یادداشت تفاهم ایران با ترامپ برای آتش بس و شروع صحبت برای ختم جنگ و مسائل مورد اختلاف بین دولت جمهوری اسلامی و ترامپ در چند روز قبل امضا و مذاکرات شروع شده است.
جنگی که سالهاست مقدمه چینی شده بود، نمونه محدودتر آن در تابستان۱۴۰۴ با بمباران کامل مراکز هسته ای اجرا شد. سپس حمله مشترک ترامپ و نتانیاهو به ایران در دیماه ۱۴۰۴، جنگی که با هدف نه تنها فروپاشی رژیم ج ا بلکه با هدف تجزیه و تخریب کشوری به نام ایران که از سالها پیش طرح شده بود شروع شد.
در حالیکه، آغازگران هدفشان را از این جنگ ابراز نکرده بودند، اما ، بر مبنای ابعاد و تخریب اماکن ویران شده، هدف این جنگ، فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی نبود بلکه، تخریب و تجزیه ایران بود. خوشبختانه ایران زخمی شد، اما هنوز پابرجا ست. همچنین، در حالیکه ولای مطلقه فقیه و چندین لایه از دولتیان و نظامیان رژیم در این جنگ کشته شدهاند ،اما هنوز رژیم، حداقل، با اسم سابق خود برپاست.
تاثیر جنگ در دنیا، نه تنها به قیمت انرژی افزود، بلکه نرخ تورم در مجموع و بخصوص در مواد غذایی و سایر مواد اولیه، تاثیر بدتری به اقشار کم درآمدتر دنیا گذاشت. تاثیر این جنگ در کشور های جهان جنوبی و طبقه کم درآمد تر به شدت مشاهده میشود. حتی در ایالات متحده گزارش شده است که به علت این جنگ ۴۱۰ دلار به خرج ماهانه هر خانوار معمولی افزوده شده است.
در این جنگ اختیاری و غیر قانونی ترامپ و نتانیاهو، در حالیکه خرابی های زیادی در ایران ایجاد شد، اما جمهوری اسلامی با بستن تنگه هرمز که چشم اسفندیار اقتصاد دنیا است ، ترامپ را وادار به اعلام آتش بس و در نهایت مذاکره نمود.
یادداشت تفاهم در تاریخ۲۷ خرداد ماه ۱۴۰۵( ۱۷ جون۲۰۲۶ ) بین مذاکره کنندگان ایران به ریاست قالیباف و ایالات متحده تهیه و توسط پزشکیان و ترامپ امضا و لازم الاجرا گشت. مذاکرات بین ایران با ریاست قالیباف ، رئیس مجلس ج ا و ایالات متحده با ریاست ژ.د. وانس معاون رئیس جمهوری و کار گروههای تخصصی از دو کشور بعلاوه میانجی گری کشورهای پاکستان و قطر آغاز شده است.
یادداشت تفاهم : این یادداشت تفاهم که نشان دهنده چارچوب اولیه مذاکرات بر مبنای اولویت اهمیت مسائل در مذاکرات آینده نوشته شده است و من آن را به چهار دسته تقسیم بندی مینمایم:
۱- آتش بس و برقراری امنیت در منطقه و ایالات متحده (بندهای۱-۳)
۲- آزاد کردن تنگه هرمز(بندهای۴و۵)
۳- آزادسازی پولهای بلوکه شده ایران، حذف تحریم ها و دیگر مسائل مادی، اقتصادی و بانکی: بندهای(۶،۷،۱۰،۱۱)
۴- مسائل انرژی هسته ای(بندهای۷-۹)
آتش بس و برقراری امنیت در منطقه و ایالات متحده ( بندها ۱،۲،۳)
در این بخش آمده است که طرفین ـ ایران و امریکا و متحدین آنها ـ در این جنگ ( گویا لبنان ، اسرائیل ، شاید حوثیها و غیره) با امضا این یادداشت، باید فورا و بطور دائم از اقدام به هیچ جنگی، عملیات نظامی یا هرگونه تهدید بر علیه یکدیگر، در تمام جبهه ها که شامل لبنان هم میشود خود دار کنند، و به تمامیت ارضی همدیگر و لبنان احترام بگذارند و حتما جنگ اسرائیل در لبنان هم باید ختم شود.
همچنین آمده است که ایران و ایالات متحده به استقلال و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و در مسائل داخلی یکدیگر دخالت نکنند. جزئیات مذاکرات در ۶۰ روز آینده ( که با تایید طرفین قابل طولانی تر شدن است) ادامه خواهد یافت.
در ظاهر امر، با امضا کردن این یادداشت، ایران قبول کرده است دیگر بر علیه اسراییل و امریکا اقدامی نکند و شعاری ندهد ، پرچمهای در خیاباها سوخته یا لگد مال نشوند، شعار های مرگ بر این و آن از بین برود. جمهوری اسلامی از توطئه و تشکیل گروه ها و سازمان های نیابتی دست بکشد. آمریکا و اسرائیل هم موظف است که از توطئه کردنها، حملات سایبری، ایجاد یا پشتیبانی از گروه های مخالف جمهوری اسلامی صرف نظر کند. بهنظر می آید که این خود باعث توقف رسانه ها و تظاهرات آن چنانی گروهی از مخالفین ج ا در خیابانهای کشورهای دنیا خواهد شد. دیگر اسرائیل لزومی نخواهد دید با تربیت و اعزام جاسوس به ایران یا در کشورهای مجاور ایران و شعارهای آنچنانی در رسانههای خود و مهمتر از همه از شیطان سازی ایران در رسانه ها و حتی در مدارس ابتدایی دست بردارد. امیدوارم که عملی شود.
آزاد کردن تنگه هرمز(۴،۵)
بند ۴ : دولت آمریکا فورا، در ظرف ۳۰ روز آینده به محاصره دریایی خود خاتمه خواهد داد. مهمتر از آن ایالات متحده متعهد میشود، نیروی نظامی خود را از حوزه پیرامونی ایران در ۳۰ روز بعد از توافق نهایی خارج کند. این جمله فوق العاده ناروشن است، «حوزه های پیرامونی ایران» تا چه فاصله ای از ایران است؟ آیا تمام پایگاه های نظامی آمریکا در خلیج فارس بسته خواهند شد؟
بند ۵: دولت ایران در ظرف ۳۰ روز بعد از امضا این یادداشت متعهد است که حداکثر کوشش برای ایجاد امنیت ( رفع موانع فنی، نظامی و مین زدایی) عبور کشتی های تجاری از تنگه هرمز خواهد کرد. مهمتر، دولتین ایران و عمان برای اداره آینده خدمات دریا نوردی در تنگه هرمز طبق قوانین قابل اجرای حقوقی بین المللی دریانوردی، با یکدیگر گفتگو خواهند کرد.
آیا کشورهای ساحلی تنگه هرمز دولتین ایران و عمان ـ که یک آبراه طبیعی است میتوانند مدیریت عبور ناوگان از تنگه هرمز را به عهده بگیرند؟ آنچه تام پکرینگ، معاون وزیر امور خارجه در امور سیاسی ( در فارین افرز به تاریخ ماه می ۲۰۲۶ و برگردان آن در عصر نو) و دکتر مریم جمشیدی از دانشگاه حقوق کلورادو میگوید.... پرداخت عوارض با مفاد قانون های بین المللی تنگه ها و معاهده های دریای مغایرت دارد، اما امکان دارد که ( بطور مثال) با اضافه کردن مالیاتی به ناوگان تجاری بر مبنای نوع و حجم کالای کشتی ها وضع و توسط دولت های صادر کننده کالا پرداخت شود و آن میتواند به عنوان خرج نگهداری تنگه محسوب گردد. کشور ترکیه از ناوگانی که از تنگه ها داردانل و بسفر که به ترتیب دریای مرمره را به مدیترانه و دریای سیاه مربوط میکنند وجوهی ( به عنوان خدمات فانوس داری، پزشکی، و اضطراری) دریافت میکند که عده ای آنرا عوارض مینامند. بنابراین وصول چنین وجوهی برای تنگه هرمز امکان پذیر است و حتما مورد مذاکره قرار میگیرد
آزاد سازی پولهای بلوکه شده ایران، حذف تحریم ها و دیگر مسائل مادی، اقتصادی و بانکی: (۶،۷،۱۰،۱۱)
در بند ۶ بطور واضح آمده است که آمریکا و منطقه برنامه برای تعمیر خرابی های جنگ و مراکز اقتصادی، کارگروهی تشکیل خواهد داد که حداقل دارای بودجه اولیه ۳۰۰ بیلیون دلار باشد. علی رقم انکار ترامپ و بعضی از رسانه های آمریکا که کشور امریکا پولی نخواهد پرداخت، در این بند بصورت ناروشنی ذکر شده است که امریکا به نحوی درگیر است. بعلاوه دولت آمریکا تمام موانع قانونی این پول ها را از بین خواهد برد، این مسائل هم باید در ۶۰ روز آینده مورد بررسی قرار گیرد.
همچنین، در این بندهای دیگر این بخش، ذکر شده است که امریکا متعهد است که تمام تحریم های بر علیه ایران و بر علیه دولت ج ا (از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، و تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه،) و (.... بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم و تا زمان خاتمه تحریمها، اسقاطیههای وزارت خزانهداری را برای صادرات نفت خام ایران، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها، و تمامی خدمات مرتبط شامل تراکنشهای بانکی، بیمهها، حمل و نقل و غیره صادر کند) را از بین ببرد.
بطور خلاصه، در این یادداشت آمده است که ممانعت اقتصادی شامل تحریم و مشکلات داد و ستد و رد و بدل های بانکی فورا، بعد از امضا این یادداشت از بین خواهد رفت.
برمبنای این داده ها، در صورت اجرای این بندها، بطور فوری میلیونها دلار( چه از فروش آزادانه نفت ، گاز، مواد پتروشیمی و آزاد شدن پولهای مسدود شده در بانک های مختلف دنیا) سرازیر ایران خواهد شد. طبق گزارشات آقای همتی مدیر کل بانک مرکزی که در مذاکرات سوئیس حضور داشتند، در رویداد میگویند ۲۴ « با پیشرفت مذاکرات انتظار داریم درآمدهای ارزی دولت افزایش قدرت تامین ارز بانک مرکزی از محل منابع مسدودی بانک، افزایش داشته باشد». همچنین بعدا اضافه کردند :ّ پول توسط ایرانی ها و احتیاجات آنها خرج خواهد شد. آیا دولت کنونی ایران قادر به مدیریت صالحانه این همه پول است؟؟
مسائل انرژی هسته ای(۷،۸،۹پاراگراف )
انرژی هسته ای که سالها مسئله مورد مجادله ایران با دنیا بود در بندهای ۷-۹ صحبت شد. دولت ایران مجددا تایید میکند که در جهت تهیه و ساختن اسلحه اتمی نخواهد رفت و در طول این مذاکرات اوضاع کنونی صنعت انرژی ایران را به هیچوجه تغییر نخواهد داد. همچنین دولت ایران قبول کرده است که ذخیره غنی شده اش با متد حداقلی؟؟؟ یا ( به تعبیر ترجمه به فارسی در روزنامه های ایران « حداقل به شیوه رقیق سازی») در ایران تحت نظر I.A.E.A.. رقیق شود، البته همچنین گفته شده است که امریکا و ایران درباره صنعت غنی کردن مواد هستهای طبق احتیاجات کشور در آینده (در مهلت ۶۰ روزه آینده) بهطورکامل صحبت خواهند کرد. هر دو کشور اهمیت مسائل صنعت هسته ای را کاملا درک میکنند و قبول کرده اند که فورا در رابطه با آن صحبت کنند. همچنین آمده است که ایالات متحده، در این باره زمانی، هیچ تحریم جدیدی بر علیه دولت ایران وضع نخواهد کرد و نیروهای نظامی بیشتری در این منطقه مستقر نخواهد کرد. نکته پر اهمیت، ایالات متحده تنها پیش شرط اجرای ختم تحریم ها را ختم منازعه و بازگشایی تنگه هرمز یعنی قبول و اجرای بندهای (۱-۵) میداند . نکته مهم: در مذاکرات چگونگی ختم مسائل هسته ای بهعنوان پیش شرط اختتام تحریم ها ذکر نشده است.
اما بند۱۳ (. پس از امضای این یادداشت تفاهم و منوط به شروع اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ این یادداشت تفاهم و تداوم اجرای این اقدامات، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مذاکرات در خصوص توافق نهایی را منحصرا در مورد بقیه بندها آغاز خواهند کرد.)
در این بند یادداشت که شروط اصلی برای توافق نهایی آمده است ؛ رسیدگی به مسائل هسته ای منوط به توقف عملیات نظامی، باز شدن تنگه هرمز، فروش مستقیم و بدون تحریم نفت ایران، آزاد سازی پول های بلوکه شده ایران است ـ برعکس ادعای ترامپ در سوشیال مدیای خویش و رسانه های آمریکا.
در نوشته بالا بطور مختصر از چهار دست آورد این یادداشت تفاهم صحبت شد. طی ۶۰ روز آینده که طبق تایید طرفین قابل تجدید است: طرفین و متحدین شان حملات نظامی و هرگونه اقدامات تعارضی را در ایران و لبنان متوقف میکنند ، تنگه هرمز را برای عبور ناوگان تجاری امن مینمایند، دولتین ایران و آمریکا از انسداد تنگه هرمز دست میکشند. دولت آمریکا نیروی نظامی خود را از حوالی ایران دور می کند، دولت آمریکا موظف است که پولهای بلوکه ایران را آزاد کند، مشکلات بانکی ناشی از تحریم های متعدد بر صادرات و تراکنشهای بانکی ایران را برطرف کند، همچنین دولت آمریکا با تعدادی از دولتهای دیگر برای ترمیم حاصل جنگ در ایران، تشکیلاتی با بودجه حداقل ۳۰۰ بیلیون دلار ایجاد کنند، دولت ها ایران و ایالات متحده با متحدین خویش قبول کرده اند که به تمامیت ارضی طرفین و لبنان احترام گذاشته و هیچ اقدامی علیه امنیت و استقلال یکدیگر انجام ندهند. همچنین، ایران قول داده است که غنی سازی را متوقف و بمب اتم نسازد و محصولات غنی شده کنونی در سرزمین ایران رقیق شود. در ظرف چند ماه آینده جزئیات انجام این مسايل صحبت خواهد شد. البته در چندین روز گذشته صحبت های ضد و نقیض از هر دو طرف شده است.
حاصل جنگ ، آتش بس کنونی و یادداشت تفاهم :
ایالات متحده : ترامپ به تحریک نتانیاهو آغاز گر یک جنگ غیر قانونی و اختیاری بود، او ۱۴ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی از نیروی نظامی داد، و توان نظامی اش تضعیف و خرج جنگ فوق العاده زیاد شد، همچنین این جنگ موجب تورم بالا در امریکا، کم شدن محبوبیت ترامپ در جمهوری خواهان و امکان از دست دادن کنگره و شاید سنا در انتخابات نیم دوره آینده شد.
ترامپ با پاره کردن برجام(۲۰۱۵) قول داد که قرار داد بهتری با ایران ببندد. او با بمباران مراکز اتمی ایران در جنگ ۱۲ روزه در ۲۰۲۴ اعلام کرد که صنعت اتمی را کاملا از بین برد . سپس با بمباران وسیع ایران و تخریب مراکز متعدد صنعتی، علمی، زیربنایی و درمانی و غیره و کشتار حداقل بیش از ۳ هزار ایرانی شامل خردسالان و غیر نظامیان ، اعلام کرد که صنعت هسته ای ایران را از بین برده و دولت ایران را کاملا تضعیف نمود و در واقع موفق به نوعی تغییر رژیم شده است. او با بستن تنگه هرمز ناچار به میز مذاکره برگشت.
اسرائیل: نتانیاهو محرک اصلی و شروع کننده جنگی بود که سبب تخریب ایران شد. او حتی در این جنگ مسبب تخریب و عقب افتادگی کشور اسرائیل هم شد. جابجایی هزاران ساکنان شمال اسرائیل به علت جنگ با لبنان، خروج روزافزون تکنوکراتها و سرمایه از اسرائیل، فقط اندکی از مشکلات اسرائيل تحت حکومت نتانیاهو است . مهمتر از همه نتانیاهو و حتی اسرائیل مورد تنفر مردم دنیا قرار گرفته اند. تاثیر عملکرد او در خاورمیانه بر انتخابات مقدماتی نیمه دوره در امریکا فوق العاده چشم گیر است. همچنین شانس پیوستن اکثریت کشورهای منطقه به پیمان ابراهیم بطور واضح کاهش یافت، پیمانی که اسرائیل با داشتن تسلط تکنولوژی و شاید مدیریت اقتصادی بهینه، آرزو داشت که اقتصاد خاورمیانه را رهبری کند.
کشورهای منطقه : تخریب و ضرر های حاصل از جنگ در کشورهای حاشیه خلیج فارس و بارز تر شدن اختلافات سیاست خارجی کشورهای خلیج فارس. دو دستگی در کشورهای منطقه که اسرائیل و ایالات متحده به اتش آن بیش از بیش می دمند، در سفر اخیر روبیو به منطقه، در جلوی دوربین های رسانه ها آشکار شد . آقای روبیو که در ابتدا از طرفداران اسرائیل و جنگ بودند اما سکوت نسبی اختیار کرده و حتی المقدور از دخالت مستقیم خودداری مینمودند. اما ، از آن جایی که مدیریت ونس بعنوان رئیس مذاکره کنندگان آمریکا در رسانه های آمریکا تقریبا مثبت ارزیابی شده است ، جناب روبیو عازم خاورمیانه شد. ایشان بر خلاف مواضع ذکر شده ای امریکا در بند پنجم ، بهخودش اجازه داد که خیلی سریعتر از مذاکرات ونس و ایران حرکت کند و با لحنی آمرانه (مثل صحبتهای هذیان گونه ترامپ) از حمایت ایران به گروه های نیابتی و بخصوص بر علیه حقوق ایران به بر تنگه هرمز صحبت نماید. البته ، همگی به صحبتهای ضد و نقیض ترامپ در عرصه سیاسی جهانی و داخلی آمریکا با خبر هستیم ، بنابراین تکیه بیشتر بر مواضعی است که در نوشته های رسمی آمده است.
ایران: فاکتورها و بازیکنان متعدد ایرانی که در این موقعیت حساس ـ زمان آتش بس و دوره بعد از آن ـ تاثیر گذار هستند و خواهند بود.
۱- رهبریت مطلق ولایت فقیه: در این جنگ، رهبر یعنی ولی مطلق فقیه کشته شد. آیا سیستم ولایت فقیه ازهم پاشید ؟ احیانا نه.
۲- سپاه پاسداران: گفته میشود که سپاه پاسداران از جناح های مختلف تشکیل شده است ، در جنگ اخیر چه جناحی از سپاه پاسداران هدایت کننده جنگ بودند؟ نظریات متفاوت است، از جناح خیلی تندرو تا جناح متعادل تر، اما مدرک روشنی نداریم که کدام جناح دارای قدرت زیادتری هستند.
۳- دولت ج ا: آیا واقعاً دولت ایران تحت نظر سپاه اداره میشود؟ یا مستقل است؟ رل پزشکیان ، رئیس جمهور ایران چیست؟ شاید هنوز زود باشد که تصمیمی نهایی گرفته شود، اما در مطبوعات دنیا آمده است که سپاه گیرنده تصمیمات اصلی در جنگ و حتی سیاست خارجی ایران است.
۴- گروه مذاکره کننده: در حالیکه در جلوی صحنه آقای قالیباف و عراقچی صحبت میکنند، همراهان شان، گروه بزرگی شامل عناصر تند رو، ارام تر شده کنونی، و اصلاح طلبان هستند، هریک خواهان سهم خود. همگی از ایرانیت، منافع مردم ایران و تاریخ ایران و خوشبختی و سر فرازی ایران صحبت میکنند، ما اخبار درستی از پشت صحنه نداریم. جناب قالیباف خود را هنوز یک پاسدار معرفی میکند و در صحبت هایش خود را خدمتگزار ایران و سیاستمدارهم معرفی میکند. همگی از سابقه ایشان در رل های مختلف با خبرند. ایشان در انتخابات های متعدد شانس خوبی نداشتند و همیشه در ردیف های آخر انتخاب شده ها بودند. خشونت های ایشان در ساختن و حتی اداره زندانها و عملکرد شان در شهرداری معروف است. اما، شاید بتواند در رل جدید خود بازیگر موفقی باشد. سئوال مهم این است که آیا او و گروه اش توانایی، قدرت ، خواست و امکانات حل مسایلی به عظمت مشکلات در هم پیچیده ای، نیم قرن سیاستهای نادرست جمهوری اسلامی چه در داخل کشور، منطقه و چه در دنیا را دارد ؟ در حالیکه امیدوار نیستم ، اما خواهان موفقیت آنها در آن بخشی که به نفع مردم و کشور ایران است ، میباشم.
نظریات و اقدامات جناح های مختلف در باره این یادداشت توافق :
۱- طرفداران ولایت فقیه و دارو دسته امام زمانی ها و اصول گرایانی چون جبهه پایداری و آقای جلیلی – که خود دارای دولت موازی در ایران است ـ و طرفداران ایشان در مجلس، مساجد و مراکز مذهبی( قم و مشهد)، خواهان ادامه جنگ و خواستار سهم خود از این جنگ هستند. البته پاره ای از آنها خود تاجران تحریم ، خواهان مبادلات پایاپای با ترکیه و عراق وسایر کشور ها هستند تا بتوانند از ادامه جنگ و تحریم، بهره اقتصادی زیادتری بدست آورند. این گروه ها از ابتدا خواهان نابودی اسرائیل و مخالف سرسخت آمریکا در ایران بودند. این عناصر بطورعلنی برای ظهور امام دوازدهم، در پی از بین بردن اسرائیل هستند. این گروه های همیشه حاضر در صحنه های شبانه در طول جنگ و برگزار کنندگان رژه های خیابانی و میتینگ های متعدد د و کلاب هاوسها در روز، از جمله اول نوشته آقای مجتبی خامنه در رابطه با پذیرش یادداشت توافق که میگوید « ...بنده علی الاصول، نظر دیگری داشتم ولی...» استفاده نموده و میگویند «رهبر معظم تحت فشار آن را قبول نموده اند، لذا، وظیفه ماست که به مخالفت خود ادامه دهیم، گویا سعید جلیلی تنها فردی از ۱۳ نفر عضو شورای عالی امنیت ملی بود که به این یادداشت پاسخ منفی داده است.
۲- جناح جنگ طلب آقای رضا پهلوی هم مخالف این یادداشت توافق هستند. آقای رضا پهلوی طبق روابط چند ساله اش با موساد و نتانیاهو و جناح راست ایالات متحده و جهان ، قرار بود بعد از تضعیف ج ا – که نتانیاهو برای چندمین بار هم در صحبتهای اخیرش از آن سخن راند ـ و طبق نوشته های « دفترچه اضطرار» به حکومت مطلقه شاهنشاهی ایران دست یابد. ایشان غافل بودند که نتانیاهو تصمیم به تجزیه ایران داشت و شاهنشاهی ایشان فقط به مناطق کویری ایران منحصر میشد.
۳- جناح های چپ، آزادیخواهان ایران و همچنین طیف های متعددی از اصلاح طلبان که در واقع خواهان تغییرات اساسی تر در حکومت اسلامی بودند، هر یک طبق اعتقادات و شیوه خود مخالف این جنگ بودند و شاد از ختم جنگ ، به دلایل، تهیه کنندگان و انجام دهندگان این یادداشت توافق با احتیاط برخورد میکنند.
۴- تشکیلات مدنی در ایران علی رغم فشارهای مداوم حکومت ج ا پیشرفت چشمگیری در سالهای اخیر داشتند که متاسفانه با جنگ کمی عقب نشینی کردند. اما، طبق اخبار ی که بطور پراکنده به دست میرسد مشغول فعالیتهای خود هستند و مخالف جنگ می باشند.
۵- مردم ایران ، آنهایی که به دلایل ناچاری، استیصال، ناامیدی به آینده خود و عمل کرد نارسای دولت های ایران، درگیر حل و فصل مشکلات ابتدایی معیشتی روزانه خود مشغولند ، قشری که همیشه در معرض خطر بودند چه با تحریم و چه با جنگ، مطمئن نیستند که این توافق نامه راه چاره باشد.
۶- بستن تنگه هرمز به بازار انرژی بخصوص و اقتصاد دنیا بصورت عام چنان ضربه ای زد که صاحبان نظر معتقدند ماهها و بلکه سالها لازم است تا بازار دنیا به اوضاع پیش از جنگ برگردد. در حالیکه بستن تنگه هرمز در کوتاه مدت به کمک دولت ج ا رسید ، اما در دراز مدت حتما از اهمیت استراتژیک تنگه هرمز کاسته خواهد شد. در حال حاضر برنامه های زیاد برای عبور نفت و گاز از طریق لوله کشی متعدد چه از عربستان سعودی به دریای سرخ و یا.... در دست اجرا است و توسعه خواهد گرفت. همچنین کشورهای متعدد در صدد کاستن نیاز خود به نفت و گاز منطقه خلیج فارس که ۲۰٪ انرژی دنیا را تامین میکند هستند . همچنین، برنامه های برای توسعه انرژی سبز زیاد تر شده است.
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد