با توجه به حوادثی که تا امروز در ایران و منطقه اتفاق افتاده ، سرنوشت آینده ایران از تصمیم مردم و مشارکت آنها در امور کشور خارج شده است !
در واقع در چند سال گذشته جمهوری اسلامی دریافته است که منتخب و نماینده مردم ایران نیست و در هیچ انتخاباتی نمی تواند مردم را فریب دهد و به پای صندوقهای رأی بکشاند ! و دوباره یکی از دست نشاندگان نظام انتخاب شود !
این موضوع را هم در نظر بگیریم که نظام تمامی منابع ثروت و در آمد کشور را در دست دارد و محتاج درآمد کار کارگر و تولیدات داخل کشور نیست و همچنین ماندگاریش در قدرت دولتی کشور به رأی اکثریت مردم وابسته نیست ! همچنین تمامی ثروت و منابع زیر زمینی کشور در خدمت بقای نظام چه در جهت تقویت نظامی و چه دست یابی به سلاح اتمی است !
همچنین تمامی اهداف نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی در خدمت ماندگاری خود در قدرت بر کشور است !
این شرایط در دوران پهلوی ها هم بود، ولی سرنوشت سیاسی آنها را دول خارجی رقم زدند ونه فعالیت و آگاهی سیاسی مردم کشور ایران ! همه می دانیم که جمهوری اسلامی تابع سیاستهای دیگری است !
چشم داشت آنها به سمت قدرتهای جهانی دیگری است و همچون پهلویها به غرب وابسته نیستند و نیازی هم به حمایت اکثریت مردم ندارند ! نیاز به مردم تلاش رژیمهای ایرانی برای مشروعیت بخشیدن به خود بود ! دیکتاتوری و رهبری کشور در هر دو دوران چه پادشاه و چه ولی فقیه یک هدف را دنبال می کردند و می کنند سلطه بر کشور و هدایت جامعه بر اساس نیازها و اهداف منافع ایدئولوژیک و سیاسی دول خارجی و خودشان !آنها اهداف خود را با هر روشی پیش می برند و خواست مردم را نادیده می گیرند و هر گونه مقاومت از طرف آنها و اهداف خود را سرکوب می کنند !
همچنین می دانیم که امروز جمهوری اسلامی با حمایت نظامی و کمک مالی به گروهای نیابتی در خارج کشور اهدافی سیاسی - ایدئولوژیکی را دنبال می کند که ربطی به مردم ایران ندارد ! گروه هایی که اهداف مبارزاتیشان در خدمت مردم ایران نیست.
در همین رابطه ودر تکمیل موضوع سیاسی بالا کشتار مردم در ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ و مسدود کردن مبارزات حق طلبانه آنها، جمهوری اسلامی کشور را به سمتی هدایت می کند که مردم از تصمیم گیری آینده سیاسی خود و کشور حذف شوند !
از آنزمان بخصوص بعد از حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی و مقاومت نظامی او، وضعیت سیاسی کشور به سمتی پیش رفته که جمهوری اسلامی و آمریکا تعیین کننده سرنوشت آینده مردم ایران شده اند !
حال با توجه به این شرایط چه آینده ای در انتظار سرنوشت سیاسی مردم ایران خواهد بود !!؟
وضعیت فعلی نشان از آن دارد که آمریکا و روسیه چون گذشته در تلاش هستند سرنوشت آینده سیاسی مردم ایران را تعیین کنند! پیشبرد این مسئله برای آمریکا و اروپا در گام اول تضعیف مواضع سیاسی - نظامی جمهوری اسلامی است که بدین وسیله موقعیت استراتژیک روسیه و چین در منطقه را هم نیز تضعیف می کند! اهمیت موقعیت جغرافیایی کشوری چون ایران در منطقه بخصوص در همراهی و تحت هدایت و رهبری روسیه و چین هم با توجه به عملکرد سیاسی این اتحاد در جهان و هم با توجه به موقعیت احتمالی دست یابی جمهوری اسلامی به بمب اتمی و شیمیایی اهمیت دارد، همچنین ایجاد بحران در استفاده از گاز و منابع زیر زمینی در جهان ! ادامه بحران سازی جمهوری اسلامی با موشک پراکنی به کشورهای کوچک نفتی عرب منطقه و بستن تنگه هرمز ، پی آمدنمایش قدرت جمهوری اسلامی در منطقه و جهان در بالا رفتن قیمت سوخت نقل و انتقالات و انرژی بین المللی بود، بخصوص تلاش کرد با تقویت و حمایت گروهای مسلح ضد آمریکا و اسرائیل در منطقه و جهان بخصوص در کشورهای عربی ، تهدیدی باشد علنی در گسترش بحران بخصوص در دول اروپایی
به نظر من تغییراتی که آمریکا و جهان غرب در ایران در پیش دارند! فروپاشی جمهوری اسلامی با جایگزینی حکومتی با گرایش غربی است! در واقع هدف آمریکا پیشبرد سیاستی در منطقه و ایران است، که مانع گسترش سیاستهای روسیه و چین باشد! در شرایط فعلی مردم ایران به سرنوشت خود و به خلاص شدن از شر جمهوری اسلامی و سرنگونی آن می اندیشند! البته مسلم است که سرنوشت آینده مردم ایران در گام نخست سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با دولتی مردمی است! جمهوری اسلامی در مقابل این خواست مردمی تحت هر شرایطی در تلاش ماندگاری در قدرت در ایران است ! بنابراین روند دموکراتیک تغییر سیاسی و حقوق سیاسی مردم در ایران توسط جمهوری اسلامی سد شده است! و امیدی به دموکراسی و حاکمیت مردم با ماندگاری جمهوری اسلامی در قدرت نیست!
در همین راستا اپوزیسیون باید صریح به دنیا اعلام کند که جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران نیست و هر پیمان و قراردادی که جمهوری اسلامی امضا کند هیچ ربطی به مردم ایران ندارد ! و مورد تأیید آنها نیست
در تاریخ نظام جمهوری اسلامی رأی مردم در انتخابات مهم بود، ولی تا زمانی که نظام از آن طریق برای اهداف سیاسی خود بهره می برد، اما آن تلاش و اهداف مردمی برای گذار مسالمت آمیز، با خشونت ،سرکوب و اعدام سد شد، خشونتی که با آن تمامی فعالیتهای اجتماعی و تحرکات سیاسی مردم برای استقرار آزادی و دموکراسی را سرکوب کردند و بسته شدن را ه های تغییر مسالمت آمیز سیاسی در کشور از طرف مردم را با خشونت پاسخ دادند ! ماندگاری حکومت دینی در ایران فقط با گسترش ستم و سرکوب همراه بوده است و خواهد بود !پی آمد این رفتارها و پافشاری بر ماندگاری نظام در قدرت دولتی با اتکا به هر روشی، آینده خشونت آمیزی در پیشبرد دگرگونیهای سیاسی در کشور را در پیش خواهد داشت!
شرایط حاکم در ایران و سیاستهای نظام جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور بیان وضعیتی است که در راستای اهداف سیاسی بخشی از قدرتهای جهانی بخصوص روس و چین دنبال می شود، این پیوندهای سیاسی یکی بازمانده دوران “جنگ سرد” و مبارزات “ضد امپریالیستی” بعد از جنگ جهانی دوم است ، بخصوص علیه آمریکا،اروپا و اسرائیل که دورانی در رأس آنها روسیه لنینیسم (کشورهای به اصطلاح سوسیالیستی) قرار داشتند ، که سیاست پردازان مبارزات مردم علیه حاکمان دیکتاتور بودند! باری حمایت روس و چین در کنار جمهوری اسلامی را باید در این راستا تحلیل کرد.
امروز در شرایط خاص کنونی، روسیه و چین تلاش دارند که مانع گسترش سیاستهای دول “ امپریالیسم” در جهان شوند و وضعیت کنونی را که با فروپاشی بلوک شرق و سوسیالیزم لنینی ایجاد شده بود را بگونهای دیگر به عقب برگردارند و با ماهیتی دیگر “ بلوک استالینیستی “ را بازسازی کنند !
در همین راستا کشمکشهای کنونی در بخصوص کشورهای شرق آسیا و آفریقا میان غرب و روسیه و چین قابل تعمق است .
پیمان آمریکا و جمهوری اسلامی بر سر تنگه هرمز !
بستن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی که مطمئن با پشتیبانی پر قدرتی توسط او و حامیان خارجیش تدارک دیده شده بود، شرایط سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان را بهم زد و افکار جهانی متمرکز در مشکلات مردم ایران و خواسته های آنها و مبارزات حق طلبانه شان علیه جمهوری اسلامی به سمت این وضعیت ویژه متمایل و منحرف شدند !
بستن تنگه هرمز با سرعت بر قیمت مصرف سوخت ابزارها و ماشینها تأثیر گذاشت، پیوسته با آن ، گرانی در بازار جهانی به مواد غذایی و لوازم مورد استفاده مردم کشیده شد، و بحرانی جهانی آفرید ! جمهوری اسلامی تلاش کرد که با حمله به کشورهای عرب صاحب نفت وضعیت را بحرانی تر و وخیم تر کند ! و نفت در جهان گرانتر و ابعاد گرانی گسترده تر شود !
آمریکا که در برنامه سیاسی خود در منطقه هدفش خلاصی از جمهوری اسلامی بود، متوجه اوضاع بحرانی جهانی شد !
هر شلیک گلوله ای می توانست قیمت نفت را گرانتر کند، جمهوری اسلامی به اهدافش رسید !
موضوع توافق در باز شدن تنگه هرمز هدف توافقات آمریکا و جمهوری اسلامی قرار گرفت و تدارک یک توافق نامه برای پایان درگیریها و باز شدن تنگه هرمز
عملی شد، امضا قرارداد انجام شد و در این وضعیت و واقعه سیاسی هر دو کشور به اهداف خود رسیدند !
جمهوری اسلامی فکر می کند از وضعیت جنگی خلاص شده و ترس از فروپاشی نظام و سقوط آن
به پایان رسیده است ! اما آمریکا شرایطی را ایجاد می کند که مانع بستن دوباره تنگه هرمز شود و اهمیت قرارداد ما بین جمهوری اسلامی و آمریکا را در این رابطه با توافق علنی و قانونی رسمیت می بخشد !
این شرایط و این قرار داد یک پیوند جهانی ایجاد می کند که در آینده مانع بستن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی می شود! چندین بار هم اعلام شده که این موضوع ربطی به محدودیت های غنی سازی اورانیوم و ساخت سلاح اتمی ندارد! در واقع یکی از موارد فشار و تهدید جهان غرب محدود و کنترل می شود! بستن این قرار داد موضوع تنگه هرمز و پی آمدهای اقتصادی آن را جهانی کرد و قرارداد فعلی تنگه هرمز، کشورهای اروپایی را فعال مسائل و مشکلات منطقه و آینده سیاسی کشور ایران کرد! موضوع مهمی که با بستن تنگه هرمز از اولویت سیاسی افتاد .
بیش از ۴۰ سال است که جمهوری اسلامی در جهت ماندگاری نظام و استمرار آن سرمایه گذاری کرده است ! ساخت موشک ، پهباد و سلاح های دفاعی سبک و سنگین و تلاش برای دست یابی به بمب اتمی در اعماق زمین و … مجموعه تلاشهایی بوده که نظام برای تداوم خود بکار برده است ! هنوز جمهوری اسلامی از سلاحهای کشتار جمعی علیه مردم استفاده نکرده است !
کشورهای غربی می دانند که مردم ایران در تلاش سرنگونی نظام جمهوری اسلامی هستند! اما هدف از صف بندیهای کشورهای جهانی علیه جمهوری اسلامی بهره برداری از این موقعیت به نفع خود است !؟ آیا چرخش های سیاسی درون نظام کمکی به تغییر اوضاع سیاسی کشور می کند!؟ تعیین کننده تغییر ماهیت سیاسی نظام است !!؟
به نظر من در این شرایط تنها شعار مترقی اپوزیسیون پافشاری بر قدرت مردم و تصمیم گیری سیاسی آینده آنها بر سرنوشت خویش است! مردم باید تلاش کنند که هیچ نیروی خارجی برای آنها سرنوشت تعیین نکند !
در همین راستا تلاش نیروهای چپ مترقی، می بایست برای برپایی شرایط سیاسی باشد، که مردم سرنوشت آینده خویش را رقم بزنند ! یعنی تعیین سیاست کنند ! نه شاه و نه رهبری دیگری !
احسان دهکردی
ششم تیر ماه ۱۴۰۵
. 27.06.2026
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد