logo





در میدان انقلاب تهران چه می‌گذرد

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۴ ژوين ۲۰۲۶

س. حمیدی



بالادستی‌های جمهوری اسلامی قریب پنج ماه است که میدان انقلاب تهران را به عنوان محلی برای تبلیغات شبانه‌ی خویش درآورده‌اند. به همین منظور مترو نیز رایگان اعلام می‌شود تا گروه‌های بیش‌تری از مردم هوادار نظام، به این ماجرای سیاسی اشتیاق نشان دهند. موضوعی که تنها تنفر و بیزاری شهروندان تهرانی را برمی‌انگیزد.

در هر سویی از میدان که بگویی بیلبوردهای ده‌ها متری برای نمایش عکس‌های "امام شهید" و امام زنده اما غایب حکومت بر پا داشته‌اند. چادرهایی نیز بر کف میدان نصب نموده‌اند که بیش از همه انسان را به یاد افسانه‌ی صحرای کربلا و جرگه‌ی مقدس‌مآب امام حسین می‌اندازد. راه‌اندازی شیرهای موقت آب نیز از اموری است که مدیران دولتی در نصب آنها چیزی فرونگذاشته‌اند. ایستگاه‌های صلواتی توزیع غذا و اقلام تبلیغی هم در هرگوشه‌ای از میدان که بگویی به چشم می‌آید. در همین ایستگاه‌های صلواتی است که به مردم نوشیدنی و غذاهای سرد و گرم رایگان می‌دهند. نوعی از خیرات دولتی که کسی به حلال یا حرام بودن آن‌ها نمی‌اندیشد. مهم آن است که عطش و گرسنگی معده‌ها را فرو‌بنشانند تا تماشاگران از مشارکت در برنامه‌های شبانه‌ی این میدان جا نمانند. مردم حاضر در میدان هم پرچم جمهوری اسلامی را به دست می‌گیرند و آن را در هوا تکان می‌دهند تا در همراهی خود با حکومت سنگ تمام بگذارند. آخرِ شب و در پایان برنامه نیز بین حاضران مجلس انواع و اقسام چلو کباب توزیع می‌‌شود تا توزیع آن را نشانه‌ای روشن برای پایان برنامه به حساب بیاورند.

جمعیت حاضر در میدان انقلاب چه کسانی هستند؟ پرسشی که به طور طبیعی ذهن هر مخاطبی را به کار می‌گیرد. خانواده‌ی شهیدان و جانبازان جمهوری اسلامی به همراه خانواده‌ی پاسداران و بسیجیان نقش اصلی را برای حضور در میدان به عهده گرفته‌اند. چون همگی در ساختار حکومت از امتیازهای قانونی ویژه‌ای سود می‌برند. دریافت کالابرگ‌های مخصوص، سهمیه‌‌ی سی در صدی ‌دانشگاه، استخدام در ادارات دولتی، سهمیه بردن از فروش اتومبیل‌های داخلی و خارجی، تور مشهد و کربلا و تخفیف‌های مالیاتی تنها بخش کوچکی از این امتیازات نظام طبقاتی جمهوری اسلامی است که گزارش‌ آن‌ها کم و بیش در رسانه‌های حکومت هم بازتاب می‌یابد.

زنان کاسب و پرستوهای بی‌نام و نشان حکومت نیز در جشن شبانه‌ی میدان انقلاب حضوری فعال دارند. حضور همین زنان شرایطی را برای افراد ابن‌الوقت پیش می‌آورد که جهت تفریح و خوشگذرانی هم که شده از حضور در چنین جشن یا عزایی غافل نمانند. کم نیستند کسانی که تیکه‌ی‌ مناسب خود را از همین زنان چند منظوره برمی‌گزینند. چنین افرادی از جمعیت هرگز ناراضی به خانه بازنمی‌گردند. گفتنی است که زنان این محفل شبانه خیلی هم آزادانه عمل می‌کنند و هرگز کسی به نوع پوشش ایشان کاری ندارد. حتا تلویزیون دولتی نیز نمونه‌های روشنی از وضع و حال همین زنان بی‌حجاب و کم حجاب را پخش می‌کند. دیگر هرکسی صیغه و تیکه‌ می‌خواهد چندان هم لازم نیست که به حرم امام راحل یا مشهد و قم و حضرت عبدالعظیم سر بزند. در میدان انقلاب تهران همه چیز را برای مشتریان چنین بازاری آماده نموده‌اند. به گونه‌ای آشکار آخوندهایی هم در میدان هستند که در این خصوص برای همه تسهیلگری لازم به عمل می‌آورند.

ولگردان و اوباش شهری هم در این جشن مفتخوری نقش می‌آفرینند. چون هم پذیرایی می‌شوند و شام مجانی می‌خورند و هم این‌که به آسانی می‌توانند موبایل و کیف دستی این و آن را بربایند. پرچم جمهوری اسلامی را که به دست بگیرند و سرود ای ایران بخوانند کارها کمی آسان‌تر می‌شود. بدون تردید در جرگه‌های خودمانی و برادرانه‌ی هواداران جمهوری اسلامی همه چیز خیلی راحت و برادرانه به پیش می‌رود.

عوامل بسیج ادارات و محلات تهران هم در این گشت و گذار شبانه حضورشان را به همدیگر اعلام می‌نمایند تا از امتیازهای اداری آن نیز بهره‌مند شوند. تظاهر در همراهی با حکومت می‌تواند آینده‌ی شغلی و کاری ایشان و فرزندانشان را تضمین نماید. آنان خوب می‌فهمند که جمهوری اسلامی با هر دوز و کلکی که شده باید دوام بیاورد وگرنه در نظامی دیگر پرونده‌هایی از قتل و غارت برای ایشان تشکیل خواهد شد.

در مورد هماهنگی، تهیه و توزیع اقلام پذیرایی و تبلیغی این جشن شبانه، شهرداری تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، سپاه و بسیج نقش اصلی را به عهده دارند. وزارتخانه‌ها و بانک‌های خصوصی و دولتی هم از پرداخت هزینه‌های ده‌ها میلیاردی آن چیزی کم نمی‌گذارند. شرکت‌های مواد غذایی وابسته به بنیاد مستضعفان هم در محل حضور دارند تا در پخش و توزیع مواد غذایی در بین هواداران حکومت، نقش خود را به اجرا بگذارند. چنین رفتاری شرایطی را برای مدیران آن‌ها آماده می‌کند تا هرچه بیش‌تر‌ و به‌تر از اموال و موجودی کارخانه بدزدند. موضوعی که اکثر این شرکت‌ها را با ورشکستگی مواجه نموده است.

مداحان حکومتی از برندگان اصلی این شوهای تبلیغاتی شمرده می‌شوند. آنان ضمن اجرای نمونه‌هایی از موسیقی پاپ امروزی حسین حسین می‌گویند و مخاطبانشان را به وجد و هیجان می‌آورند. مزدشان را نیز هم از امام حسین در صحرای محشر می‌گیرند و هم از جمهوری اسلامی. تمامی این بازار گرمی‌ها هم برای رونق کسب و کار مداحی خودشان صورت می‌پذیرد تا عوام‌الناس را بیش از این بفریبند.

گروه‌های خودمانی میدان پس از اتمام مراسم بر اتومبیل‌هایی از سپاه می‌نشینند تا در محله‌های پرتراکم شهر تهران سرود ای ایران بخوانند و شعار حیدر حیدر سر بدهند. اکثر این اتومبیل‌ها همان‌هایی هستند که سپاه همه‌ی آن‌ها را از چین وارد میکند. در واقع نوعی تهاتر دولتی در قبال فروش نفت ایران به چین صورت می‌پذیرد. زنان هوادار حکومت در این گستره نیز بیش از مردان نقش می‌آفرینند تا شعار حیدر حیدر را در هر محله‌ای از تهران که بگویی جار بزنند.

گشت‌های ایست – بازرسی تازگی‌ها چنان باب کرده‌اند که مردم عادی را به جرم بی‌اعتنایی به پروژه‌ی وطن دوستی حاکمیت دستگیر نمایند. گویا وطن دوستی فقط همان است که در میدان انقلاب به نمایش درمی‌آید. سپس از ایشان تعهد کتبی می‌گیرند که کار وطن پرستی جمهوری اسلامی را امری محترم بشمارند. عده‌ای از همین دستگیرشدگان را نیز به میدان انقلاب یا دیگر میدان‌های شهر می‌کشانند تا چند شبی هم پرچم‌های جمهوری اسلامی را به دست بگیرند و سرود ای ایران بخوانند. انگار نوعی از آموزش عملی وطن دوستی را راه انداخته‌اند. جای سلطنت طلبان و هواداران رضا پهلوی در این معرکه خالی است. چون شاه‌پرستان و حزب‌اللهی‌ها دست کم در وطن پرستی تصنعی و ساختگی، از همدیگر چیزی کم نمی‌آورند. سپس می‌ماند انتخاب نوع پرچم، که در صورت لزوم بر سر انتخاب آن هم می‌توانند با هم کنار بیایند تا داستان سیاسی برد- برد اتفاق بیفتد.

در این تجمعات شبانه جدای از هواداران جمهوری اسلامی دستفروشانی نیز حضور دارند که به جز غم نان و فروش جنسشان غمی در دل ندارند. گفتنی است که اکثر این دستفروشان به دلیل آسیب‌های فراوان جنگ، کار ثابتشان را از دست داده‌اند و به امید کاسبی مناسب حضور در چنین تجمعاتی را غنیمت می‌شمارند. اما این نوع از کاسبی سرپایی هرگز نمی‌تواند پاسخگوی هزینه‌های کمرشکن خانواده‌های امروزی باشد.

توهمی ساده‌لوحانه به مغز کارگزاران بالادستی جمهوری اسلامی رخنه کرده است که میدان‌ها و خیابان‌های شهر هرگز نباید از هواداران حکومت خالی باقی بماند. حتا مجتبا خامنه‌ای هم در این خصوص فرمان حکومتی صادر نموده است. گویا در صورت خالی بودن این میدان‌ها، دشمن آن‌ها را تصرف خواهد کرد تا جمهوری اسلامی را از قدرت پایین بکشد. شاید هم روزگاری اسراییل خواسته است که به اتکای رضا پهلوی چنین نقشه‌ی موهومی را به اجرا بگذارد. نقشه‌ای که اسراییل گزارش‌های دروغ هوادارانش در خارج یا داخل کشور را پشتوانه‌ای برای اجرای آن به حساب می‌آورد. هرچند از چنین ماجرایی بیش از چهار ماه می‌گذرد ولی یادآوری آن همچنان جمهوری اسلامی را به تب و لرز وامی‌دارد تا از تجمع شبانه در میدان انقلاب تهران و دیگر میدان‌های کشور چیزی فرونکاهد. مگر چنین ماجرایی روزی و روزگاری به ظهور حضرت مهدیِ این آقایان حکومتی بینجامد!


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد