logo





آمریکا و ایران:
چشم‌انداز صلح چگونه است؟

سه شنبه ۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۸ آپريل ۲۰۲۶



رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، می‌خواهد دوباره از این جنگ خارج شود. اما اینکه توافقی حاصل شود یا نه، به تصمیم تندروهای ایرانی نیز بستگی دارد.

نوشته‌ی آلیس بوتا، لیا فرهزه، تینا هیلدبرانت، پاول میدلهوف، امید رضایی و یوهانا روت
از هفته‌نامه‌ی دی تسایت، شماره ۱۸/۲۰۲۶
۲۲ آوریل ۲۰۲۶

اواخر شامگاه سه‌شنبه، رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، آتش‌بس اولیه‌ی دو هفته‌ای با ایران را به‌طور ناگهانی تمدید کرد—آن هم با پیامی در شبکه‌ی اجتماعی خود، Truth Social—بدون تعیین ضرب‌الاجل جدید، تا زمانی که «گفت‌وگوها» به پایان برسند، «به هر شکلی که باشد». هیچ چیز روشن نیست؛ همه‌چیز همچنان ممکن است.

ایالات متحده و ایران ممکن است به‌زودی دوباره به سوی یکدیگر شلیک کنند—شاید حتی شدیدتر از قبل، چرا که دست‌کم ارتش آمریکا ذخایر مهمات خود را تکمیل کرده و نیروهای بیشتری اعزام کرده است. یا شاید هر دو طرف بتوانند به یک راه‌حل مذاکره‌ای دست یابند که تا حدی آبرویشان را حفظ کند.

یا این احتمال هم وجود دارد که وضعیت در همین حالت تعلیقِ مسلحانه باقی بماند—شاید برای هفته‌ها یا حتی ماه‌ها. این تنش شدید میان ویرانی و توافق، احتمالاً در آینده‌ی نزدیک نیز ادامه خواهد داشت. سه پرسش اساسی همچنان مطرح است:

۱. آیا رهبری ایران رادیکال‌تر از گذشته شده است؟

جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست، اما چهره‌ای تازه به خود گرفته است. مرکز قدرت در ایران همواره ماهیتی روحانی داشته، اما اکنون نزدیک به دو ماه است که کشور عملاً بدون رهبری عالی مذهبی اداره می‌شود. مجتبی خامنه‌ای، که پس از کشته شدن پدرش به‌طور رسمی رهبری را به دست گرفته، از انظار غایب است: هیچ تصویر تازه‌ای از او وجود ندارد. شایعاتی از زخمی شدن شدید او حکایت دارد و حتی در میان حامیانش نیز تردیدهایی درباره توانایی‌اش برای اداره کشور مطرح شده است.

در این خلأ قدرت، محمدباقر قالیباف به‌طور غیرمنتظره‌ای پیش آمده است. رئیس مجلس که سال‌ها فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده، پیش‌تر هرگونه توافق با آمریکا را رد می‌کرد. اکنون اما او رهبری تیم مذاکره‌کننده ایران را بر عهده دارد—نشانه‌ای از آن‌که تندروها در رأس نظام دست بالا را پیدا کرده‌اند. مذاکره‌کننده پیشین، وزیر خارجه عباس عراقچی، عملاً کنار گذاشته شده است. این امر احتمالاً مذاکرات را دشوارتر می‌کند. خواسته‌های حداکثری تندروها—مانند خروج آمریکا از خاورمیانه—بیشتر پیامی برای پایگاه داخلی است تا موضعی واقعی در مذاکره. اما برنامه هسته‌ای، که شاید اصلاح‌طلبان حاضر به امتیازدهی بیشتری درباره آن باشند، برای محافظه‌کاران تقریباً غیرقابل مذاکره است. در صورت از سرگیری جنگ، به گفته سپاه، آمادگی کامل وجود دارد: تولید موشک به‌طور مداوم ادامه دارد—«اکنون در هر کارگاه آهنگری ساخته می‌شوند.»

۲. آیا رهبری آمریکا مصالحه‌جوتر شده است؟

دونالد ترامپ گاه در یک پست اینترنتی رهبران ایران را می‌نوازد و گاه کشور را به نابودی تهدید می‌کند. یک‌بار اعلام می‌کند که جی‌دی ونس را برای مذاکره اعزام خواهد کرد، و اندکی بعد می‌گوید احتمالاً آتش‌بس را تمدید نخواهد کرد—و سپس آن را تمدید می‌کند. نگاه به ترامپ مانند نگاه کردن به دیگ در حال چرخش یک ماشین لباس‌شویی است: بالا پایین می‌شود، چپ راست می‌شود، و آنچه لحظه‌ای پیش معتبر بود، به‌سرعت بی‌اعتبار می‌شود. از این رو، تشخیص یک استراتژی منسجم در دولت آمریکا دشوار است.

با این حال، یک نکته ثابت وجود دارد: ترامپ می‌خواهد از این وضعیت خارج شود. رسانه‌های آمریکایی تصویری از رئیس‌جمهوری ارائه می‌دهند که به‌تدریج از شرایط خود ناامید می‌شود. گزارش‌ها حاکی از آن است که او زمان زیادی را صرف نظارت بر بازسازی سالن رقص کاخ سفید می‌کند، در حالی که اطرافیانش تلاش می‌کنند او را از جلسات مهم مربوط به ایران دور نگه دارند. اما درست پیش از پایان آتش‌بس، دوباره وارد عمل شد و از «توافقی» سخن گفت که «بسیار بهتر» از توافق هسته‌ای دولت پیشین باراک اوباما خواهد بود—توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.

ترامپ همچنین نشانه‌هایی از شکل این توافق ارائه داده است: او دیگر به‌طور کامل خواهان توقف غنی‌سازی اورانیوم در ایران نیست و حتی احتمال آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدود شده ایران در خارج را نیز رد نمی‌کند.

به‌روشنی ملاحظات سیاست داخلی است که دونالد ترامپ را هدایت می‌کند. میزان محبوبیت او در نظرسنجی‌ها پیوسته کاهش می‌یابد و حتی در اردوگاه خودش نیز انتقادها هرچه خشمگین‌تر می‌شود. با وجود همه‌ی هیاهوی لفظی، هدف او دستیابی به توافقی با ایران و خروج آمریکا از این درگیری است. ترامپ نتیجه را به‌عنوان یک پیروزی تاریخی عرضه خواهد کرد. اما آنچه برای او و چشم‌انداز حزبش تعیین‌کننده است، این است که آیا آمریکایی‌ها هنوز این روایت را باور خواهند کرد یا نه.

۳. اگر توافقی حاصل شود: چه خواهد شد؟

در مذاکرات برای پایان جنگ، اروپایی‌ها نقش چندانی ندارند. اما در مرحله‌ی پس از توافق—این‌که در عمل چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا کشتی‌های تجاری می‌توانند دوباره از تنگه هرمز عبور کنند—کشورهای اروپایی ممکن است اهمیت پیدا کنند. موضع تازه‌ی دولت آلمان نیز در همین راستاست. اوایل هفته، شورای امنیت فدرال آلمان در نشستی محرمانه تصمیم گرفت که آلمان آماده است برای تضمین عبور آزاد و بدون هزینه کشتی‌ها از تنگه هرمز، مشارکت نظامی داشته باشد.

البته شرایطی برای این اقدام تعیین شده است: باید مجوز بوندستاگ (مجلس نمایندگان آلمان) وجود داشته باشد، درگیری‌ها پایان یافته باشد و مأموریت از نظر حقوق بین‌الملل مشروع باشد. مشارکت در قالب ناتو یا سازمان ملل متحد ممکن است، اما چندان محتمل نیست. سناریوی محتمل‌تر، یک مأموریت اتحادیه اروپاست—هرچند برای آن، هر ۲۷ کشور عضو باید توافق کنند.

راه ساده‌تر شاید تشکیل «ائتلافی از داوطلبان» باشد، متشکل از آلمان، فرانسه، بریتانیا و دیگر کشورها. اما مبنای حقوقی چنین اقدامی هنوز باید روشن شود. در عین حال، حتی مشخص نیست چه زمانی می‌توان گفت که درگیری‌ها واقعاً پایان یافته‌اند—موضوعی که در شورای امنیت فدرال نیز مورد بحث قرار گرفته است. گفته می‌شود که طرف‌های جنگ باید در این‌باره به توافق برسند.

در همین حال، در آلمان گروهی از دبیران ارشد چند وزارتخانه به‌همراه نمایندگان دفتر صدراعظم وضعیت را زیر نظر دارند. هدف این است که از یک توافق احتمالی میان ایران و آمریکا غافلگیر نشوند، بلکه از پیش آماده باشند. برای مثال، آلمان می‌تواند از هم‌اکنون کشتی‌های مین‌روب خود را به دریای مدیترانه منتقل کند—جایی که بوندس‌وِر هم‌اکنون در سه مأموریت حضور دارد. در این صورت، انتقال این کشتی‌ها به تنگه هرمز تنها یک یا دو هفته زمان خواهد برد.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد