logo





وسوسه‌انگیزی «بمب اتمیِ تاکتیکی»

پنجشنبه ۲۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶ آپريل ۲۰۲۶

امیر معیّری

شبحی در جهان در حال گشت و گذار است - شبح کاربرد «بمب اتمی تاکتیکی». فرمانده‌های درمانده‌ی این جهان، به همراه نوکران و خواجه‌هایشان، ریاکارانه کوشش می‌کنند که مقوله‌ی متروکه‌ی فوق را دوباره از فریزرِ دوران جنگ سرد بیرون آورده و به جهانیان عرضه کنند، البته این بار با تکیه بر استدلالاتی عوامفریبانه برای ”اخلاقی“ کردن ضرورت کاربرد آن. هدفِ این نوشتارِ مختصر نمایاندن ابعاد فاجعه‌ای است که کاربرد احتمالی چنین بُمبی چگونه می‌تواند حیات بشریت را با مصائبی غیرقابل کنترل دست به‌گریبان کند. در شرایط کنونی، بحث‌ها چندان بر روی کاربردِ «سلاح‌های هسته‌ای استراتژیک» نیست که توسط موشک‌های بالیستیکِ قاره‌پیما می‌تواند کل شهرها را در سراسر کره زمین نابود کند، بلکه بر روی «کلاهک‌های اتمیِ تاکتیکی» است. اینها بمب‌های هسته‌ای با قدرت انفجاری محدودتر هستند که معمولاً بر روی سیستم‌های پرتاب با بُرد نسبتاً کوتاه نصب می‌شوند. این سلاح‌های اتمی ویژه‌ی «میدان نبرد» برای نابودی نیروها یا زیرساخت‌های نزدیک خطوط مقدم، مشابه توپخانه‌های متعارف در نظر گرفته شده‌اند. اما اگرچه آنها ظاهراً قدرت تخریب کوچک‌تری دارند، بسیاری از کارشناسان معتقدند که این سلاح‌ها تهدید بزرگتری برای صلح جهانی نسبت به موشک‌های اتمی استراتژیک هستند، به دلیل آنکه موشک‌های هسته‌ای استراتژیک چون به عنوان عاملی بازدارنده عمل می‌کنند؛ استفاده‌ی واقعی از آنها بعید می‌نماید. در مقابل، ورود به بحث سلاح‌های اتمی تاکتیکی کوشش می‌کند با دلایلی گمراه کننده نشان دهد که جنبه‌ی مثبت کاربرد آن، جلوگیری قاطع از احتمال هرگونه جنگ بزرگ اتمی خواهد بود.

این ایده‌ی خطرناک از جنگ سرد در حال حاضر دوباره در حال ظهور است: اینکه می‌توان جنگ هسته‌ای را آغاز کرد و پیروز هم شد. این نشان دهنده فاصله گرفتن از دیدگاه غالب دهه‌ها در مورد سلاح‌های هسته‌ای به عنوان یک عامل بازدارنده صِرف است. آقای «گُوتز نوینِک» پژوهشگر ارشد و (تا سال ۲۰۱۹) معاون علمی ”موسسه تحقیقات صلح و سیاست امنیت در دانشگاه هامبورگ“، توضیح می‌دهد: «این مکتب فکری در ایالات متحده و جاهای دیگر وجود دارد که می‌گوید: اگر ما این سلاح‌های هسته‌ای را داریم و آنها بسیار مؤثر هستند، چرا واقعاً از آنها استفاده نمی‌کنیم؟» این محقق ِصلح به مفهوم «درگیری هسته‌ای محدود» اشاره می‌کند که بر اساس آن می‌توان نبردهای میدانی را با بمب‌های اتمی انجام داد. و این عمل طبق این ایده، بدون ایجاد ضدحمله‌ی ویرانگر با صدها موشک بالستیک قاره‌پیما که در طول جنگ سرد یک تهدید دائمی بود، ادامه می‌یابد. اما هیچ‌کس نمی‌داند که آیا اصولاً «جنگ‌های هسته‌ای» را می‌توان به این روش محدود کرد یا خیر؟ و به این دلیل مشخص نیست که «سلاح‌های اتمی تاکتیکی» واقعاً چه هستند. او در خاتمه نتیجه می‌گیرد: «این مقوله قبل از هر چیز، یک طبقه‌بندی مصنوعی است.»

تا به امروز، ناتو حدود ۱۸۰ بمب B61 را در فرودگاه‌ها، از جمله برخی در آلمان، مستقر کرده است. طبق برآوردهای کارشناسان هسته‌ای مؤسسه «پروژه اطلاعات هسته‌ای»، روسیه در حال حاضر ۱۹۱۲ کلاهک هسته‌ای غیراستراتژیک دارد. ایالات متحده طبق آمار رسمی، حدود ۲۳۰ سلاح هسته‌ای تاکتیکی دارد. پاکستان نیز تعداد قابل توجهی از این سلاح‌ها را در اختیار دارد که حدود یک سوم از کل زرادخانه هسته‌ای آن را که تقریباً ۲۰۰ کلاهک است، تشکیل می‌دهد. فرانسه به نوبه خود، دارای ۵۰ موشک هدایت‌شونده از هواپیما است که می‌توانند به عنوان سلاح‌های جنگی در فواصل نسبتاً کوتاه مورد استفاده قرار گیرند؛ این واقعیت را جهان مدت‌هااست پذیرفته است که اسرائیل نیز مخفیانه زرادخانه مشابهی در اختیار دارد (طبق گفته جیمی کارتر در سال۲۰۱۲ ؛ ۳۰۰ سلاح هسته‌ای). کره شمالی نیز قصد خود را برای توسعه چنین سلاح‌هایی اعلام کرده است.

هیچ تفاوت فنی ِمشخصی بین «سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی و استراتژیک» وجود ندارد. اولی‌ها ذاتاً قدرت انفجاریِ کمتری ندارند. علاوه بر این، با کلاهک‌های هسته‌ای مدرن، می‌توان بین چندین قدرت انفجاری انتخاب کرد. به عنوان مثال، با تزریق مقادیر کمی سوخت همجوشی (جوشش اتم‌های سبک) در طول انفجار یا نوترون‌های اضافی برای تشدید واکنش زنجیره‌ای. اگرچه می‌توان چنین سلاح‌هایی را بر اساس نوع سیستم پرتاب طبقه‌بندی کرد، اما تمایز آنها کاملاً مشخص نیست. ساده‌ترین راه برای تمایز قائل شدن بین آنها، موشک‌های بالیستیک قاره‌پیما است که می‌توانند شهرهایی را در هزاران کیلومتر دورتر هدف قرار دهند. با این حال، در درگیری احتمالی بین کشورهای همسایه مانند هند و پاکستان، این تمایزات مبهم می‌شوند: در آنجا همان سلاح‌ها می‌توانند هم به میدان‌های نبرد و هم به تأسیسات دشمن برسند.

نقش محوری در این میان توسط دکترین هسته‌ای یک کشور ایفا می‌شود، یعنی شرایط اعلام‌شده عمومی که تحت آن یک کشور از کلاهک‌های هسته‌ای استفاده خواهد کرد. تاکنون تنها کشور چین قاطعانه اولین استفاده‌کننده از کلاهک‌های هسته‌ای بودن ("عدم استفاده اول") را رد کرده است. هند نیز سیاست مشابهی را دنبال می‌کند - با این تفاوت اندک که حق پاسخ به حملات شیمیایی و بیولوژیکی با سلاح‌های هسته‌ای را برای خود محفوظ می‌دارد. «سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی» هیچ نقشی در این دکترین ندارند. هدف اعلام‌شده زرادخانه هسته‌ای، بازدارندگی به شکل تهدید به حمله متقابل به خاک متجاوز است. در این سناریو، درگیری هسته‌ای محدود وجود ندارد و بنابراین گزینه‌ای برای استفاده از بمب‌های هسته‌ای در میدان نبرد وجود ندارد. وضعیت در پاکستان دقیقاً برعکس است. در آنجا، سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی نقش محوری دارند: آنها برای جبران برتری متعارف هند در یک درگیری بزرگ در نظر گرفته شده‌اند. تقریباً یک سوم زرادخانه هسته‌ای پاکستان در بین موشک‌های کوتاه‌برد با برد تنها چند ده کیلومتر توزیع شده است که قرار است به سمت نیروهای در حال پیشروی هند شلیک شوند تا در صورت تهاجمِ هند، آنها را متوقف کنند.

رهبری شوروی نیز در سال ۱۹۸۲ به «عدم استفاده اول» متعهد شده بود، اما پس از پایان جنگ سرد، روسیه از این سیاست عقب‌نشینی کرد. از سال ۲۰۱۰، این کشور حق پاسخ به حملات با سلاح‌های کشتار جمعی را با سلاح‌های هسته‌ای و همچنین حملات متعارف که موجودیت کشور را تهدید می‌کنند، برای خود محفوظ داشته است. کشورهای عضو ناتو شامل ایالات متحده آمریکا، بریتانیای کبیر و فرانسه صراحتاً حق پاسخ به حملات متعارف به خاک متحدان خود را با حملات هسته‌ای محفوظ می‌دارند. این امر به دوران شوروی برمی‌گردد، زمانی که اتحاد نظامی «ناتو» تصور می‌کرد که تنها می‌تواند نیروهای برتر پیمان ورشو را با «سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی» شکست دهد. پس از پایان جنگ سرد، قدرت‌های هسته‌ای ذخایر سلاح‌های تاکتیکی خود را به طور قابل توجهی کاهش دادند. این روند اکنون در حال معکوس شدن است. این امر نه تنها در این واقعیت مشهود است که کشورهای آسیب‌دیده در حال نوسازی این سلاح‌ها و سیستم‌های پرتاب آنها هستند. حداقل به همان اندازه مهم، تغییر در گفتمان سیاسی-نظامی، دور شدن از آخرالزمان غیرقابل پیروزی و حرکت به سمت «درگیری‌های هسته‌ای محدود» است.

در این دوران اوضاع دشوارتر شده است، زیرا اکنون کشورهای هسته‌ای بیشتری وجود دارند، و با پایان رویارویی دوقطبی بین ابرقدرت‌ها، درگیری‌های پیچیده‌تری در حال ظهور است. البته، این تفاوت وجود دارد که آیا کسی از سلاح‌های هسته‌ای یا سلاح‌های متعارف استراتژیک علیه یک کشور دارای سلاح هسته‌ای یا یک کشور فاقد سلاح هسته‌ای استفاده کند. حمله روسیه به اوکراین این مشکل را نشان می‌دهد. در آنجا، یک کشور هسته‌ای در حال مبارزه با یک کشور غیرهسته‌ای است - و (از اوت سال ۲۰۲۲) حداقل این احتمال وجود دارد که روسیه شکست بخورد. در چنین شرایطی می‌توان از سلاح‌های هسته‌ایِ تاکتیکی برای بازیابی برتری در میدان نبرد بدون ترس از حمله متقابل استفاده کرد. در مورد هند و پاکستان، حتی تهدید حمله هسته‌ای اولیه نیز وجود دارد. برنامه‌های نظامی هند، پیشروی سریع به خاک دشمن را در صورت جنگ پیش‌بینی می‌کند که دشمن می‌تواند با سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی با آن مقابله کند. در این صورت، تصمیم به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای باید خیلی سریع گرفته شود که احتمال یک اشتباه مهلک را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد. پویایی چنین سناریویی کاملاً نامشخص است. استفاده از کلاهک هسته‌ای - صَرف نظر از برد کوتاه یا شعاع انفجار کم آن - اساساً و به طور غیرقابل پیش‌بینی، هر درگیری را تغییر می‌دهد. جیمز متیس، وزیر دفاع وقت ایالات متحده، در سال ۲۰۱۸ به کنگره گفت: «چیزی به نام سلاح هسته‌ای تاکتیکی وجود ندارد. هر سلاح هسته‌ای که در هر زمانی استفاده شود، یک تغییر دهنده استراتژیکِ بازی است». برای کاهش خطر ناشی از سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی، تنها یک راه حل موثر وجود دارد: خلع سلاح. با این حال، این امر در حال حاضر پیشرفتی ندارد. ابتکارات هسته‌ای در سال ۱۹۹۱/۱۹۹۲ هرگز در یک معاهده، رسمی نشدند. احتمالاً به این دلیل که در آن زمان توافقی حاصل نشد. ابتکارات مکرّری برای گنجاندن این سلاح‌ها در کنترل تسلیحات، از جمله توسط وزرای امور خارجه آلمان، مطرح شده است. با این حال، به دلیل اتهامات متقابلِ معمول، این اتفاق نیفتاده است و این موضوع به طور نامحدود به تعویق افتاده است.

استفاده «تاکتیکی» از سلاح‌های هسته‌ای تنها در صورتی امکان‌پذیر خواهد بود که اثرات آنها به یک منطقه مشخص محدود شود. با این حال، همانطور که مطالعات مختلف نشان می‌دهند، این تصور غیر واقعی است. طبق این مطالعات، حتی یک استفاده محدود منطقه‌ای، که در آن تعداد نسبتاً کمی کلاهک منفجر می‌شود، عواقبی وخیم برای کل سیاره خواهد داشت. ”جاشووا پیرْس“ از دانشگاه آلتو (فنلاند) و ”دیوید دنکِنبرگر“ از دانشگاه ایالتی تنسی، اثرات حمله هسته‌ای ایالات متحده به یک کشور پرجمعیت مانند چین را تجزیه و تحلیل کرده‌اند. این دانشمندان سه سناریو را محاسبه کردند: حمله‌ای با ۷۰۰۰ کلاهک، یکی با ۱۰۰۰ کلاهک و دیگری با ۱۰۰ کلاهک. آنها محاسبات خود را بر اساس فرضیات بسیار خوش‌بینانه‌ای بنا نهادند - به عنوان مثال، اینکه هیچ تلافی‌جویی هسته‌ای وجود نخواهد داشت و متجاوز تحت تأثیر بارِش رادیو‌آکتیو قرار نخواهد گرفت. به گفته نویسندگان، حتی در این سناریوی غیرواقع‌بینانه‌ی مطلوب، ایالات متحده باید انتظار صدها هزار تا میلیون‌ها مرگ شهروندان خود را داشته باشد، اگر بیش از ۱۰۰ بمب در چین منفجر شود. دلیل این امر آن است که دوده‌ی آزاد شده در جوّ، خورشید را تاریک می‌کند، باعث سرد شدن کل جهان می‌شود، به لایه‌ی اوزون آسیب می‌رساند، بارندگی را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود تولید مواد غذایی تا ۲۰ درصد کاهش یابد و در نتیجه، قحطی در سراسر جهان رخ دهد. در ارتباط با خرابی‌های شدید محصولات کشاورزی، ​​تیمی به رهبری «لیلی شیا»، دانشمند علوم جَوّی از دانشگاه راتگرز، به نتایج مشابهی رسیدند. محاسبات مدل آنها نشان داد که یک درگیری هسته‌ایِ منطقه‌ای بین هند و پاکستان، که در آن تا ۱۰۰ کلاهک تاکتیکی منفجر شود، باعث بحران غذایی جهانی خواهد شد. یک زمستان هسته‌ای رخ خواهد داد، که به عنوان مثال، در چین - یکی از بزرگترین تولیدکنندگان غلات جهان - برداشت برنج را یک سوم، برداشت ذرّت را یک پنجم و تولید گندم را به نصف کاهش می‌دهد. برداشت محصولات کشاورزی حداقل برای ده سال به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. در مجموع، یک میلیارد نفر در معرض گرسنگی قرار خواهند گرفت. نه تنها کشاورزی، بلکه ماهیگیری نیز در یک جنگ هسته‌ای منطقه‌ای به شدت آسیب خواهد دید. این گزارش توسط یک گروه کاری به مدیریت «نیکول لاوندوسکی»، دانشمند محیط زیست از دانشگاه کلرادو، ارائه شده است.

محققان سناریوهای مختلفی را روی کامپیوتر شبیه‌سازی کردند و دریافتند که درگیری هسته‌ای بین هند و پاکستان ترکیب شیمیایی اقیانوس‌ها را تغییر می‌دهد. دمای آب کاهش می‌یابد، مقادیر pH پس از یک افزایش کوتاه دوباره کاهش می‌یابد و حلّالیت کربنات کلسیم افزایش می‌یابد. صدف‌ها و سخت‌پوستان، جلبک‌های آهکی و مرجان‌ها برای ساختن پوسته‌های خود با مشکل مواجه می‌شوند که احتمالاً عواقب گسترده‌ای برای اِکوسیستم‌های دریایی خواهد داشت. هیچ‌کدام از این موارد در نظر نمی‌گیرد که حتی استفاده محدود از سلاح‌های هسته‌ای پیامدهای اجتماعی ویرانگری با تعداد بالقوه وحشتناکی از قربانیان اضافی خواهد داشت. باید انتظار ناآرامی‌های شدید اجتماعی، درگیری‌های جهانی بر سر منابع مانند غذا، افزایش شدید جریان‌های غیرقابل کنترل پناهندگان و مهاجرت انبوه را داشت. نتیجه‌ی اتمی کردنِ هر جنگ به هر بهانه از جانب دولت‌ها علیه یکدیگر، مشروعیت‌بخشی به واکنش‌های انتقامیِ سخت و حملات تروریستی بی‌محابای اتمی از جانب داغدید‌گان و بازماندگان قربانیان آن خواهد بود؛ با توسل به غول چراغ جادویی بنام «بمب کثیف» که تخیلی نبوده و فقط کافی‌است که سر از چراغ برآورد.

«بمب کثیف» چیست؟. برای توضیح درست این پدیده بهتر ‌است که ابتدا نظری اجمالی به شرایط و روابط آشفته جهانی در ارتباط با «مواد رادیوآکتیو» بیاندازیم:

پس از پایان جنگ سرد، هنوز بیش از ۳۰۰۰۰سلاح هسته‌ای در جهان وجود دارد. طبق برآوردهای ارائه شده در سمپوزیوم حفاظتی IAFA در وین در سال ۲۰۰۱، ذخایر جهانی پلوتونیوم جدا شده و اورانیوم بسیار غنی شده به ۴۵۰ تُن پلوتونیوم نظامی و غیرنظامی، ۱۷۰۰تن اورانیوم با درجه تسلیحاتی و تقریباً ۲۸۰۰ کیلوگرم اورانیوم بسیارغنی شده غیرنظامی در راکتورهای تحقیقاتی در۴۳ کشور می‌رسد. یک تجزیه دقیق‌تر، که شامل ذخایر پلوتونیوم جدا نشده نیز می‌شود، ارقام حتی بالاتری را نشان می‌دهد. علاوه بر این، مقادیر زیادی مواد رادیولوژیکی از تأسیسات صنعتی و پزشکی وجود دارد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مجموع ۲۰۰۰۰ اپراتور منابع رادیواکتیو سطح بالا را در سراسر جهان ثبت کرده است. با این حال، به هیچ وجه همه این سلاح‌ها و مواد، طبق مقررات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ایمن و ثبت نشده‌اند. تعداد تخلفاتی که توسط پلیس و مقامات مرزی تأیید شده است، از سال ۱۹۹۶ در سراسر جهان دو برابر شده است.

عناصر هسته‌ای و رادیوآکتیو مانند اورانیوم و سِزیوم سال‌هااست که در سطح جهانی، هم به عنوان مواد سلاح‌های هسته‌ای و هم به عنوان منابع تولید انرژی و تشعشعات غیرنظامی، رواج داشته‌اند. به دلیل مناسب بودن آنها به عنوان سلاح‌های تروریستی، اخیراً اهمیت قابل توجهی پیدا کرده‌اند. از نظر فنی، ساخت و کاربرد آنها بسیار ساده‌تر از بمب‌های اتمی است و باکمک ابزار انفجاریِ احاطه شده با مواد رادیوآکتیو می‌توانند به طور مؤثر در مقیاس وسیع در درگیری‌های سیاسی تروریستی مورد استفاده قرار گیرند.

هیچ توافق بین‌المللی وجود ندارد که یک کشور را ملزم به محافظت از منابع هسته‌ای و رادیولوژیکی خود در برابر سرقت یا ایمن‌سازی تأسیساتی مانند نیروگاه‌های هسته‌ای، راکتورهای تحقیقاتی و آزمایشگاه‌های صنعتی در برابر خرابکاری کند. تنها استثنا کنوانسیون حفاظت فیزیکی از مواد هسته‌ای (CPPNM، ۱۹۸۰) است. یکی از ویژگی‌های بارز کاستی‌های این معاهده، مشکل منابع رادیوآکتیو به اصطلاح «یتیم» است. منابع یتیم، مواد رادیوآکتیوی هستند که توسط صاحبانشان گم، فراموش یا به سادگی رها شده‌اند و بنابراین از کنترل تنظیم‌شده خارج شده‌اند. طبق گزارش‌های مقامات نظارتی هسته‌ای آمریکایی و اروپایی، از سال ۱۹۹۶ تقریباً ۱۵۰۰ منبع هسته‌ای از شرکت‌های آمریکایی ناپدید شده‌اند که نیمی از آنها بدون هیچ ردی باقی مانده‌اند، در حالی که سالانه حدود ۷۰ منبع رادیواکتیو در کشورهای اتحادیه اروپا ناپدید می‌شوند.

ترس از این نوع تروریسم هسته‌ای از زمانی که مقادیر قابل توجهی از مواد رادیواکتیو حاصل از تجارت غیرقانونی بین‌المللی اخیراً توقیف شد، ملموس‌تر شده است. گمان می‌رود که این مواد برای گروه‌های تروریستی در خاورمیانه و همچنین برای گروه‌های تروریستی در سایر نقاط آسیا در نظر گرفته شده باشد. در اواخر ماه مه ۲۰۰۳ ، پلیس در تفلیس پایتخت گرجستان، دو کانتینر حاوی مخلوط رادیوآکتیو سزیوم و استرانسیوم را توقیف کرد که یکی از آن‌ها حاوی حداقل ۸۰ کیلوگرم بود. این ماده احتمالاً برای فروش مجدد غیرقانونی در مرز ترکیه در نظر گرفته شده بود. اندکی پس از آن، تلاشی برای قاچاق ۳۰ کیلوگرم سزیوم به بانکوک پایتخت تایلند خنثی شد. بر اساس ترکیب و مقدار آنها، مواد توقیف شده برای ساخت یک «بمب کثیف» کافی بودند.

مجله علمی Scientific American در شماره نوامبر ۲۰۰۲خود، محاسباتی از آسیب‌های بالقوه بهداشتی و زیست‌محیطی، از جمله پیامدهای اقتصادی یک حمله تروریستی که در آن مقادیر زیادی سزیوم۱۳۷ در یک شهر بزرگ آزاد می‌شود، منتشر کرد. با این مقدار فرضی، منطقه‌ای تا چند صد کیلومتر مربع آنقدر آلوده خواهد شد که طبق دستورالعمل‌های فعلی آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا (EPA) دیگر قابل سکونت نخواهد بود. طبق دستور- العمل‌های کمیسیون بین‌المللی حفاظت از تشعشع رادیولوژیک، منطقه‌ای به مساحت ۱۵کیلومتر مربع در یک شهر بزرگ مانند نیویورک باید فوراً تخلیه شود. فهرست اقدامات لازم برای رفع آلودگی پس از چنین حمله‌ای طولانی و چشمگیر است: هیچ سابقه‌ای برای رفع آلودگی چنین مناطق وسیعی در یک منطقه شهری وجود ندارد. ابتدا، تیم‌های پاکسازی باید ذرات گرد و غبار رادیواکتیو را از سطوح و از ترَک‌ها و شکاف‌ها پاک کنند. در برخی موارد، سطح پیاده‌روها و خیابان‌ها باید به طور کامل برداشته و دفع شوند، همانطور که خاک سطحی فضاهای سبز و باغ‌ها نیز باید حذف شود. بخش بزرگی از پوشش گیاهی باید بریده شود. اسیدها و سایر مواد شیمیایی برای از بین بردن زنگ‌زدگی و رسوبات معدنی که ذرات رادیوآکتیو به آنها نفوذ کرده‌اند، مورد نیاز است. خسارت مادی بالقوه میلیاردها دلار آمریکا تخمین زده می‌شود.

اینکه آیا این تخمین‌ها واقع‌بینانه هستند، با مورد مقایسه‌ای شهر گویانیا در برزیل نشان داده می‌شود. در آنجا، در سال ۱۹۸۷، کارگران یک ظرف سربی پُر از سزیوم۱۳۷ بسیار رادیواکتیو را در یک مکانِ دفن زباله پیدا کردند. کپسول سزیوم از یک مرکز تحقیقات و درمان سرطان در همان نزدیکی به سرقت رفته بود. ساکنان کنجکاو و بی‌خبر اطراف محل دفن زباله، محتویات ظرف را برای چند روز از خانه‌ای به خانه دیگر منتقل کردند. چهار مرگ حاد و تقریباً ۲۵۰ بیماریِ مرتبط با تشعشع، که برخی از آنها شدید بودند. ۱۱۲۰۰۰ نفر از تقریباً ۸۰۰۰۰۰ نفر جمعیت شهر در آن زمان باید از نظر آسیب‌های ناشی از تشعشعات مورد معاینه قرار می‌گرفتند؛ کل یک منطقه به طور کامل آلوده به مواد رادیوآکتیو بود؛ ۸۵ ساختمان به طور قابل توجهی آلوده بودند که حدود نیمی از آنها تخریب شدند.

نمونه‌های عددی نشان می‌دهند که مقدار مواد مورد نیاز برای ساخت یک بمب هسته‌ای یا رادیولوژیکی، در اصل می‌تواند از طریق سرقت یا خرید در بازار سیاه به دست آید. کارشناسان فرض می‌کنند که تقریباً ۲۵ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با غلظت بالا یا ۸ کیلوگرم پلوتونیوم برای ساخت یک سلاح هسته‌ای (کوچک) و انفجار «موفق» آن کافی است.
بنابراین، کارشناسان امنیتی و سیاست‌های امنیتی نگرانند که تروریست‌ها ترجیحاً به دنبال استفاده از «بمب‌های کثیف» برای اهداف خود باشند، زیرا مواد مورد نیاز برای این بمب‌ها را می‌توان حتی به راحتی و در مقادیر کافی نسبت به سلاح‌های هسته‌ای کوچک به دست آورد. بر این اساس، خطر خاص ناشی از «بمب‌های کثیف» در درجه اول در این واقعیت نهفته است که با توجه به دسترسی گسترده به مواد رادیوآکتیو، ساخت آنها بدون نیاز به تخصص فنی نسبتاً آسان است. با افزایش تمایل برخی از گروه‌های عامل به انجام حملات انتحاری، حتی خطر آلودگی رادیوآکتیو در طول ساختن «بمب کثیف»، مهاجم را منصرف نمی‌کند. کاربرد متنوع عناصر هسته‌ای و رادیوآکتیو مانند اورانیوم و سِزیوم به عنوان سلاحی برای تلافی‌جویی، انتقام و تروریسم را میتوان محصول جنگ‌پذیر کردن ”بمب اتمیِ تاکتیکی“ تلقی کرد.«کارل فون کلازویتس» در اثر بزرگ ولی ناتمام‌اش می‌گوید: ”جنگ ادامه سیاست است با ابزاری دیگر“؛ شاید اکنون در ادامه آن بتوان گفت: ترور ادامه جنگ است با رفتاری دیگر.

برخلاف ”بمب اتمیِ تاکتیکی“ فراهم‌آوردن اجزاء و ساختن چنین سلاحی در آشفته‌بازار حاکم بر جهان، پیچیده نبوده و بسهولت قابل دسترسی می‌باشد. مواد منفجره غنی شده‌ی رادیولوژیکی قادر است مناطق مسکونی را بطور وسیع با رادیوآکتیویته آلوده کند، سلامت انسان‌ها را برای مدتی طولانی بخطر اندازد، زندگی عمومی را فلج کند و به یک اثر وحشتناک جنایی-تبلیغاتی تبدیل شود که دستیابی آسان به آن از طریق روش‌های غیر اتمی، غیرممکن است. عملیات تروریستی بدون کاربرد مواد رادیوآکتیو در ۱۱-سپتامبر ۲۰۰۱ می‌تواند گویاترین مقایسه باشد. آن‌همه برنامه‌ریزی پُردامنه شامل: جمع‌آوری وسیع اطلاعاتِ پیچیده و اکثراً غیرعلنی، پول، آموزشِ خلبانی، فراهم آوردن و تلفیق لُجیستیکیِ وسائل ضروری، آمادگی و حتا هزینه کردن جان شرکت کنندگان، منجر به نابودی دو آسمان‌خراش و قربانی شدن حدوداً ۳۰۰۰ نفر شد. اما معادله برای عملیّاتی تروریستی با بکار بردن «بمب کثیف» بسیار ساده‌تر ولی بمراتب مهیب‌تر است و به اکثر ضروریات ذکرشده احتیاج نداشته و یا پیچیده نیست؛ مانند کاربرد پهبادهای نوین. و با اشاره‌ای کنایه‌آمیز ولی واقعی می‌توان گفت که حتا برای تهیه‌ی پول، دیگر احتیاجی به پدیده‌‌ای چون ”اوساما بن لادن“ نیست؛ چون کم نیستند «شیوخ نفتی»، که در ضیافت‌های آنگلوساکس‌های یانکیِ بی‌پرنسیپ، غرور و غیرت‌شان خدشه‌دار می‌شود!

علاوه بر مسائل مصیبت‌بار حاکم برجهان چون رشد بی‌رویه جمعیت، گرسنگی، چپاول منابع محدود طبیعی، تخریب محیط زیست و تخریب روابط کشورها در ارتباط با حقوق بین‌الملل و «عادی‌سازی» نسل‌کُشی، مدتی‌است که «ضیافت اجباری» نوینی نیز برای بشریت تدارک دیده شده است؛ ضیافتی با «میزبانی» مثلثی شرّ از پایبندان به ادیان «ابراهیمی»، یعنی: برگزیدگانِ قوم برگزیده + خاج‌پرستان اِوانگِلیستِ یانکی + انواع حاکمیّتِ فقیهی/ ولایی/خلافتی. مخرج مشترک این «میزبانان»، آشکارا فاشیسم است در پندار و گفتار و کردار. عکس‌العمل بلافاصله‌ی ”بازار آزاد“ متاثر از این ضیافت اتمی را تلویزیون ARD آلمان (اخبار ساعت ۸ شب، سوم آوریل ۲۰۲۶) در گزارشی خبری چنین پخش کرد: سفارش پناهگاه اتمیِ خصوصی در ایالات متحده آمریکا ده برابر افزایش یافته است و تولیدکنندگان، مدت زمان تحویل را تا ۱۲ماه ذکر کرده‌اند.

اکنون در قلمرُوی این‌چنانی، سرنوشت مشترک ”بمب اتمیِ تاکتیکی“ و ”بمب کثیف“ به کجا خواهد کشید؟ شاید این نقل قول از اَبَر دانشمند قرن بیستم «آلبرت اینشتین» بعنوان اِخطار کافی باشد:

جهان توسط افراد شرور تهدید نمی‌شود، بلکه توسط کسانی که اجازه می‌دهند شرّ اتفاق بیفتد.

امیر معیّری ۱۲ - آوریل ۲۰۲۶

منابع:

Lovenduski, N. S. et al.: The potential impact of nuclear
conflict on ocean acidification. Geophysical Research
Letters 47, 2020

Pearce, J. M., Denkenberger, D.: A national pragmatic
safety limit for nuclear weapon quantities. Safety 4, 2018

Xia, L. et al.: Decadal reduction of Chinese agriculture
after a regional nuclear war. Earth’s Future 3, 2015

Arms Control Association: The Presidential
Nuclear Initiatives (PNIs) on
tactical nuclear weapons at a glance.

Kristensen, H. M., Korda, M.: Russian
nuclear weapons. Bulletin of the Atomic
Scientists 78, 2022

Kristensen, H. M., Korda, M.: Tactical
nuclear weapons. Bulletin of the Atomic
Scientists 75, 2019

Jordan, J. K.: Limited nuclear war: The
21st century challenge. Livermore
Papers on Global Security 4, 2018.

Stiftung Wissenschaft und Politik
Deutsches Institut für Internationale Politik und Sicherheit
Ludwigkirchplatz 3-4
10719 Berlin

globales existenzielles Risiko:
Joshua Pearce: Aalto-Universität (Finnland);
David Denkenberger: Tennessee State Universit


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد