ترکیه با سرمایهگذاری گسترده در سومالی، ادعای قدرت خود را در این منطقه تثبیت میکند. آنچه برای ترکیه ـ و نیز بسیاری از کشورهای دیگر ـ جذاب است، بیش از همه موقعیت راهبردی و بسیار مهم سومالی است.
سومالی در شرق آفریقا در چند سال اخیر مورد توجه و رقابت بسیاری از بازیگران بینالمللی قرار گرفته است. این در حالی است که هنوز در آغاز سال ۲۰۱۱، این کشور نمونهای نومیدکننده تلقی میشد؛ کشوری که در آن زمان بیست سال بود بدون دولت مرکزی اداره میشد.
تا امروز نیز شبهنظامیان الشباب، وابسته به القاعده، بخشهای وسیعی از خاک کشور را در کنترل خود دارند. با این حال، این مسئله دیگر بسیاری از قدرتهای منطقهای را از حضور در سومالی بازنمیدارد؛ در صدر آنها ترکیه قرار دارد. زیرا سومالی هم ظرفیت اقتصادی دارد و هم در موقعیتی بسیار مهم در خلیج عدن واقع شده است.
فهرست مطالب این نوشته:
* سومالی و موقعیت ژئواستراتژیک آن
* سومالی: شکنندگی سیاسی داخلی و امنیتی
* مهمترین شریک: ترکیه در سومالی
* منافع اتحادیه اروپا در شاخ آفریقا
* جنگ آمریکا علیه ایران و پیامدهای آن
سومالی و موقعیت ژئواستراتژیک آن
سومالی از نظر ژئواستراتژیک، بیش از هر چیز به سبب قرار گرفتن در شاخ آفریقا اهمیت دارد. این کشور به خلیج عدن محدود میشود. خلیج عدن نیز از طریق تنگه بابالمندب به دریای سرخ متصل است؛ و از آنجا مسیر کشتیرانی به کانال سوئز ادامه مییابد. به این ترتیب، بخش قابل توجهی از ترافیک دریایی میان اروپا و آسیا از این تنگه عبور میکند.
نفوذ بر بابالمندب به معنای نفوذ بر مسیرهای تجارت جهانی، امنیت دریایی و کنترل این گلوگاه حساس میان آفریقا، شبهجزیره عربستان و آسیاست. از جمله کشورهایی که در سومالی منافع اقتصادی، نظامی و سیاسی خاص خود را دنبال میکنند میتوان به ترکیه، کشورهای خلیج فارس، اتیوپی و مصر، ایالات متحده و در سالهای اخیر اسرائیل اشاره کرد.
در عین حال، درگیریهای داخلی و تهدید ناشی از شبهنظامیان الشبابِ نزدیک به القاعده، این کشور را به یکی از کانونهای بحران امنیتی تبدیل کرده است. دقیقاً ترکیب موقعیت راهبردی، دولت ضعیف و منافع قدرتهای خارجی است که سومالی را به کشوری با اهمیت ژئوپلیتیکی بالا بدل کرده است.
سومالی: شکنندگی سیاسی داخلی و امنیتی
سومالی از زمان فروپاشی کامل دولت در اوایل دهه ۱۹۹۰ راهی طولانی را پیموده است. بهویژه در موگادیشو، پایتخت کشور، پیشرفتها آشکار است: این شهر امروز نسبت به سال ۲۰۱۱، زمانی که الشباب بخشهای بزرگی از شهر و کشور را در کنترل داشت، بهمراتب باثباتتر و زندهتر به نظر میرسد.
مردم سومالی خود نقش تعیینکنندهای در بهبود وضعیت داشتهاند. آنها در برابر ترور و خشونت شبهنظامیان ایستادگی کردند و علیرغم تهدیدهای گسترده و حملات مرگبار متعدد، از بازسازی کشور دست نکشیدند. در کنار این، بازیگران بینالمللی مانند اتحادیه آفریقا، اتحادیه اروپا و ترکیه نیز نقشی مهم ایفا کردهاند.
کشوری که درگیر نبردهای قدرت است
با وجود این تحولات، سومالی همچنان از نظر سیاسی و امنیتی کشوری شکننده باقی مانده است. رقابتهای قدرت میان دولت مرکزی، ایالتهای فدرال، قبایل و اسلامگرایان مسلح، سیمای سیاسی کشور را شکل میدهد.
افزون بر این، بازیگران متعدد بینالمللی از پراکندگی سیاسی سومالی برای پیشبرد منافع خود استفاده میکنند و همین امر به تعمیق شکافها میانجامد. بیشترین سود را از این وضعیت اسلامگرایان افراطی میبرند.
بر اساس چندین تحلیل، الشباب در حال حاضر حدود ۳۰ درصد خاک سومالی را در اختیار دارد و از نظر نظامی تا نزدیکی موگادیشو پیشروی کرده است. تحلیلگران علت موفقیت این گروه اسلامگرا را نه فقط در قدرت نظامی آن، بلکه در ضعف مستمر دولت میدانند.
مشکل اصلی، تنشهای روبهافزایش میان دولت موگادیشو و ایالتهای فدرال ارزیابی میشود. رئیسجمهور حسن شیخ محمد در تلاش است کشوری را که طبق قانون اساسی ساختاری فدرال دارد، بهطور فزایندهای به شیوهای متمرکز اداره کند.
دو ایالت از شش ایالت فدرال دیگر دولت مرکزی را به رسمیت نمیشناسند. کشور سومالی نیز از سال ۱۹۹۱ استقلال خود را اعلام کرده است؛ استقلالی که موگادیشو تا امروز آن را به رسمیت نشناخته است.
مهمترین شریک: ترکیه در سومالی
ترکیه بهعنوان نزدیکترین شریک سومالی شناخته میشود. این حضور و همکاری به سال ۲۰۱۱ بازمیگردد؛ زمانی که رجب اردوان، نخستوزیر وقت و رئیسجمهور کنونی ترکیه، در بحبوحه یک بحران شدید امنیتی و غذایی به سومالی سفر کرد. او وعده کمکهای گسترده انسانی داد ـ و به وعده خود عمل کرد. به همین دلیل، مردم سومالی تا امروز قدردان او هستند.
از آن زمان، یک شراکت راهبردی فشرده میان دو کشور شکل گرفته است. سومالی برای ترکیه دسترسی به شاخ آفریقا و مسیرهای مهم دریایی را فراهم میکند. افزون بر این، سومالی برای ترکیه بهمثابه پایگاهی برای گسترش نفوذ در سراسر قاره آفریقا عمل کرده است؛ ترکیه از سال ۲۰۱۱ حضور خود را در بسیاری از کشورهای آفریقایی بهطور چشمگیری افزایش داده است.
یک پایگاه فضایی و دیگر پروژههای پرستیژ
افزون بر این، پروژههای اقتصادی و نمایشی بلندپروازانهای نیز در جریان است: از اکتشاف نفت در آبهای ساحلی گرفته تا ساخت یک پایگاه فضایی برنامهریزیشده که عملیات احداث آن از پیش آغاز شده است. این پروژهها از دید ترکیه نهتنها درآمدزا هستند، بلکه امکان تقویت جایگاه این کشور را بهعنوان یک قدرت منطقهای یا میانقدرت نوظهور فراهم میکنند.
برای تضمین امنیت این سرمایهگذاریها در محیط شکننده سومالی، ترکیه همکاری امنیتی خود با موگادیشو را گسترش داده است. در این زمینه، توافق امنیتی سال ۲۰۲۴ اهمیت اساسی دارد؛ توافقی که شامل حمایت از ایجاد نیروی دریایی و گارد ساحلی، آموزش نیروهای امنیتی، ارسال تسلیحات و حضور پررنگتر ترکیه در شاخ آفریقا است.
منافع اتحادیه اروپا در شاخ آفریقا
اتحادیه اروپا در سومالی عمدتاً اهداف امنیتی و تثبیتکننده را دنبال میکند. از دید اروپا، هدف مهار شبهنظامیان الشباب نزدیک به القاعده، جلوگیری از بازگشت دزدی دریایی در سواحل سومالی، مدیریت جریانهای مهاجرتی و پیشگیری از فروپاشی بیشتر ساختارهای دولتی در شاخ آفریقا است.
آنته وبر، نماینده ویژه اتحادیه اروپا در شاخ آفریقا، همچنین به اهمیت فزاینده راهبردی دریای سرخ اشاره میکند. اتحادیه اروپا کمکهای بشردوستانه و برنامههای توسعهای را تأمین مالی میکند، در مأموریتهای آموزشی و پلیسی مشارکت دارد و با عملیات دریایی آتلانتا سالهاست یکی از بازیگران اصلی در حفاظت از مسیرهای دریایی مقابل سواحل سومالی بهشمار میرود.
در عین حال، بروکسل طی سالهای طولانی از مأموریتهای تحت رهبری اتحادیه آفریقا در سومالی حمایت کرده و بخش بزرگی از هزینههای آن را تأمین کرده است.
بهتازگی اتحادیه اروپا بار دیگر ۷۵ میلیون یورو برای مأموریت AUSSOM اتحادیه آفریقا اختصاص داده است، زیرا شکست این مأموریت را بسیار خطرناک میداند. به گفته وبر، اکنون تعیینکننده آن است که موگادیشو و ایالتهای فدرال دوباره به یک خطمشی سیاسی مشترک برسند؛ بدون چنین هماهنگیای، سرمایهگذاری امنیتی اروپا نیز تضعیف خواهد شد. او هشدار میدهد که در نهایت، بیشترین بهره را از این تکهتکه شدن سیاسی، الشباب خواهد برد.
جنگ آمریکا علیه ایران و پیامدهای آن
جنگ آمریکا علیه ایران در سومالی نیز پیامدهایی داشته است: کمبود غلات، سوخت و گرانتر شدن مسیرهای حملونقل، وضعیت تأمین کالا را وخیمتر کرده است؛ وضعیتی که پیشتر نیز به دلیل خشکسالی و درگیریهای داخلی، فاجعهبار بود.
با جنگ خلیج فارس، بابالمندب در کنار تنگه هرمز بهعنوان دومین گلوگاه راهبردی مورد توجه قرار گرفته است. این مسیر حملونقل نیز به هیچ وجه امن نیست. این موضوع پیشتر در سال ۲۰۲۳ آشکار شده بود: شبهنظامیان حوثی در یمن، که متحد ایران هستند، به کشتیهای وابسته به متحدان اسرائیل حمله کردند؛ اقدامی که بهعنوان واکنش به جنگ اسرائیل در غزه صورت گرفت.
دزدان دریایی سومالیایی نیز از این ناامنی عمومی بهره بردند و از سال ۲۰۲۳ حملات خود را دوباره افزایش دادند. در حال حاضر، با وجود جنگ در ایران، هنوز فعالیت مستقیمی از سوی حوثیها مشاهده نمیشود. اما این جنگ میتواند بر توازن کلی امنیت دریایی تأثیر بگذارد، و شمار حملات دزدان دریایی در آبهای سومالی در هفتههای اخیر بار دیگر بهطور محسوسی افزایش یافته است.
به نقل از دویچلندفونک ۱۶ مه ۲۰۲۶