دعوت نکند »—و مکثی میکند.
این بازیکن ۳۶ ساله، ملیپوش سابق آلمان و اکنون کارشناس تلویزیونی، آماده شوخی است. پس از یک فصل در آمریکای شمالی در تیم ونکوور وایتکپس کانادا، انگلیسی را روان صحبت میکند: احتمالاً به اندازه کافی گل نزده است (۱۲ گل در ۳۵ بازی)، و ادامه میدهد: «اشتباه از من بود.»
جمعیت میخندد، با وجود اینکه او هشدار داده بود: «ما آلمانیها بامزه نیستیم، پس نخندید.» و همین جمله هم باعث خنده بیشتر میشود.
توماس مولر، بازیکن همیشگی بایرن، حالا در غربت است و نیویورک را تسخیر میکند — یا دستکم یک سالن در منهتن را.
در «خانه آلمانی فوتبال» حدود ۷۰۰ نفر حضور دارند. آنالنا بربوک نیز در آنجاست و او و دروازهبان آلمانی، آن-کاترین برگر را بهعنوان سفیران جدید فوتبال آلمان معرفی میکند.
همزمان انگلستان کرواسی را شکست داده است. تشویقها تقریباً میان دو تیم تقسیم شده و هویت جمعیت نامشخص است. آیا آلمانیها حالا برای انگلیس دست میزنند چون توماس توخل مربی آنهاست؟ یا خود آلمانیها در اقلیتاند؟
جادوی جام جهانی شاید همین باشد: رقابت ملیها، بدون ملیگرایی افراطی. یک هوادار میتواند هر پیراهنی بپوشد.
لسآنجلس
گاهی لسآنجلس شبیه یک دیستوپیای واقعی به نظر میرسد: سایبرتراکها در خیابانها حرکت میکنند، تاکسیهای خودران در ترافیک سنگین بیصدا حرکت میکنند. نزدیک درِ بار «The Cat & Fiddle» در خیابان Highland، یک ربات تحویل غذا تلاش میکند از کنار یک بیخانمان عبور کند.
از داخل بار صدای شادی میآید. در «دفتر مرکزی جام جهانی فیفا ۲۰۲۶» بازی اسکاتلند و هائیتی پخش میشود و آنقدر شلوغ است که فقط وقتی کسی بیرون میرود میتوان وارد شد.
مردی طاس با پیراهن اسکاتلند سفارش آبجو میدهد و میگوید: «دیگه نمیتونم تحمل کنم.» قبلاً اسکاتلندیها خودشان تیم محبوب و دوستداشتنیِ بازنده بودند. حالا این جایگاه به هائیتی رسیده است؛ کشوری بحرانزده که کسی انتظار صعودش را نداشت.
زنی با پیراهن ملی در حال پخش شیپورهای جشن است؛ هر بار که توپ به محوطه جریمه اسکاتلند میرسد…
وینستون-سیلم
تا پیش از ورود تیم ملی آلمان، وینستون-سیلم بیشتر به خاطر دانشگاهش شناخته میشد — و فقط یک میخانه واقعی فوتبال دارد: «Small Batch Brewery» در مرکز شهر، حدود سه مایل جنوب املاک مجلل گریلاین، جایی که یولیان ناگلزمان، سرمربی تیم ملی آلمان، و بازیکنانش اقامت دارند.
اما صاحب بار هر کاری میکند تا مشتریانش او را حتی بعد از پایان تورنمنت فراموش نکنند: برای هر گل تیم ملی آمریکا، یک لیوان بوربون رایگان میدهد.
تیموتی تا حالا سه تا از آنها را نوشیده است. او پیراهن تیم ملی آمریکا را به تن دارد، اما قلبش با بارسلوناست و از هانسی فلیک تعریف میکند: «هانسی رو دوست دارم!»
لحظاتی پیش از سوت پایان، آمریکاییها مقابل پاراگوئه گل چهارم را میزنند. تیموتی از جا میپرد و مستقیم به سمت بار میدود تا چهارمین لیوان پلاستیکی نوشیدنی قهوهای را تحویل بگیرد.
حتی در تگزاس، جایی که فوتبال (ساکر) بهسختی جا باز میکند، نه فقط میخانهها بلکه ورزشگاهها هم پر هستند. این تصور که بهخاطر گرانی بلیتها سکوها خالی بمانند، اشتباه از آب درآمد.
پس از ده روز از آغاز تورنمنت، فیفا اعلام میکند که میزان پرشدگی ورزشگاهها ۹۹٫۵۴ درصد بوده است.
به نقل از دی سایت شماره 27 / 2026