logo





جنگ برای منافع، نه آزادی

پنجشنبه ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۲ آپريل ۲۰۲۶

فرامرز پارسا

new/faramarz-parsa.jpg
این جنگ، از همان ابتدا درباره آزادی نبود.
درباره «منافع» بود؛
منافعی که روی ویرانه‌های کشورها بنا می‌شوند و با رنجِ مردم دوام می‌آورند.
حکومت آخوندی، سال‌هاست ایران را به مرز فرسایش رسانده و هم‌زمان شعله‌های بی‌ثباتی را در منطقه گسترده است.
اما واقعیت تلخ‌تر اینجاست:
در این بازی، قدرت‌های بیرونی نیز بیش از آنکه به پایان این چرخه بیندیشند، به تداوم آن وابسته‌اند.
این یک درگیری ساده نیست—
یک معادله‌ی پیچیده از «تضاد منافع» و «منطق قدرت» است؛
جایی که حتی اشتباهات هم می‌توانند حساب‌شده باشند.
۱. اقتصادِ بحران؛ سود در سایه‌ی جنگ
بحران، برای برخی، یک بازار است.
برای ساختارهای نظامی-صنعتی، وجود یک دشمن دائمی یعنی پول، نفوذ، و استمرار قدرت.
در چنین نظمی، صلح پایدار یک تهدید است—
چون سود را متوقف می‌کند.
پس بحران باید بماند.
۲. سیاستِ نمایشی؛ پیروزی‌های کوتاه، شکست‌های بلند
سیاستمداران، اسیر زمان کوتاه‌اند.
آن‌ها نتیجه فوری می‌خواهند، نه فهم عمیق.
یک ملت، پیچیده‌تر از آن است که در شعار خلاصه شود—
اما در عمل، همین اتفاق می‌افتد.
۳. بی‌ثباتیِ هدفمند؛ کنترل از دل آشوب
یک منطقه نیمه‌ویران، قابل‌کنترل‌تر از یک قدرت با ثبات است.
ایرانِ قدرتمند، بازی را تغییر می‌دهد—
و این، برای بسیاری پذیرفتنی نیست.
اما یک واقعیت کمتر گفته می‌شود:
پیروزیِ مردم ایران بر حکومت، اگر از درون و بدون وابستگی شکل بگیرد، لزوماً قابل‌مهار و بهره‌برداری برای قدرت‌های خارجی نخواهد بود.
چنین تغییری می‌تواند از کنترلِ معادلات بیرونی خارج شود و نظمی مستقل بسازد—
و این، دقیقاً همان چیزی است که مطلوبِ بسیاری نیست.
در اینجا، جنگ و مداخله، به یک «گزینه ترجیحی» تبدیل می‌شود؛
نه فقط برای تغییر،
بلکه برای شکل‌دادنِ نتیجه.
پس تنش، حفظ می‌شود؛
نه از سر ناتوانی،
بلکه از سر نیاز.
و این همان منفعتی‌ست که زیر واژه‌ی «آزادی» پنهان شده
۴. حقیقتِ مهندسی‌شده؛ وقتی واقعیت قربانی می‌شود
اطلاعات، همیشه خالص نیست.
گروه‌های ذی‌نفع، روایت‌ها را شکل می‌دهند تا تصمیم‌ها را هدایت کنند.
وقتی ورودی آلوده باشد،
خروجی هم آلوده خواهد بود—
و این مردم‌اند که هزینه می‌دهند.
تأمل نهایی
آنچه امروز می‌بینیم، فقط یک خطای سیاسی نیست؛
ترکیبی است از غرور، منفعت، و بی‌اعتنایی به انسان.
در این میان، یک حقیقت ساده نادیده گرفته شده:
هیچ ملتی، برای همیشه زیر فشار، مطابق خواست دیگران شکل نمی‌گیرد.
تاریخ، نه نادانان را می‌بخشد،
و نه آنان را که آگاهانه آتش می‌افروزند.
اما تفاوت در اینجاست:
نادانی، ویران می‌کند؛
تعمد، ویرانی را تکرار می‌کند.
و آنچه امروز جریان دارد،
بیش از آنکه خطا باشد—
انتخاب است.
————-
۲۰۲۶/۴/۲



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد