هَآرِتس انگلیسی، سی آوریل ۲۰۲۶
چگونه است که اسرائیل همیشه خود را در سمت نادرست تاریخ، عدالت، انسانیت قرار میدهد؟ چگونه است که همواره در کنار انسانهای ناباب جای میگیرد؟ چرا به نظر میرسد که راهنمایش حرص و ریاکاری است، با این نگرش متکبرانه که هیچکس حق ندارد به این کشور درس دهد، زیرا برای انجام هر کاری مجاز است؟
از گزارش تحقیقاتی که آوی شارف در این هفته (هآرتس، ۲۶ آوریل) منتشر کرده است، به سختی میتوان به حیرت افتاد. اسرائیل گندمی را از روسیه میخرد که از اوکراین غارت کرده است. گیدئون ساعر، وزیر امور خارجه، اوکراین را به خاطر عدم ارائه اعتراض به موقع، سرزنش کرد. دور نیست که اوکراین را به یهودستیزی متهم کنند، درست مثل سایر کشورهای خشمگین اروپایی. اروپا خواهد ترسید و دوباره سکوت خواهد کرد و اسرائیل به خرید گندم دزدیده شده به بهایی کم از کشتیهایی که رادیوهای ردیابِ خود را در دریا خاموش میکنند تا فعالیت مجرمانه خود را پنهان کنند، ادامه خواهد داد.
تاریخ این کشور سرشار از حیلهگریهای دیپلماتیک است که همیشه مورد تحسین قرار میگیرد. آیا به یاد دارید که چگونه پنج ناو جنگی را در بندر شربورگ از فرانسه دزدیدیم؟ اوه، چه روزهایی! اسرائیل قهرمانانی را که آن سرقت دیپلماتیک را انجام دادند، میپرستید و کسی نمیپرسید که آیا این رویه، نحوه رفتار یک کشور قانونمند است یا خیر. فرانسه تحریم فروش اسلحه به اسرائیل را اعمال کرده بود - این حق قانونی اش بود - و اسرائیل ناوهائی را که فقط بخشی از بهای آن پرداخت شده بود، زیر چشم فرانسویها دزدیدند. باز یک افسانه اسرائیلی دیگر...
شما مختارید که به بدترین رژیمهای جهان اسلحه بفروشید - فهرست این کشورها، گواتمالا، حکومت نظامی آرژانتین، شیلی پینوشه، ایران شاه، میانمار، زئیر و آفریقای جنوبی آپارتاید را دربر می گیرد – و حتی اگر در داخل اسرائیل مورد انتقاد قرار بگیرد، انتقادی بسیار جزئی است.
و چرا اسرائیل جزو نادر کشورهایی است که روشنگرترین و مهمترین معاهدههای بینالمللی را امضا نکرده است؟ از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای گرفته تا معاهده اتاوا که مینهای ضد نفر را ممنوع میکند و نیز معاهده تجارت اسلحه را؟ چرا اسرائیل به معاهده رم نپیوسته که از این طریق میتوانست عضو دادگاه کیفری بینالمللی گردد؟ و چرا کنوانسیون بینالمللی حفاظت از حقوق کارگران مهاجر را امضا نکرده یا معاهده ناپدید شدن اجباری را که برای جلوگیری از موقعیتهایی است که در آن افراد توسط مقامات دولتی ربوده میشوند و هرگز باز نمیگردند، تصویب نکرد؟ چگونه میتوانید به چنین ابتکارهای ارزشمندی "نه" بگویید؟
اسرائیل به جهانیان میگوید که جنگلی در ویلای جهانی است. ما به هیچ ابتکار انسانی یا روشنگرانهای نمیپیوندیم. بیشتر این پیمانها پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست بسته شدهاند و اسرائیل بیش از هر کشوری فکر میکند که از این کار معاف است. پیمانهای بینالمللی چه ربطی به "قوم برگزیده" دارد؟
بهانهها بسیار زیادند. اسرائیل ظاهراً برای موجودیتش در وضعیت جنگی به سر میبرد، یک قدرت محلی با ارتشی عظیم که نمیتواند متحدانش را برگزیند. نتیجه این ناتوانی در انتخاب متحدانش این است که فقط نیمه متحدانی برایش باقی مانده است. چرا باید مثل همه، گندم را به قیمت بازار بخرد، در حالی که میتواند گندم آغشته به خون را ارزان بخرد؟ اسرائیل هرگز نمیتواند ادعا کند که به دلیل کمبود پول مجبور به خرید آن محصول نکبتبار شده است.
روابط اسرائیل با اوکراین و رئیس جمهور آن، ولادیمیر زلنسکی، از زمان آغاز اشغال روسیه پیچیده شده است. اسرائیل به جای ایستادن در کنار کشوری که برای آزادی خود میجنگد، استدلال کرد که باید روابط خوب خود را با هر دو طرف حفظ کند. خالی از طنز نیست که نفتالی بنت حتی سعی کرد بین دو طرف میانجیگری کند. برای چه؟ فقط برای اینکه بتوانیم بدون مانع به بمباران سوریه ادامه دهیم، که گویا هدفی ارزشمند است؟ اسرائیل بیچاره، تنها کشوری که منافع متناقض دارد.
در پشتِ همهی اینها حقیقت اندوهباری نهفته است: برای اسرائیل که محصولات غارتشده از سرزمینهای اشغالی، درست مانند گندم اوکراین، را صادر میکند، این کار بههیچوجه مایه ناراحتی وجدان نیست. اسرائیل با دور شدن از جامعه بینالمللی، میپذیرد که دستانش خدشهدار است و جهان را مسخره میکند. ما با مینهای ضد نفر مخالف نیستیم چون میخواهیم خودمان آن ها را بهکار بریم؛ ما با قانونِ حقوق مهاجران موافق نیستیم چرا که خودمان میخواهیم آنان را اخراج کنیم. و با اینهمه، شکوه میکنیم که جهان بَر ضِدِ ماست.