logo





بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

جنگ علیه ایران را متوقف کنید!

جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰ مارس ۲۰۲۶

aksariat.jpg
تجاوز ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه کشور ما که از ۲۸ فوریه آغاز گردید، اکنون وارد سومین هفته خود شده و به‌طور فزاینده‌ای ابعاد انسانی، اقتصادی و زیرساختی گسترده‌تری یافته است. طرف غربی که این جنگ را بر ایران تحمیل کرد، به‌ویژه رئیس‌جمهور ایالات متحده و کابینه او با این تصور وارد درگیری شدند که جنگ بیش از دو یا سه روز طول نخواهد کشید و «پیروزی معجزه‌آسا» با قیام مردم علیه جمهوری اسلامی رقم خواهد خورد.اما نه‌تنها دستیابی سریع به نتیجه‌ای تعیین‌کننده محقق نشده، بلکه دامنه‌ی درگیری گسترش یافته و هزینه‌های انسانی و مادی به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

تحولات دو دهه‌ی اخیر در سوریه و عراق، همراه با اسناد و برنامه‌های راهبردی منتشرشده، تصویری روشن از یک طرح ژئوپولیتیک گسترده‌تر ارائه می‌دهد: نقشه‌ای که در آن «اسرائیل بزرگ» در کنار مجموعه‌ای از کشورهای کوچک‌تر و تجزیه‌شده بر اساس خطوط قومی–ملی قرار می‌گیرد. این الگو نشان می‌دهد که سیاست‌های منطقه‌ای اسرائیل نه واکنشی مقطعی، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای بازطراحی ساختار قدرت در خاورمیانه است. این رویکرد محدود به دوران جمهوری اسلامی نیست؛ در دوره‌ی حکومت پیشین ایران نیز بارها از سوی پادشاه وقت نسبت به چنین طرح‌هایی هشدار داده شده بود.

در سه هفته‌ی اخیر، بنا بر ادعاهای ایالات متحده و اسرائیل، چندین هزار هدف در داخل خاک ایران توسط هواپیماهای اسرائیلی و موشک‌های آمریکایی بمباران شده‌اند. این حملات که در ابتدا عمدتاً مراکز نظامی و امنیتی را هدف قرار می‌داد، اکنون وارد مرحله‌ای شده که تخریب از زیرساخت‌ها، بنادر، فرودگاه‌ها، تأسیسات حیاتی برق و انرژی، پالایشگاه‌ها گرفته تا مراکز درمانی و آموزشی، موزه‌ها، خانه‌ها، محل‌های کسب‌وکار و سایر زیرساخت‌های حیاتی کشور را شامل میشود.

در خصوص تلفات انسانی، آمارهای منتشرشده به‌هیچ‌وجه بازتاب‌دهنده‌ی ابعاد واقعی فاجعه نیستند. گزارش‌های رسمی ایران از کشته‌شدن هزاران نفر حکایت دارد، اما گستردگی حملات و حجم تخریب‌ها نشان می‌دهد که شمار واقعی قربانیان به‌مراتب فراتر از این ارقام است.

در سوی دیگر، پاسخ‌های نظامی ایران نیز موجب وارد آمدن خسارات و تلفات در جبهه‌ی مقابل شده است. با این حال، به‌دلیل محدودیت‌های شدید اطلاع‌رسانی، از یک‌سو سانسور وزارت دفاع اسرائیل بر اخبار جنگ، و از سوی دیگر کنترل کامل پنتاگون بر انتشار اطلاعات مربوط به میدان نبرد، تصویر دقیقی از میزان خسارات و تلفات در دست نیست. با وجود این محدودیت‌ها، گزارش‌های پراکنده نشان می‌دهد که ده‌ها نظامی آمریکایی احتمالاً در میان کشته‌شدگان و صدها نفر نیز در فهرست مجروحان قرار دارند.

با وجود این، سازمان ملل متحد تحت رهبری کنونی خود و در سایه‌ی بی‌اعتنایی کامل دولت‌های ایالات متحده و اسرائیل به نظام‌های قانون‌مند بین‌المللی، تاکنون هیچ اقدام مؤثری برای توقف این جنگ انجام نداده است. در اقدامی شگفت‌انگیز، شورای امنیت سازمان ملل حتی به درخواست بحرین قطعنامه‌ای علیه ایران تصویب کرد، بی‌آنکه نامی از دولت‌های آغازگر حمله و تجاوزبرده شود. این رویکرد نه‌تنها با اصول بی‌طرفی و عدالت در نظام بین‌الملل ناسازگار است، بلکه اعتبار سازوکارهای چندجانبه را بیش از پیش زیر سؤال می‌برد.

با توجه به آنچه گفته شد، روشن است که ایران در این بحران از هیچ حمایت مؤثر بین‌المللی برخوردار نیست و تنها با مواضع لفظی کشورهایی مانند روسیه و چین مواجه شده است؛ کشورهایی که حتی در رأی‌گیری اخیر شورای امنیت نیز به دلیل ملاحظات اقتصادی و منافع تجاری خود در ارتباط با شیخ‌نشین‌های خلیج فارس، با رأی ممتنع از قطعنامه‌ی پیشنهادی بحرین حمایت کردند.

در سطح میدانی نیز واقعیت‌ها نشان می‌دهد که توان ایران برای ادامه‌ی درگیری نامحدود نیست. جنگ، علاوه بر تلفات انسانی گسترده، خسارات سنگینی بر زیرساخت‌های کشور وارد کرده و همچنان وارد می‌کند؛ خساراتی که جبران آن‌ها هر روز دشوارتر می‌شود و در برخی حوزه‌ها از نظر اقتصادی عملاً غیرممکن به نظر می‌رسد. ادامه‌ی این روند نه‌تنها ظرفیت‌های حیاتی کشور را فرسوده می‌کند، بلکه پیامدهای بلندمدت آن می‌تواند ساختارهای اقتصادی و اجتماعی را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

بنا بر اظهارات مقامات ایالات متحده و اسرائیل، این حملات در چارچوب اصل «دفاع مشروع» توجیه شده است؛ ادعایی که در واقع نقض آشکار، جدی و کامل اصل منع توسل به زور مندرج در بند چهارم ماده‌ی دوم منشور ملل متحد به شمار می‌رود. چنین توجیهی نه‌تنها فاقد هرگونه مبنای حقوقی معتبر است، بلکه با معیارهای پذیرفته‌شده در تفسیر ماده‌ی پنجاه‌ویک منشور نیز در تعارض کامل قرار دارد و نمی‌تواند حمله‌ی پیش‌دستانه یا اقدام تهاجمی را در قالب دفاع مشروع مشروعیت بخشد.

از منظر حقوق بین‌الملل، و با توجه به اینکه ایران در جنگ دوازده‌روزه و همچنین در درگیری کنونی بدون دلایل موجه و برخلاف اصول بنیادین حقوق بین‌الملل مورد حمله قرار گرفته است، قواعد ناظر بر مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها، از جمله «پیش‌نویس مواد مربوط به مسئولیت دولت‌ها برای اعمال متخلفانه بین‌المللی» مصوب کمیسیون حقوق بین‌الملل (۲۰۰۱)، به ایران این حق را اعطا می‌کند که علیه دولت‌های متخاصم اقامه دعوی کرده و تا دریافت غرامت کامل در قبال خسارات ناشی از اقدامات غیرقانونی آنان اقدام نماید. مبنای این حق در کنوانسیون‌های لاهه و اصول تثبیت‌شده‌ی حقوق بین‌الملل عمومی ریشه دارد و بخشی از ساختار الزام‌آور مسئولیت دولت‌ها در قبال نقض‌های جدی منشور محسوب می‌شود.

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) همواره بر ضرورت حل‌وفصل بحران‌ها از مسیرهای دیپلماتیک تأکید داشته و از همان نخستین لحظات آغاز بمباران‌ها، این تجاوز امپریالیستی علیه کشور را به‌صراحت محکوم کرده است. ما خواستار توقف فوری بمباران‌ها و همچنین پایان‌یافتن حملات موشکی متقابل، برقراری آتش‌بسِ کامل و بدون قید و شرط در تمامی جبهه‌ها، و آغاز بی‌درنگ مذاکرات مستقیم، جامع و هدفمند میان طرف‌های درگیر، از جمله نمایندگان ایران و ایالات متحده آمریکا، هستیم.

این مذاکرات، که ضرورتی انکارناپذیر دارند، باید تا دستیابی به توافقی پایدار ادامه یافته و به ایجاد تضمین‌های عینی و اجرایی برای جلوگیری از تکرارتجاوز، حفظ و صیانت از حاکمیت ملی و حفظ تمامیت ارضی ایران منجر شوند.

هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
۲۹ اسفند، ۱۴۰۴ (۲۰ مارس ۲۰۲۶)



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد