logo





ساغر غلامی، دختر ۱۹ ساله اهل گنبد کاووس، اکنون در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد

سه شنبه ۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴ آپريل ۲۰۲۶

شهناز قراگزلو

new/saghar-gholami.jpg
بر اساس گزارش‌های منتشر شده در روز جمعه ۲۱ فروردین، حکم اعدام او در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به تأیید نهایی رسیده و خطر اجرای آن در آینده‌ای نزدیک وجود دارد؛ خبری که خانواده‌اش را در وضعیتی از اضطراب، درماندگی و انتظار فرو برده است.

نزدیکان ساغر با درخواست کمک از افکار عمومی، فعالان مدنی و نهادهای حقوق بشری می‌گویند تنها امیدشان به فشار رسانه‌ای و واکنش جامعه است؛ تلاشی برای توقف حکمی که می‌تواند زندگی یک دختر جوان را برای همیشه پایان دهد.

تأیید این حکم در شرایطی صورت می‌گیرد که نگرانی‌ها نسبت به تشدید روند اعدام‌ها در ایران افزایش یافته است. نهادهای حقوق بشری هشدار می‌دهند که هم‌زمان با افزایش بحران‌های داخلی و تنش‌های منطقه‌ای، روند صدور و اجرای احکام اعدام نیز شتاب بیشتری گرفته است.

اعدام فقط پایان یک زندگی نیست؛ پایان امکان تغییر است. پایان فرصتی برای جبران، برای اصلاح، و برای ساختن آینده‌ای متفاوت.

هر انسان مجموعه‌ای از انتخاب‌ها، خطاها، تجربه‌ها و امکانِ رشد است. هیچ‌کس در نوجوانی و آغاز جوانی نسخه نهایی خود نیست. بسیاری از انسان‌ها در سال‌های بعد از همان اشتباهاتی عبور می‌کنند که روزی می‌توانست سرنوشتشان را برای همیشه تغییر دهد.

در مورد جوانان، این واقعیت پررنگ‌تر است. نوزده‌سالگی سنی است که شخصیت هنوز در حال شکل‌گیری است، قضاوت‌ها هنوز خام‌اند و آینده هنوز نوشته نشده است. گرفتن جان یک انسان در چنین مرحله‌ای، نه فقط پایان یک زندگی، بلکه حذف مجموعه‌ای از امکان‌هایی است که می‌توانست در سال‌های پیش‌رو شکل بگیرد.

ساغر غلامی تنها در این وضعیت قرار ندارد. پیش از او و در کنار او، نوجوانان و جوانان دیگری نیز با سنین ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ ساله، از جمله محمدامین بیگلری ۱۹ ساله، امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله و شاهین واحدپرست کلور ۳۰ ساله، در پرونده‌های مرتبط با احکام اعدام قرار داشته‌ و حکم اعدام آنان اجرا شده است؛ افرادی که هر یک در آستانه ورود به بزرگسالی، در نقطه‌ای ایستاده‌اند که آینده‌شان هنوز می‌توانست مسیرهای متفاوتی داشته باشد.

این تکرار، یک استثنا نیست؛ نشانه‌ای از الگویی است که در آن مرز میان خطا و پایان، برای برخی بسیار باریک‌تر از آن چیزی است که باید باشد.

در بسیاری از نظام‌های حقوقی، مواجهه با خطاهای جوانان بر پایه اصلاح، آموزش و بازپروری استوار است، نه حذف. زیرا جامعه‌ای که به آینده باور دارد، حتی در مواجهه با جرم نیز امکان بازگشت و جبران را از میان برنمی‌دارد.

اعدام، در نهایت، صرفاً یک مجازات کیفری نیست؛ تصمیمی اخلاقی است درباره اینکه آیا انسان، حتی در تاریک‌ترین لحظات زندگی‌اش، شایسته فرصت دوباره هست یا نه.

و شاید همین پرسش است که امروز در برابر افکار عمومی قرار دارد:

در زمانی که جامعه بیش از هر دوره‌ای به همبستگی، ترمیم و امید نیاز دارد، چرا پاسخ به خطا همچنان مرگ است؟

و چرا در شرایطی که مردم با وجود همه اختلاف‌ها برای حفظ آینده این سرزمین کنار یکدیگر ایستاده‌اند، صدای آنان در مطالبه توقف اعدام‌ها شنیده نمی‌شود؟



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد