|
|
|
از منظر انسانی، اجتماعی و اقتصادی، قربانیان اصلی جنگ و درگیریهای اخیر مردم ایران بودهاند؛ مردمی که نه آغازگر این جنگ بودهاند و نه در تصمیمگیریهای نظامی و سیاسی نقشی داشتهاند. حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، همانند هر جنگ دیگری، بیشترین هزینه را بر دوش مردم عادی گذاشته است. کشته و زخمی شدن هزاران انسان، تخریب خانهها، آسیب به زیرساختهای اقتصادی و خدماتی، نابودی فرصتهای شغلی، گسترش فقر و گرانی، کمبود کالا و دارو، آسیبهای زیستمحیطی و فشارهای گسترده روحی و روانی تنها بخشی از پیامدهای این جنگ تجاوزکارانه برای میلیونها ایرانی بوده است.
امروز پس از ماهها بمباران و ویرانی و کشتار، از تفاهمنامهای میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران سخن گفته میشود. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این تفاهمنامه چارچوبی برای توقف درگیریهای نظامی، کاهش تنشها و آغاز مذاکرات بعدی است و هنوز بسیاری از جزئیات و نتایج نهایی آن روشن نشده است. آنچه تاکنون مشخص است، این است که دو طرف تلاش کردهاند از ادامه یک رویارویی پرهزینه خارج شوند و شرایطی برای مذاکره فراهم آورند. از نگاه وجدان های بیدار و آگاه و نیروهای چپ، صلحطلب و ضدجنگ، مهمترین دستاورد این تفاهمنامه در شرایط کنونی آن است که خطر ادامه بمبارانها، گسترش جنگ و کشته شدن شمار بیشتری از مردم، را دستکم در کوتاه مدت، کاهش میدهد. توقف جنگ یک ضرورت انسانی است و هیچ نیروی مترقی نمیتواند از ادامه بمباران، ویرانی شهرها و کشتار مردم دفاع کند. از این منظر، هر توافقی که بتواند سایه جنگ را از سر مردم دور کند، شایسته حمایت و استقبال است. اما پرسش اساسی همچنان باقی است: سهم مردم ایران از این تفاهمنامه چیست؟ آیا این توافق به آزادی زندانیان سیاسی، توقف دستگیری ها و شکنجه ها و اعدامهای گسترده، رفع تبعیض، بهبود شرایط معیشتی و گسترش آزادیهای سیاسی منجر خواهد شد؟ یا آنکه صرفاً راهی برای تثبیت نظم موجود و بازسازی موقعیت حکومت اسلامی است؟ واقعیت آن است که جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته نشان داده است که، ارادهای برای حل مشکلات ساختاری جامعه ندارد و به دلیل ماهیت سیاسی و اقتصادی ، ویرانگری و غارتگری اش ، قادر به پاسخگویی به مطالبات اکثریت مردم ایران نیست. فساد ساختاری، غارت منابع عمومی، سرکوب آزادیها، نابودی محیط زیست، تبعیض، فقر و نابرابری محصول سیاستهایی است که طی سالیان طولانی بر کشور حاکم بوده است. جنگ اخیر نیز خسارات سنگینی بر اقتصاد و زیرساختهای کشور وارد کرده است. بازسازی این ویرانیها نیازمند منابع مالی عظیم و برنامهریزی گستردهای است که در چارچوب سیاستهای کنونی جمهوری اسلامی چشمانداز روشنی برای تحقق آن دیده نمیشود. از اینرو این نگرانی جدی وجود دارد که حکومت پس از عبور از بحران نظامی، به جای پاسخگویی به مطالبات مردم، مسیر تمرکز بیشتر قدرت، گسترش دستگاههای امنیتی و تشدید سرکوب را در پیش گیرد. در عین حال به نظر میرسد که ادامه جنگ برای هیچیک از طرفهای درگیر سودمند نبوده است. افزایش هزینههای اقتصادی جنگ، بیثباتی بازارهای جهانی انرژی، مخالفت گسترده افکار عمومی در بسیاری از کشورها و فقدان حمایت بینالمللی از تداوم جنگ، از عواملی بودهاند که سران آمریکا و رژیم اسلامی را به سمت مذاکره سوق دادهاند. از سوی دیگر اهداف اعلامی آمریکا و اسرائیل برای رژیم چنج و تغییر بنیادین ساختار قدرت در ایران نیز تحقق نیافته است و جمهوری اسلامی همچنان بر سر قدرت باقی مانده است. در نتیجه این تفاهمنامه، در شرایط فعلی، بیش از هر چیز به تداوم بقای جمهوری اسلامی کمک میکند . با این همه، مردم ایران نه در کنار جمهوری اسلامی قرار دارند و نه در کنار قدرتهای متجاوز خارجی. مردم ایران امروز با سه جبهه فشار و دشمنی روبهرو هستند: نخست، جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب و فساد و غارت وابسته به آن که علیه آزادی و معیشت و زندگی مردم ایران است دوم، قدرتهای خارجی متجاوز، بهویژه دولتهای آمریکا و اسرائیل، که با جنگ، تحریم و مداخله نظامی، زندگی میلیونها انسان را در ایران متلاشی کرده اند. سوم، نیروهای وابسته به قدرتهای خارجی که آینده ایران را نه در اراده مردم، بلکه در اتکاء به دولتهای بیگانه جستجو میکنند و میکوشند سرنوشت ایران را با حمایت بیگانگان و متجاوزان متناسب با منافع متجاوزان از بالا و بدون دخالت مردم رقم بزنند. راه برونرفت از این وضعیت نه در جنگ، نه در تحریم، نه در مداخله خارجی و نه در بقای جمهوری اسلامی است. تنها راه، گسترش مبارزات مستقل و سازمانیافته کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، زنان، دانشجویان، جوانان بیکار، خلقهای تحت ستم و همه اقشار فرودست جامعه است. صلح واقعی صرفاً به معنای خاموش شدن سلاحها نیست. صلح زمانی معنا پیدا میکند که مردم از آزادی، امنیت، نان، کار، مسکن، درمان، آموزش، تشکلیابی مستقل و حق تعیین سرنوشت برخوردار باشند. ضروری است از هر اقدامی که به توقف جنگ، جلوگیری از کشتار انسانها و رفع خطر بمباران و ویرانی منجر شود استقبال کنیم و امیدواریم هیچ تجاوز نظامی دیگری علیه مردم ایران صورت نگیرد. آزادی و رهایی مردم ایران نه از طریق مداخله خارجی، بلکه تنها به دست خود مردم ایران و از مسیر مبارزه مستقل، سازمانیافته و آگاهانه آنان امکانپذیر است. مردم ایران شایسته آیندهای هستند که در آن آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و حاکمیت مردم جایگزین استبداد، جنگ، فقر، تبعیض و وابستگی شود. نه به جنگ نه به اشغال و تجاوز آری به مبارزه مستقل مردم برای آزادی، برابری و عدالت اجتماعی. با امید به سرنگونی جمهوری اسلامی به دست مردم ایران و استقرار حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش. نظر شما؟
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد |
|