نوروز از راه میرسد؛
با شاخههای سبز، با بوی سنبل، با وعده روشنایی،
با چهرهای خندان که زندگی، امید، زیبایی و طراوت را به همراه دارد.
اما امسال، نوروز با همه توانِ مسرتبخشی و شادابیاش،
گویی بر شانههای خود اندوهی گسترده را حمل میکند.
لبخندهای همیشگیاش نیمهتمام است و نگاهش خسته.
با وجود آمدن بهار، گلِ نوروز را نمیبینی؛
انگار او نیز میداند که ما امسال در سوگی عمومی،
در غمی به وسعت یک جامعه، ایستادهایم.
نوروز اندوه را انکار نمیکند،
اما در بستر همین سوگ نیز
به توقف چرخه زندگی باور ندارد.
این همزیستیِ غم و نو شدن،
حقیقت زندگی است.
زندگی، اگر از نو شدن تهی شود،
از پایان خود خبر میدهد.
نوروز نماد زایش و دوباره برخاستن است؛
یادآور این حقیقت که هیچ زمستانی ماندگار نیست.
نوروز امسال، آن جشن پرشور همیشگی نیست؛
مکثی است میان اندوه و امید،
مکثی برای به خاطر آوردن،
برای نام بردن از آنچه از دست رفته،
برای زنده نگه داشتن شعله فردا
و تجدید حیات و زایش دوباره.
نوروز امسال، نیروی مقاومت و ایستادگی است؛
برخاسته در تقابل با هر آنچه میخواهد
فرهنگ، هویت و انسانیت را کمرنگ کند.
نوروز فقط یک جشن ساده نیست؛
زبانی نمادین است
که از زندگی، امید و نو شدن سخن میگوید.
و شاید نوروز امسال،
فرصتی باشد برای یادآوری همدلی و همیاری؛
برای ادامه دادن راه مبارزه
در مسیر آزادی و عدالت اجتماعی
ناصر، وین
جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد