logo





پیتر فیلتسمایر

فوتبال؛ میدان بازی غیردموکرات‌ها

پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱ ژوين ۲۰۲۶



با برگزاری جام جهانی فوتبال در آمریکا، کانادا و مکزیک، بار دیگر این پرسش مطرح می‌شود که ورزش تا چه اندازه سیاسی است یا باید باشد. پیتر فیلتسمایر، دانشمند علوم سیاسی و علاقه‌مند به فوتبال، در این مقاله‌ نشان می‌دهد که فوتبال در طول تاریخ اغلب عرصه‌ای برای غیردموکرات‌ها بوده است.

از ۱۱ ژوئن، «پادشاه فوتبال» حکومت خود را آغاز می‌کند؛ حکومتی که ۳۹ روز و ۱۰۴ مسابقه به طول خواهد انجامید. پادشاهی‌ها، برخلاف دموکراسی‌ها، از جمله به این دلیل متفاوت‌اند که در آنها حقوق اقلیت‌ها چندان به رسمیت شناخته نمی‌شود. بنابراین تا ۱۹ ژوئیه، هرگونه مقاومت هواداران غیرفوتبالی در برابر سلطه دیکتاتورمآبانه مسابقات جام جهانی و رویدادهای پیرامون آن، در نبرد بر سر جلب توجه عمومی، تقریباً بیهوده است. اما جام‌های جهانی فوتبال از جهات دیگری نیز چندان دموکراتیک نبوده‌اند.

داوران؛ همدستان رژیم

جام جهانی ۱۹۳۴ در ایتالیا، تحت حکومت فاشیستی برگزار شد. بنیتو موسولینی قصد داشت ایدئولوژی ضدانسانی خود، یعنی فاشیسم، را در سطح جهان به نمایش بگذارد و برای این نمایش، قهرمانی ایتالیا ضروری بود.

در دیدار یک‌چهارم نهایی برابر اسپانیا، دو گل اسپانیا مردود اعلام شد. در مقابل، لوئی بائر، داور بلژیکی مسابقه، گل تساوی ایتالیا را کاملاً صحیح دانست، با آنکه ریکاردو سامورا، دروازه‌بان افسانه‌ای اسپانیا، عملاً توسط بازیکنان ایتالیا مهار شده بود و امکان دفاع از توپ را نداشت.

خشونت بازی ایتالیایی‌ها چنان شدید بود که سامورا آسیب جدی دید و اسپانیا در بازی تکراری ناچار شد با هفت بازیکن مصدوم وارد میدان شود. ایتالیایی‌ها همچنان به همان شیوه ادامه دادند؛ گل پیروزی آنها پس از خطایی آشکار بر خوان خوسه نوگس، دروازه‌بان ذخیره اسپانیا، به ثمر رسید که داور آن را نادیده گرفت.

این شیوه آزموده‌شده حمله به دروازه‌بان، در مرحله نیمه‌نهایی نیز نصیب اتریشی‌ها شد؛ زمانی که توپ را از دستان پیتر پلاتسر ربودند و سپس گل زدند.

جنگ فوتبال

در سال ۱۹۶۹، هواداران فوتبال در هندوراس و السالوادور با یکدیگر درگیر شدند و اندکی بعد، ارتش‌های دو کشور نیز وارد جنگ شدند. «جنگ فوتبال» به تلاش‌های چندین‌ساله برای یکپارچگی آمریکای مرکزی و ایجاد بازار مشترک پایان داد.

زمینه سیاسی این بحران، موضوعی بود که امروزه نیز بسیار مطرح است: مهاجرت.

از دهه ۱۹۵۰ حدود ۳۰۰ هزار کشاورز فقیر از السالوادور از طریق مرزهای باز به هندوراس مهاجرت کرده بودند. بعدها این مهاجران بیش از پیش به عنوان بیگانگان نامطلوب و غاصبان زمین معرفی شدند.

پس از آنکه دولت هندوراس در ۳۰ آوریل ۱۹۶۹ از مهاجران خواست ظرف ۳۰ روز به السالوادور بازگردند، گروه شبه‌نظامی «مانچا براوا» در میانه همان سال، دست به حملات خشونت‌آمیز و اخراج مهاجران زد.

اندکی بعد، رقابت‌های انتخابی جام جهانی ۱۹۷۰ مکزیک آغاز شد و هندوراس و السالوادور در سه دیدار ـ رفت، برگشت و مسابقه تعیین‌کننده ـ روبه‌روی یکدیگر قرار گرفتند.

بازی سوم و سرنوشت‌ساز که در ۲۶ ژوئن ۱۹۶۹ در مکزیکوسیتی برگزار شد، در نهایت جرقه جنگ را زد.

السالوادور با نتیجه ۳ بر ۲ پیروز شد و هندوراس از راهیابی به جام جهانی بازماند. اندکی بعد شورش‌ها آغاز شد که قربانیانی نیز بر جای گذاشت. دو روز بعد، دو کشور روابط دیپلماتیک خود را قطع کردند، نزدیک به ۲۰ هزار شهروند السالوادوری از هندوراس گریختند و رسانه‌های چاپی و رادیویی ــ که گاه اخبار نادرست منتشر می‌کردند ــ فضای تقابل و خصومت را در هر دو کشور تشدید کردند.

در ۱۴ ژوئیه ۱۹۶۹، دولت السالوادور جنگ را با حملات هوایی آغاز کرد. نیروی هوایی هندوراس نیز به اهدافی در السالوادور حمله کرد، اما نتوانست تهاجم زمینی را متوقف کند.

سرانجام، سازمان کشورهای آمریکایی با تهدید به اعمال تحریم، در پنجمین روز جنگ، طرفین را وادار به توقف درگیری‌ها کرد. این جنگ مسلحانه تنها حدود یکصد ساعت به طول انجامید، اما بنا بر منابع مختلف، تا سه هزار کشته و شش هزار زخمی بر جای گذاشت.

اشتیاق آمریکای جنوبی برای دیکتاتورها

دیکتاتور پیشین آرژانتین، خوان دومینگو پرون، نه‌تنها «اِویتا» را به همسری داشت، بلکه یک قاتل جمعی بود که شمار زیادی از افرادی را که مخالف سیاسی خود می‌دانست، بازداشت، شکنجه و به قتل رساند. در عین حال، او فوتبال را به‌طور نظام‌مند برای تبلیغات سیاسی و منحرف کردن افکار عمومی از جنایاتش به کار گرفت.

هنگامی که در ژوئن ۱۹۷۸ جام جهانی فوتبال در آرژانتین برگزار شد، پرون دیگر زنده نبود و همسر و جانشین او، ایزابل پرون، در سال ۱۹۷۶ با کودتای نظامی سرنگون شده بود. اما حکومت نظامی حاکم به رهبری ژنرال خورخه ویدلا همان اندازه از این رویداد برای اهداف تبلیغاتی استفاده کرد.

یک پیروزی بسیار مشکوک ۶ بر ۰ آرژانتین مقابل پرو باعث شد آرژانتین به جای برزیل به فینال راه یابد.

بین سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ حدود ۳۰ هزار نفر قربانی این دیکتاتوری شدند که بیشتر آنان به‌عنوان «دِساپارِسیدوس» (ناپدیدشدگان) شناخته می‌شوند. آرژانتین قهرمان جهان شد و ورزشگاه فینال تنها چند صد متر با مدرسه مکانیک نیروی دریایی (ESMA) فاصله داشت؛ جایی که به مرکز شکنجه تبدیل شده بود.

پس از شکنجه، زندانیان را بیهوش می‌کردند و زنده از هواپیماها بر فراز رودخانه ریو دلا پلاتا به بیرون می‌انداختند تا در حالت بی‌هوشی در آب غرق شوند.



ایالات متحده به‌عنوان صحنه یک دیکتاتورِ در حال شکل‌گیری

جام جهانی ۲۰۲۶ (از جمله) در ایالات متحده برگزار می‌شود. تصمیم میزبانی در سال ۲۰۱۸، در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ گرفته شد. او در این سال‌ها به دموکراسی آمریکا بی‌اعتنایی می‌کند.

این موضوع در جریان قرعه‌کشی گروه‌های جام جهانی نیز آشکار شد؛ رویدادی که به دستور ترامپ از لاس‌وگاس به واشنگتن دی‌سی منتقل شد، دقیق‌تر به مرکز «کندی» که ترامپ با خودبزرگ‌بینی آن را به نام خود تغییر داده بود.

فیفا در همان‌جا به‌طور نمادین جایزه صلحی را به ترامپ اعطا کرد، در حالی که رهبران دولت‌های میزبان دیگر یعنی کانادا و مکزیک در حاشیه صحنه قرار داشتند.

ترامپ بعدها آشکارا از حذف ایران از مسابقات سخن گفت و حتی تهدید کرد که این کشور را ــ به گفته خودش ــ به‌طور غیرصلح‌آمیز از طریق بمباران «از میان خواهد برداشت». یکی از مشاوران او حتی خواستار جایگزینی ایتالیا شد. ایتالیا از نظر رده‌بندی فیفا تیم مناسبی بود، اما دلیل اصلی این پیشنهاد، حضور گسترده مهاجران ایتالیایی در آمریکا و منافع تجاری احتمالی بود.

تحریم یا نه؟

این وضعیت پرسش قدیمی را دوباره مطرح می‌کند: آیا باید جام جهانی را در کشورهای غیر دموکراتیک تحریم کرد؟ همان‌طور که پیش‌تر در روسیه (۲۰۱۸)، قطر (۲۰۲۲) و حتی آینده در عربستان سعودی (۲۰۳۴) مطرح شده بود.

اگر به نمونه هولناک بازی‌های المپیک ۱۹۳۶ در آلمان نازی فکر کنیم، ممکن است مخالفان تحریم بعدها از تصمیم خود پشیمان شوند. از سوی دیگر، استدلال مقابل این است که می‌توان از همین صحنه جهانی برای نقد و افشای سیاست‌های شبیه به فاشیسم، از پوتین تا برخی حکومت‌های عربی و ترامپ، استفاده کرد.

این موضوع درباره فیفا نیز صدق می‌کند؛ نهادی که با حکومت‌های غیر دموکراتیک سازگار شده است. اگر کسی بخواهد برگزاری جام جهانی در آمریکا را به دلیل «کاهش کیفیت دموکراسی» تحریم کند، در عمل باید با برگزاری رویدادهای ورزشی در حدود دو سوم کشورهای جهان مخالفت کند.

زیرا از میان ۲۱۱ عضو فیفا، بیش از ۱۳۰ کشور دارای نظام‌های غیردموکراتیک‌اند؛ کشورهایی که در آنها استقلال واقعی نهادهای ورزشی از دولت تقریباً وجود ندارد. این وضعیت درباره بسیاری از کشورهای حاضر در مسابقات نیز صدق می‌کند.

پیتر فیلتسمایر

این مقاله همراه با برنامه «Gedanken» در رادیو Ö1 اتریش (۷ ژوئن ۲۰۲۶) و پادکست ZIB2-FM4 با عنوان «پروفسور و گرگ» (۸ ژوئن ۲۰۲۶) منتشر شده است.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد