logo





ریشه‌های تاریخی صهیونیسم مسیحی (از قرن نوزدهم تا امروز)

دوشنبه ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۶ آپريل ۲۰۲۶

الف خمیرانی



صهیونیسم مسیحی (Christian Zionism) بسیار قدیمی‌تر از صهیونیسم یهودی مدرن است و حتی می‌توان گفت از نظر تاریخی، زمینه فکری تشکیل اسرائیل ابتدا در میان برخی الهی‌دانان پروتستان اروپایی شکل گرفت و بعد وارد جنبش صهیونیسم یهودی شد. برای فهم این پدیده باید آن را در سه بستر بررسی کرد: الهیات پروتستان، استعمار اروپایی، و شکل‌گیری امپریالیسم مدرن.

پیش‌زمینه فکری: پروتستانتیسم و بازگشت به کتاب مقدس

ریشه فکری صهیونیسم مسیحی به اصلاح دینی (Reformation) در قرن ۱۶ بازمی‌گردد. پروتستان‌ها برخلاف کلیسای کاتولیک تأکید زیادی بر خواندن مستقیم کتاب مقدس، تفسیر لفظی متون دینی، و اهمیت قوم اسرائیل در تاریخ مقدس
داشتند.

در قرن ۱۷ برخی الهی‌دانان پروتستان انگلیسی این ایده را مطرح کردند که: بازگشت یهودیان به فلسطین شرط تحقق طرح الهی تاریخ است. این دیدگاه در ابتدا بیشتر یک بحث الهیاتی بود، نه پروژه سیاسی.

قرن نوزدهم: تبدیل الهیات به پروژه سیاسی

در قرن ۱۹ سه تحول باعث سیاسی شدن این ایده شد:

تحول اول: امپراتوری بریتانیا

بریتانیا در اوج قدرت جهانی خود به خاورمیانه به‌عنوان منطقه‌ای استراتژیک نگاه می‌کرد. برخی سیاستمداران بریتانیایی تصور می‌کردند که ایجاد یک دولت یهودی می‌تواند، نفوذ بریتانیا را تقویت کند، مسیر هند را امن کند، و مانع نفوذ فرانسه و روسیه شود. در نتیجه، الهیات با منافع استعماری پیوند خورد.

تحول دوم: الهیات آخرالزمانی جدید

در قرن ۱۹ یک کشیش انگلیسی به نام جان نلسون داربی (John Nelson Darby) نظریه‌ای را توسعه داد که بعدها بسیار تأثیرگذار شد: Dispensationalism.

بر اساس این نظریه: تاریخ به دوره‌های الهی تقسیم می‌شود. آخرین مرحله آن، بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس است. سپس جنگ بزرگ آخرالزمان رخ می‌دهد و بعد مسیح بازمی‌گردد. این نظریه بعدها وارد آمریکا شد و پایه فکری اوانجلیکالیسم مدرن را شکل داد.

تحول سوم: ظهور مسأله یهود در اروپا

در قرن ۱۹ با رشد ناسیونالیسم اروپایی، یهودیان با تبعیض گسترده روبرو شدند. در این زمان برخی مسیحیان پروتستان معتقد بودند که به جای جذب یهودیان در اروپا، باید آنان را به «سرزمین موعود» بازگرداند.

اینجا نخستین همگرایی میان انگیزه‌های مذهبی با انگیزه‌های سیاسی و حتی برخی انگیزه‌های ضدیهودی شکل گرفت.

مسیحی قبل از صهیونیسم یهودی

نکته مهم این است که قبل از تئودور هرتسل (بنیانگذار صهیونیسم سیاسی یهودی)، برخی مسیحیان انگلیسی ایده ایجاد دولت یهودی را مطرح کرده بودند. حتی برخی دیپلمات‌های بریتانیایی در دهه ۱۸۴۰ پیشنهادهایی برای اسکان یهودیان در فلسطین و حمایت اقتصادی از آنان ارائه داده بودند. به همین دلیل برخی مورخان می‌گویند: صهیونیسم ابتدا یک ایده مسیحی بود که بعداً توسط یهودیان سکولار سیاسی شد.

۴. اعلامیه بالفور (۱۹۱۷): نقطه تلاقی دین و امپراتوری

اعلامیه بالفور را می‌توان نقطه اوج صهیونیسم مسیحی در سیاست دانست. در سال ۱۹۱۷ دولت بریتانیا از ایجاد «خانه ملی یهود» در فلسطین حمایت کرد. برخی از سیاستمداران کلیدی بریتانیا با کتاب مقدس بزرگ شده بودند، و نگاه مثبت الهیاتی به اسرائیل داشتند. آنان بازگشت یهودیان را طرحی الهی می‌دانستند.

بنابراین، اعلامیه بالفور فقط یک تصمیم استعماری نبود، بلکه ترکیبی بود از باور مذهبی، منافع امپراتوری و سیاست جهانی.

انتقال مرکز صهیونیسم مسیحی از بریتانیا به آمریکا

پس از جنگ جهانی دوم، مرکز این تفکر از بریتانیا به آمریکا منتقل شد. زیرا قدرت جهانی حال آمریکا شده بود و آمریکا جای بریتانیا را گرفت.

در چنین موقعیتی بود که کلیساهای انجیلی به سرعت رشد کردند. در جنگ سرد، اسرائیل در نگاه آمریکا تبدیل شد به متحد غرب و سد نفوذ شوروی، و هم‌چنین؛ پایگاه استراتژیک منطقه.

در اینجا بود که الهیات انجیلی با ضدکمونیسم پیوند خورد.

تأسیس اسرائیل و شوک الهیاتی

تشکیل اسرائیل برای انجیلی‌ها یک لحظه تاریخی بود. آنها آن را نه یک رویداد سیاسی، بلکه تحقق پیشگویی کتاب مقدس دانستند. از این زمان به بعد: حمایت از اسرائیل تبدیل شد به یک اصل ایمان در میان بسیاری از انجیلی‌ها.

جنگ شش‌روزه و رادیکال شدن حمایت مذهبی

جنگ ۱۹۶۷ و تصرف اورشلیم شرقی توسط اسرائیل تأثیر عظیمی بر اوانجلیکال‌ها گذاشت. زیرا، کنترل کامل اورشلیم در برخی تفسیرها شرط آخرالزمان تلقی می‌شود.

از این زمان، صهیونیسم مسیحی توده‌ای شد، وارد سیاست انتخاباتی آمریکا شد، و به یک نیروی فشار سیاسی تبدیل شد

اتحاد رسمی با حزب جمهوری‌خواه

در دوره رونالد ریگان انجیلی‌ها به متحد استراتژیک جمهوری‌خواهان تبدیل شدند. ریگان خود نیز به پیشگویی‌های آخرالزمان علاقه داشت و شوروی را "امپراتوری شر" نامید.

از اینجا به بعد، حمایت از اسرائیل تبدیل شد به یکی از محورهای هویت راست آمریکا.

صهیونیسم مسیحی به‌عنوان نیروی فشار

امروز صهیونیسم مسیحی از طریق لابی‌های مذهبی، رسانه‌ها، دانشگاه‌های انجیلی، و شبکه‌های مالی بر سیاست آمریکا تأثیر می‌گذارد. حتی برخی تحلیلگران معتقدند: هیچ گروهی در آمریکا به اندازه انجیلی‌ها از اسرائیل حمایت ایدئولوژیک نمی‌کند — حتی بیشتر از بسیاری از یهودیان سکولار.

یک پارادوکس جالب در صهیونیسم مسیحی وجود دارد: در الهیات انجیلی‌ها در پایان زمان، یهودیان مسیحی می‌شوند، یا نابود می‌شوند؟

با این حال، همین جریان امروز بزرگ‌ترین حامی اسرائیل است. برخی پژوهشگران این را ائتلافی استراتژیک، نه اتحاد واقعی مذهبی می‌دانند.

اگر بخواهیم صهیونیسم مسیحی را در یک جمله تعریف کنیم، می‌توان گفت: ترکیب الهیات پروتستان، ژئوپولیتیک امپراتوری، و ایدئولوژی محافظه‌کار آمریکایی.

یا به بیان جامعه‌شناختی، این جریان نمونه‌ای از تبدیل اسطوره دینی به ایدئولوژی سیاسی و درنهایت ابزار ژئوپولیتیک.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد