logo





جواد تسلیمی – سعید افشار

بی‌بی‌سی فارسی؛
رسانه‌ای بی‌طرف یا بازیگری فعال در صحنۀ سیاست ایران؟

سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷ مارس ۲۰۲۶

بررسی الگوهای پوشش خبری بی‌بی‌سی فارسی نشان می‌دهد که نحوهٔ بازنمایی اپوزیسیون ایران در این رسانه در برخی موارد از اصول اعلام‌شدهٔ رسانه‌های «پابلیک سرویس» ــ مانند توازن، بی‌طرفی و چندصدایی ــ فاصله می‌گیرد. تمرکز مکرر بر رضا پهلوی از طرف یک رسانه بین‌المللی با گسترهٔ مخاطبان وسیع مانند بی‌بی‌سی فارسی و در مقابل، کم‌رنگ شدن حضور و صدای طیف متنوع نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، می‌تواند به شکل‌گیری تصویری ساده‌شده از واقعیت پیچیدهٔ صحنۀ سیاست ایران بینجامد. در چنین شرایطی، مخاطب با روایتی مواجه می‌شود که در آن تکثر نیروها و دیدگاه‌های موجود در اپوزیسیون به‌طور کامل بازتاب نمی‌یابد و سیاست بیش از آنکه به‌عنوان عرصه‌ای متکثر از کنشگران و جریان‌ها دیده شود، در قالب حضور و واکنش یک شخصیت مرکزی فهمیده می‌شود.

چنین الگویی از بازنمایی تنها مسئله‌ای مربوط به پوشش خبری نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای مهمی برای ادراک عمومی از سیاست داشته باشد. هنگامی که روایت‌های رسانه‌ای به طور مداوم حول یک فرد یا گروه خاص سازمان یابند، به‌تدریج در ذهن مخاطبان این تصور شکل می‌گیرد که آن فرد نمایندهٔ طبیعی یا رهبر بالقوهٔ یک جنبش سیاسی است. در نتیجه، تنوع واقعی نیروهای سیاسی و اجتماعی به حاشیه رانده می‌شود و افق‌های ممکن برای تخیل سیاسی جامعه محدودتر می‌گردد.

از این منظر، تحلیل حاضر بر ضرورت بازگشت به اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری تأکید می‌کند؛ اصولی که در سنت رسانه‌های عمومی بر بازتاب طیف متنوعی از صداها، حفظ توازن در پوشش اخبار و پرهیز از برجسته‌سازی نامتوازن بازیگران سیاسی تأکید دارند. رعایت این اصول نه‌تنها برای کیفیت اطلاع‌رسانی، بلکه برای حفظ اعتماد عمومی به رسانه‌ها نیز حیاتی است.

در غیر این صورت، رسانه‌ای که قرار است بازتاب‌دهندهٔ جامعه و عرصهٔ گفت‌وگوی عمومی باشد، ممکن است خواسته یا ناخواسته به یکی از بازیگران فعال میدان سیاست تبدیل شود؛ بازیگری که از طریق انتخاب موضوعات، قاب‌بندی روایت‌ها و برجسته‌سازی برخی چهره‌ها در شکل‌دهی به معادلات سیاسی نقش ایفا می‌کند. دقیقاً در همین نقطه است که مرز میان اطلاع‌رسانی و مداخلهٔ رسانه‌ای کمرنگ می‌شود و اعتماد عمومی به رسانه‌ها با چالشی جدی روبه‌رو می‌گردد.

بی‌بی‌سی فارسی و مسئلهٔ رهبرسازی رسانه‌ای در اپوزیسیون ایران

در روایت رسمی، بی‌بی‌سی خود را یک رسانهٔ «پابلیک سرویس» معرفی می‌کند؛ رسانه‌ای که مأموریت آن بر پایهٔ اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری ــ از جمله بی‌طرفی، توازن، دقت و چندصدایی ــ تعریف شده است. این مجموعه اصول، مبنای ادعایی است که بی‌بی‌سی برای مشروعیت‌بخشی به فعالیت خود ارائه می‌کند و در عین حال، یکی از دلایلِ اصلیِ اعتمادِ بخشی از مخاطبان به نسخهٔ فارسی این نهاد رسانه‌ای به شمار می‌رود. به بیان دیگر، اعتبارِ بخش فارسی بی‌بی‌سی تا حد زیادی بر این تصور استوار بوده است که این رسانه مطابق با استانداردهای یک «پابلیک سرویس» عمل می‌کند و از همین رو، می‌تواند منبعی قابل اتکا برای دریافت اطلاعات و تحلیل‌های مرتبط با ایران باشد.

اما نحوهٔ پوشش تحولات سیاسی ایران در سال‌های اخیر ــ به‌ویژه در دورهٔ اعتراضات گسترده علیه جمهوری اسلامی ــ پرسش‌هایی جدی درباره میزان پایبندی این رسانه به اصول حرفه‌ای ژورنالیسم برانگیخته است. شماری از ناظران و کنش‌گران سیاسی بر این باورند که در روایت بی‌بی‌سی فارسی از اپوزیسیون ایران نوعی عدم توازن قابل مشاهده است؛ عدم توازنی که در قالب برجسته‌سازی یک چهرهٔ مشخص و در مقابل، کم‌رنگ شدن حضور یا بازتاب محدود طیف متنوعی از نیروهای سیاسی نمود پیدا می‌کند. چنین الگوهایی می‌تواند به شکل‌گیری تصویری تقلیل‌یافته از واقعیت پیچیدهٔ میدان سیاسی ایران بینجامد و بر نحوهٔ ادراک مخاطبان از تنوع و پویایی‌های اپوزیسیون تأثیر بگذارد.

نمونه‌های این الگوی روایی کم نیستند و بارها دیده شده که در خبرها، گزارش‌ها و حتی تیترها، واکنش رضا پهلوی به شکلی برجسته در مرکز توجه قرار می‌گیرد. در برخی موارد، ساختار خبر به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که نام او حتی در موضوعاتی که ارتباط مستقیمی با او ندارند نیز وارد روایت شود؛ برای مثال، در گزارشی درباره اظهارات دونالد ترامپ، بلافاصله پس از نقل سخنان او، واکنشی از رضا پهلوی گنجانده می‌شود و این پیوند روایی عملاً جایگاه او را در متن خبر تقویت می‌کند. چنین چینشی، بی‌بی‌سی فارسی را، که خود را رسانه‌ای عمومی و بی‌طرف معرفی می‌کند، در موقعیتی قرار می‌دهد که بیشتر به ارگان تبلیغاتی و بازتاب‌دهندهٔ منافع یک جریان سلطنت‌طلب شباهت پیدا می‌کند تا رسانه‌ای که قرار است بر اساس اصول حرفه‌ای ژورنالیسم عمل کند.

در این روایت رسانه‌ای، نام رضا پهلوی بیش از هر چهره دیگری تکرار می‌شود؛ آن هم اغلب با عنوان «شاهزاده». در حالی که در صحنه سیاسی ایران طیف متنوعی از نیروهای مخالف جمهوری اسلامی حضور دارند ـ از جمهوری‌خواهان، نیروهای قومی و منطقه‌ای و لیبرال‌ها گرفته تا مجاهدین خلق، نیروهای چپ، فعالان مدنی، جنبش‌های اجتماعی زنان، کارگران و دانشجویان ـ در بسیاری از گزارش‌ها و برنامه‌ها اپوزیسیون ایران به یک چهره فروکاسته می‌شود.

تکنیک‌های رسانه‌ای در ساختن یک چهره سیاسی

در مطالعات رسانه‌ای، مجموعه‌ای از سازوکارها توضیح می‌دهند که چگونه رسانه‌ها می‌توانند بدون صدور دستور مستقیم یا اتخاذ موضع صریح، در برجسته‌سازی یک چهرهٔ سیاسی نقش ایفا کنند. دو مفهوم کلیدی در این زمینه «تنظیم دستور کار» و «چارچوب‌بندی خبری» هستند. رسانه‌ها از طریق انتخاب موضوعات، تکرار نام برخی افراد، نحوهٔ طرح پرسش‌ها و حتی واژگان مورد استفاده، می‌توانند جهت توجه مخاطبان را تعیین کنند و به‌طور غیرمستقیم بر این تأثیر بگذارند که چه کنشگرانی مهم‌تر یا اثرگذارتر به نظر برسند.

در مورد ایران، در بسیاری از موارد الگوهای زیر قابل مشاهده است:

* نام رضا پهلوی به طور مداوم در گزارش‌ها و خبرها تکرار می‌شود
* در برنامه‌های تحلیلی از نزدیکان یا حامیان او دعوت می‌شود
* اعتراضات مردمی از طریق واکنش‌های او روایت می‌شوند
*عنوان «شاهزاده» به طور مداوم به کار می‌رود، در حالی که از یک رسانه حرفه‌ای انتظار می‌رود برای چنین شخصیت‌هایی از عنوان‌های خنثی استفاده شود

چنین الگوهای بازنمایی به‌تدریج می‌تواند تصویری خاص در ذهن مخاطب شکل دهد؛ تصویری که در آن رضا پهلوی به‌عنوان نمایندهٔ طبیعی یا حتی رهبر بالقوهٔ اپوزیسیون فهمیده می‌شود. این در حالی است که یکی از ویژگی‌های مهم فضای سیاسی ایرانیان خارج از کشور، تکثر چشمگیر نیروها و جریان‌های سیاسی است. با وجود این، در بخش قابل توجهی از روایت‌های رسانه‌ای بی‌بی‌سی فارسی، این تکثر به‌گونه‌ای ساده‌سازی می‌شود که گویی اپوزیسیون حول یک چهرهٔ مشخص سازمان یافته است.

چنین روایتی نه تنها بازتاب‌دهندهٔ واقعیت پیچیدهٔ جامعهٔ سیاسی ایران نیست، بلکه می‌تواند به محدود شدن افق تخیل سیاسی مخاطبان نیز بینجامد؛ زیرا امکان تصور بدیل‌های متنوع و چندصدایی را کاهش می‌دهد و میدان سیاست را به سطح رقابت یا واکنش یک فرد تقلیل می‌دهد.

رسانه‌های جریان غالب و مسئله قدرت

این پدیده البته محدود به ایران نیست. در ادبیات نقد رسانه‌ای بارها تأکید شده است که رسانه‌های بزرگِ جریانِ غالب اغلب در چارچوب منافع، محدودیت‌ها و پارادایم‌های مسلط قدرت عمل می‌کنند. در چنین چارچوبی، رسانه‌ها صرفاً بازتاب‌دهندهٔ واقعیت نیستند، بلکه در فرآیند شکل‌دهی و بازتولید آن نیز نقش فعال دارند.

مارشال مک‌لوهان با طرح ایده‌هایی چون «رسانه خود پیام است» بر این نکته تأکید می‌کرد که رسانه‌ها نه فقط محتوای پیام، بلکه شیوهٔ ادراک، تجربه و تفکر انسان‌ها را دگرگون می‌سازند و به خلق واقعیت‌های اجتماعی جدید کمک می‌کنند. از این منظر، رسانه‌ها با انتخاب قالب‌ها، فناوری‌ها و شیوه‌های روایت، جهان اجتماعی را به‌گونه‌ای خاص سازمان می‌دهند و در نتیجه، بر نحوهٔ فهم مخاطبان از سیاست و جامعه تأثیر می‌گذارند.

در نظریهٔ معروف «مدل پروپاگاندا» که نوام چامسکی و ادوارد هرمن در کتاب «تولید رضایت‌مندی» مطرح کرده‌اند، توضیح داده می‌شود که رسانه‌های بزرگ در جوامع سرمایه‌داری چگونه تمایل دارند چارچوب‌هایی را بازتولید کنند که با نظم سیاسی و اقتصادی موجود سازگار باشد. در این مدل، رسانه‌ها نه به‌صورت دستوری، بلکه از طریق مجموعه‌ای از فیلترهای ساختاری ــ از مالکیت و منابع مالی گرفته تا وابستگی به منابع خبری رسمی ــ به سمت روایت‌هایی سوق داده می‌شوند که ثبات نظم موجود را تقویت کند. در چنین چارچوبی، نیروهای رادیکال، ضدسیستمی یا چپ معمولاً با احتیاط، بی‌اعتمادی یا حتی حذف مواجه می‌شوند، زیرا حضور آن‌ها با منطق سیاسی مسلط سازگار نیست. در مقابل، چهره‌هایی که برای نظم موجود «قابل پیش‌بینی‌تر» و کم‌خطرتر تلقی می‌شوند، بیشتر دیده می‌شوند و فضای رسانه‌ای برای آن‌ها گشوده‌تر است.

نتیجه این سازوکار آن است که روایت رسانه‌ای به‌تدریج به نوعی «سیاست بدون مردم» تبدیل می‌شود؛ سیاستی که در آن نیروهای اجتماعی و مطالبات جمعی در حاشیه قرار می‌گیرند و چهره‌های قابل مدیریت و همسو با چارچوب‌های مسلط در مرکز توجه قرار می‌گیرند.

نگاه از بالا در برابر جنبش‌های اجتماعی

یکی دیگر از نقدهای مطرح‌شده دربارهٔ رسانه‌های بزرگ، گرایش آن‌ها به روایت سیاست از منظر نخبگان و رهبران است. در چنین الگوهایی، سیاست به رقابت میان شخصیت‌های برجسته تقلیل می‌یابد و نقش جنبش‌های اجتماعی و کنش‌های جمعی در حاشیه قرار می‌گیرد.

در مورد ایران نیز نشانه‌هایی از همین گرایش دیده می‌شود. با وجود آنکه بسیاری از اعتراضات سال‌های اخیر بر پایهٔ شبکه‌های غیرمتمرکز اجتماعی شکل گرفته‌اند ــ از جنبش زنان گرفته تا اعتصابات کارگری و اعتراضات دانشجویی ــ روایت رسانه‌ای گاه می‌کوشد این تحولات را در قالب نوعی رهبری متمرکز بازتعریف کند.

اما تجربهٔ تاریخی نشان می‌دهد که جنبش‌های اجتماعی معمولاً پیچیده‌تر و چندلایه‌تر از آن‌اند که بتوان آن‌ها را به یک فرد یا جریان سیاسی فروکاست. چنین تقلیل‌گرایی‌ای نه تنها تصویر دقیقی از پویایی‌های سیاسی ارائه نمی‌دهد، بلکه می‌تواند به نادیده‌گرفتن ظرفیت‌ها، تنوع و خلاقیت کنشگران اجتماعی نیز بینجامد.
تجربه تاریخی انقلاب ۱۳۵۷

در اینجا خوب است به تجربه رسانه‌ای در جریان انقلاب ۱۳۵۷ هم اشاره شود؛ دوره‌ای که در آن رسانه‌های خارجی ــ به‌ویژه رادیو که در آن زمان مهم‌ترین ابزار اطلاع‌رسانی بود ــ نقشی قابل توجه در برجسته‌سازی چهرهٔ خمینی در میان مخالفان حکومت پهلوی ایفا کردند. رادیوی بی‌بی‌سی، چه به‌صورت ناخواسته و چه آگاهانه، یکی از رسانه‌هایی بود که با بازتاب گستردهٔ پیام‌ها و حضور خمینی، به شکل‌گیری تصور عمومی از او به‌عنوان رهبر اصلی مخالفان کمک کرد.

بدیهی است که شرایط امروز با آن دوره تفاوت‌های بنیادین دارد، اما این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که رسانه‌ها می‌توانند در ساختن تصورات سیاسی جامعه نقشی تعیین‌کننده داشته باشند؛ نقشی که گاه فراتر از بازتاب واقعیت، به مداخله در شکل‌دهی به واقعیت سیاسی تبدیل می‌شود.

از همین روست که زمانی از «آیت‌الله بی‌بی‌سی» سخن می‌گفتند و امروز از «شازده بی‌بی‌سی».

رسانه، بازار و منطق بنگاه اقتصادی

نکتهٔ مهم دیگر این است که رسانه‌های بزرگ تنها نهادهای خبری نیستند، بلکه سازمان‌هایی اقتصادی و بوروکراتیک‌اند که منطق درونی و الزامات ساختاری خود را دارند. این رسانه‌ها برای ادامهٔ فعالیت به منابع مالی پایدار، بودجهٔ مشخص، ساختار مدیریتی، و سلسله‌مراتب حرفه‌ای متکی‌اند و همین ویژگی‌ها آن‌ها را از یک «رسانهٔ آزاد و رها» به یک «نهاد سازمان‌یافته با محدودیت‌ها و ملاحظات» تبدیل می‌کند.

در چنین ساختاری، روزنامه‌نگاران نه کنشگرانی کاملاً مستقل، بلکه کارمندان یک سازمان رسانه‌ای محسوب می‌شوند. آن‌ها ناگزیر در چارچوب سیاست‌های تحریریه، خط‌مشی‌های سردبیری، محدودیت‌های زمانی و مالی، و همچنین ملاحظات مدیریتی و نهادی عمل می‌کنند. این وابستگی ساختاری به‌طور طبیعی بر تصمیم‌های حرفه‌ای آن‌ها اثر می‌گذارد؛ از انتخاب موضوعات گرفته تا گزینش مهمانان، زاویهٔ روایت، اولویت‌بندی خبرها و حتی واژگانی که در گزارش‌ها به کار می‌رود.

علاوه بر این، رسانه‌های بزرگ برای حفظ مخاطب، جذب بودجه و رقابت در بازار خبر، ناچارند به الگوهای خاصی از روایت‌سازی تن بدهند؛ الگوهایی که معمولاً ساده‌سازی، شخصیت‌محوری و برجسته‌سازی چهره‌های شناخته‌شده را ترجیح می‌دهند. این منطق اقتصادی و سازمانی می‌تواند به‌طور غیرمستقیم اما مؤثر، جهت‌گیری کلی رسانه را شکل دهد و آن را به سمت بازتولید روایت‌هایی سوق دهد که با ساختار قدرت، منافع سازمانی یا انتظارات مخاطبان سازگارتر است.

به این ترتیب، آنچه در ظاهر «انتخاب حرفه‌ای خبرنگار» به نظر می‌رسد، در عمل محصول مجموعه‌ای از فشارها، محدودیت‌ها و ملاحظات نهادی است که بر کل فرایند تولید خبر سایه می‌اندازد و در نهایت بر شکل‌گیری افکار عمومی تأثیر می‌گذارد.

ضرورت بازگشت به اصول حرفه‌ای

در نهایت، مسئلهٔ اصلی در این نقد نه دفاع از یک جریان سیاسی خاص، بلکه دفاع از اصل تکثر و بی‌طرفی رسانه‌ای است. اگر رسانه‌ای خود را «پابلیک سرویس» می‌داند، انتظار می‌رود به مجموعه‌ای از معیارهای حداقلی پایبند باشد؛ معیارهایی که تضمین می‌کنند روایت رسانه‌ای به بازتابی از واقعیت اجتماعی نزدیک شود، نه به بازتولید یک روایت جهت‌دار.

چنین رسانه‌ای باید طیف متنوعی از صداها را بازتاب دهد و وزن واقعی این صداها را نیز در نظر بگیرد. همچنین لازم است از برجسته‌سازی نامتوازن افراد پرهیز کند؛ زیرا عدم توازن نه صرفاً در تعداد دفعات ذکر یک نام، بلکه در نحوهٔ بسته‌بندی خبر و تکرار یک چهره در روایت‌های مختلف آشکار می‌شود. استفاده از عناوین خنثی و پایدار نیز بخشی از همین تعهد حرفه‌ای است، زیرا عنوان‌ها می‌توانند بار معنایی و جهت‌گیری سیاسی داشته باشند. افزون بر این، رسانه باید از فروکاستن واقعیت پیچیدهٔ جامعه به یک روایت ساده و تک‌صدایی خودداری کند و امکان ارائهٔ روایت‌های متنوع و هم‌زمان را فراهم آورد.

در غیر این صورت، رسانه‌ای که قرار بود بازتاب‌دهندهٔ جامعه باشد، خود به بازیگری فعال در میدان سیاست تبدیل می‌شود؛ بازیگری که نه فقط خبر را منتقل می‌کند، بلکه در شکل‌دهی به افکار عمومی و جهت‌دهی به میدان سیاسی نقش ایفا می‌کند. و درست در همین نقطه است که اعتماد عمومی به رسانه‌ها آسیب می‌بیند و مشروعیت ادعای بی‌طرفی آن‌ها زیر سؤال می‌رود.
___________________

این مقاله قبلا در اخبار روز منتشر شده‌است.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد