مردی در تاریخ ۲ آوریل در نویدا هند منتظر خرید سیلندرهای گاز مایع است.
آرون سانکار / خبرگزاری فرانسه
دیدگاه یک کارشناس درباره یک رویداد جاری
نویسنده: راوی آگروال
۲۰ آوریل ۲۰۲۶،
فارین پالیسی
برگردان: آزاد
شکی نیست که بن بست مذاکرات جنگ اخیر بین ایالات متحده و ایران هزینه های اقتصادی برآمریکایی ها تحمیل کرده است. قیمت بنزین در پمپ بیش از یک سوم نسبت به آغاز جنگ افزایش یافته و اقتصاددانان پیش بینی می کنند که نرخ تورم افزایش یافته و نرخ رشد در امریکا کند شود. بر اساس
نظرسنجی اخیر ایپسوس، شش نفر از هر ۱۰ آمریکایی مخالف این جنگ هستند . اکثریت امریکایی ها معتقدند اقدام نظامی آمریکا در ایران تأثیر منفی بر وضعیت مالی شخصی آن ها خواهد داشت. تنها ۱ درصد معتقدند جنگ تأثیر مثبتی بر امور مالی شخصی آنها خواهد داشت ، و فقط کمتر از یک چهارم آمریکایی های مورد بررسی، معتقدند این درگیری ارزشش را داشته است. پس چرا آمریکایی ها خشم بیشتری نسبت به جنگ به شکل اعتراضات خیابانی ابراز نمی کنند؟
چندین پاسخ احتمالی وجود دارد. همان نظرسنجی ایپسوس نشان می دهد که
۴۴ درصد آمریکایی ها فقط «کمی» درباره این درگیری شنیده اند و ۷ درصد «هیچ چیز» نشنیده اند. این آمار نشان دهنده: عدم علاقه توده مردم در امریکا به امور جهانی و یا تأثیر محدود این جنگ به مسایل شخصی و مالی آنهاست. یک نظرسنجی اخیر دیگر توسط گالوپ نشان داد که آمریکایی ها بیشتر نگران خرجهای بهداشتی و درمانی خود هستند تا اقتصاد بطور کلی . البته، مزایای اقتصادی ایالات متحده درزمان شروع این جنگ از هر زمانی دیگر بهتر بوده است: این کشور به بزرگ ترین تولیدکننده نفت و گاز طبیعی در جهان تبدیل شده، بازار سهام آن از رونق مبتنی بر هوش مصنوعی سود برده و وارداتش از دلار قوی بهره مند هستند.
اما برای اغلب کشورهای دیگر، هر یک از این مزایای واشنگتن ، نقطه ضعف آنها به حساب می آید. یک نظرسنجی که در شش کشور جنوب جهانی انجام شد،
آگاهی صددرصدی از این درگیری را نشان می دهد و هفت از هر ده نفرپاسخ دهنده «بسیار نگران» بالا رفتن هزینه های زندگی هستند. آنها حساسیت بیشتری نسبت به رویدادهای خلیج فارس داشتند، چون، برخلاف ایالات متحده، تقریبا اکثر ۲۰۰ کشور جهان وارد کنندگان خالص انرژی هستند. کشورهای آسیایی به ویژه ۴۰ درصد از تقاضای انرژی جهان را به خود اختصاص میدهند، در نتیجه، این کشورها نسبت به شوک های قیمتی حساس تر هستند. اقتصادهای در حال توسعه اغلب امکانات مالی لازم برای یارانه دادن انرژی به شهروندان خود را ندارند—شهروندانی که دارای درآمدی بسیار کمتراز آمریکایی ها هستند، لذا، با افزایش قیمت انرژی ، به طور نامتناسبی آسیب می بینند. علاوه بر این، همان طور که دلار قوی به واردکنندگان آمریکایی کمک می کند، به کشورهایی دیگرآسیب می زند، آنها مجبورند برای خرید کالاهای معامله شده به دلار آمریکا، روپیه یا پزو بیشتری بپردازند. در نهایت، ایجاد فضای مناسبی که هوش مصنوعی ایجاد کرد ، عمدتا برای شرکت های آمریکایی و سهامداران آن ها سودمند بود؛
هفت شرکت شگفت انگیز، که شامل آلفابت، آمازون، أپل، متا، مایکروسافت، انویدیا و تسلا می شود، همگی آمریکایی هستند.
اقتصادهای کشورهای نفت خیز خلیج فارس معمولا موقعیت مناسبی برای مقابله با این شوک اقتصادی جهانی دارند، اما البته به ویژه در درگیری کنونی، خود گرفتار هستند. در مقابل، ایالات متحده از نظر جغرافیایی خوش شانس است و هیچ دشمنی دراطراف خود ندارد. در مجموع، مزایای منحصر به فرد واشنگتن باعث شده است که شهروندانش تاکنون کمتر از بسیاری از مردم جهان رنج برده باشند.
پاکستان <7B> به خاطر میانجی گری مذاکرات صلح بین ایالات متحده و ایران تیتر خبرها شده است، اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، میزان نیاز اسلام آباد به پایان جنگ است. حدود ۸۰ درصد انرژی پاکستان از خلیج فارس وارد می شود. درگیری در خاورمیانه باعث شد قیمت بنزین و دیزل در پاکستان به بالاترین حد خود برسد. در نتیجه، اسلام آباد مجبور شد، هفته کاری چهار روزه برای دفاتر دولتی تعیین کند، نیمی از کارکنان فدرال خود را موظف به کار از خانه نماید، مدارس را به مدت دو هفته تعطیل و از وزرای کابینه خواست حقوق دو ماه خود را دریافت نکنند. همچنین، پاکستان مجبور شد تقاضای دریافت کمک مالی ۳ میلیارد دلاری ازعربستان سعودی نماید ، چون، در پرداخت بدهی ها و تعهدات نقدینگی به صندوق بین المللی پول (IMF) ، دچار مشکل شده است.
تمام کشورهای جنوب آسیا، مشکلاتی شبیه پاکستان دارند. بنگلادش که ۹۵ درصد از نیازهای انرژی خود را وارد می کند، دارای ذخایری انرژی کمتر از یک ماه است.لذا، دولت بنگلاداش، مجبور به اعمال محدودیت های روزانه بر فروش سوخت کرد، تا از خرید زیاد و ذخیره مواد نفتی توسط ساکنان به علت وحشت ازکمبود احتمالی در آینده ، جلوگیری شود. داکا دانشگاه ها را تعطیل کرد وهمچنین ، دستور تعطیل مراکز خرید در ساعت ۸ شب را صادر کرد. قیمت محلی گاز مایع نفت (LPG) که بطور گسترده ای برای پخت و پز تا تأمین سه چرخه های مخصوی مسافر کشی استفاده می شود، نیز افزایش ۵۰٪ داشتند . برای یک کارگر پوشاک که معادل ۴ دلار در روز درآمد دارد، افزایش ۵۰ درصدی قیمت گاز آشپزی به معنای فداکاری های دردناک روزانه است.
سریلانکا نیز اعلام هفته کاری چهار روزه کرد. در نپال، اعتصابات حمل ونقل سبب افزایش قیمت برنج و سبزیجات در کشوری شده است که خانوارهای روستایی بیش از نیمی از درآمد خود را صرف خری غذا می کنند. حتی بوتان، که خود را خوشبخت ترین کشور جهان می داند، صف های پمپ بنزین هایش طولانی شده است.
هند، سومین واردکننده بزرگ نفت جهان و ششمین اقتصاد بزرگ، فضای مانور بیشتری نسبت به همسایگانش دارد. پیش از انتخابات ایالتی دراین ماه، دهلی نو مالیات های بنزین و دیزل را کاهش داد تا از مصرف کنندگان در برابر افزایش قیمت ها محافظت کند، اما، با این عمل ضربه ای به ترازنامه مالی ملی هند وارد میشود. با این وصف، ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت کشور به شدت تحت تأثیر این جنگ قرار گرفته اند. هند ۹۰ درصد LPG خود را از خلیج فارس وارد می کند و کمبود واردات LPG ، باعث محدود شدن مصرف آن در رستوران های سراسر کشور وکاهش کسب وکار. بازار سهام کشور که معیاری برای سنجش اقتصاد «قیمت معیار» کشور بود ، دچار سقوط ۸٪ نسبت به ابتدای سال شد و انتظار می رود تولید اقتصادی نیز به دلیل جنگ، حدود یک درصد کاهش یابد. هند، همچنین، یک چهارم کود خود را از خاورمیانه وارد می کند که فقدان آن سبب احتمال افزایش بحران غذایی در اقتصادی که عمدتا کشاورزی است، گردد.
داستان مشابهی در سراسر آسیا وجود دارد، کشورهایی که خریدار چهار پنجم نفت خام و گاز طبیعی که از تنگه هرمزعبور میکرد ، بودند. فیلیپین در ۲۴ مارس وضعیت اضطراری انرژی ملی اعلام کرد. تایلند به کارمندان دولت دستور داده است که از خانه کار کنند و مردم را تشویق به استفاده چند نفر ازیک ماشین خصوصی کرده است و همچنین صرفه جویی در مصرف برقرق را ترغیب کرده است. ویتنام، که دارای سریع ترین رشد در اقتصادهای در حال رشد آسیاست، با افزایش سرسام آور قیمت سوخت جت ها، به خطوط هوایی خود توصیه کرده است تا مسیرهای هوایی خود را کاهش دهند. افزایش قیمت کود نمی توانست بدترین زمان را برای منطقه ای که در آستانه آغاز فصل کاشت است و در عین حال با موج گرمای تاریخی روبرو است، انتخاب کند.
اقتصادهای ثروتمندتر نیزاز درد ناشی از این جنگ مصون نیستند. صدر اعظم آلمان، فریدریش مرتس، هفته گذشته بسته یارانه سوخت به ارزش ۱.۹ میلیارد دلار را اعلام کرد و گفت کشورش تأثیر آن را «برای مدت طولانی» احساس خواهد کرد. گزارش شده است که برلین پیش بینی رشد خود برای سال ۲۰۲۶ را به نصف کاهش داده است. ایرلند، که یکی از گران ترین کشورهای اتحادیه اروپا برای زندگی است، اوایل این ماه ارتش را فراخواند تا اعتراضات گسترده علیه افزایش قیمت سوخت را آرام کند. بانک مرکزی اروپا — که در ماه مارس، درحال آماده شدن کاهش نرخ بهره بود — به جای آن پیش بینی تورم خود را افزایش داد و پیش بینی های رشد منطقه یورو را کاهش داده است.
اروپا ممکن است ظرفیت بیشتری برای تحمل مشکلات اقتصادی نسبت به بسیاری از کشورهای جنوب جهانی داشته باشد، اما این قاره هنوز درحال گذار از شوک عمیق انرژی سال ۲۰۲۲ است،- زمانی که روسیه حمله تمام عیار خود به اوکراین را آغاز کرده بود. اتحادیه اروپا که برای یک پنجم انرژی مصرفی خود به گاز طبیعی وابسته است، پس از آغاز جنگ ایران شاهد افزایش بیش از ۷۰ درصد «قیمت های معیار» بود. تأسیسات ذخیره سازی گاز منطقه اکنون در پایین ترین سطح خود از سال ۲۰۲۲ قرار دارند. اروپایان باید برای پر کردن بنزین ماشین شان قیمتی بالاتر از زمستان بپردازند.
کشورها هزینه های جنگ را به روش های مختلف می پردازند.
شهروندان کشورهایی با درآمد پایین تر، ذخایر کم و ارزهای ضعیف وضعیت بدی دارند. کشورهای ثروتمند معمولا کمتر رنج می برند. اما اگر مصرف کنندگان آمریکایی تصور کنند که دراین رابطه کاملا تحت حمایت قرار دارند ، دچار اشتباه محض خواهند بود.
یک داده هشداردهنده 7در هفته گذشته از صندوق بین المللی پول منتشر شد که در بدبینانه ترین سناریوی خود تخمین می زند که رشد جهانی ممکن است ، درامسال و سال آینده به ۲ درصد کاهش یابد. صندوق می گوید این اتفاق از سال ۱۹۸۰ ، فقط چهار بار رخ داده است. رکود جهانی ناگزیر به کسب وکارهای آمریکایی آسیب خواهد زد. همان طور که نیویورک تایمز گزارش داده، قیمت نخ در بنگلادش دو برابر شده است، زیرا پلی استر و نایلون از نفت می آیند. این بدان معناست که شرکت هایی مانند زارا و یونیکلو به زودی باید ازدیاد هزینه های مراکز خود در آسیا را به فروشگاه های ایالات متحده منتقل نمایند. هنوز این اتفاق نیفتاده، اما زنجیره های تأمین همیشه به آن خواهد رسید. و از هلیوم تا گوگرد و تنگستن، فلزات کمیاب حیاتی که در تولید نیمه هادی ها، کود و مهمات به کار می روند، در محاصره تنگه هرمز گرفتار شده اند.
دوم، هزینه های مستقیم جنگ وجود دارد. لیندا بیلمز، اقتصاددان دانشگاه هاروارد، تخمین می زند که این درگیری ممکن است در نهایت یک تریلیون دلار برای مالیات دهندگان آمریکایی هزینه داشته باشد. کاخ سفید از ارائه برآورد خودداری کرده اما از کنگره خواسته است که سال آینده مبلغ ۱.۵ تریلیون دلار برای هزینه های دفاعی تصویب کند، که ۴۰ درصد افزایش است.
دسترسی داشتن به منابع انرژی بیشتر نوعی مزیت جدیدی است که امریکا بدست آورده است. آیالات متحده ، از سال ۲۰۰۳، زمانی که واشنگتن به عراق حمله کرد، تولید نفت خام خود را به ۱۳۰ درصد افزایش داد، عمدتا با کشف استخراج نفت از نفت پلمه سنگی (Shale oil). این نوآوری ، همچنین، منجر به افزایش تولید گاز طبیعی شد که اکنون یک سوم نیازهای انرژی کشور را تأمین می کند. سلطه آمریکا در گاز طبیعی به آن برتری بی سابقه ای نسبت به سایر اقتصادها می دهد، که قطعا این برتری، بر نحوه تفکر کاخ سفید درباره هزینه های شروع جنگ ها موثر بوده است.
با این حال، برتری انرژی ایالات متحده، به علت واقعیت به هم پیوستگی جهان ، این کشورا از مشکلات حالیه مصون نخواهد کرد. اشتباه است که کاخ سفید فقط بر سلطه انرژی خود تمرکز کند و فراموش کند که در زمینه فلزات نادر( حیاتی) از چین عقب است . امریکا، همچنان، برای صدها عنصر حیاتی دیگر که برای زندگی روزمره در ایالات متحده ضروری هستند، به بازار جهانی پیچیده وابسته میباشد.
همچنین، احساسات سیاسی کشور تاثیر زیادی بر کاخ سفید میگذارد. بطور واضح دیده میشود که ترامپ نگران قیمت جهانی نفت است؛ بالاخره، میداند که آمریکایی ها عاشق رانندگی هستند. رئیس جمهور تصور میکند که بازار سهام معیاری برای سلامت اقتصاد کشور است (که دقیقا اینطور نیست). شاید به همین دلیل است که ترامپ مکرارا به سرمایه گذاران اطمینان میدهد که قیمت نفت کاهش خواهد یافت یا جنگ به زودی به پایان خواهد رسید. اما حتی ترامپ هم می داند که تهران هنوزقدرت و امکان اظهار نظر دارد. هرچه مسدود بودن تنگه هرمز طولانی ترشود، احتمال افزایش قیمت اجناس و هماهنگ شدن با واقعیت بازار بیشتر خواهد بود، و آن موجب درد بیشتری برای مصرف کننده آمریکایی ها خواهد شد.
بقیه جهان تا چه حدی باید این درد را تحمل کنند تا مصرف کنندگان امریکا تحت فشار گرانی قرار گیرند ، معاوم نیست.
راوی آگراوال سردبیر مجله فارن پالیسی است. X: @RaviReports