۱۷ ژوئن ۲۰۲۶
پراژکت سیندیکیت
نویسنده: محمد آ. العریان
برگردان : آزاد
اگرچه یادداشت تفاهم اخیر آمریکا و ایران خبر خوبی است، اما قطعی نیست. مسیر ازصدور بیانیه یک نیت دیپلماتیک ، تا بازسازی و تأمین کاملا آزاد زنجیره انرژی و بدون تورم، پر از ریسک های سیاسی، فنی و فیزیکی خواهد بود.
واشنگتن دی سی—اعلام «یادداشت تفاهم» میان ایالات متحده و ایران در روز یکشنبه، گامی مهم به جلو بود. پس از ماه ها خصومت آشکار که سبب تلفات سنگینی بر جان ها و معیشت ها بوده و خسارات اقتصادی قابل توجهی در سراسر جهان ایجاد کرده است، این یادداشت مبنای بسیار ضروری برای دیپلماسی را فراهم کرده و خواهد توانست ، پیامدهای رکود تورمی جنگ را معکوس نماید.
از آنجا که جنگ چشم انداز پیچیده ای را برای اکثر کشورها و شرکت ها ایجاد کرده، این بیانیه به طور قابل درکی خوشحال کننده خواهد بود. اما هر قدر حیاتی باشد، فقط قدم اول است. بازگشت واقعی به ثبات اقتصادی جهانی هنوز به این بستگی دارد که آیا همه طرف های درگیر، خواهند توانست ازاین «چارچوب توافق» به «توافقی پایدار» برسند.
البته این عدم قطعیت مانع واکنش بازارهای مالی جهانی نشده که گویی فعالیت اقتصادی به حالت عادی پیشین بازگشته است. انتظارات برای بازگشایی تنگه هرمز و از سرگیری صادرات انرژی در مقیاس کامل به بازارهای بین المللی باعث کاهش شدید قیمت جهانی نفت شده است؛ و این موضوع به نوبه خود بازارهای سهام جهانی را تقویت نموده و هزینه های وام گیری را کاهش داده است.
علاوه بر این، در ساعات اولیه پس از اعلام توافق، بخش هایی از بازار اوراق قرضه، فرضیات خود را درباره میزان شدت افزایش نرخ بهره توسط بانک های مرکزی بازنگری نمودند و گفتند که این بیانیه توافق می تواند منجر به کاهش محدودیت های عرضه کالا ها که تورم را تغذیه می کنند، شود.
اما آرامش پایدار برای اقتصاد جهانی بستگی به نحوه مدیریت پیچیدگی های عمیق درحل عملیاتی توافق آمریکا و ایران دارد. برای اقتصاددانان و بخش قابل توجهی از بازارهای مالی، هنوز زود است که اعلام کنند «همه چیز حل شده است». درهفته های آینده با ارزیابی گام به گام خواهیم دید که آیا دیپلماسی نوین می تواند دررابطه با واقعیت های ساختاری، دوام بیاورد.
به طور مشخص، نیاز به روشن شدن چهار موضوع است:
اول، آیا تیم های فنی هر دو کشور آمریکا و ایران خواهند توانست، آنچه را که معاون رئیس جمهور آمریکا، جی دی ونس، «مقدار زیادی ازجزئیات هنوز مذاکره نشده » توصیف کرده است، بررسی کنند؟ آنها، نه تنها باید مسائل باقی مانده فعلی را حل کنند، بلکه باید گذار اجتناب ناپذیر از این «یادداشت تفاهم» به «مذاکرات سازنده» درباره مسائل اساسی که باعث جنگ شده بود —از جمله برنامه هسته ای ایران و مسئله گسترده تر امنیت منطقه ای—را نیزمدیریت کنند.
دوم، عکس العمل بازیگران بین المللی و منطقه ای خواهد توانست تاثیر مهمی به این صلح شکننده داشته باشد، باعث تثبیت یا تخریب آن شوند. از سويی، متحدان اروپایی و خاورمیانه ای آمریکا مشتاق پایان دادن به شوک تأمین انرژی هستند. آن ها امیدوارند تلاش چندجانبه گسترده تری برای تضمین صلح پایدار انجام شود—تلاشی که احتمالا در اجلاس این هفته گروه هفت در فرانسه به طور کامل به نمایش گذاشته خواهد شد. اما ، اسرائیل، به حمله به اهداف متعدد در لبنان را ادامه داده ، و قبلا اعلام کرده بود که از مناطقی که از آغاز جنگ در اختیاردرآورده بود، عقب نشینی نخواهد کرد.
سوم، سرعت عادی سازی برای بازگرداندن سلامت اقتصادی جهانی حیاتی خواهد بود. بازگشایی یک نقطه گلوگاه مانند تنگه هرمز ساده نیست. مسایل مهم دیگری مثل: تنظیم نرخ های بیمه حمل و نقل، انجام عملیات پاک سازی بمب ها و افزایش تولید انرژی همه زمان برخواهند بود.
در نهایت، سیاست گذاران باید به دقت میزان «تاثیر زخم های اقتصادی» حاصل از جنگ را از سویی و همچنین از سوی دیگر «ایجاد قدرت مقاومت بیشتری» که این جنگ ایجاد کرده است ، را ارزیابی کنند. آتش بس به طور خودکار اثرات منفی مانند ضربه ای که به هزینه های جهانی ایجاد کرده است و برخی از آن ها هنوز محقق نشده اند (به ویژه در بخش غذایی) را معکوس نخواهد کرد. اما این شوک های اقتصادی باید بر مبنای اقدامات مقاوم سازی که کشورها و شرکت ها مجبوربه ایجاد آن ها شده اند سنجیده شوند—از ایجاد زنجیره های تأمین انرژی جایگزین که نقاط گلوگاه فعلی را دور بزنند تا تأکید لجستیکی بیشتر برآنچه که در حال حاضردر اختیار دارند.
اکثر اقتصاددانان از اعلام «همه مشکلات ختم شده است » خودداری خواهند کرد، زیرا هر یک از این مسائل می تواند روند را منحرف یا طولانی تر کند. در ابتدا، رویکرد سیاست گذاران بر احتیاط غالب خواهد شد، همان طور که در اظهارنظرهای پیرامون نشست های سیاستی بانک های مرکزی بزرگ این هفته آشکار خواهد شد.
این شامل فدرال رزرو آمریکا هم می شود. به آتش بس خوش آمد خواهد گفت ، اما بعید است که صرفا فرض کنیم توافق در یک چارچوب مقدماتی، سبب بازگشت کامل و فوری تأثیر منفی جنگ بر تورم خواهد بود. فدرال رزرو و سایر بانک های مرکزی منتظر مدرک ملموس تری خواهند بود، که نشان دهنده حل جزئیات باشد ، تنگه هرمز باز مانده باشد، و تولید و حمل ونقل دریایی بصورت طبیعی خود برگردد.
اگرچه اعلام اخیر قطعا خبر خوبی است، اما قطعی نیست. مسیر از بیانیه ای با نیات دیپلماتیک تا بازسازی کامل زنجیره تأمین انرژی و بدون تورم، ممکن است با ریسک های سیاسی، فنی و فیزیکی همراه باشد. در واقع، هفته های آینده شاهد سرعت قدرت حل کردن چالش های آمریکا و ایران خواهیم بود. تا آن زمان، اقتصاد جهانی در حالت یک امید معلق باقی مانده و هنوز در مسیر بهبود قطعی قرارنخواهد گرفت.
محمد ع. العریان
نوشتن برای PS از سال ۲۰۱۰
: ۱۹۰ تفسیر
محمد آ. العریان، رئیس سابق کالج کوئینز در دانشگاه کمبریج، استاد عملی در مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا است و همچنین پژوهشگر ارشد جهانی مؤسسه لادر می باشد. او مشاور ارشد اقتصادی در آلیانز، رئیس شرکت Gramercy Funds، نویسنده کتاب «
تنها بازی در شهر: بانک های مرکزی، بی ثباتی و جلوگیری از فروپاشی بعدی» (رندم هاوس، ۲۰۱۶) و هم نویسنده (با گوردون براون، مایکل اسپنس و رید لیدو) کتاب «
بحران دائمی: طرحی برای اصلاح دنیای شکسته » (سایمون اند شوستر، ۲۰۲۳) است.
https://www.project-syndicate.org/commentary/us-iran-agreement-only-first-step-for-markets-and-global-economy-by-mohamed-a-el-erian-2026-06?referral=529cb1