میتوان گفت نقش انجیلیها را باید در این چارچوب فهمید که آنها جهت کلی سیاست آمریکا را تعیین نمیکنند اما میتوانند جهت آن را رادیکالتر کنند و به آن مشروعیت اخلاقی ـ مذهبی بدهند. به بیان دیگر: آنچه ممکن است در سطح استراتژیک یک تصمیم ژئوپولیتیک باشد، در سطح گفتمان انجیلیها به نبرد خیر و شر تبدیل میشود. و همین تبدیل زبان سیاست به زبان الهیات است که میتواند خطرناک باشد، زیرا، امکان مصالحه را کاهش میدهد، دشمن را مطلق میکند و جنگ را مقدس جلوه میدهد. | |
برای فهم نقش مسیحیان انجیلی (Evangelicals) در سیاست خارجی آمریکا، باید این پدیده را نه صرفاً بهعنوان یک جریان مذهبی، بلکه بهعنوان یک نیروی ایدئولوژیک ـ سیاسی سازمانیافته بررسی کرد که از دهه ۱۹۷۰ به بعد به یکی از مهمترین پایههای اجتماعی راست محافظهکار آمریکا تبدیل شده است. نفوذ این جریان امروز نهتنها در سیاست داخلی، بلکه در جهتگیریهای ژئوپولیتیک آمریکا، بهویژه در خاورمیانه، کاملاً قابل مشاهده است.
مذهب یا ایدئولوژی سیاسی؟
انجیلیها در اصل شاخهای از پروتستانتیسم است که بر اقتدار مطلق کتاب مقدس تأکید دارد، برای تجربه شخصی ایمان ارزش میگذارد.به شکل فعالی مسیحیت را تبلیغ میکند و در انتظار بازگشت مسیح است. از اواخر قرن بیستم، این جریان در آمریکا به تدریج تبدیل به یک جنبش سیاسی مذهبی شد که پروژه اصلی آن دفاع از ارزشهای محافظهکارانه است. خانواده سنتی را با الگویی از مذهب تبلیغ میکند. در این راستا مخالف سقط جنین است، و همچنین مخالف سکولاریسم.
این تحول باعث شد که انجیلیها به متحد طبیعی حزب جمهوریخواه تبدیل شوند.
پیوند دین و ژئوپولیتیک
تحول مهم زمانی رخ داد که بخشی از انجیلیها سیاست خارجی را نیز در چارچوب الهیات آخرالزمانی (Eschatology) تفسیر کردند. در این نگاه: تاریخ بشر یک طرح الهی از پیش تعیین شده است. خاورمیانه صحنه اصلی تحقق پیشگوییهای کتاب مقدس است. و اسرائیل نقش مرکزی در این سناریو دارد
این برداشت باعث شکلگیری چیزی شد که پژوهشگران آن را «ژئوپولیتیک آخرالزمانی» مینامند.
در این چارچوب، حمایت از اسرائیل دیگر یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه یک وظیفه دینی تلقی میشود.
صهیونیسم مسیحی: ستون فکری سیاست خاورمیانهای
یکی از مهمترین نتایج این تفکر، ظهور صهیونیسم مسیحی است. این جریان معتقد است: خدا سرزمین اسرائیل را به یهودیان وعده داده است. تشکیل اسرائیل تحقق پیشگوییهای کتاب مقدس است. تقویت اسرائیل شرط بازگشت مسیح است. و دشمنان اسرائیل دشمنان خدا هستند.
به همین دلیل، حمایت از اسرائیل برای این جریان امری مطلق است. حقوق بینالملل اهمیت ثانویه دارد، و ملاحظات انسانی یا دیپلماتیک در درجه دوم قرار میگیرد.
این دیدگاه توضیح میدهد که چرا برخی سیاستمداران آمریکایی حتی از سیاستهای بسیار تهاجمی اسرائیل بدون قید و شرط حمایت میکنند.
ایران در جهانبینی انجیلیها
در این دستگاه فکری، ایران فقط یک رقیب ژئوپولیتیک نیست، بلکه اغلب بهعنوان دشمن اسرائیل، دشمن مسیحیت، و نیروی شر در روایت آخرالزمانی تصویر میشود.
در برخی تفسیرهای بنیادگرایانه، ایران با نیروهایی که در پیشگوییهای کتاب مقدس علیه اسرائیل میجنگند مرتبط دانسته میشود (مانند Gog and Magog).
بنابراین تقابل با ایران میتواند در ذهن این جریان، یک ضرورت استراتژیک، و همزمان یک مأموریت مذهبی تلقی شود.
نفوذ در ساختار قدرت آمریکا
نفوذ انجیلیها از سه مسیر اصلی اعمال میشود:
حدود یکچهارم رأیدهندگان آمریکا را انجیلیها تشکیل میدهند. در حزب جمهوریخواه این نسبت بسیار بیشتر است.
هیچ سیاستمدار جمهوریخواهی نمیتواند بدون حمایت این گروه پیروز شود. آنها دارای شبکههای تلویزیونی، دانشگاهها، اندیشکدهها، و کلیساهای بزرگ هستند که گفتمان سیاسی تولید میکنند.
نفوذ مستقیم در دولت
در دولتهای جمهوریخواه معمولاً نقش مشاوران مذهبی، دیپلماتها، اعضای پنتاگون، لابیهای مسیحی را دارند و در تصمیمسازی حضور دارند.
واقعگرایی سیاسی یا الهیات؟
یک تضاد مهم در سیاست آمریکا این است که در حالی که این کشور خود را یک قدرت واقعگرای ژئوپولیتیک معرفی میکند، در برخی موارد تصمیمات آن تحت تأثیر فشارهای ایدئولوژیک، باورهای مذهبی و محاسبات انتخاباتی قرار میگیرد.
به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند که در برخی موارد سیاست خاورمیانهای آمریکا ترکیبی است از سیاست قدرت، ایدئولوژی و الهیات.
با این حال نباید دچار سادهسازی شد. سیاست خارجی آمریکا فقط توسط انجیلیها تعیین نمیشود. عوامل مهم دیگری همچون مجتمع نظامی ـ صنعتی، منافع انرژی، رقابت با چین و روسیه، امنیت اسرائیل، کنترل توازن قوا در خاورمیانه، در آن نقش دارند. انجیلیها بیشتر شتابدهنده این سیاستها هستند، نه تنها عامل آن.
میتوان گفت نقش انجیلیها را باید در این چارچوب فهمید که آنها جهت کلی سیاست آمریکا را تعیین نمیکنند اما میتوانند جهت آن را رادیکالتر کنند و به آن مشروعیت اخلاقی ـ مذهبی بدهند. به بیان دیگر: آنچه ممکن است در سطح استراتژیک یک تصمیم ژئوپولیتیک باشد، در سطح گفتمان انجیلیها به نبرد خیر و شر تبدیل میشود. و همین تبدیل زبان سیاست به زبان الهیات است که میتواند خطرناک باشد، زیرا، امکان مصالحه را کاهش میدهد، دشمن را مطلق میکند و جنگ را مقدس جلوه میدهد.
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد