logo





گیدئون لِوی

جنگ‌افروزی، به مثابه عاملِ پیوندِ اجتماعی

برگردان: بهروز عارفی

سه شنبه ۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴ آپريل ۲۰۲۶



گیدئون لِوی، نویسنده و روزنامه‌نگار هَآرِتس (تِل-آویو)
برگردان: بهروز عارفی
لوموند دیپلماتیک، آوریل ۲۰۲۶

نامحبوب‌بودنِ بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل مانع نشده‌است که اکثریتی از اسرائیلی‌ها از جنگ علیه ایران پشتیبانی کنند. فراتر از آسیب‌های روحیِ ناشی از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، این اتحاد مقدس روشنگر تناقض‌های جامعه و امتناع ان از اقدام به هر انتقاد از خودی دربارهی وحشتی است که حکومت تل‌آویو در منطقه حاکم کرده‌است.

این سطرها را در میان دو وقفه می‌نویسم، بین دو ترس عذاب‌آور از آژیرها که فرمان می‌دهند تا به سرعت به پناهگاه‌ها بروید. حتی زنگِ هشدار تلفنِ همراه هراس‌انگیز است، به‌ویژه هنگامی که در نیمه‌های شب به صدا در می‌آید. دو هفته است که ده میلیون اسرائیلی مجبورند چند بار در روز در پناهگاه به‌سر برند. روز نخست جنگ، دستِ‌کم در حوالیِ تل‌آویو، آژِیرها بیست‌ویکبار به‌صدا درآمد. در برخی ناحیه‌های کشور، به‌ویژه منطقه‌هایی که جمعیت عرب در اکثریت هستند، پناهگاه وجود ندارد.

هزینه‌های جنگ بر دوش جامعه اسرائیل بسیار سنگینی میکند، حتی اگر امروز برآوردِ دقیق آن دشوار باشد. شاید، سال‌ها لازم است تا گستردگیِ خسارت‌های درگیری با ایران و مداخله نظامی در غزه را ارزیابی کرد. این آسیب‌ها علاوه بر خون‌های ریخته‌شده، ویرانی‌های به بارآمده در مقیاسی بزرگ و اضطراب‌هایی که سال‌ها ما را رنج خواهند داد، بر زمینه‌های اقتصادی، امنیتی، موقعیت بین‌المللی اسرائیل و سرنوشت اهالی آن تأثیر خواهد گذاشت. ورشکستگی شرکتها افزایش تصاعدی داشته و نظام آموزشی کاملاً فلج شده است. مردم از نظر روحی درهم می‌شکنند. کشوری که خود را عادی تلقی می‌کند، از اکتبر ۲۰۲۳ به مدت دوسال و نیم است که در شرایط غیر‌عادی به‌سر میبرد. هر اسرائیلی در این زمینه، بهائی پرداخته است و به هر صورتی شده، هزینه آن را تحمل خواهد کرد.

به‌دیده‌ی اکثریت اهالی، آنچه در غزه گذشته، توجیه مطلقی داشت: حمله‌های حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (۱). از نگاه شماری از اسرائیلیان، ارتش آنان نه فقط حق داشت بلکه موظف بود که جنگی نابود‌کننده را به پیش بَرَد. درنتیجه، جامعه این هزینه را تقریباً پذیرفت، از جمله در زمینه اخلاقی. رسانه‌ها تقریباً هیچ صحنه‌ای از وحشیگری‌های رخ‌داده در قطعه زمینِ محصور فلسطینی را نشان ندادند و کشور برای زدودنِ نفرت‌هایی که ریشه در جاهای دیگر دارند، استدلال گریزناپذیری در دست دارد: جهان یهودی‌ستیز است، از اسرائیل نفرت دارد.

حزب‌های یهودی و صهیونیست در کِنِسِت [مجلس اسرائیل] از جنگ غزه پشتیبانی کرده و همچنان حمایت می‌کنند. جامعه‌ای سالم می‌توانست در مورد راهبردهای جنگی و خط قرمزهایی که زیر ‌‌پاگذاشته شده‌اند، پرسش‌های دقیق مطرح کند. علاوه‌برآن، در مورد نتیجه‌های درگیری هیچ بحث و مجادله‌ای وجود ندارد. برای همگان، این جنگ با پیروزی همراه بود. این چیزی است که رسانه‌ها تأیید می‌کنند و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر بی‌وقفه تکرار می‌کند. آزادی همه‌ی گروگان‌ها، چه زنده، چه مرده،کافی بود تا کشتار ۷۰ هزار نفر و نابودی تقریباً کل سرزمینی را که دو میلیون نفر بر رویش زندگی می‌کنند، پیروزی بنامند. جامعه هیچ تأسفی نمی‌خورد و اگر اسرائیلی‌ها می‌توانستند در زمان به عقب برگردند، احتمالاً جنگی وحشیانه‌تر به‌راه می‌انداختند (۲). این واقعیت که حماس هنوز وجود دارد و هنوز خلعِ سلاح نشده و اسرائیل امروز، امنیت بیشتری نسبت به آغاز کشمکش ندارد، می‌بایست اسرائیلیان بیشتری را به اندیشیدن درباره حدود و ثغور قدرت و برتری نظامی وامیداشت. اصلاً چنین نشد.

پنج ماه پس از آتش‌بس، اسرائیل هنوز بخش مهمی از باریکه غزه را در اشغال دارد . حماس بقیه را کنترل می‌کند. هیچ راه‌حل جدی برای «آینده» دیده نمی‌شود. دشوار است که این ها را به عنوان یک پیروزی راهبردیِ دراز مدت تلقی کرد. این سرزمین درمحاصره‌ی ویران‌شده، هم‌چنان یک کانونِ آشوبِ سیاسی، اجتماعی و در آینده، نظامی باقی خواهد ماند که اسرائیل با تکیه‌ی انحصاری بر خشونت و یک نیروی نظامی نامحدود، به اشغال آن ادامه خواهد داد.

در چنین وضعیتی است که جنگ با ایران آغاز شد. حمله‌های ۷ اکتبر اسرائیل را به این نتیجه رساند که باید برتری نظامی‌اش بر منطقه را مستحکم‌تر کند. ایدهی سرنگون‌کردن رهبران ایران، دل‌مشغولی همیشگی نتانیاهو بود. اما چگونه می‌توان توضیح داد که جامعه‌ای که از دوسال‌ونیم درگیری به‌ستوه آمده – در غزه، در لبنان، علیه حوثیهای یمن -، می‌تواند بپذیرد که رخ‌داده‌ای همان‌قدر وحشتناک را دوباره تجربه کند؟ رئیس حکومت که دستِ‌کم، نیمی از جمعیت از او نفرت دارند و بیش از هر نخست‌وزیر پیشینی او را تحقیر می‌کنند - و بخشی از مردم سال‌هاست که خواهان استعفایش هستند – موفق شد کشور را با سهولت نگران‌کننده‌ای در یک ماجرای نظامی جدید وارد کند که خطرناک‌تر از جنگ‌های گذشته است.

%۹۳ از اسرائیلی‌های یهودی از عملیات نظامی علیه ایران پشتیبانی می‌کنند (۶۳% شهروندان عرب مخالف جنگ هستند) (۳). هیچ جامعه‌ی دموکراتیکی نمی‌تواند در درون خود و درباره مسئله‌ای چنین با اهمیت، اکثریت مشابهی داشته باشد. این امر، با ایدهی تکثر‌گرائی (پلورالیسم) در یک جامعه آزاد منافات دارد. این رقم، هراس‌انگیز است و در مورد وضعیت روحی اسرائیلی‌ها، به ما بسیار می‌آموزد، اما موجب حیرت نیست.

مسلم است که جنگ‌ها همیشه در آغاز از پشتیبانی قوی برخوردار می‌شوند، به‌ویژه آن‌گاه که در همان ابتدا، رهبران دشمن حذف شده اند. هدف‌های اعلام‌شده که به کرات تکرار می‌شوند، بر انسجام می‌افزاید: از میان‌برداشتن پی‌درپی تهدید ایران، خطر هسته‌ای و موشک‌های بالیستیک. با این‌همه، به‌نظر نمی‌آید که هیچ کدام از هدف‌ها به ثمر رسیده‌باشد ، نه تغییر رژیم و نه حذف تهدید هسته‌ای. بااین‌وجود، پس از دو هفته زندگی در واقعیتی نامعقول، در تهدید و حصر دائمی ، هیچ نشانه ای در گفتمان همگانی دیده نمی‌شود که این جنگ را زیر سوال بَرَد.

کسانی که در سال‌های اخیر بی‌وقفه علیه حکومت نتانیاهو به تظاهرات پرداخته اند، آن‌گاه که نوبت به جنگ می‌رسد، مطیعانه او را تأیید کرده اند (۴). خلبانانی که تهدید می‌کردند در نیروی هوائی خدمت نکنند، شادمانه و بدون هیچ تردیدی، برای بمباران در هزاران کیلومتر دورتر از کشورشان پرواز میکنند. تا آن‌جا که ما می‌دانیم، هیچ خلبانی از پرواز خودداری نکرده، هیچ تکنیسینی از مسلح‌کردن هواپیماها امتناع نکرده است. یک همسرائی یکپارچه در پشتیبانی از جنگی به گوش می‌رسد که هیچ‌کس نمی‌داند چگونه به پایان خواهد رسید. هنگامی که دولت لبنان اطلاع داد که آماده‌ی مذاکره با همتای اسرائیلی‌ا‌ش است، تل‌آویو پیشنهاد را بی‌ادبانه رد کرد (۵). زمانی بود که در اسرائیل، صلح با کشور لبنان یا هر کشور عربی دیگر یک رؤیا بود. امروز ، بیشتر از جنگندههای اِف-۳۵ اسرائیلی و آمریکائی صحبت می‌کنند و همه با آن توافق دارند. این یک کابوس است. کلیدواژه‌ی قدیمی که مشخصه‌ی کشمکش‌های گذشته بود، دوباره بازگشته است: «ساکت، شلیک کنید!»

خلق اسرائیل مدعی است که چیزی را فراموش نمی‌کند ولی حافظه‌ی کوتاهی دارد. در آغاز تابستان، به مردم اعلام کردند که تهدید بالیستیکی ایران ریشهکَن شده است (۶). هشت ماه بعد، باز دوباره موشک‌ها بر اسرائیل فرو می‌ریزند. همچنین، تأکید کرده بودند که ارتش، برنامه هسته‌ای و دیگر توانایی‌های نظامی ایران را نابود کرده است، و باز‌هم یک جنگ جدیدی برای نابودی همان برنامه آغاز شده است ...

در سال ۲۰۲۵، نتانیاهو بارها تکرار کرد که اسرائیل بر حزب‌الله پیروز شده است و از این سازمان تقریباً چیزی نمانده است. و بازهم، حزب‌الله با شلیک بی‌وقفه به شمال و مرکز کشور، دوباره برگشته است. چرا جامعه‌ای چنین پویا، پرتحرک، پرهیاهو، سرسخت و نیرومند چون اسرائیل در برابر جنگ خفقان می‌گیرد؟ چرا در برابر خطر، چه واقعی و چه تخیلی، کاملاً متحد می‌شود؟ پاسخ را شاید بتوان در خود طرح سؤال یافت. اسرائیل به جنگ نیاز دارد. این فقط مَنِشِ غالب روایت ملی این کشور نیست، یک الزام موجودیتی نیز هست. جنگ به یک جامعه‌ی پراکنده و غیر‌متحد امکان می‌دهد که متحد شده، ضعف‌ها و شکاف‌ها را پوشانده و توجه‌ها را به مشکلات دیگر معطوف کند، مثل شرم از اشغال سرزمینِ خلقی دیگر – فلسطینیان – که چشم‌انداز هیچ پایانی از آن در افق دیده نمی‌شود.

این تصور که راه دیگری به‌جز جنگ در خاورمیانه وجود ندارد، و اینکه فقط سلاح‌ها باید حرف بزنند ، فوق‌العاده خطرناک است. اسرائیل از گذشته هیچ نیاموخته است، دوباره در تله‌ی لبنان گرفتار می‌شود. تنها راه خروج از این دور باطل گوشدادنِ صادقانه به ندای وجدان است.

اما کسی برای پیشبرد این امر وجود ندارد. حتی اگر هم فردی وجود داشت، هیچ بختی نداشت: نظام موجود او را به‌سرعت ناحق جلوه می‌داد.

ساکت، شلیک میکنیم!

زیرنویس‌ها:

۱ – به مقاله «رضایت اسرائیل با نسل کشی»، لوموند دیپلماتیک اکتبر ۲۰۲۵ مراجعه کنید:


۲ – به مقاله «حذفِ غزه‌ای‌ها، یک وسواس» نوشته آلن گرش مراجعه کنید:
Manière de Voir, n° 205, février-mars 2026.


۳ –
Tamar Hermann, Lior Yoanani & Yaron Kaplan, « A majority of Jewish Israelis believe that the Iran war goals are atteinable ; majority of Arab Israelis believe they are not », The Israel Democacy Institute, Jerusalem, Martch 12, 2026, https://en.idi.org.il


۴ – مقاله «اعتراض‌های تاریخی در اسرائیل» نوشته شارل آندرلن، لوموند دیپلماتیک، اکتبر ۲۰۲۳ را بخوانید:


۵ -
« Le Liban va former une délégation pour négocier avec Israel », &
« Israel affirme qu’aucune négociation directe n’est prévue avec Liban », Agence France-Presse (AFP), 14 & 15 Mars 2026.

۶ – به مقاله «آن‌چه اسرائیل در فرانسه به دنبال آن است»، لوموند دیپلماتیک، ژوئیه ۲۰۲۵ مراجعه کنید:


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد