هَآرِتس، اول مارس ۲۰۲۶
از سرمستیِ مفسرانی که خبرها و گزارشهای حمله به ایران را تحلیل میکنند تا شادی مردم از «پیروزی کاملِ» موعود بر دشمنان اسرائیل ، چنین برمیآید که این کشور حافظهی بسیار ضعیفی دارد و در اثر جنگهای پیدرپِی گیج شده است.
یکبار دیگر، هنگام جنگ است، و دوباره برای همیشه، جنگ را به عنوان راه حلی برای مشکلات وجودی اسرائیل مطرح میکنند.
بار دیگر، پیروزی خیرهکنندهای را اعلام میکنند، همه هورا میکشند، یائیر لاپید [نخست وزیر پیشین] مینویسد که ما ملتی نیرومند و متحد هستیم و تحلیلگران نیز بر سر اینکه چه کسی از شجاعت اسرائیل بیشتر تحسین میکند، به رقابت میپردازند، و همه این داستانها تا ماجراجویی رضایتبخش بعدی ادامه خواهد یافت.
باز هم، تقریباً همه اسرائیلیها متقاعد شدهاند که هیچ جنگی موجهتر یا پیروزمندانهتر از این جنگ نیست، و همچون در دوران همه جنگهای اسرائیل میپرسند که «چه انتخاب دیگری داشتیم؟» و «آیا شما پیشنهاد دیگری دارید؟». میتوان این تشویقها را در میزگردهای تلویزیونی عصر جمعه شنید، و شرکتکنندگان مشتاق، بیصبرانه منتظر این لحظه بودند، گویی در انتظار مسیحا هستند. این رستگاری روز شنبه رُخ داد، اما فقط تا دور تازهای از شادمانی، که زودتر از موعد مقرر فراخواهد رسید، دوام خواهد یافت.
اگر زمانی اسرائیل از چند سال آرامش بین جنگها لذت میبرد - هشت سال از جنگ ۱۹۴۸ تا لشکرکشی سینا، ۱۱ سال بین آن جنگ و جنگ شش روزه ژوئن ۶۷، شش سال تا جنگ یوم کیپور (اکتبر ۱۹۷۳)، نُه سال تا جنگ اول لبنان (۱۹۸۲2) و ۲۴ سال تا جنگ دوم لبنان - ، اکنون ما از یک جنگ تا جنگ بعدی فقط چند ماه فاصله داریم. در گذشته، پس از هر جنگ، میزان وعدهها به آسمان میرسید، آسمانِ پر توهم بانیان و حامیان جنگ، که تقریباً همه اسرائیلیها را در بر میگرفت. مناخیم بگین در پایان جنگ اول لبنان قول داد: «هیچ گلولهای، هیچ موشک کاتیوشا دوباره بر سر جماعتهای ما فرونخواهد افتاد.» ایهود اولمرت پس از جنگ دوم قول داده بود که «خونها بیهوده ریخته نشده اند.»
در ماه ژوئن گذشته، فقط هشت ماه پیش، پیروزی کامل بر ایران اعلام شد. بنیامین نتانیاهو گفت که نخستین یورش در تاریخ نظامی اسرائیل ثبت خواهد شد و ارتشهای سراسر جهان آن را مورد بررسی قرار خواهند داد. «در لحظه سرنوشتساز، ملتی همچون شیر [نام عبری این جنگ «شیر غُران» بود] برخاست و غُرِش ما تهران را به لرزه درآورده، در سراسر جهان طنینانداز شده است.» غرش شیر به سرعت به جیرجیر موش تبدیل شد.
مدتِ «پیروزی تاریخی» که قرار بود «دو تهدید وجودی برای اسرائیل، تهدید هستهای و موشکهای بالستیک» را از بین برد، بیش از طولِ عمر یک پروانه نبود. چند ماه از پیروزی تاریخی گذشته، به یک پیروزی جدید نیاز داشتیم. هنوز از نام پرطمطراق عملیات شیر خیزان بیرون نیامدهایم که با نام جدیدی، عملیات شیر غُران - نامی حتی کودکانهتر - مواجه شدهایم. گاهی اوقات به نظر میرسد که به تنها چیزی که نیازمندیم این نامهای دهن پرکُن است که به جنگها داده میشود تا شکست مُقَدَّر آنها را پیشبینی کند.
هیچ جنگی در تاریخ اسرائیل، به جز نخستین جنگ، دستاورد درازمدتی برای این کشور به ارمغان نیاورده است. هیچ یعنی صفر. بیشتر آنها جنگهای گزینشی بودند و تصمیم برای به راه انداختن آنها، همیشه بدترین گزینش بود. روز شنبه، آغاز جنگ کنونی به عنوان «حمله پیشگیرانه» معرفی شد، اما به دشمنی حمله پیشگیرانه میکنند که قصد حمله به شما را دارد. ایران قرار نبود چنین حملهای کند. هر چند که رژیم وحشتناکی دارد و سالهاست برای امنیت اسرائیل و منطقه ایجادِ خطر کرده است.
اما هرگز آنگونه که در اسرائیل عنوان شده ، خطری وجودی اسرائیل را تهدید نمیکرد. بدیهی است که باید امیدوار بود که این بار متفاوت باشد، همانطور که هنگام آغاز هر جنگی باور داشتیم، اما تجربه گذشته جای کمی برای پذیرفتن این باور باقی میگذارد. حتی اگر رژیم تهران سرنگون شود و ایران به سوئیس تبدیل شود و یک پیمان صلح ابدی بین آن کشور و اسرائیل امضا شود، اسرائیل مترسک جادویی دیگری برای ترساندن ما پیدا خواهد کرد.
شعار «یکبار برای همیشه» که به ما وعدهاش را دادند، هرگز با شمشیر و حتی با جتهای F-35 به دست نخواهد آمد. شاید برای گفتن این حرف خیلی دیر شده باشد، اما تا زمانی که اشغال ادامه دارد، تا زمانی که «یکبار برای همیشه»ی قطعی در اینجا وجود داشته باشد، هیچ «یکبار برای همیشه» دیگری وجود نخواهد داشت.
پس از دو سال و نیم، بدون هیچ دستاوردی در غزه، پس از گذشت همان مدتِ زمانی ، با دستاوردهای کوچک و ناچیز علیه حزبالله در لبنان، پس از هشت ماه از آخرین حمله بدون هیچ دستاوردی علیه ایران، زمان آن رسیده است که از مستی جنگها و وعدههای پوچ آنها بیدار شویم.
خون مثل آب جاری خواهد شد، آمریکا هرگز فراموش نخواهد کرد که ما آن کشور را به جنگی کشاندیم که در پایان آن، در سپیده دم دیگری بیدار خواهیم شد که با سحرگاهان دیگر هیچ تفاوتی نخواهد داشت. روز از نو، روزی از نو...