logo





ماتیاس ناس


سیاست خارجی ترامپ در جنگ با ایران
کمی دیکتاتوری مشکل بزرگی نیست

پنجشنبه ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۲ آپريل ۲۰۲۶



دونالد ترامپ می‌خواست به جنگ‌های آمریکا پایان دهد، اما اکنون نشانه‌هایی از تمایل به مداخله‌گری از خود نشان می‌دهد. با این حال هدف او تغییر رژیم نیست. رئیس‌جمهور هدف دیگری را دنبال می‌کند.

در ایالات متحده مخالفت‌ها با جنگ علیه ایران رو به افزایش است. دونالد ترامپ به‌سادگی از یک «مأموریت کوچک» سخن گفته بود که به‌سرعت پایان خواهد یافت. اما به‌جای آن، حمله مشترک آمریکا و اسرائیل کل منطقه را به آتش کشیده و اقتصاد جهانی را دچار آشوب کرده است. و در حالی که دیپلمات‌ها با شتاب به دنبال راه‌حلی از طریق مذاکره هستند، ترامپ هم‌اکنون کشور بعدی، یعنی کوبا، را زیر نظر گرفته است.

این تمایل تازه به مداخله‌گری از کجا آمده است، آن هم در مورد رئیس‌جمهوری که می‌خواست به «جنگ‌های بی‌پایان» آمریکا پایان دهد؟ و وزیر خارجه او، مارکو روبیو، چه نقشی در این میان دارد؟

در شب ۲۸ فوریه، زمانی که نخستین موشک‌ها در تهران منفجر شدند، کاروانی از وانت‌ها در میامی حرکت می‌کرد. پرچم‌های کوبا در باد به اهتزاز درآمده بودند و از بلندگوها این شعار شنیده می‌شد: «اول ایران، بعد کوبا». میامی در ایالت فلوریدا، پایگاه سیاسی مارکو روبیو است که از خانواده‌ای از تبعیدیان کوبایی می‌آید. از نظر روبیو، امروز کوبا توسط «مردانی ناتوان و سالخورده» اداره می‌شود. زمانی که در ژانویه سربازان آمریکایی رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، را ربودند، روبیو گفت: «اگر من در هاوانا زندگی می‌کردم و عضو دولت بودم، کمی نگران می‌شدم.»

آنچه در آغاز سال در ونزوئلا رخ داد، برای هیچ‌کس قابل پیش‌بینی نبود. نیروهای ویژه آمریکا در کاراکاس فرود آمدند، رئیس‌جمهور و همسرش را بازداشت کردند و هر دو را به نیویورک منتقل کردند. سپس اوضاع آرام شد. دولت به کار خود ادامه داد، این بار به رهبری معاون پیشین رئیس‌جمهور، دلسی رودریگز.

بی‌علاقگی به ملت‌سازی (Nation-Building)

چند زندانی سیاسی آزاد شدند. اما اپوزیسیون دموکراتیک ونزوئلا، که امیدهای زیادی به مداخله آمریکا بسته بود، همچنان از قدرت کنار گذاشته شد. از آن زمان، ایالات متحده همکاری نسبتاً هماهنگی با دولت مارکسیستی کاراکاس برقرار کرده است. تنها چیزی که آمریکا دوباره به دست آورد، کنترل بر نفت ونزوئلا بود.

ممکن است وضعیت در کوبا نیز به شکل مشابهی پیش برود؛ جزیره‌ای که از زمان انقلاب ۱۹۵۹ مانند نوعی تحریک دائمی در قالب یک دولت در نزدیکی سواحل این ابرقدرت قرار داشته است. البته این بار قرار است بدون مداخله نظامی انجام شود. در ۱۳ مارس، رئیس‌جمهور میگل دیاس-کانل اعلام کرد که گفت‌وگوهایی میان کوبا و آمریکا در جریان است.

در طرف آمریکایی، این مذاکرات توسط مارکو روبیو هدایت می‌شود. همتای کوبایی او رائول گی‌یرمو رودریگز کاسترو، نوه ۴۱ ساله رئیس‌جمهور پیشین رائول کاسترو و برادرزاده فیدل کاسترو است. از نظر دولت آمریکا، نخبگان حاکم پیرامون خانواده کاسترو—که ۶۷ سال است بر این جزیره حکومت می‌کنند—می‌توانند در قدرت باقی بمانند، به شرط آنکه خود را با خواسته‌های واشینگتن هماهنگ کنند. این خواسته‌ها در اصل شامل خصوصی‌سازی بیشتر اقتصاد و گشودن کشور به روی سرمایه‌گذاران آمریکایی است.

ونزوئلا به‌عنوان یک الگو مطرح است: چرا باید رژیمی را سرنگون کرد که آماده سازش با ایالات متحده است؟ برخلاف سیاست تغییر رژیم که زمانی نومحافظه‌کاران در دوران جورج دبلیو بوش دنبال می‌کردند، دونالد ترامپ اکنون بر «تبعیت رژیم‌ها» (Regime-Compliance) تمرکز دارد. در واقع او نمی‌خواهد دوباره در جنگ‌هایی گرفتار شود که پایان‌ناپذیر می‌شوند؛ همان‌گونه که معاونش جی‌دی ونس نیز چنین تمایلی ندارد. آنها نمی‌خواهند خود را درگیر ملت‌سازی، یعنی فرآیند دشوار ایجاد ساختارهای دموکراتیک، کنند؛ فرآیندی که در عراق و افغانستان به‌شکلی فاجعه‌بار شکست خورد. هدف ترامپ لیبرالیزاسیون سیاسی نیست؛ برای او در درجه نخست تجارت اهمیت دارد.

وزیر خارجه ترامپ نگاه بین‌المللی دارد

اما در مورد مارکو روبیو، وضعیت تا حدی متفاوت است. برخلاف ترامپ و ونس که گرایش‌هایی به انزواگرایی و ملی‌گرایی دارند، وزیر خارجه دیدگاهی بین‌المللی و در صورت لزوم مداخله‌گرایانه دارد. ترامپ زمانی که هر دو برای نامزدی ریاست‌جمهوری جمهوری‌خواهان رقابت می‌کردند، او را با لقب تحقیرآمیز «مارکوی کوچک» مسخره می‌کرد، اما اکنون روبیو را به یکی از چهره‌های کلیدی دولت خود تبدیل کرده است.

وزیر خارجه هم‌زمان مشاور امنیت ملی نیز هست، همان‌گونه که زمانی هنری کیسینجر بود. ترکیب این دو مقام به روبیو قدرت زیادی می‌دهد، او را در کابینه برجسته می‌کند و از هم‌اکنون، در کنار ونس، به یکی از نامزدهای احتمالی جانشینی ترامپ تبدیل کرده است.

بنابراین سخن روبیو در واشینگتن وزن زیادی دارد. او از مداخله نظامی در ایران حمایت کرد، در حالی که ونس با آن مخالف بود. البته روبیو ترجیح می‌داد رژیم ملاها سقوط کند. اما برای او و کل دولت ترامپ مهم‌تر از آن، پایان برنامه هسته‌ای ایران و توقف ساخت موشک‌های دوربرد است. افزون بر این، ترامپ در اوایل هفته گفت که تغییر رژیم عملاً از قبل رخ داده است: بسیاری از اعضای رهبری حکومتی کشته شده‌اند و اکنون در ایران با «افراد بسیار معقولی» گفت‌وگو می‌شود.

پیام واشینگتن به حاکمان تهران چنین است: در قدرت بمانید، اما خواسته‌های ما برای امنیت اسرائیل و منافع اقتصادی ما در خلیج فارس را رعایت کنید.

برخلاف آغاز جنگ، دیگر سخنی از آزادسازی سیاسی در ایران در میان نیست. در آن زمان ترامپ هنوز از ایرانیان خواسته بود علیه حکومت خود قیام کنند: «وقتی ما کارمان را تمام کردیم، شما حکومت را به دست بگیرید. این حکومت متعلق به شما خواهد بود.» اما از آن وعده‌ها چیزی باقی نمانده است—جز خیانت به کسانی که امید خود را به او بسته بودند.

فشار زیاد و در صورت لزوم اقدام نظامی

اکنون حتی گمانه‌زنی‌هایی درباره این موضوع مطرح است که چه کسی در ایران می‌تواند نقشی مشابه نقشی را بر عهده بگیرد که در ونزوئلا به دلسی رودریگز، معاون پیشین رئیس‌جمهور، رسید. روزنامه فایننشال تایمز از بحث‌هایی در واشینگتن خبر می‌دهد که بر اساس آنها ممکن است محمدباقر قالیباف، رئیس محافظه‌کار مجلس ایران، نقشی مشابه در تهران ایفا کند، هرچند این روزنامه بلافاصله این سناریو را «خیال‌پردازی» ارزیابی می‌کند.

به‌سختی می‌توان تصور کرد که حکومت دینی ایران—رژیمی خشن و از نظر ایدئولوژیک سخت‌گیر—چنان انعطاف‌پذیر عمل کند که حاکمان چپ‌گرای کاراکاس نشان دادند. افزون بر این، جنگی که هفته‌ها طول کشیده و تلفات زیادی در میان غیرنظامیان برجای گذاشته است، آثار سیاسی متفاوتی نسبت به یک عملیات کماندویی چندساعته بر جای می‌گذارد.

با این حال، الگویی مشترک میان ونزوئلا، ایران و کوبا دیده می‌شود: ایالات متحده در دوران دونالد ترامپ می‌کوشد از طریق فشار اقتصادی، اجبار سیاسی و در صورت لزوم مداخله نظامی، رفتار مطلوب خود را تحمیل کند—بدون آنکه دولت‌ها را سرنگون کند، نیروهای خود را مستقر سازد یا در درازمدت مسئولیت اداره کشورهای دیگر را بر عهده بگیرد. آن‌گونه که نیویورک تایمز نوشت، هدف «قدرت بدون اصول» است.

بنابراین «تبعیت رژیم» به‌جای «تغییر رژیم»—سازگاری به‌جای سرنگونی. اگر بخواهیم دکترین ترامپ را خلاصه کنیم، می‌توان گفت: در قدرت بمانید، مشکلی نیست. حتی می‌توانید ثروتمند شوید. اما مزاحم منافع ما نشوید. در این صورت می‌توانیم با هم کنار بیاییم.

به نقل از سایت آنلاین هفته‌نامه دی سایت (Die Zeit) ۱ آوریل ۲۰۲۶



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد