logo





مستأجرها و خانۀ اجدادی ما

سه شنبه ۱۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۳۱ مارس ۲۰۲۶

حسین دولت آبادی



... ایران خانۀ مردم ایران‌است، حکومت‌ها در درازنایِ تاریخ مستأجر این خانۀ آباء اجدادی ما بوده‌اند، حکومت‌ها آمده‌اند و رفته‌اند، حکومت‌ها هرگز، هرگز صاحب ازلی و ‌ابدی این خانه اجدادی ما نبوده اند، نیستند و نخواهند بود. از آغاز تاریخ تا زمانۀ ما هرکدام به نوبۀ خویش آمده اند، با دستار، تاج یا عبا و عمامه از راه رسیده اند، چند سالی زیر طاق این خانۀ قدیمی و اجدادی ما زیسته اند، قتل، غارت و جنایت کرده‌اند، مملکت را چاپیده‌اند، مانند خوک پروار شده‌اند و پس از مدتی با جیب‌ها و چمدان‌های پر از این خانه اثاث‌کشی کرده و رفته اند، یا مردم ما آن‌ها را به خواری بیرون کرده‌اند. در صد سالۀ اخیر محمدعلیشاه به ‌روسیه گریخت و سرانجام درتبعید در ایتالیا درگذشت، رضا شاه کبیر و قدر قدرت را با خواری به‌جریزۀ موریس تبعید کردند؛ محمد رضا شاه آریامهر بزرگ ارتشتاران ناچار به فرار و آواره و در به در کشورها شد، آمریکا، دوست دیرینه‌اش حتا به او پناهندگی نداد و در‌مصر چشم بر دنیا فرو بست. آری، حکومت‌‌‌ها و دیکتاتورها آمده اند، رفته‌اند و هربار خانۀ خالی و خراب و به تاراج رفته را برای ما به جا گذاشته اند و در آینده نیز آخوندها می روند و ویرانه‌ها را به‌جا می‌گذارند. نه، حکومت جهل، جنایت و‌نکبت جمهوری اسلامی از این قاعده مستثنی نخواهد بود، آخوندهای شکمبارۀ بی‌اخلاق نیز چند سالی مستأجر این خانه بوده‌اند و بی‌شک روزی از‌ روزها بناچار اثاث کشی خواهند کرد و خواهند رفت و مردم ما دیر یا زود آن‌ها را به زباله دان تاریخ خواهند انداخت. منظور این مهم، سرنگونی حکومت، بر عهدۀ مردم ایران است و نه هیچ کشور دیگری. به ویژه دونالد ترامپ و‌بنیامین نتانیاهو، این دو موجود جانی، جنایتکار و منفور مردم دنیا که ننگ بشر و بشریت‌اند. معضل و‌گره‌کار ما همین جا است، جانی و آدمکشی به نام بنیامین نتانیاهو که به دلیل جنایت علیه بشریت تحت تعقیب است، از آن گوشۀ دنیا مدعی دوستی با مردم ایران و نجات آن‌ها شده است و قصد دارد با کمک آن مردک بیمار جنسی، خودشیفته و کودک آزار و با توسل به زور با بمب و موشک مستأجر مزاحم ما را از این خانۀ اجدادی بیرون کند. زهی سعادت! من همان روزها به اختصار خطاب به این موجودات متوهم و خوش خیال نوشتم که دوستی نتانیاهو و دونالد ترامپ با مردم ایران مانند دوستی خاله خرسه‌است: در حکایت آمده است که مردی باخرسی طرح دوستی ریخته بود، خاله خرسه به مرور زمان انیس و مونس او شده بود و همه جا کنار دوست‌اش می‌ماند و از او مراقبت می‌کرد. روزی مرد خسته از کار روزانه زیر درختی طاقباز دراز می‌کشد تا چرتی بزند. خاله خرسه به نگهبانی دوست عزیزش می‌نشیند و چشم از او بر نمی‌دارد. در این هنگام خر مگسی از راه می‌رسد و دور سر مرد به پرواز در می‌آید و با وز وز مدام مزاحم خواب او می‌شود. خاله خرسه چند بار خر مگس را با دست می‌رماند؛ گیرم مگس سمج هربار وز وز کنان بر می گردد و روی صورت، چشم و ابروی دوست خاله خرسه می نشیند و خواب قیلوله را بر او حرام می‌کند. خاله خرسه درمانده و عاجز می‌شود، خرمگس را غضب می‌کند، تخته سنگ بزرگی بر می‌دارد، بالا می‌برد و پیشانی دوست دیرینه‌اش نشانه می‌رود تا بلکه خرمگس مزاحم را بکشد، با اینکار، به‌‌جای خرمگس، دوست‌اش دیرینه‌اش را به قتل می‌رساند. باری، این حکایت مصداق دوستی و علاقۀ اسرائیل و آمریکا با مردم ایران است. در آن روزها هنوز عشق و محبت آن‌ها با ارسال بمب‌ها و موشک‌ها ابراز نشده بود، در آن رزوها پسر وطن فروش و کودن شاه سابق ایران و پیروان سینه چاک او، این جماعت بی‌ریشه بی‌صبرانه چشم به راه این کمک‌های بشردوستانه بودندتا مانند باران رحمت از آسمان‌‌ فرو می‌باریدند و مردم ما را از شر‌حکومت نحس و نکبت اسلامی خلاص می‌کردند و شازده در « خلا» فرود می آمد. در آن روزها با اشاره به این حکایت نوشتم که این جتایتکار و نسل کش به یاری دونالد ترامپ ایران ما را مانند نوار غزه و لبنان ویران می‌کند تا آخوندکی به نام «خامنه ای» را (سر مار بوآ را) به‌ این بهانه که گویا قرار بوده است بمب اتمی بسازد، به ‌سنگ بکوبد. هرچند از ساختن سلاح کشتار جمعی تا استفاده از آن فرسنگ‌ها و فرسنگ‌ها فاصله‌است، مگر سایر ‌کشورها، از جمله اسرائیل سلاح کشتار جمعی ندارد؟ من مانند همۀ مردم صلحدوست دنیا، با بمب اتم، با سلاح کشتار جمعی مخالف بوده ام و هنوز هم مخالف‌ام، ایکاش روزی مردم دنیا به‌ جائی برسند و صاحب قدرتی بشوند که از همۀ کشورها بخواهند این سلاح مرگبار را که آیندۀ بشریت را به خطر انداخته، نابود کنند. در‌غیر این صورت اگر اسرائیل صهیونیست، اشغالگر، متجاوز و جنگ افروز این حق را برای خودش محفوط می‌دارد، هر کشوری، از جمله ایران نیز می‌تواند چنین حقی برای خودش قائل باشد. این‌‌‌ادعا به ‌معنای جانبداری از حکومت اسلامی نیست، بلکه اشاره‌ام به اصطلاح یک بام و دو هوا دردنیای دولتمندان و قدرتمندان است! اگر سلاح کشتارجمعی خطرناک است، که در آن هیچ تردیدی نیست، برای همه خطرناک است و نه فقط و فقط برای ایران. هرچند از سال‌ها پیش بمب اتم برای اسرائیل، فرزند خواندۀ آمریکا، و پسر عموی کشورهای غربی، بهانه بوده و بهانه خواهد بود تا هماهنگ به ایران تجاوز و حمله کنند و در خاورمیانه به مراد و منظورشان برسند: اسرائیل به کشورگشائی ادامه بدهد و آمریکا و اروپا به چاه‌های نفت حوزۀ خلیج فارس دست یابند. از آن‌جا که جمهوری اسلامی ایران در پروندۀ سیاه و ننگینی دارد و دست‌هایش تامرفق به‌خون آزادیخواهان ایران و جوانان معترض میهن ما آلوده‌است، منفوراکثر مردم است و از هواداران و جیره خواران حکومت که بگذریم، هیچ انسان باوجدان و‌آزادیخواهی خواستار ماندگاری و دوام این مستأجر بویناک در خانۀ اجدادیِ ما نیست و اکثر مردم آرزو می‌کنند که ای کاش هر چه زودتر اثاث کشی می‌کرد و می رفت. شاید اگر بنیامین نتایاهو چند ماه پیش به‌ ایران حمله نمی‌کرد و اگر پیرپسر شاه سابق، شاهپرست‌ها و رسانه‌های جیره خوار و مزدور اسرائیل باشعارهای ارتجاعی جنبش‌ مردمی را به ‌انحراف نمی‌کشاندند، بی شک این اتفاق به ‌مرور می‌افتاد و حکوت اسلامی اگر چه سرنگون نمی‌شد، ولی بی شک متحول می‌شد و عقب نشینی می‌کرد. افسوس که با مداخلۀ آن‌ها و این وعد وعیدها ‌که جلو بروید، بزنید، کمک در راه است، خیزش مردم به فاجعه انجامید. اگر چه ماهیت جنایتکار و خونخوار حکومت اسلامی و مداخلۀ مؤثر رجاله‌ها و لمپن‌های مزدور او برکسی پوشیده نیست، ولی دست‌های آلودۀ اجنی‌ها و اجنبی پرستان را نیز در این کار زار نباید نادیده گرفت؛ مداخلۀ آمریکا و اسرائیل از راه دور و نزدیک و حضور مخرب آن‌ها باعث شد تا اعتراضات مسالمت‌آمیز و برحق مردم به‌ خشونت، آتش و خون کشیده شود تا آن‌ها از آب گل آلود ماهی بگیرند و حکومت اسلامی را سرنگون کنند. این‌همه بهانه و مستمسک به دست حکومتی‌ها داد، جوانان این مرز و بوم را کشتار کردند و جنایت را در نزد مردم دنیا و دولت‌ها موجه جلوه دادند و کشته‌ها را «شهید» نامیدند. در‌آن‌ روزها به‌ هر کوی برزن میهن نگاه می‌کردی جنازه‌ای برخاک افتاده می‌دیدی و نالۀ عزاداری را می‌شنیدی که بر جنازۀ عزیزی زار زار می‌گریست، آری، حکومت ننگ، نفرت و جنایت اسلامی، جانی‌ها و جنایتکاران تاریخ معاصر دوباره میهن ما را به ‌خاک و خون کشیدند، جنازه‌های جوانان آزادیخواه را روی هم انباشند و با وقاحت چشم در چشم مردم دنیا دوختند و دروغ گفتند و هنوز هم دروغ می‌گویند. مسجدها، ماشین‌های آتش نشانی، آمبولانس‌ها و بانک‌ها را آتش زدند، اوباش‌ها و لجاره‌ها از درون مردم به جیره خواران و مزدوران شلیک کردند و بهانه و مستمسک به دست‌ حکومت دادند تا تظاهرات مردم را با خشونت بی‌سابقه‌ای سرکوب کند. پس از این فاجعۀ سهمگین دور ایران حصار پولادی کشیدند و سرپوش مسین گذاشتند و به بهانۀ بحران و جنگ، انترنت را قطع کردند تا صدای مردم مظلوم به گوش دنیا نرسد. این کشتار و سرکوب بی سابقه سبب شد تا دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو با دمشان گردو بشکنند و افکار عمومی دنیا را به این جنایت‌ها جلب کنند و زمینه را برای حمله و تجاوز دوباره فراهم سازند: مشاهده می کنید؟ ما برای نجات این مردم ستمدیده و سرنگوی جمهوری مستبد و خونخوار به یاری آن‌ها می‌شتابیم و کمک های ما «بشر دوستانه» است. پیر پسر شاه سابق ایران، ملیجک نتانیاهو و دونالد ترامپ، این مردک بی‌بو، بی‌خاصیت و قواد که وطن‌ما را پیش‌فروش کرده بود، مشوق و مبلغ تجاور و جنگ بود تا بر دریای خون پارو بکشد و به تاج و تخت‌اش برسد. گیرم مردم بر خلاف تصور اسرائیل و آمریکا و پیر پسر شاه سابق به خیابان‌ها نریختند، برعکس، تجاوز اسرائیل به ایران باعث سرکوب جنبش مسالمت آمیز مردم ما شد و همه چیز را بر باد داد و حکومت اسلامی را به جایگاه محق و مظلوم راند. اسرائیل و آمریکا با این رفتار جنگ طلبانه و تروریسم آشکار به‌ حکومت اسلامی حقانیت بخشیدند. از کشورهای اروپائی و آمریکا که بگذریم؛ همۀ دولت‌های آزاد و همۀ انسان‌های آزادیخواه و مترقی دنیا تجاوز اسرائیل را محکوم کردند. گیرم در این میانه بسیاری از نیروی های مترقی مردد و آچمر مانده بودند، چرا، چون به تصورآن‌ها محکوم کردن اسرائیل صهیونیست، دفاع ضمنی و تلویحی ‌‌از جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شد؛ گیرم به‌گمان من این جماعت در اشتباه بودند. می‌توان دربرابر جمهوری اسلامی، مستأجر موقتی خانۀ اجدادی ما موضعی روشن و مشخص داشت و از دشمن نیز استقبال نکرد و بابت جنایاتی که در ایران، فلسطین و غزه، در خاور میانه مرتکب می‌شود به او دستخوش و دستمریزاد نگفت و فرش قرمز در قدوم مبارک‌اش پهن نکرد. تکرار این که هر کشوری از منافع ملی خودش دفاع می‌کند و این که هیچ کشوری عاشق چشم و ابروی مشکی مردم ایران نیست، بی‌‌فایده‌است. من به ‌تجربه دریافته‌ام که این سخن به‌ گوش کسانی که منتظر بودند دشمن «سر مار» را به سنگ بکوبد و حکومت اسلامی را به جایِ آن‌ها سر نگون کند، فرو نخواهد رفت. تکرار این‌ که ویرانی‌های عراق، سوریه، لیبی و افعانستان پیش چشم مااست و پس از سال‌ها هنوز مرمت نشده و این‌که از میان خرابه ها و ویرانی‌ها اجنه بیرون می‌آیند، نیز بی‌ثمراست. آن‌ها هرگز از تاریخ عبرت نمی‌گیرند! عزیزی که جنگ دوازده روزه را در ایران تجربه کرده بود، می‌گفت: این جماعت اگر یک ساعت، فقط یک ساعت با زن و فرزندانشان در تجریش زندگی می‌کردند، هرگز، هرگز به پیشواز موشک‌ها و بمب‌های اسرائیلی نمی‌رفتند و در خیابان‌های اروپا تانگو نمی‌رقصیدند.

باری، این فاجعه درس خونبار دیگری بود تا مردم به ‌اجنبی‌ها اعتماد و اطمینان نمی‌کردند و با ‌طناب اجنبی‌پرستان و آنانی که بیگانگان را به‌مداخله نطامی تشویق وترغیب می‌کنند، به‌چاه نمی رفتند. اجنبی اجنبی‌است... اجنبی پرستان و نوکران بیگانه‌ها نیز اجنبی هستند و هرگز دوست مردم ما نبوده اند و نخواهند بود. گیرم در آن روزها شماری معتقد بودند که حکومت اسلامی ایران با آن گذشتۀ ننگین و خونین و دست‌های آلوده برای مردم ایران از اسرائیل و آمریکا بیگانه‌تر و خطرناکتراست، با این استدلال و با اشاره به‌ کشتار دیماه جنگ و مداخلۀ نطامی‌آن‌ها را توجیه می‌کردند و آن را کمک‌های «بشر دوستانه» می‌نامیدند با این خیال خام که اسرائیل و آمریکا را ظرف دو روز حکومت اسلامی سرنگون خواهند کرد. این‌همه پیش ‌از آغاز فاجعه و جنگ تمام عیار بود، همۀ آن‌ها کف از دهان می‌ریختند و به هر کسی که مخالف جنگ و مداخلۀ بیگانگان بود، از جمله اینجانب که در متنی به «دوستی خاله خرسه» اشاره کرده بودم، توهین و هتاکی می‌کردند و با شور شیدائی بر‌طبل جنگ می‌کوبیدند. باری، این شور و شیدائی و راهپیمائی‌ها زیرپرچم شیروخوشید، پرچم اسرائیل و آمریکا و تبلیعات شبانه روزی رسانه‌های جیره خوار و مزدور اسرائیل و آمریکا اگرچه بی‌تأثیر نبود و به توهم دونالد ترامپ و بنیامین‌‌‌نتانیاهو دربارۀ همراهی و همدلی مردم با آن‌ها دامن می‌زد، ولی با شناختی که من امپریالیسم محتضر ایالات متحده و از ماهیت متجاوز اسرائیل و منافع مشترک آن‌ها درخاورمیانه داشتم، به یقین می‌دانستم که حتا بدون این زمینه چینی‌ها و آماده کردن افکار عمومی با دروغ ودغل، دو باره همزمان به ایران حمله خواهند کرد.

اگر اشتباه نکنم، در همان روزها به دوستی نوشتم که هر انسان با وجدان و آزادیخواهی در شرایط و موقعیّت مشخص بناچار با خودش رو به رو می‌شود و حتا اگر به زبان نیاورد، راهی را انتخاب می‌کند و ارۀ دو سری که توی ماتحت‌اش گیر کرده، از یک طرف بیرون می‌کشد. در آن روزها، من اگرچه با کراهت و دلچرکی، ولی از خانۀ اجدادی و مردم دفاع می‌کردم تا پیش از اثاث کشی مستأجرهای مستهجن بیشتر از این ویران و مردم خانه خراب نشوند. هرچند از پیش می‌دانستم که جانبداری از حقیقت بهای سنگینی دارد و باید آن را پرداخت. من در آن روزها آرزو می‌کردم که جنگ ایران و اسرائیل ادامه پیدا نکند و از راه‌های دیپلوماتیک به ‌توافق برسند، چون در غیر این صورت آن منطقه که به بشکۀ باروت می‌ماند، بی‌تردید روزی منفجر می‌شد و جنگ ابعاد جهانی و هولناکی پیدا می‌کرد. هرچند آمده‌است که با دعای گربه باران نمی‌بارد، با وجود این امیدوار بودم دولتمردانی‌که تأثیری در چرخش چرخ دنیای وارونه ما دارند و مردم آزادیخواه و صلحدوست دنیا تلاش می‌کردند تا صلح بر قرار می شد؛ گیرم این آرزوئی عبث‌ بود، چون تا به امروز بحران‌های کشورهای سرمایه‌داری و به‌ویژه آمریکا همیشه به جنگ انجامیده است. جنک، جنگ، جنگ... زنده باد زرادخانه های اسلحه سازی!

غرض، زمانی که به اهداف پلید آمریکا و اسرائیل ( ترامپ و نتانیاهو) در خاورمیانه‌ آگاه باشی، نیازی به نبوغ و هوش سرشار نداری تا رخدادها و حوادث آینده را حدس بزنی و پیش‌‌بینی کنی، منظور هر آن‌چه به‌عقل‌ام رسید، در ژوئن سال گذشته، هنگام جنگ خانمانسوز اسرائیل و ایران در چند نوبت، در دنیای مجازی به اختصار نوشتم و به‌رغم همۀ ناسزاها و اتهامات وارده از جانب هواداران جنگ و مداخلۀ نظامی بیگانه‌ها، بخوان هواخواهان سینه چاک، لات و لمپن پیرپسر‌شاه سابق، تجاوز اسرائیل به ‌ایران را محکوم کردم و یک خروار ناسزاها و دشنام را به بایگانی کامپیوترم سپردم. جنگ پس‌از دوازده روز با خسارت‌ها و ویرانی‌های بسیار به پایان رسید، هرچند بر خلاف انتظار نتانیاهو و توهمات آن ابله و کودن حکومت سقوط نکرد. دراین مدت نتانیاهو بیکار ننشت، پس از سال‌ها توطئه و دسیسه چینی سرانجام آمریکا را متقاعد کرد، پای دونالد ترامپ، بیمار روانی را به‌جنگ کشاند و قند در دل پسر شاه سابق و هواداران او آب شد. پس‌ از ترور آیت الله خامنه‌ای، به تعبیر خودشان ( سرمار) و سرداران نظامی توسط اسرائیل، همه سرخوش و سرمست به خیابان‌های شهرهایِ آمریکا، کانادا و اروپا ریختند، زیر پرچم اسرائیل متجاوز و آمریکای جنایتکار شتری رقصیدند با این آرزو که امروز فردا حکومت اسلامی سقوط خواهد کرد؛ رهبر ابله و پخمۀ آن‌ها تاج و‌تخت پدرش را از‌آخوندها پس خواهد گرفت، ساواک احیاء خواهدشد و در‌اولین فرصت، مجاهدین، چپ‌ها وآخوندها را از ‌درخت‌های خیابان پهلوی به‌ دار خواهند آویخت. پیروزی نزدیک بود و آن‌ها می‌خواندند، می‌رقصیدند و ایران زیر بمب‌ها و موشک‌های اسرائیل و آمریکا ویران می‌شد و مردم، زن و بچه‌های بیگناه زیر آوارها جان می‌‌باختند. دو هفته براین نمط بر مردم جنگ زدۀ ما گذشت؛ آمریکا و اسرائیل تازه متوجه شدند که «حریف» را یک دستی گرفته‌ بوده‌اند، در بارۀ قدرت نظامی و توانائی‌های موشکی و پهپادی سپاه پاسداران و ارتش و جانبداری مردم از متجاوز و هجوم بیگانه‌ها اشتباه کرده‌اند. برخلاف انتظار آن‌ها با ترور رهبر مذهبی مردم، «خامنه ای» و چند سردار نظامی و دولتمردان، مردم به خیابان‌ها نیامدند و شعار سرنگونی ندادند، حکومت اسلامی سقوط نکرد، بلکه دیو بیدار شد، با موشک ‌باران کردن شهرهای اسرائیل ‌‌و پایگاه‌های نظامی آمریکائی در کشورهای عربی دنیا را به شگفتی واداشت. غرض دونالد ترامپ که قرار بود درچند روز تکلیف جمهوری اسلامی ایران را روشن کند و‌ حکومت دلخواه و دست نشانده‌اش را به‌جای آخوندها به قدرت برساند، دچار سرگیجه شد و زیر فشار افکار عمومی دنیا و عدم همکاری کشورهای عضو ناتو، رشد نارضایتی در میان مردم آمریکا و تحمل خسارات‌ سنگین جنگی، از خیرتغییر دادن حکومت اسلامی و تعیین حکومت منتخب گذشت و به تضعیف آن، یا به عبارت دیگر به‌ ویرانی بیشتر ایران رضایت داد. دونالد ترامپ، یا دقیق تر، «رئیس جمهور ایالتِ اسرائیل» در آتش جنگی که بنیامین نتانیاهوی جنایتکار هدفمند برافروخته، به دام افتاده‌است، تنوره های دود و آتش چشم‌های او را کور کرده‌است و راه برون رفت «آبرومندانه» از این دامچالۀ هولناک را پیدا نمی‌کند. چه باید کرد؟ پذیرش شکست و فرار از‌جنگ برای بزرگترین ارتش دنیا دشوار است و دونالدترامپ اگرچه دروغگوئی مادرزاد است، ولی نمی‌تواند با هیچ دروغی تجاوز و این جنگ بی معنا را برای مردم دنیا و آمریکا توجیه کند، جنگی که بجز ضرر، هیچ سودی برای مردم آمریکا و اروپا نداشته و فقط جیب صاحبان کارخانه های اسلحه سازی را پر کرده است. دونالد ترامپ گویا به این فکر افتاده تا هزینۀ سنگین این جنگ را از کشورهای عربی بگیرد.، سخنگوی زیبای کاخ سفید دیروز به این موضوع اشاره کرده است. اگر این اتفاق بیفتد و شیخ نشین‌های نوکر مآب کما فی‌السابق تمکین کنند، شایددونالدترامپ دمش را روی کوش بگذارد و برود، هرچند پیش ازاین که یانکی به خانه‌اش برگردد، بی‌شک زهرش را خواهد ریخت و زیر ساخت‌های ایران و تأسیسات بیشتری را در جهت امیال و اهداف بنیامین نتانیاهو بمباران و ویران خواهد کرد. اگر این یانکی به خانه اش برگردد و یکجانبه آتش بس اعلان کند، بنیامین نتانیاهو در میدان جنگ تنها می‌ماند، با وجود این، من یقین دارم بعد ازاین نیز از کمک‌های آمریکا و ‌کشورهایِ غربی برخوردار خواهد شد و مثل سال‌ها پیش به جنگ افروزی و تجاوز به فلسطین و غزه و لبنان و سوریه و ایران ادامه خواهد داد. اسرائیل معضل خاورمیانه است، حتا اگر جمهوری اسلامی سقوط کند و به تاریخ بپیوندد، با وجود اسرائیل خاورمیانه هرگز روی صلح و آرامش نخواهد دید. چنانکه پس از ایجاد دولت یهود در سال 1948 میلادی تا به امروز حتا یک روز صدای بمب‌ها و انفجارها درآن دیار نبریده و آب خوش از گلوی مردم آن منطقه پائین نرفته است. بماند بر گردیم به خانۀ اجدادی.

از شما چه پنهان من به این مفهوم فکر کرده ام و به آن باوردارم، کسی که در آن خاک ریشه داشته باشد، هرگز و به هیچ بهانه‌ای و با هیچ «هدف مقدسی» حتا، به ویرانی خانۀ اجدادی و خانه خرابی مردم ما رضا نمی‌دهد. به همین دلیل بنظر من آن جماعتی که برای دونالد ترامپ و نتانیاهو در خیابان های آمریکا وکانادا و اروپا هورا می‌کشند و بابت موشک‌ها و بمب هائی که روی سر مردم می‌ریزند، دستخوش و دست مریزاد می گویند، «بی ریشه و بی‌وطن» هستند. این نسل در خارج از ایران به دنیا آمده و هیچ گونه دلبستگی و گذشته‌ای در آن دیار ندارد و با مردم ما بیگانه‌است. بیگانه! وقتی رهبر این بی‌ریشه‌ها با راسیست‌ها و فاشیست‌های اروپا می نشیند و از دونالد ترامپ بیمار و مذبذب به زاری می‌خواهد تا به تجاوز و بمباران ایران ادامه بدهد، در آدمیت او شک می‌کنم، این مردکِ بی ریشه، بی عاطفه و قواد، ایرانی نیست و بوئی از انسانیت نبرده است. چنین موجودی مایۀ ننگ بشر و بشریت است.

حسین دولت آبادی
31/03/2026



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد