در تازهترین تحولات و در بحبوحه تنشهای منطقهای، طی روزهای گذشتە تهدیدهایی از سوی رئیسجمهور آمریکا علیه زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله نیروگاههای برق، گاز، پتروشیمی و نفت مطرح شده است. این تهدیدها در شرایطی بیان میشود که پیشتر، سپاه نیز از هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و آب کشورهای منطقه سخن گفته بود. هرچند تاکنون هیچ حمله عملیاتی گزارش نشده، اما همین تهدیدها پیامدهای روانی، اقتصادی و امنیتی جدی برای زندگی روزمره مردم دارد و امکان بروز فجایع انسانی در آینده را افزایش میدهد. تحلیلها نشان میدهد که هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی «حتی در سطح تهدید» میتواند فشار مضاعفی بر جامعه وارد کرده و توان زیست جمعی و مقاومت مردم را تضعیف کند، پیش از آنکه تغییری واقعی در معادلات قدرت ایجاد شود. در همین چارچوب و بنابر آخرین اظهارات رئیسجمهور آمریکا مبنی بر تعلیق موقت هرگونه حمله به زیرساختهای انرژی ایران برای چند روز، همزمان با ادامه گفتگوها، نشان میدهد که این تهدیدها بیش از آنکه رفع شده باشند، در قالبی ناپایدار و مشروط ادامه دارند. چنین وضعیتی، با حفظ فضای عدم قطعیت، همچنان بار سنگین ناامنی و اضطراب را بر زندگی روزمره مردم تحمیل میکند.
هدف قرار دادن زیرساختهایی چون شبکه برق و دیگر زیرساختهای حیاتی، تحت هر عنوان و توجیهی، پیش از آنکه معادلات قدرت را دگرگون کند، مستقیماً جان، سلامت و معیشت میلیونها انسان را نشانه میگیرد و توان بقا و سازمانیابی جامعه را تضعیف میکند. چنین اقداماتی، در تعارض با اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه و ممنوعیت حمله به اهداف غیرنظامی بوده و بهطور مستقیم غیرنظامیان را در معرض آسیب قرار میدهد.
در عین حال، نمیتوان انکار کرد که ساختار حاکم، با تداوم سرکوب، فساد، بستن افقهای تغییر و ناکارآمدی در مدیریت زیرساختها، کشور را در موقعیتی قرار داده است که هر تحول احتمالی در بستری از بحران و تنش شکل میگیرد. نقش سپاه و دیگر نهادهای حکومتی در شکلگیری این وضعیت غیرقابل انکار است و مسئولیت وضعیت موجود را چندلایه و پیچیده میسازد؛ بهگونهای که هرگونه تحلیل تکعاملی را بیاعتبار میکند. در همین چارچوب، هرگونه تهدید یا اقدام در جهت اختلال در آبراههای بینالمللی و مسیرهای حیاتی کشتیرانی نیز، که باید بر اساس قواعد پذیرفتهشده جهانی باز و امن باقی بمانند، به تشدید بیثباتی و افزایش فشار بر زندگی مردم خواهد انجامید.
ما بر اصل بنیادین دفاع از جامعه، مستقل از بازی قدرتها تأکید داریم، چرا که نه میتوان در برابر تخریب زیرساختهای حیاتی و فشار مستقیم بر مردم سکوت کرد و نه میتوان نسبت به شرایطی که امکان تغییر را از درون به حداقل رسانده است، بیاعتنا بود.
آنچه برای ما محور است، حفظ و تقویت توان جامعه برای بقا، سازمانیابی و کنشگری آگاهانه است. هر روندی که این توان را تحلیل ببرد، چه از مسیر مداخله و تهدید و تخریب بیرونی و چه از مسیر انسداد و سرکوب درونی، در نهایت در تقابل با چشمانداز آزادی و برابری قرار میگیرد.
ائتلاف "همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران" و "کنگرە ملیتهای ایران فدرال" خود را متعهد به این موضع مستقل میدانند:
نه با پروژههایی همسو میشوند که رنج مردم را ابزار پیشبرد اهداف ژئوپولیتیک میکنند،
و نه در چارچوب رویکردهایی قرار میگیرند که با سادهسازی واقعیت، چشم بر بنبستهای عمیق داخلی میبندند.
ما بر این باوریم که آینده ایران نه در اتکاء به قدرتهای بیرونی و نه در تداوم وضعیت موجود، بلکه در بازسازی نیروی اجتماعی و شکلگیری بدیلی متکثر، برابر و متکی بر آزادی، برابری، حق تعیین سرنوشت و اراده جمعی رقم خواهد خورد؛ بدیلی که از منطقهای فردمحور و انحصارطلبانه فاصله گرفته و بر مشارکت همگانی استوار است.
در این مسیر، دفاع از زندگی روزمره مردم و حفاظت از زیرساختهای حیاتی آنان بخشی جداییناپذیر از هر سیاست مسئولانه و هر پروژه واقعی برای رهایی است.
همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران
(متن تفاهمنامه ائتلاف سياسی "همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران")
کنگره ملیتهای ایران فدرال
٣ فروردين ١٤٠٥ / ٢٣ مارس ٢٠٢٦