در بورکینافاسو، چینیها بیمارستان میسازند، در حالی که روسیه نیروهای نظامی میفرستد. اروپا باید اکنون دست به کار شود، وگرنه با از دست رفتن کامل اهمیت خود در این منطقه روبهرو خواهد شد.
در حاشیه شهر بوبو-دیولاسو، دومین شهر بزرگ بورکینافاسو، از سال ۲۰۲۵ مجموعه عظیمی از ساختمانها از دل شنهای سرخرنگ برآمده است: یک بیمارستان کاملاً نوساز که با ستونهای عظیم در نمای بیرونی و نوشتهای بزرگ به حروف چینی خودنمایی میکند. زیر آن، با حروف کوچکتر فرانسوی نوشته شده است: «کمک چین برای آیندهای مشترک».
تا سال ۲۰۱۸، تیمی از تایوان در بوبو-دیولاسو به ارتقای استانداردهای پزشکی درمانگاه محلی کمک میکرد. اما پس از قطع روابط با جمهوری جزیرهای تایوان، بورکینافاسو روابط دیپلماتیک خود را با چین برقرار کرد. از آن زمان، چین با قدرت وارد میدان شد و میلیونها دلار برای ساخت بیمارستانی کاملاً جدید هزینه کرد. یک شرکت ساختمانی از پکن این مجموعه را بنا کرد.
این نمونه نشان میدهد که تا چه اندازه نیروهای خارجی تأثیرگذار در بورکینافاسو ـ و در بسیاری از نقاط غرب آفریقا ـ در حال تغییرند. چین بیمارستان میسازد و در معادن و زیرساختها سرمایهگذاری میکند؛ روسیه نیروهای نظامی میفرستد؛ هند برنج صادر میکند؛ و بیشتر صادرات این کشورها، بهویژه طلا، به امارات متحده عربی میرود.
در مقابل، بیشتر واردات از چین میآید؛ کشوری که از اول مه، تعرفههای وارداتی برای تمام کشورهای آفریقایی را لغو کرده است ـ بهجز اسواتینی که همچنان روابط خود را با تایوان حفظ کرده است.
ایالات متحده آمریکا در دوران دونالد ترامپ کمکهای بشردوستانه خود را کاهش داده، اما حضور اقتصادیاش را در غرب آفریقا تقویت کرده است. اروپا همچنان در این روند نقشی دارد، اما آینده این نقش نامطمئن است.
همزمان، دولتهای نظامی کشورهایی مانند بورکینافاسو و مالی، که در پی تهدید گروههای جهادی و جداییطلب در سالهای گذشته از طریق کودتا به قدرت رسیدهاند، حقوق بشر را بیش از پیش تضعیف میکنند. در بورکینافاسو، جایی که از سال ۲۰۲۲ نظامیان حاکماند، رسانههای غربگرا تحت فشار قرار گرفتهاند، روزنامهنگاران محلی زندانی میشوند (یا به جبهه فرستاده میشوند)، احزاب مخالف سرکوب و سازمانهای غیردولتی نامطلوب ممنوع شدهاند.
بسیاری، بهویژه جوانان، دیکتاتور ۳۸ ساله، ابراهیم ترائوره را ستایش میکنند؛ کسی که بهزعم آنان سرانجام بندهای پسااستعماری را میگسلد و با نابرابری مبارزه میکند. مثلاً زمانی که سربازان فرانسوی را از کشور بیرون میکند (و همزمان مزدوران روسی را وارد میسازد)، یا وقتی اعلام میکند خدمات درمانی رایگان، از جمله برای موارد اورژانسی، گسترش خواهد یافت.
برخی ابراهیم ترائوره را چون منجی میپرستند
اقدامات ترائوره ـ چه واقعی و چه اغراقآمیز ـ در شبکههای اجتماعی بهشدت تبلیغ میشود. عنوان یکی از ویدئوها چنین است: «واو، ترائوره بهترین بیمارستان آفریقا را افتتاح کرد». دیگری میگوید: «واو! ترائوره تمام کارگران ساختمانی غربی را با بورکینافاسوییها جایگزین کرد».
در بخش نظرات، تحسین اغراقآمیز با نفرت از فرانسه درهم میآمیزد: «این است یک رهبر! خدا او را حفظ کند.»
اما گروههای جهادی و جداییطلب همچنان دولتهای منطقه ساحل را تحت فشار قرار میدهند؛ و در برخی موارد حتی این فشار افزایش یافته است، چنانکه حملات هماهنگ اخیر به ساختارهای نظامی در مالی نشان داد. بر اساس گزارش اندیشکده استرالیایی Institute for Economics and Peace، بیش از نیمی از قربانیان تروریسم ثبتشده در سراسر جهان در سال ۲۰۲۴ در غرب آفریقا بودهاند.
اروپا چه میتواند بکند؟ چهار پیشنهاد
نخست، بروکسل باید به غرب آفریقا اهمیت بیشتری بدهد. چگونه ممکن است اتحادیه اروپا سالها برای تدوین یک راهبرد جدید برای منطقه ساحل وقت صرف کند؟
دوم، اروپا که طی قرنها قاره همسایه را استثمار کرده ـ و از بسیاری جهات هنوز هم چنین میکند ـ نباید در برابر این وضعیت بحرانی، از کمکهای توسعهای بکاهد.
سوم، شرایط تجاری عادلانهتر، مثلاً در تجارت کاکائو، ضروری است. فقر گسترده، نابرابری و منازعات بر سر توزیع زمین از مهمترین دلایل قدرت گرفتن تروریسم در منطقه بودهاند.
چهارم، اروپا باید بهطور هدفمند کشورهایی را تقویت کند که هنوز روابط خوبی با آنها دارد و مناطق روستاییشان به دست گروههای اسلامگرای افراطی نیفتاده است؛ از جمله ساحل عاج، غنا، توگو و سنگال.
سراپ گولر، وزیر مشاور در وزارت خارجه آلمان، در سفر اخیر خود به ساحل عاج ـ جایی که از یک آکادمی مبارزه با تروریسم مورد حمایت آلمان نیز بازدید کرد ـ بهدرستی بر اهمیت غرب آفریقا برای اروپا تأکید کرد.
و شاید همانگونه که او این موضوع را مطرح میکند، بتوان محافظهکاران اروپا را نیز متقاعد کرد که اقدامات بیشتری انجام دهند: گولر بر ظرفیتهای عظیم اقتصادی منطقهای تأکید میکند که بهزودی جمعیتی نزدیک به ۵۰۰ میلیون نفر خواهد داشت و میتواند برای اروپا اهمیت فراوانی داشته باشد. شاید همین، چشمها را باز کند.
به نقل از فرانکفورتر آلگماینه ۱۱ مه ۲۰۲۶