logo





جرمی وارون، مورخ آمریکایی:

راستگرایان نوین در آمریکا: «برای ترامپ نظریه انتقادی یک شبح ترسناک است»

مصاحبه: کارلوتا والد

چهار شنبه ۱۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸ آپريل ۲۰۲۶



مورخ آمریکایی جرمی وارون می‌گوید: جنبش مگا (MAGA) در نظریه انتقادی یک دشمن محبوب یافته است. با این حال، اهمیت واقعی این نظریه در این میان بسیار بزرگنمایی شده است.

ما در دورانی زندگی می‌کنیم که باعث نگرانی‌های جدی شده است. بنابراین در این مجموعه می‌پرسیم افراد صاحب‌نظر امروز چه مسائلی را مهم می‌دانند. امروز جرمی وارون، مورخ آمریکایی و استاد مؤسسه نیو اسکول برای پژوهش‌های اجتماعی در نیویورک، به این سؤال پاسخ می‌دهد و از حمله به یک مدرسه فکری افسانه‌ای، یعنی نظریه انتقادی، سخن می‌گوید.

دی سایت:
آقای وارون، هم‌اکنون به چه چیزی فکر می‌کنید؟

وارون:
مانند بسیاری از مردم آمریکا، چیزی که بیشتر ذهنم را مشغول کرده، سقوط سریع کشورمان به سوی اقتدارگرایی و حتی نوعی فاشیسم است. این امر فاجعه‌آمیز است — از نظر سیاسی، احساسی، اخلاقی و ایدئولوژیک. دقیقاً همان اتفاقی است که نظریه انتقادی همیشه هشدار داده بود.

دی سایت:
یعنی هشدار درباره چه چیزی؟

وارون:
دموکراسی لیبرال در غرب توسط دشمن خارجی نابود نمی‌شود، بلکه در همان جایی که دموکراسی روشنگر متولد شده است، توسط خود مردم کشورش تهدید می‌شود. و پیامدهای این امر اکنون در تمام سطوح مشهود است — هم در صحنه جهانی و هم در هر گوشه‌ای از زندگی روزمره آمریکایی‌ها. حتی در نیو اسکول که من تدریس می‌کنم نیز این خطر حس می‌شود. این دانشگاه به‌طور واقعی در خطر است که از یک پایگاه تفکر انتقادی و پیشرو به یک مدرسه حرفه‌ای تبدیل شود و هویت تاریخی خود را از دست بدهد.

دی سایت:
اخیراً مدیریت نیو اسکول اعلام کرده که قصد دارد تعداد اعضای هیئت علمی این دانشگاه را به‌شدت کاهش دهد و شاید خود مؤسسه را ببندد. این چه‌طور رخ داد؟

وارون:
دانشگاه‌ها در آمریکا به دلایل مختلف در بحران هستند. تعداد دانشجویان کاهش یافته، شهریه‌ها افزایش یافته، کمک‌های دولتی و وام‌های دانشجویی به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است، و به‌دلیل سیاست‌های مهاجرتی جدید ترامپ و خصومت نسبت به دانشجویان خارجی، به‌ویژه کسانی که دیدگاه‌های سیاسی دارند که به مذاق ترامپ خوش نمی‌آید، تعداد دانشجویان بین‌المللی کاهش شدیدی یافته است. همه این‌ها مشکلات مالی ایجاد کرده که دانشگاه‌ها را به زانو درآورده است. حتی نیو اسکول، که ما بسیار کم بودجه دولتی دریافت می‌کنیم، تحت فشار است. در این میان برنامه‌هایی که از نظر اقتصادی کمتر سودآورند، یعنی علوم انسانی و علوم اجتماعی، بیش از همه کاهش می‌یابند.

دی سایت:
ترامپ نیو اسکول را به‌طور مستقیم هدف قرار می‌دهد؟

وارون:
نه، مانند آنچه درباره دانشگاه‌های هاروارد یا کلمبیا انجام داد، نه. احتمالاً فقط به این دلیل که نیو اسکول برای آمریکایی‌های عادی شناخته‌شده نیست و حمله به آن جذابیت رسانه‌ای کمتری دارد. نیو اسکول در سال ۱۹۱۹ به‌عنوان یک پروژه آموزشی مستقل تأسیس شد و به‌ویژه در اروپا شناخته شد، زیرا در دوران نازی‌ها به بسیاری از نخبگان تبعیدی مانند هانا آرنت و اریک فروم پناه داد و ارتباط نزدیکی با مدرسه فرانکفورت، که آن نیز تبعید شده بود، داشت.

دی سایت:
دولت در حملاتش به علوم انسانی به نظریه انتقادی توجه ویژه‌ای دارد. چرا؟

وارون:
این خوب در داستانی پوچ جای می‌گیرد که به‌ویژه مشاور آموزشی ترامپ، کریستوفر روفو، منتشر می‌کند. او روایت می‌کند که دانشگاه‌ها در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ توسط «مارکسیسم فرهنگی» تصرف شده‌اند. او داستانی ارائه می‌دهد که جنبش‌های چپ دهه ۱۹۶۰ یک «راهپیمایی از طریق نهادها» انجام داده و این نهادها را ایدئولوژیک تصرف کرده‌اند. دشمن اصلی در روایت روفو، هربرت مارکوزه است، یکی از چهره‌های برجسته مدرسه فرانکفورت که در سال ۱۹۳۴ از نازی‌ها گریخت و به آمریکا مهاجرت کرد.

دی سایت:
چرا دقیقاً مارکوزه؟

وارون:
او متهم است که جوانان آمریکایی را رادیکال کرده است. ابتدا به این دلیل که مبارزه برای برابری را تنها وظیفه طبقه کارگر نمی‌دانست، بلکه آن را به جوانان فعال و ساکنان گتو نیز تعمیم می‌داد. و دوم، چون او ظاهراً دانشگاه‌ها را هم به‌عنوان ابزاری برای تغییرات پیشرو مد نظر داشت. اما چیزی که امروز ترامپ و هم‌فکرانش واقعاً با آن مشکل دارند، نه مارکوزه، بلکه نظریه انتقادی نژاد، مطالعات جنسیتی، مطالعات کوئیر و مطالعات حقوقی انتقادی است. همه این حوزه‌ها به‌عنوان شاخه‌هایی از نظریه انتقادی در نظر گرفته می‌شوند.

دی سایت:
یعنی همان ادامه رویکردی که برای نقد روابط قدرت و رهایی انسان‌ها از سرکوب سیستماتیک به‌کار می‌رود و هدفش ایجاد جامعه‌ای عادلانه و معقول است.

وارون:
دقیقاً. جنبش راست امروزی از این برداشت کرده که مؤسساتی مانند مؤسسه ما مکانی برای القای ایدئولوژی به جوانان هستند، با هدف اینکه آنها را به شهروندانی غیرمیهن‌پرست، ضدآمریکایی، ضدخانواده، ضدمسیحیت و ضدسرمایه‌داری تبدیل کنند.

دی سایت:
آیا این اتهام درست است؟

وارون:
نه در این حد افراطی. اما باید پذیرفت که بخش عمده‌ای از پژوهش و آموزش علوم انسانی شامل بررسی انتقادی سیستم‌های قدرت است، هرچند با امید به ایجاد جهانی با برابری و آزادی بیشتر، یا آموزش دانشجویان برای درک و نقد ساختارهای اجتماعی. من هنوز معتقدم که مأموریت اخلاقی اصلی یادگیری در این کشور ایجاد تطابق بهتر ایالات متحده با اصول بنیادین آزادی و برابری است. برای این کار نیاز به درک عمیق از ضعف‌ها و موفقیت‌های این کشور و همچنین جنبش‌های اجتماعی که در این مسیر تلاش کرده‌اند، وجود دارد.

دی سایت:
اکنون کریستوفر روفو و خود ترامپ در حال اجرای «راهپیمایی از طریق نهادها» هستند و کمک‌های مالی آینده به دانشگاه‌ها را مشروط می‌کنند به اینکه برنامه‌های نظریه انتقادی، تحقیقات اقلیمی و برنامه‌های تنوع را محدود کنند — و در این کار بسیار موفق بوده‌اند. آیا دانشگاه شما آمادگی چنین چیزی را نداشت؟

وارون:
حملات راستگرایان به دانشگاه‌ها پدیده‌ای تازه نیست. روفو با محکومیت کلی همه گفتمان‌های چپ، بسیاری از اقدامات جوزف مک‌کارتی و جنبش سرکوبگر او در دهه ۱۹۵۰ را تکرار می‌کند. تفاوت اصلی این است که امروز رئیس‌جمهوری وجود دارد که آماده است اقدامات رادیکال علیه دانشگاه‌ها انجام دهد، از جمله با سوءاستفاده از قوانین و تهدید به قطع بودجه فدرال، تا تغییر ایدئولوژیک به سمت راست را تحمیل کند.

دی سایت:
اما به نظر می‌رسد که دولت به‌راحتی می‌تواند نظریه‌های انتقادی را هدف قرار دهد، نه؟

وارون:
این مسئله ما را غافلگیر کرد. ما دانشگاهیان مدت‌ها در منطقه آسایش خود ساکن بودیم. برای مدت طولانی از آزادی برخوردار بودیم که جامعه گسترده تقریباً ما را نادیده می‌گرفت. نه کاملاً آگاه بودیم که بخشی بزرگی از جامعه در نهایت با ما خصومت خواهد داشت، و نه اینکه راست نوین تا چه اندازه قدرتمند و سریع پروژه‌های سیاسی را سازماندهی می‌کند تا به ما آسیب برساند. ما احساس امنیت می‌کردیم، مانند بسیاری دیگر از نهادهای لیبرال، از جمله قوه قضاییه، رسانه‌ها یا خدمات عمومی.

دی سایت:
شما فکر می‌کنید خود نظریه‌های انتقادی باعث شده‌اند که هدف دولت قرار بگیرند؟

وارون:
تا حدودی، بله. از جهاتی، روحیه انتقادی تا حدی پیش رفته است، مثلاً در تلاش‌ها برای کنترل دقیق گفتار و رفتار افراد. بسیاری از دانشجویان احساس می‌کنند فضای علوم انسانی سانسورگر یا حتی سرکوبگر است. مطالعات نشان می‌دهد دانشجویان خودسانسوری می‌کنند یا وانمود می‌کنند که لیبرال‌تر هستند تا از اتهام «سیاسی غیرصحیح» دور باشند. این نوع فضایی نیست که ما می‌خواهیم. برخی برنامه‌های تنوع نیز شبیه بازتاب‌های اداری و پرهزینه نقدهای پیشرو هستند. هزینه بالایی دارند و احتمالاً تأثیر محدودی دارند.

دی سایت:
تئودور آدورنو و مکس هورکهایمر، بنیانگذاران نظریه انتقادی، احتمالاً برنامه‌های تنوع را محکوم می‌کردند. آنها همیشه تلاش برای نهادی کردن نقد را رد می‌کردند، نه؟

وارون:
سال‌هاست که آدورنو و هورکهایمر چهارچوب فکری نیو اسکول را شکل دادند. در ۳۰ سال گذشته تغییرات زیادی رخ داده است. حتی اگر درست باشد که برنامه‌های تنوع گاهی به اصلاحات بی‌اثر منجر شدند — در این مورد با آدورنو و هورکهایمر موافقم — باید در محکوم کردن شتاب‌زده این برنامه‌ها محتاط بود. دانشگاه‌ها باید تلاش کنند تا صداها و دانشجویان متنوع را شامل شوند.

دی سایت:
وضعیت تنوع در نیو اسکول چگونه است؟

وارون:
ما تعداد زیادی دانشجوی ترنس داریم و بسیار مفتخریم که آنها در دانشگاه احساس راحتی می‌کنند. نیو اسکول دقیقاً برای همین هدف ایجاد شد: فراهم کردن دیدگاه‌های جایگزین و متنوع، تبدیل شدن به مرکز اندیشه‌های رادیکال و پیشرو خارج از جریان اصلی، جایی که گروه‌های حاشیه‌ای بتوانند خانه‌ای پیدا کنند و سلسله‌مراتب مشخص را با تفکر انتقادی به چالش بکشند. با این حال، برخی برنامه‌های تنوع ما را آسیب‌پذیر کرده‌اند، زیرا دولت ترامپ آنها را به عنوان اولویت‌بخشی به گروه‌های خاص تعبیر می‌کند.

دی سایت:
چگونه؟

وارون:
برنامه‌های تنوع هدفشان این بود که مؤسسات نخبه مانند دانشگاه‌ها کمی فراگیرتر شوند، با تمرکز بر دسته‌بندی‌های هویتی مشخص. همزمان، ما موانع اقتصادی عظیم برای دسترسی به آموزش عالی را عمدتاً نادیده گرفتیم. این باعث شد که ما به هدف آسانی برای حملات راست‌گرایانه ضدنخبگان تبدیل شویم.

دی سایت:
نانسی فریزر، فیلسوف و استاد برجسته نیو اسکول، بارها انتقاد کرده است که مبارزه هویتی برای شناسایی جایگزین مبارزه برای توزیع واقعی منابع شده است. چرا این هشدار نادیده گرفته شد؟

وارون:
همیشه تضاد بین این دو رویکرد وجود داشته است. اما من فکر نمی‌کنم نظریه‌های انتقادی یک‌جانبه روی سیاست شناسایی متمرکز شده باشند. حتی اگر هم شده باشد، این نظریه‌ها به تنهایی نمی‌توانند کل چپ را شکل دهند.

دی سایت:
یعنی تأثیر سیاسی علوم انسانی اغراق‌شده است؟

وارون:
بله. بسیاری امروز فکر می‌کنند ایده‌ها نیروی محرکه اصلی ایدئولوژی‌ها و گرایش‌های سیاسی هستند. اما این قدرت را بزرگ می‌کنند. به‌ویژه زمانی که تصور می‌کنند این نظریه‌ها توسط استادان دانشگاه منتقل می‌شوند و یک جنبش اجتماعی ایجاد می‌کنند. در واقع، بالعکس است. ایده گسترده دیدن جنسیت و گرایش جنسی از دانشجویان خارج از نقش‌های دوتایی به دانشگاه‌ها آورده شد و سپس در نظریه گنجانده شد. وقتی نظریه انتقادی نژاد به بررسی نژادپرستی سیستماتیک می‌پردازد، این فقط یک ایده دانشگاهی نیست، بلکه بازتاب تجربه‌های اجتماعی و شرایط زندگی مردم است.

دی سایت:
پس در نهایت، دقیقاً دونالد ترامپ بیش از شما به قدرت علم و نظریه اعتقاد دارد؟

وارون:
بله، این یک طنز است. ترامپ ما را بیش از حد جدی گرفته است. برای او نظریه انتقادی یک شبح ترسناک است. تصور اینکه مارکسیسم بخشی از زندگی آمریکایی را تصرف کرده، کاملاً مضحک است. در ۳۰ سال گذشته، سود شرکت‌ها به شدت افزایش یافته و فاصله بین فقیر و غنی به شدت گسترده شده است.

دی سایت:
نظریه انتقادی در قرن بیستم بر خرابه‌های فاشیسم بنا شد. آیا وضعیت سیاسی امروز آن را زنده می‌کند؟

وارون:
حداقل می‌توانم بگویم که تفکر انتقادی درباره قدرت، که هدفش جامعه‌ای آزادتر و عادلانه‌تر است، در چنین زمان‌هایی ضروری است. حتی اگر ترامپ بخواهد آن را نابود کند، این مدرسه فکری ناپدید نخواهد شد. میلیون‌ها آمریکایی، اکنون حتی اکثریت آنها، از آنچه اتفاق می‌افتد، شگفت‌زده و نگران هستند. ترامپ تلاش می‌کند نظامی از حکومت اقلیت رادیکال را برقرار کند. این تحریف وحشتناک اصول دموکراتیک است که ما هر روز تجربه می‌کنیم.

دی سایت:
پس شما به تفکر و عمل انتقادی امیدوار هستید؟

وارون:
انسان‌های آزادی‌خواه و متفکر همیشه تلاش خواهند کرد آینده‌ای بهتر بسازند. و آنها هم‌اکنون این کار را انجام می‌دهند: اینکه زهرا مامدانی در انتخابات شهرداری نیویورک پیروز شد، نشان می‌دهد چه چیزی ممکن است. یک مسلمان چپگرا با ریشه‌های آسیایی در سی‌سالگی مانند ققنوسی از خاکستر برخاست. اگر او اکنون بتواند سیاست موفقیت‌آمیز اجرا کند و تغییر ایجاد کند، افقی برای دستاوردهای پیشرو بی‌سابقه باز می‌شود. این چراغ امید است!

به نقل از نشریه دی سایت ششم ماه آوریل 2026

* جرمی وارون
در نیو اسکول برای پژوهش‌های اجتماعی و در کالج یوجین لنگ در شهر نیویورک به تدریس تاریخ می‌پردازد. حوزه‌های پژوهشی و آموزشی او شامل تاریخ آمریکا پس از ۱۹۴۵، جنبش‌های جهانی دهه ۱۹۶۰، هولوکاست و همچنین جنبش‌های اجتماعی و خشونت سیاسی است.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد