حملات آمریکا و اسرائیل ساختمان های غیرنظامی در تهران و تأسیسات نظامی در سراسر کشور را هدف قرار داد و خشونت های تلافی جویانه در منطقه را برانگیخت. اعتبار... آرش خاموشی برای نیویورک تایمز
مارک مازتی،
جولیان ای،
بارنز، تایلر پیجر،
ادوارد وونگ،
اریک اشمیت و
رونن برگمن
خبرنگاران به طور جمعی دهه ها جنگ های آمریکا را از واشنگتن و خارج از کشور پوشش داده اند.
۲ مارس ۲۰۲۶
پذیرش حمله نظامی توسط رئیس جمهور ترامپ به ایران با توصیه رهبر اسرائیل صورت گرفت ، نتانیاهو مصمم بود که به مذاکرات دیپلماتیک آمریکا و ایران پایان دهد، تعدادی از مشاوران رئیس جمهور مخالفت این حمله بودند.
وقتی، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در صبح روز ۱۱ فوریه وارد دفتر بیضی شکل ترامپ شد ، مصمم بود رئیس جمهور آمریکا را در مسیر جنگ نگه دارد.
هفته ها بود که ایالات متحده و اسرائیل به طور مخفیانه درباره حمله نظامی علیه ایران گفتگو می کردند. وقتی، مقامات دولت ترامپ مذاکرات اخیرش درباره برنامه هسته ای ایران را آغاز کرده بودند ،
رهبر اسرائیل مصمم بود که مطمئن شود تا تلاش دیپلماتیک جدید، برنامه های حمله به ایران را تضعیف نکند. در آن ملاقات ، تقریبا سه ساعته، دو رهبر درباره چشم انداز جنگ و حتی تاریخ های احتمالی حمله، همچنین احتمال — هرچند بعید — که آقای ترامپ بتواند با ایران به توافق برسد، گفتگو کردند.
چند روز بعد، رئیس جمهور آمریکا به طور علنی اعلام کرد که نسبت به موفقیت در تلاش دیپلماتیک ( به
مسیر دیپلماتیک ) تردید دارد و تاریخچه مذاکره با ایران را صرفا سال ها «حرف زدن، حرف زدن و حرف زدن» خواند. وقتی خبرنگاران از او پرسیدند آیا خواهان
تغییر رژیم در ایران است، آقای ترامپ جواب داد «به نظر می رسد که این بهترین اتفاقی است که می تواند رخ دهد.»
دو هفته بعد، رئیس جمهور
ایالات متحده را به جنگ برد بمباران (
نظامی گسترده )گسترده ای با همکاری اسرائیل را تصویب کرد. در این حمله به سرعت رهبر معظم کشور به قتل رسید، ساختمان ها و سایت های هسته ای غیرنظامی ایران را تخریب کرد، کشور را به هرج و مرج کشاند
و خشونت را در سراسر منطقه شعله ور ساخت که تاکنون منجر به کشته شدن چهار سرباز آمریکایی و ده ها غیرنظامی ایرانی شد.
آقای ترامپ گفته است که محتمل است امریکاییها تلفات بیشتری داشته باشند، زیرا حمله ایالات متحده ممکن است برای هفته ها طول بکشد.
در ظاهر، آقای ترامپ به نظر می رسید که در یک مسیر« قطع و وصلی» به جهت اقدام نظامی پیش میرود، او سعی میکرد که در صحبت هایش، زمانی از توافق با دولت ایران و زمانی دیگر از سرنگونی آن دولت، تغییر جهت دهد.
او تا الان، تلاش چندانی برای متقاعد کردن مردم آمریکا به ضرورت جنگ انجام نداده است. ادعا های محدودی که او و دستیارانش مطرح کردند، شامل
ادعاهای نادرست درباره تهدید های قریب الوقوع ایران برای ایالات متحده در آینده بود.
اما پشت صحنه، حرکت او به طور اجتناب ناپذیری به سوی جنگ پیشرفت کرد، ترامپ به علت کوشش فراوان متحدانش مانند آقای نتانیاهو ، مجبور شد که ضربه ای قاطع به دولت دینی ایران وارد کند؛ و البته سرنگون کردن رهبر ونزوئلا، نیکولاس مادورو پس از عملیات موفق آمریکا در ژانویه که به اعتماد به نفس (
همچنین اعتماد) آقای ترامپ را تقویت کرده است.
این بازسازی تصمیم آقای ترامپ برای آغاز حمله ای مستمر به ایران، بر اساس روایت افرادی است که مستقیما از بحث ها مطلع بودند، همچنین کسانی که در طرف های متفاوت بحث ها، از جمله دیپلمات های منطقه، مقامات دولت اسرائیل و آمریکا، مشاوران رئیس جمهور، قانون گذاران کنگره و مقامات دفاعی و اطلاعاتی تهیه شده است. تقریبا همه خواستند به شرط ناشناس ماندن درباره بحث های حساس و جزئیات عملیاتی در این گزارش شرکت کنند.
تصمیم آمریکا برای حمله به ایران، پیروزی نتانیاهو بودد؛ نتانیاهو در طی ماه ها به ترامپ فشار می آورد که به رژیمی که آن را تضعیف شده می دانست، هرچه زودتر حمله کند. در جلسه ای در مارالاگو در دسامبر ۲۰۲۵، آقای نتانیاهو از رئیس جمهور درخواست که حمله اسرائیل در ماه های آینده به سایت های موشکی ایران را تائید کند.
دو ماه بعد، او چیزی حتی بهتر به دست آورد: شریک کامل در جنگی برای سرنگونی رهبری ایران. در بیانیه ای روز دوشنبه، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، کارولین لیویت، گفت آقای ترامپ «تصمیمی شجاعانه» گرفته تا حمله ای به ایران را انجام دهد، که هیچ رئیس جمهور قبلی حاضر به انجام آن نبودند.
تعدادی کمی در حلقه نزدیک رئیس جمهور مخالفت خود را به این اقدام نظامی ابراز کرد. طبق گفته افرادی که با اظهارات او آشنا هستند، حتی معاون رئیس جمهور جی دی ونس، که مدت ها نسبت به مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه مردد بود، در جلسه «اتاق وضعیت» کاخ سفید او پیشنهاد کرد که اگر ایالات متحده قرار است به ایران حمله کند، آن حمله باید «بزرگ و سریع باشد.»
دران جلسه، مشاور ارشد نظامی آقای ترامپ، رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال دن کین، به رئیس جمهور گفت که جنگ می تواند منجر به تلفات قابل توجه از آمریکایی ها شود. اما ، چند روز بعد، آقای ترامپ به مردم گفت که نظریات مشاور نظامی اش بسیار اطمینان بخش بوده است. او در تروث سوشال نوشت که ژنرال کین گفته بود هر اقدام نظامی علیه ایران «چیزی است که به راحتی پیروز خواهد شد.»
توضیحات سایر مقامات دولتی در جلسات خصوصی با نمایندگان مجلس به همین شکل گمراه کننده بودند. طبق گفته افرادی که آشنایی کامل با اظهارات روبیو دارند، در جلسه ای ۲۴ فوریه ملاقات وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، با گروه موسوم به گروه هشت — رهبران مجلس کنگره و سنا و رؤسای کمیته های اطلاعاتی — وی هیچ اشاره ای که دولت ترامپ در حال بررسی تغییر رژیم در ایران است ، نکرد.
سه روز بعد، هنگام پرواز با هواپیمای ایر فورس وان، به رویدادی در کورپس کریستی، تگزاس، آقای ترامپ دستور حمله ای مستمر را صادر کرد که با کشتن رهبر معظم آغاز شد.
آقای ترامپ گفت: «عملیات Epic Fury تأیید شد.» «هرگونه لغوی در این حمله ممنوع است. موفق باشید.»
کاخ سفید اصرار داشت که
مذاکرات دیپلماتیک آن با ایران صرفا نمایشی نبوده است. اما در ماه گذشته روشن شد که هرگز فضای کافی برای یک توافق وجود نداشت تا بتواند همزمان ترامپ، نتانیاهو و رهبران ایران را راضی کند — یا توافقی که بتواند جنگ را بیش از چند ماه به تعویق بیندازد.
این مذاکرات هیچ نتیجه ای نداشت، اما برای آقای ترامپ هدف متفاوتی داشت: زمان کافی برای تکمیل بزرگترین تقویت نظامی آمریکا در خاورمیانه در یک نسل اخیر. به گفته آقای ترامپ، جنگی با
«قدرتی فراگیر و نیروی ویرانگر». در
مصاحبه ای با نیویورک تایمز در روز یکشنبه، رئیس جمهور گفت که او بطور مشخص قانع شده است که ایران هرگز آنچه را او درخواست میکند به وی نخواهد داد. او گفت: «د اواخر مذاکره، فهمیدم که این افراد به خواسته من نخواهند رسید.» لذا«گفتم، بیایید فقط انجامش دهیم. »
یک روند سریع
در اواسط ژانویه، زمانی که آقای ترامپ برای نخستین بار تهدید به حمله به ایران در حمایت از اعتراضات ضد دولتی در این کشور کرد، پنتاگون در موقعیتی نبود که بتواند جنگی طولانی در خاورمیانه به راه بیندازد. دراین منطقه هیچ ناو هواپیمابری وجود نداشت، اسکادران های جنگنده در اروپا و ایالات متحده مستقر بودند. آمریکا در حدود ۴۰ هزار سرباز آمریکایی در پایگاه هایی پراکنده در سراسر خاورمیانه داشت و همچنین دارای دفاع هوایی کمی بود که بتواند در برابر واکنش احتمالی ایران منافع آمریکایی را محافظت کنند.
اسرائیل هم برای حمله نظامی که نتانیاهو در دیدار مارالاگو در دسامبر با آقای ترامپ پیشنهاد کرده بود، آماده نبود. برای تقویت عرضه رهگیرهای موشکی و استقرار باتری های دفاع هوایی در سراسر اسرائیل، به زمان بیشتری نیاز داشت.
در ۱۴ ژانویه، آقای نتانیاهو با آقای ترامپ تماس گرفت و از او خواست هرگونه حمله نظامی را تا اواخر ماه، زمانی که آمادگی های دفاعی اسرائیل تکمیل شود، به تعویق بیندازد. آقای ترامپ موافقت کرد که منتظر بماند.
این دو رهبر در هفته های بعد چندین بار صحبت کردند. نتانیاهو همچنین با آقای ونس، آقای روبیو و استیو ویتکاف، مذاکره کننده اصلی کاخ سفید با ایران، مشورت کرد. مقامات ارشد نظامی و اطلاعاتی اسرائیل به واشنگتن پرواز کردند و سرلشکر ایال زامیر، رئیس ستاد نیروهای دفاعی اسرائیل، به طور منظم با دریاسالار براد کوپر از فرماندهی مرکزی آمریکا در ارتباط بود.
در اواخر ژانویه، اعتراضات در ایران به شدت سرکوب شده بود، اما برنامه ریزی جنگ به سرعت پیش می رفت. ارتش آمریکا گزینه های گسترده تری را در اختیار آقای ترامپ قرارداد، از جمله اعزام نیروهای آمریکایی برای انجام حملات به محل های در داخل ایران. دو ناو هواپیمابر و دوازده کشتی پشتیبان به سمت خاورمیانه حرکت کردند و پنتاگون جت های جنگنده، بمب افکن، تانکرهای سوخت رسان و باتری های دفاع هوایی فرستاد. تا اواسط فوریه، پنتاگون نیرویی رادر منطقه مستقر کرد که توانایی یک کمپین نظامی چند هفته ای را داشت.
تا آن زمان، آقای ویتکوف و جرد کوشنر، داماد رئیس جمهور، به دستور آقای ترامپ مذاکرات غیرمستقیم هسته ای با ایرانی ها را ادامه میدادند.
اما
نشانه هایی مشکوکی در رفتار محتاطانه دولت ترامپ دیده میشد.
آقای روبیو در ۱۶ فوریه در بوداپست به خبرنگاران گفت:
«ما باید درک کنیم که ایران در نهایت تحت حکومت است و تصمیماتش توسط روحانیون شیعه — روحانیون رادیکال شیعه — اداره می شود، درست است؟» «این افراد تصمیمات سیاستی را بر اساس الهیات محض می گیرند. این روش تصمیم گیری آنهاست. بنابراین، توافق با ایران سخت است.» پیام واضح بود: اگرچه مذاکرات درباره برچیدن برنامه هسته ای ایران متمرکز است، اما هدف می تواند برکناری رهبری ایران هم باشد. لحظه پر معنا زمانی بود که آقای ویتکاف در مصاحبه ای با فاکس نیوز در ۲۱ فوریه، واکنش آقای ترامپ را به تردید ایران در پذیرش «غنی سازی صفر» — یعنی از بین بردن توانایی تولید سوخت هسته ای — توصیف کرد.
آقای ویتکاف گفت: «او کنجکاو است که چرا آن ها — من نمی خواهم از کلمه «تسلیم» استفاده کنم، بلکه چرا تسلیم نشده اند.»
او افزود: «چرا تحت چنین فشاری، با این حجم قدرت نظامی و دریایی که در آنجا داریم، چرا آن هابه نزد ما نیامده اند و نگفته اند: 'ما مشخصا اعلام می کنیم که سلاح نمی خواهیم، و آماده انجام آن هستیم'؟» او اضافه کرد « آوردن آن ها به آن نقطه، کمی سخت است.» برای مشاوران رئیس جمهور واضح بود که او به شدت در حال بررسی نوعی حمله نظامی است. سؤال این بود که مقیاس کمپین چقدر است و دقیقا چه هدفی را دنبال می کند.
ارزیابی گزینه ها
در ۱۸ فوریه، آقای ونس؛ آقای روبیو؛ جان را تکلیف، مدیر سیا؛ و سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید،
با آقای ترامپ در اتاق وضعیت گرد هم آمدند تا درباره برنامه ریزی نظامی گفتگو کنند.
در این دیدار، ژنرال کین گزینه های متعددی را بررسی کرد، از جمله اینکه نیروهای آمریکایی می توانند
حمله محدودی انجام دهند تا ایران را در مذاکرات تحت فشار قرار دهند،
یا یک کمپین بزرگ تر با هدف سرنگونی دولت. او گفت گزینه دوم به ویژه خطر بالایی برای تلفات آمریکایی ها دارد، می تواند منطقه را بی ثبات کند و ذخایر مهمات آمریکایی را به طور قابل توجهی کاهش دهد. ژنرال کین تأکید کرد که همه گزینه های مورد بررسی بسیار دشوارتر از دستگیری موفقیت آمیز مادورو ونزوئلا خواهد بود؛ عملیاتی که رئیس جمهور آن را نشانه ای از موفقیت احتمالی آمریکا در ایران می دانست. جو هولستد، سخنگوی ژنرال کین، از اظهار نظر ( برای این گزارش) خودداری کرد و گفت «گزینه ها و ملاحظات» ارائه شده به رئیس جمهور و وزیر دفاع محرمانه است.
آقای ونس که به نظر می رسید شخصا مخالف حملات نظامی است، استدلال کرد که حمله محدود اشتباه است و به گروه گفت اگر ایالات متحده قرار است به ایران حمله کند، باید «بزرگ و سریع عمل کند.» سخنگوی آقای ونس از اظهار نظر خودداری کرد.
پیش از این دیدار، به نظر می رسید آقای ترامپ به سمت
استراتژی حمله کوچکتر و سپس حمله بزرگ تر اگر ایران از غنی سازی هسته ای خود دست نکشد. اما استدلال های آقای ونس به نظر می رسید که تأثیرگذار شد و در روزهای جاری، مقامات بیشتری به سمت ایده ای ملحق شدند که ایالات متحده و اسرائیل باید به طور مشترک نه تنها به برنامه های موشکی و هسته ای ایران، بلکه به خود رهبری آن نیز حمله کنند.
سیا مجموعه ای از
سناریوها را ارائه داده بود که ممکن بود در صورت کشته شدن آیت الله علی خامنه ای، رهبر عالی کشور، در یک حمله رخ دهد. آن ها چندین نتیجه ممکن را مطرح کردند، زیرا تعداد زیاد متغیرها باعث می شد سازمان نتواند با اطمینان ارزیابی کند که چه اتفاقی ممکن است رخ دهد.
یک سناریو این بود که یک روحانی مقتدرتر جایگزین آیت الله خامنه ای شود — شاید حتی رهبری که بیشتر مصمم به دستیابی به سلاح هسته ای باشد.
سناریوی دیگری پیش بینی قیامی علیه دولت را داشت، امکانی که بسیاری از مقامات اطلاعاتی آن را دور از دسترس می دانستند، با توجه به ضعف مخالفان ایران.
تعدادی از مقامات ارشد دولت ترامپ سناریوی سومی را انتخاب کردند: اینکه جناحی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عمل گراتر از روحانیون تندرو باشد، ممکن است قدرت را به دست گیرد. در حالیکه احتمالا یک روحانی به طور اسمی در قدرت باشد، اما آن گروه از رهبران I.R.G.C. در واقع کشور را رهبری کنند. چنین اقدامی« چرخشی عجیب» برای بدنه افسرانی خواهد بود که به مدت چهار دهه به شدت ضدآمریکایی بوده و عمیقا با رهبری روحانیت ایران در هم تنیده اند.
اما تحلیل سیا نشان داد که تا زمانی که ایالات متحده در فعالیت های اقتصادی این جناح، مانند نفوذش در صنعت نفت، دخالت نکند، گروهی از افسران ممکن است نسبت به ایالات متحده مصالحه جویانه رفتار کنند. آن ها حتی ممکن است برنامه هسته ای ایران را کنار بگذارند یا مانع حمله نیروهای نیابتی ایران به ایالات متحده شوند. سیا از اظهار نظر برای این گزارش خودداری کرد.
تعداد کمی بر علیه اقدام نظامی بودند. یک استثنا تاکر کارلسون بود، پادکستر راست گرا و متحد نزدیک رئیس جمهور، که در ماه گذشته سه بار در دفتر بیضی با او دیدار کرده تا علیه حمله استدلال خود را به ترامپ در میان بگذارد. او خطرات برای نیروهای نظامی آمریکا، قیمت انرژی و
شرکای عرب در منطقه در صورت ورود آمریکا به جنگ با ایران را تشریح کرد.
او به رئیس جمهور گفت که نباید توسط اسرائیل محدود شود و استدلال کرد که ، تنها دلیلی که ایالات متحده حتی به فکر حمله به ایران متمایل شده است، تمایل و اصرار اسرائیل به حمله به ایران است، او آقای ترامپ را تشویق کرد که آقای نتانیاهو را مهار کند. رئیس جمهور گفت که خطرات حمله را درک می کند، اما به آقای کارلسون گفت که چاره ای جز پیوستن به حمله ای که اسرائیل انجام خواهد داد ندارد. پس از آنکه آقای کارلسون ظهر ۲۳ فوریه، کاخ سفید را ترک کرد، به دیگران گفت که فکر می کند آقای ترامپ به سمت اقدام نظامی گرایش دارد.
آخرین دور دیپلماسی
کاخ سفید توجهی به خواسته های برخی از نمایندگان کنگره که از او می خواستند، اجازه از کنگره جهت راه اندازی کمپین علیه ایران بکیرد، نکرد و همچنین تلاش اندکی برای درست بودن جنگ در کنگره انجام داد.
در ۲۴ فوریه، چند ساعت پیش از سخنرانی سالانه « وضعیت کشور» آقای ترامپ، رهبران کنگره از گروه موسوم به گروه هشت نفره در یک اتاق کنفرانس امن در کنگره گرد هم آمدند تا از طریق ویدئو کنفرانس با آقای روبیو و آقای راتکلیف صحبت کنند. این دو مقام در خیابان پنسیلوانیا در کاخ سفید حضور داشتند، اما گویا ترتیبات امنیتی برای سخنرانی رئیس جمهور سفر دو مایلی را برای انها دشوار کرده بود و ملاقات حضوری نمیتوانست صورت بگیرد. آقای روبیو و آقای راتکلیف درباره اطلاعات درباره حملات، زمان بندی احتمالی و احتمال «خروج از مسیر» — در صورت کنار گذاشتن غنی سازی هسته ای توسط ایرانی ها در مذاکرات پیش رو — صحبت کردند. اما، آقای روبیو هرگز اشاره نکرد که دولت در حال بررسی عملیات تغییر رژیم است. در این نشست، آقای روبیو استدلال کرد که صرف نظر از اینکه اسرائیل یا ایالات متحده ابتدا حمله کنند، ایران با بارش قدرتمندی از سلاح ها علیه پایگاه ها و سفارت های آمریکا پاسخ خواهد داد. پس منطقی است، آقای روبیو گفت، که ایالات متحده باید با اسرائیل هماهنگ عمل کند، چون آمریکا به هر حال درگیر خواهد شد. و
آقای روبیو گفت اسرائیل مصمم به اقدام است.
این منطق برای برخی از دموکرات ها که میدیدند دولت ترامپ اجازه داده است تا آقای نتانیاهو سیاست آمریکا را تعیین کند، خوشایند نبود — و همچنین میگفتند که ترامپ در حال مطرح کردن استدلالی دایره وار است؛ که ایالات متحده باید حمله کند چون تقویت نظامی اش می تواند ایران را به حمله وادارد.
روز پنج شنبه، دو روز پس از سخنرانی« وضعیت کشور»، آقای ویتکاف و آقای کوشنر به ژنو سفر کردند تا بار دیگر با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه انگلیسی زبان و آگاه به آمریکا، مذاکره کنند. ایرانی ها طرحی هفت صفحه ای شامل سطوح مختلف پیشنهادی غنی سازی هسته ای آینده را به آمریکایی ها ارائه دادند، ارقامی که آقای ویتکاف و آقای کوشنر را نگران کرد. یک مقام آمریکایی گفت، آمریکایی ها همچنان خواهان تعهد ایران به غنی سازی صفر بودند و همچنین پیشنهاد داده بودند که سوخت هسته ای برای برنامه هسته ای غیرنظامی را بطور رایگان به آن ها داده شود، اما ایرانی ها امتناع کردند. پس از پایان مذاکرات، آقای ویتکاف و آقای کوشنر به آقای ترامپ گفتند که فکر نمی کنند توافقی حاصل شود.
در آن روز، آقای ترامپ چهار سناتور جمهوری خواه را در دفتر بیضی برای جلسه ای درباره دستور کار قانون گذاری خود دعوت کرده بود ، بحث به ایران کشیده شد. سناتور لیندسی گراهام، جمهوری خواه کارولینای جنوبی و طرفدار سرسخت بمباران ایران ( برای سالها)، گفت رئیس جمهور ناامید است و فکر نمی کند ایرانی ها علاقه ای به توافق داشته باشند. آقای گراهام در مصاحبه ای گفت: «فکر می کنم رئیس جمهور ترامپ واقعا احساس کرد باید دیپلماسی را دنبال کند، می خواست دیپلماسی را دنبال کند، و گزینه نظامی آخرین گزینه اش بود.» او گفت به آقای ترامپ گفته که نباید اجازه دهد ایرانی ها مذاکرات را بیش از حد طولانی کنند. آقای گراهام گفت: «خوشحالم که او به مذاکرات برای حل مسئله شانسی داد.»
اما، برخی دیگر معتقدند که دیپلماسی فقط یک نمایش بود — همیشه
محکوم به شکست.
باربارا لیف، دیپلمات بازنشسته حرفه ای که در دولت بایدن معاون وزیر امور خارجه بود و بر سیاست خاورمیانه نظارت داشت، گفت واضح است که آقای ترامپ ناگزیر به سمت اقدام نظامی حرکت می کند و اشاره کرد که در طول مذاکرات، گروه دوم هواپیمابر را به منطقه اعزام کرده است. او گفت: «این نشانه ای از برنامه ریزی جنگ بود.» «برای اهرم بیشتر در دیپلماسی به این نیاز نداشت. هیچ وقت شک نداشتم که او برای حمله نظامی اقدام خواهد کرد.»
یک کودتای اطلاعاتی
در واقع، ایالات متحده و اسرائیل روز چهارشنبه، یک روز پیش از مذاکرات برنامه ریزی شده در ژنو، در حال بحث درباره حمله احتمالی بودند. کاخ سفید حمله را به شب پنج شنبه منتقل کرد تا به ایرانی ها یک فرصت دیگر برای کنار گذاشتن جاه طلبی های غنی سازی هسته ای خود بدهد. سپس دوباره حمله را تا روز جمعه به تعویق انداخت، با هدف حمله به تهران در تاریکی شب.
سیا که حرکات آیت الله خامنه ای را به دقت زیر نظر داشت، مطلع شد که رهبر معظم قصد دارد صبح شنبه در مجتمع مسکونی خود در مرکز تهران حضور داشته باشد. رهبران ارشد غیرنظامی و نظامی ایران نیز قرار بود در همان مکان و همزمان گرد هم آیند. سیا اطلاعات را به اسرائیلی ها منتقل کرد و رهبران هر دو کشور تصمیم گرفتند جنگ را با حمله جسورانه «قطع سر» در روز روشن آغاز کنند.
وقتی بعدازظهر جمعه به کورپس کریستی پرواز کرد تا سخنرانی ای درباره انرژی ایراد کند، آقای ترامپ در هواپیما دستور رسمی حمله را صادر کرد.
پس از پیاده شدن از هواپیما، رئیس جمهور اشاره کرد که دیپلماسی به بن بست خورده و به خبرنگاران گفت که «از مذاکره راضی نیستم.» او گفت که دهه هاست ایران «پاهای مردم ما، صورت مردم ما، بازوها را منفجر کرده است. آن ها یکی یکی کشتی های ما را نابود می کنند و هر ماه چیز دیگری رخ می دهد.»
در حالی که
نشانه های فراوانی وجود داشت که آمریکایی ها در حال آماده سازی برای حمله احتمالی بودند، ایرانی ها معتقد بودند حمله در روز روشن رخ نخواهد داد، طبق گفته چهار مقام ایرانی.
صبح شنبه بود، آغاز هفته کاری در ایران، زمانی که کودکان در مدرسه بودند و مردم به سمت محل کار می رفتند.
کسانی که در نشست شورای عالی امنیت ملی شرکت داشتند، احساس فوریتی برای دیدار در پناهگاه های زیرزمینی یا مکان های مخفی دیگر که ممکن بود برای جاسوسان آمریکایی یا اسرائیلی ناشناخته باشد، نداشتند.
آیت الله خامنه ای به جمع نزدیک خود گفت که در صورت وقوع جنگ، ترجیح می دهد در جای خود بماند و شهید شود تا اینکه توسط تاریخ به عنوان رهبری که مخفی شده قضاوت شود، به گفته مقامات.
او در دفترش در بخش دیگری از مجموعه حضور داشت در حالی که رهبران ارشد برای جلسه در بخش دیگر جمع شده بودند. او درخواست کرده بود که بعد از ختم نشست، جلسه ای توجیهی داشته باشد.
موشک ها اندکی پس از شروع حمله به اهداف اصابت کردند.
نوشته مارک مازتی، جولیان ای، بارنز، تایلر پیجر، ادوارد وونگ، اریک اشمیت و رونن برگمن
خبرنگاران به طور جمعی دهه ها جنگ های آمریکا را از واشنگتن و خارج از کشور پوشش داده اند.
هلن کوپر، فرناز فاسیحی، زولان کانو-یانگز، دیوید ای. سانگر و مایکل کرولی در گزارش همکاری کردند.