«خدای شاخدار»، یکی از ایزدان مهم آیین ویکا، از «سرنونوس» ــ خدای سلتیک و «سالار جانوران وحشی» ــ الهام گرفته شده است؛ او در اینجا بر روی یک جام نقرهای باستانی به تصویر کشیده شده است. عکس از: Nationalmuseet، دیگ گوندستروپ (برشخورده)، CC BY-SA 3.0
جرالد گاردنر، یک کارمند بریتانیایی، در دهه ۱۹۴۰ با بهرهگیری از آموزههای علوم غریبه، محفلی مخفی از جادوگران، و احیای آیینهای پیشامسیحی، دین ویکا را شکل داد.
فردی به نام جرالد گاردنر مدعی بود که در سال ۱۹۳۹ به محفلی جادویی به نام «نیو فارست کاون» راه یافته است؛ انجمنی پنهانی که گفته میشود تا قرن بیستم در منطقه نیو فارست در جنوب انگلستان گردهم میآمد. گاردنر که بهعنوان کارمند دولت بریتانیا در آسیا خدمت کرده بود، به ادیان بومی علاقه داشت و آثار چهرههای علوم غریبه همچون Aleister Crowley را مطالعه میکرد. باورهای او بعدها به بنیان سنت نوپدید و نوهَیدنیِ ویکا تبدیل شد.
گاردنر در اواخر دهه ۱۹۴۰ نخستین محفل مستقل خود را بنیان گذاشت. این حلقهٔ جادوگری آیینها و باورهایی را بر پایه الگوهای پیشامسیحی اجرا میکرد. آموزههای او بر «کتاب سایهها» استوار بود؛ مجموعهای از دستنوشتهها و مناسک کهن، از جمله متونی از کرولی. در سال ۱۹۵۱ قوانین ضدجادوگری در بریتانیا لغو شد و بدینترتیب گاردنر توانست دین خود را آشکارا اجرا کند.
با افزایش پیروان، آنان نخستین گروهی بودند که جادوگری نوینِ مشرکانه را بهصورت علنی اجرا کردند. سه سال بعد، گاردنر کتاب «Witchcraft Today» («جادوگری امروز») را منتشر کرد و در آن آموزهٔ خود دربارهٔ «الههٔ مادر» و «خدای شاخدار» را شرح داد. این کتاب الهامبخش شکلگیری محافل ویکا در سراسر جهان شد؛ محافلی که معمولاً زیر نظر یک کاهنهٔ اعظم و یک کاهن اعظم اداره میشوند.
ریشهها در مصر باستان
حدود سی سال پیش از آن، مصرشناس بریتانیایی Margaret Murray این نظریه را مطرح کرده بود که زنانی که در اروپا به اتهام جادوگری تعقیب میشدند، در واقع آیینهای مشرکانهٔ پیشامسیحی را اجرا میکردند. جرالد گاردنر که از او تأثیر پذیرفته بود، باورهای خود را مستقیماً برگرفته از همین سنتها و نیز ادیان پیشامسیحی اروپا، شمال آفریقا و غرب آسیا میدانست.
امروزه اما روشن شده است که جادوی ویکا از ادیان پیشامسیحی اروپا سرچشمه نگرفته، بلکه احتمالاً بیشتر از نظامهای اعتقادی کهنتری همچون مصر هلنیستی تأثیر پذیرفته است. هرچند پیوند میان ویکا و جادوگرانِ تحت تعقیبِ تاریخی بعداً رد شد، این ارتباط همچنان بخشی از هویت ویکا باقی مانده است. از همینجا مأموریت آنان برای ارائه تصویری مثبت از دین خود شکل میگیرد.
اصل اخلاقی بنیادین آنان را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
«چنان رفتار کنید که آگاهانه به هیچ موجود زندهای آسیب نرسانید و در عین حال آزادی خود را مسئولانه زندگی کنید.»
مادر جادوگری مدرن
با گسترش ویکا، آموزههای آن نیز دگرگون شد. یکی از تأثیرگذارترین چهرهها Doreen Valiente، شاگرد گاردنر بود که با نوشتههای شاعرانه و تأکید بر پرستش الههها، نقش مهمی در شکلگیری این آیین داشت. امروزه از او با عنوان «مادر جادوگری مدرن» یاد میشود.
فضای فکری دهه ۱۹۶۰ نیز تأثیر عمیقی بر ویکا گذاشت: از دل جنبش زنان، شاخهٔ «ویکای دیانایی» پدید آمد و «برادری مینوسی» برای حمایت از همجنسگرایان شکل گرفت. آگاهی زیستمحیطی نیز نقش مهمی داشت، زیرا ویکا بر زندگی هماهنگ با طبیعت تأکید میکند.
با وجود مخالفت مسیحیان انجیلی که ویکا را با شیطانپرستی یکی میدانستند، این دین همچنان رشد کرد. در دهه ۱۹۷۰ انتشار کتابهایی که امکان اجرای فردی آیینها را بدون وابستگی به گروه فراهم میکرد، افراد بسیاری را جذب کرد و به شناختهتر شدن آموزههای ویکا انجامید.
آیین جادوگری در هالیوود
در دهه ۱۹۹۰، فرهنگ جادوگری راه خود را به هالیوود باز کرد؛ برای نمونه در فیلم The Craft و مجموعه تلویزیونی Buffy the Vampire Slayer. ویکا بهسرعت به جریانی محبوب، بهویژه در میان نوجوانان، تبدیل شد.
امروزه ویکا یکی از شناختهشدهترین ادیان نوهَیدنی است و عمدتاً در جهان غرب رواج دارد. حدود ۸۰۰ هزار آمریکایی خود را «ویکَن» مینامند، هرچند باورهای آنان بسیار متنوع است: برخی تنها یک الهه را میپرستند و برخی دیگر خدایان متعددی از فرهنگهای گوناگون را. بیشتر آنان «کرافت» یا هنر جادوگری را بهصورت فردی تمرین میکنند. شبکههای اجتماعی نیز به رشد این جامعه کمک کردهاند، زیرا امکان ارتباط جهانی و تبادل گسترده میان همفکران را فراهم میسازند.
آیینهای پرستش ایزدان
یک گردهمایی معمول ویکا غالباً پیرامون محرابی برگزار میشود که بر آن بخور، جام، پنتاگرام، عصای جادویی و خنجری آیینی قرار دارد. هدف این مناسک، هدایت نیروهای جادویی مطابق ارادهٔ شرکتکنندگان است. در این آیینها، ایزدان ادیان پیشامسیحی اروپا پرستش میشوند و گاه شرکتکنندگان در جریان مراسم احساس میکنند با این موجودات الهی ارتباط یافتهاند. در پایان نیز همگان در صرف غذا سهیم میشوند.
در چرخهٔ سال، هشت «سبات» جشن گرفته میشود که مضامینی چون آتش، نور، باروری، تولد دوباره و برداشت محصول را در بر میگیرد.
در هنگام انقلابهای خورشیدی و اعتدالهای فصلی، تغییراتی در طبیعت و نیز در شرکتکنندگان رخ میدهد که هدف آن بازگشت به خویشتن و نوسازی درونی است. گفته میشود «مخروط نیرو» انرژی را متمرکز میکند و به آیین، نیروی جادویی میبخشد.
در ویکا، جادو کلیدی برای برقراری ارتباط با جهان ارواح و نیروهای بنیادین زمین بهشمار میرود. جشن «لاماس» آیینی مشرکانه است که در ایرلند آغاز برداشت غلات را گرامی میدارد. مردم برای بزرگداشت خدای سلتیک «لوگ» نان میپزند، محرابها را با داس و محصولات کشاورزی میآرایند و با گفتن سخنان سپاس، زمین بارور را ارج مینهند.
* این مقاله بخشی از کتاب «دایرةالمعارف بزرگ جادو و علوم غریبه» از نشنال گئوگرافیک است؛ اثری تصویری که از طلسمهای باستانی تا آیینهای مدرن را در بر میگیرد و نشان میدهد که چگونه جادو و امور غیبی هزاران سال ذهن بشر را مجذوب کردهاند. این کتاب با بیش از ۵۰۰ عکس و نقشهٔ چشمگیر، جادوگران، کیمیاگران، اسطورهها و آیینهای جادویی را بهصورتی ملموس به تصویر میکشد.
به نقل از مجله ناسیونال گئوگرافیک (National Geographic) ۶ مه ۲۰۲۶