logo





یولیانه فون میتلشتت

در این جنگ تقریباً همه بازنده‌اند

جمعه ۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰ آپريل ۲۰۲۶



رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، یک آتش‌بس را تحمیل کرده است، اما تا رسیدن به صلح راهی طولانی باقی مانده است. آشوبی که او به‌وجود آورده، اکنون دیگران باید هزینه‌اش را بپردازند.

آن‌گونه که دونالد ترامپ تهدید کرده بود، آخرالزمان رخ نمی‌دهد. ایالات متحده ایران را به عصر حجر بازنمی‌گرداند، تمدنی را نابود نمی‌کند، این خبر خوبی است. و در عین حال دیوانه‌کننده است. در کاخ سفید فردی نشسته که همچون یک دیوانه تهدید به جنایت جنگی می‌کند و بدین وسیله در آخرین لحظه یک آتش‌بس موقت را تحمیل می‌کند. اگر این احساس آسودگی تا این حد بزرگ نبود، باید گریه می‌کردیم.

در شش هفته جنگ، دونالد ترامپ بزرگ‌ترین فاجعه ممکن را رقم زده است. او با جنگ تهاجمیِ بی‌ملاحظه و ناقض حقوق بین‌الملل خود، یک منطقه کامل را به آشوب کشانده و شوکی اقتصادی به جهان وارد کرده است. اما اکنون که هزینه‌ها بیش از حد بالا می‌رود—به‌طور مشخص قیمت بنزینی که آمریکایی‌ها در پمپ‌بنزین‌ها می‌پردازند—ترامپ به دنبال راهی سریع برای خروج از این جنگ است. اینکه این خروج تحت چه شرایطی باشد، احتمالاً برایش اهمیتی ندارد. مهم این است که در پایان بتواند خود را به‌عنوان برنده معرفی کند، حتی اگر برای این کار حقیقت را تحریف کند. ویرانه‌هایی که پشت سر می‌گذارد، برایش اهمیتی ندارد. آمریکا در دوران ترامپ در پاکسازی این خرابی‌ها مشارکتی نخواهد داشت.

پس از «روز بزرگ برای صلح جهانی» (به تعبیر ترامپ)، بسیاری چیزها نامشخص است: اینکه آیا همه طرف‌ها به آتش‌بس اعلام‌شده پایبند خواهند ماند یا نه؛ آیا نفتکش‌ها دوباره حرکت خواهند کرد؛ آیا مذاکراتی شکل خواهد گرفت و آیا این مذاکرات شانسی برای موفقیت خواهند داشت؛ و اینکه آیا این جنگ واقعاً در بلندمدت پایان خواهد یافت یا نه.

اما همین حالا نیز نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد سپاه پاسداران در تهران برندگان اصلی این جنگ هستند. آنها از حملات آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده‌اند و همچنان قادرند به‌طور هدفمند موشک شلیک کنند. با فروش نفت، بیش از هر زمان دیگری درآمد کسب کرده‌اند. هم‌زمان، ایران با مسدود کردن تنگه هرمز به بازیگری قدرتمند در سیاست جهانی تبدیل شده است. این رژیم اکنون بخش قابل‌توجهی از تأمین جهانی نفت و گاز را در کنترل دارد—و به‌وضوح قصد ندارد این افزایش نفوذ و درآمد را واگذار کند. برعکس، ممکن است اخاذی‌های کلان تازه‌اش را که آن را «عوارض» می‌نامد، نهادینه کند.

طرح ده‌ماده‌ای رژیم تهران، که ترامپ آن را «پایه‌ای برای مذاکرات» خوانده، ظاهراً شامل لغو تحریم‌ها علیه ایران، حق غنی‌سازی اورانیوم و کنترل تنگه هرمز است. رژیمی که ادعا می‌شد به زانو درآمده بود، اکنون آمریکا را وادار کرده درباره شرایط یک نظم منطقه‌ای جدید—به نفع تهران—مذاکره کند.

بازندگان، همه دیگران هستند—در درجه نخست، مردم ایران. آنها احتمالاً بهای جنگ ترامپ را خواهند پرداخت، زیرا در آینده در معرض ترور یک رژیم حتی رادیکال‌تر قرار خواهند گرفت. همچنین کشورهای عربی خلیج فارس که با همسایه‌ای مواجه‌اند که به‌دنبال تقابل است و نشان داده که حاضر است پایه‌های اقتصادی آنها را نابود کند. و کل جهان که امنیت انرژی‌اش به خواست‌های تهران وابسته شده است. و در نهایت همه ما، زیرا این رژیم اکنون بیش از پیش ممکن است به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای برود.

ترامپ، همراه با اسرائیل، جعبه پاندورا را گشوده و تعادل شکننده‌ای از دیپلماسی، بازدارندگی و مهار را درهم شکسته است. تصور اینکه آمریکا و ایران بتوانند به یک آتش‌بس بلندمدت دست یابند دشوار است. اما حتی اگر چنین شود، این آرامش پایدار نخواهد بود. ایران منطقه را بی‌ثبات کرده و بر آن مسلط خواهد شد. دیگر کشورهای خاورمیانه نیز شروع به تسلیح خواهند کرد—احتمالاً حتی در حوزه هسته‌ای. نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، اصولاً ترجیح می‌داد جنگ ادامه یابد. در چنین شرایطی، درگیری بعدی فقط مسئله زمان است. این به‌تنهایی نیز کارنامه‌ای فاجعه‌بار است.

افزون بر آن، قربانیان جنگ نیز وجود دارند: علاوه بر هزاران کشته، حقوق بین‌الملل، اخلاق و ادعای ابرقدرتی آمریکا نیز آسیب دیده‌اند. وقتی ترامپ رفتاری شبیه پوتین دارد، تهدید به جنایت جنگی می‌کند و جنگی ناقض حقوق بین‌الملل به راه می‌اندازد، این نه‌تنها اعتبار آمریکا، بلکه اعتبار کل غرب و ارزش‌های آن را زیر سؤال می‌برد. اعتباری که پیش از این نیز به‌دلیل سکوت نسبی در برابر کشتار در غزه و سودان آسیب دیده بود. برندگان این وضعیت، دشمنان دموکراسی، آزادی و حاکمیت قانون هستند.

افزون بر این، لشکرکشی ویرانگر ترامپ به ایران ممکن است پیامدهایی مشابه جنگ سلف او، جورج دبلیو بوش، در عراق داشته باشد. آن زمان، آمریکایی‌ها از ایده مداخله نظامی فاصله گرفتند. ترامپ نیز تا حدی به این دلیل انتخاب شد که وعده داده بود جنگ‌های پرهزینه و بی‌فایده در خارج به راه نیندازد. اینکه آمریکا در آینده، مثلاً اگر روسیه به کشوری در اروپای شرقی حمله کند یا چین تلاش کند تایوان را تصرف کند، مداخله کند؟ اکنون این احتمال حتی کمتر از پیش شده است.

به نقل از هفته‌نامه اشپیگل شماره 16 سال 2026


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد