logo





ایران و امریکا رفته اند پای صلح.
وضعیت درایران بعد‌ از صلح امکان هایی را می شود تخمین زد .

يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱ ژوين ۲۰۲۶

علی آشوری

اگر فرض کنیم این روند صلح میان ایران و آمریکا تثبیت شود و به کاهش تنش، رفع نسبی تحریم‌ها و پایان وضعیت جنگی بینجامد، چند سناریوی اصلی را می‌توان تصور کرد. البته هنوز جزئیات توافق روشن نیست و تحلیل‌ها بیشتر در حد سناریو هستند تا پیش‌بینی قطعی.

«سناریوی پاکستانی شدن »

در این سناریو، نهادهای امنیتی و نظامی قدرت بیشتری پیدا می‌کنند و دولت رسمی و نهادهای انتخابی در سایه آن‌ها قرار می‌گیرند. مذهب همچنان مشروعیت‌بخش نظام است، اما نقش واقعی تصمیم‌گیری به تدریج به ساختارهای امنیتی منتقل می‌شود.

این سناریو از چند جهت قابل تصور است:

جنگ و بحران معمولاً موقعیت نیروهای امنیتی را تقویت می‌کند.

بازسازی اقتصادی نیازمند ثبات است و نهادهای امنیتی می‌توانند خود را ضامن ثبات معرفی کنند.

ایدئولوژی دینی حفظ می‌شود، اما بیشتر به عنوان نماد هویتی عمل می‌کند تا موتور اصلی سیاست.

بعضی گزارش‌ها نیز از افزایش وزن نهادهای امنیتی در ساختار قدرت پس از جنگ بحث کرده اند .

«سناریوی از نوع مصری شدن »

منظور از الگوی مصر، به‌ویژه پس از دوره‌ی عبدالفتاح السیسی این است که:

دولت به سمت ملی‌گرایی و توسعه‌گرایی حرکت کند.دین در عرصه عمومی باقی بماند.اما روحانیت یا نهادهای مذهبی نقش تعیین‌کننده در سیاست نداشته باشند.مشروعیت حکومت بیشتر از «امنیت»، «ثبات» و «توسعه» گرفته شود تا از ایدئولوژی دینی.

این سناریو در ایران دشوارتر است، زیرا برخلاف مصر، خودِ ساختار حقوقی جمهوری اسلامی بر پایه ولایت فقیه بنا شده است. برای رسیدن به چنین وضعی، تغییرات نهادی مهمی لازم خواهد بود.

«سناریوی کمرنگ شدن تدریجی مذهب»

به گمان من این سناریو از دو مورد قبلی محتمل‌تر است، البته نه به معنای حذف دین.ممکن است شاهد این روند باشیم: مذهب همچنان در قانون اساسی و نمادهای رسمی باقی بماند.

اما سیاست‌گذاری روزمره بیشتر اقتصادی و تکنوکراتیک شود.

نسل جدید مدیران کمتر ایدئولوژیک باشند.

مطالبات جامعه حول اقتصاد، محیط زیست، آزادی‌های مدنی و کیفیت زندگی شکل بگیرد.

چیزی شبیه آنچه در بسیاری از کشورهای پس از انقلاب‌ها رخ داده است: ایدئولوژی باقی می‌ماند، اما از مرکز سیاست به حاشیه آن منتقل می‌شود.

«سناریوی از نوع ویتنام و‌چین»

سناریوی دیگری که کمتر درباره آن صحبت می‌شود این است.

ساختار سیاسی عمدتاً حفظ شود. درهای اقتصاد بیشتر باز شود. طبقه متوسط جدید شکل بگیرد.

حکومت مشروعیت خود را از رشد اقتصادی بگیرد.

در این حالت، مذهب نه حذف می‌شود و نه محور اصلی سیاست می‌ماند؛ در اصل توسعه اقتصادی به اولویت نخست تبدیل می‌شود. اگر صلح پایدار باشد، احتمال «مذهبی‌تر شدن حکومت» را چندان بالا نمیتوان دید . جنگ معمولاً موقتاً ایدئولوژی را تقویت می‌کند، اما صلح و بازسازی اقتصادی معمولاً جامعه را به سمت مطالبات معیشتی، توسعه و کارآمدی سوق می‌دهد.

از میان سناریوها، در افق میان‌مدت:پاکستانی شدن محدود (افزایش وزن نهادهای امنیتی) کنار شدن تدریجی نقش ایدیولوژی مذهبی در اداره کشور حرکت به سوی نوعی دولت توسعه گرا .

به نظر محتمل‌تر از «مصری شدن کامل» هستند.

از نقطه نظر جامعه‌شناختی نیز یک نکته مهم وجود دارد: حتی اگر ساختار رسمی تغییر نکند، جامعه ایران طی سه دهه گذشته به‌تدریج سکولارتر شده است؛ بنابراین پرسش اصلی آینده شاید این نباشد که «آیا مذهب حذف می‌شود؟» پرسش این باشد که مذهب چگونه از منبع اصلی قدرت سیاسی به یکی از منابع مشروعیت فرهنگی تبدیل می شود.

این تحول، اگر رخ دهد، احتمالاً تدریجی خواهد بود نه با شتاب و سرعتی انقلابی .

البته ، بسیاری از سناریوهایی که درباره آینده ایران گفته می‌شود، بر یک فرض استوارند: پایداری صلح و کاهش تنش های منطقه ای . اگر این فرض از بین برود، کل چشم‌انداز تغییر می‌کند. اگر اسرائیل، یا هر عامل منطقه‌ای دیگر، نگذارد روند آشتی ایران و آمریکا تثبیت شود و دوباره چرخه تنش و درگیری آغاز شود، چند سناریوی متفاوت مطرح می‌شود:
بازگشت دولت امنیتی تمام عیار در این صورت :

اولویت اصلی حکومت امنیت و بقا می‌شود.اصلاحات اقتصادی و سیاسی به تعویق می‌افتد.
نیروهای نظامی و امنیتی وزن بیشتری پیدا می‌کنند.

جامعه نیز به دلیل نااطمینانی و ترس، کمتر به مطالبات بلندمدت می‌پردازد.

این سناریو شبیه وضعیت ایران در بسیاری از دوره‌های بحران خارجی خواهد بود.

سناریوی دیگری نیز وجود دارد: نه جنگ تمام‌عیار رخ دهد، نه صلح واقعی برقرار شود.
در این وضعیت، کشور در حالت تعلیق می‌ماند:

سرمایه‌گذاری محدود، مهاجرت دوباره و چند باره‌ی نخبگان، رکود اقتصادی، کاهش عمیق اعتماد عمومی.

این شاید شبیه وضعیتی باشد که لبنان در برخی دوره‌ها تجربه کرده است؛ نه فروپاشی کامل، نه بازسازی واقعی.

«گذر تدریجی ازدرون»

اما حتی در صورت ادامه تنش خارجی، یک متغیر مهم وجود دارد:

جامعه امروز ایران با جامعه دهه ۱۳۶۰ یا حتی ۱۳۸۰ تفاوت دارد:شهرنشین‌تر است، تحصیل‌کرده‌تر است،

مذهبی بودن دیگر به همان شکل گذشته با مشروعیت سیاسی گره نخورده است،
نسل جدید بیشتر به کیفیت زندگی، آزادی‌های فردی و رفاه توجه دارد.( دستاورد جنبش ژینا ( زن زندگی آزادی).

به همین دلیل، حتی در شرایط تنش خارجی نیز روند سکولاریزاسیون اجتماعی ممکن است ادامه پیدا کند.

البته می‌توان شباهت ایران آینده را کمتر در کشورهایی مانند مصر یا پاکستان دید و بیشتر در تجربه‌هایی چون اسپانیا پس از فرانکو یا حتی کره جنوبی در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰؛ کشورهایی که پس از دوره‌های طولانی اقتدارگرایی، نه با یک انقلاب بزرگ، که از طریق مجموعه‌ای از سازش‌ها، اصلاحات و تغییرات نسلی دگرگون شدند.

نکته ای که باید مورد توجه قرارگیرد: تفاوت بزرگ ایران این است که هم‌زمان سه مسئله را حمل می‌کند: مسئله مذهب و حکومت، مسئله توسعه اقتصادی، مسئله تنوع ملی و فرهنگی ( همچون کردها..و ملل و اقوام).

بنابراین آینده ایران احتمالاً پیچیده‌تر از الگوی مصر یا پاکستان خواهد بود. شاید پرسش اصلی دهه آینده این نباشد که «جمهوری اسلامی می‌ماند یا نمی‌ماند»، پرسش اصلی این باشد که اگر بماند ‌چگونه دگرگون می شود، و اگر دگرگون شود ‌نقش مذهب ، نهادهای امنیتی ، و جامعه مدنی درآن چه خواهد بود. در این میان، صلح پایدار با آمریکا می‌تواند موتور این دگرگونی باشد؛ اما بازگشت به تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند آن را برای سال‌ها به تعویق بیندازد و از سویی طغیان توده ها را نیز برانگیزد .



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد