logo





مادران پارک لاله ایران

زیر سایه جنگ، کشتار و جمهوری اسلامی، آیا بهار و شادی به خانه‌های ما خواهد آمد؟

پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹ مارس ۲۰۲۶

madaran-pl-s.jpg
سی‌و‌هفت سال است که رژیم ستمگر و فاشیستی اسلامی ایران، انواع و اقسام تبعیض‌ها و جنایت‌ها را به مردم ایران روا داشته است. جنگ نیز بر سر مردم ایران آوار شده است و ما دوباره به سال‌های سیاه دهه‌ی شصت باز گشته‌ایم. اما این‌بار رژیم اسلامی به شدت تضعیف شده، هم به‌دلیل بحران‌های عمیق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و تورم افسار گسیخته و ناتوانی در تامین معیشت حداقلی مردم، هم به‌دلیل جنبش‌های پیاپی مردمی که هر روز قدرتمندتر می‌شوند و حالا نیز در اثر ضربات سهمگین بمباران موشک‌های آمریکا و اسرائیل، شیرازه‌ی حکومت‌اش از هم پاشیده است. علی خامنه‌ای که قدرقدرت این حکومت بود و بسیاری از سران موثر رژیم و نظامیان ارشد دست نشانده‌ی او کشته شده‌اند و هر روز نفس‌‌شان به شماره افتاده است. مجتبی خامنه‌ای نیز رهبر سوم نظام شده، اما هنوز خودش را به مردم نشان نداده و ابهام‌ها در مورد زنده یا سالم بودن او بسیار است.

در این شرایط فاجعه‌بار‌، ما نه تنها به شدت نگران مردم ایران زیر بار این همه سرکوب، بی عدالتی و تبعیض از طرف جمهوری اسلامی ایران هستیم، بلکه به شدت نگران سلامتی و جان مردم در اثر بمباران وحشیانه‌ی آمریکایی – اسرائیلی‌ها هستیم که با وحشی‌گری هرچه تمام‌تر و با غروری تهوع‌آور بر سر مردم ستمدیده‌ی ایران بمب می‌ریزند و مدافعان سلطنت‌طلب‌شان نیز آن‌ها را تشویق و برای هر بمبی که می‌ریزند، هورا می‌کشند و هلهله و شادی می‌کنند.

در این شرایط خطرناک، به شدت نگران جان و سلامتی زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسی و عقیدتی نیز هستیم که از یک‌سو نکند در اثر بمباران در زندان کشته و مجروح شوند یا توسط رژیم که ناتوان از انتقام‌گیری از آمریکا و اسرائیل شده است، از زندانیان اسیر انتقام بگیرد و دوباره قتل‌عام دیگری چون کشتار زندانیان سیاسی در تابستان شصت‌وهفت راه بیاندازند. خیابان‌ها نیز به شدت امنیتی شده و نیروهای سرکوب‌گر بسیج، سپاه، نیروی انتظامی و لباس شخصی در کوچه و خیابان اسلحه به دست پرسه می‌زنند و مردم را آشکارا تهدید می‌کنند.

سال نو و بهار در راه است و مردم به جای حضور در خیابان‌ها با شادی و برای آماده کردن خود برای نوروز، آواره‌ی این شهر و آن شهر و روستاها شده‌اند تا شاید بتوانند جان خود و خانواده‌های‌شان را نجات دهند و هیچ کسی نمی‌داند این جنگ خانمان‌سوز و این همه بی عدالتی و ظلم کی پایان می‌یابد و چه زمانی مردم شریف و آزاده‌ی ایران می‌توانند در آرامش و انسانی در آزادی زندگی کنند. فقر و فلاکت نیز بیداد می‌کند و امکان زندگی حداقل از اکثریت مردم را گرفته و با وجود جنگ این مشکلات ده برابر شده است و به زودی ممکن است دچار قحطی و فقر مطلق شویم و محیط زیست‌مان نابود گردد.

ما مادران پارک لاله ایران به‌عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، با غمی جان‌کاه و دردی بسیار عمیق، به خانواده‌های کشته شده در این جنگ، به‌ویژه کودکان میناب، از صمیم قلب تسلیت می‌گوییم و با تمام وجود شریک و دادخواه عزیزان‌شان هستیم. ما این کشتار و خانه خرابی مردم شریف ایران توسط دولت‌های سلطه‌گر آمریکا و اسرائیل را به شدت محکوم می‌کنیم، هم‌چنان که جمهوری اسلامی را نیز در این جنایت‌ها سهیم می‌دانیم و محکوم می‌کنیم. ما خواهان پایان یافتن هر چه سریعتر این جنگ خانمان‌سوز و زندگی بر باد ده هستیم. هم‌چنان که خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستیم، اما به دست توانای مردم آزادی‌خواه ایران همراه با جنبش‌های مستقل و مترقی، نه توسط قدرت‌ها و سلطنت‌طلبان از بالا. زندانیان سیاسی و عقیدتی باید هرچه سریعتر و بدون قید و شرط آزاد شوند و تمام این سرکوب‌ها باید پایان یابد تا مردم بتوانند در آرامش راه خود را انتخاب کنند.

از شما دادخواهان می‌خواهیم که برای دستیابی به مطالبات زیر با ما همراه شوید:

۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو مجازات شلاق و اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شلاق، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایت‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه‌هایی علنی، عادلانه و مردمی (مجازاتی به جز اعدام)، ۴) برخورداری از آزادی بیان، اندیشه، قلم بدون قید و شرط، ۵) برخورداری از آزادی پوشش و حق کنترل بر بدن بدون قید و شرط، ۶) برخورداری از حق اعتراض، اعتصاب، تجمع، تشکل، سازمان‌ و احزاب مستقل، ۷) برخورداری از برابری حقوق شهروندی و رفع هرگونه تبعیض و ۸) جدایی دین از حکومت. ما اعتقاد عمیق داریم که ساختار سراپا فاسد، تمامیت‌خواه و دیکتاتوری مذهبی - ارتجاعی و غیر دموکراتیک حکومت اسلامی ایران باید در هم شکسته شود و طرحی نو در اندازیم.

«بهار آمد، گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
پرستو آمد و از گل خبر نیست
چرا گل با پرستو همسفر نیست؟
چه افتاد این گلستان را، چه افتاد؟
که آیین بهاران رفتش از یاد
چرا می‌نالد ابر برق در چشم
چه می‌گرید چنین زار از سر خشم؟
چرا خون می‌چکد از شاخه‌ی گل؟
چه پیش آمد؟ کجا شد بانگ بلبل؟
چه درد است این؟ چه درد است این؟ چه درد است؟
که در گلزار ما این فتنه کردست؟ »
از هوشنگ ابتهاج

مادران پارک لاله ایران
بیست‌وهشتم اسفندماه ۱۴۰۴
www.mpliran.net


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد