عصر جمعه ۱۷ بهمن ما زندانیان سیاسی سالن ۱ بند ۷ پرفورمنسی را اجرا کردیم. اجرای این پرفورمنس در اعتراض به کشتار گسترده و بیرحمانه معترضان و مردم کوچه و خیابان صورت گرفت. این پرفورمنس با مشارکت عده زیادی از زندانیان سیاسی در حضور نزدیک به ۹۰ نفر از زندانیان، اعم از سیاسی و غیرسیاسی اجرا شد.
ابتدا در این چیدمان که تعدادی کیسهی زباله به شکل فیگور جسد با زباله پر شده بود توسط زندانیان سیاسی در سرتاسر کریدور پخش شد. به دنبال آن ۹ تن از زندانیان سیاسی داوطلبانه در داخل کیسه هایی که از قبل آماده شده بود، قرار گرفتند. بدین ترتیب تمام طول سالن پر از کیسه های جسد شده بود که برخی از آن ها با زباله و برخی حاوی زندانیان بودند. در ادامه به سرعت کد چهار رقمی بر روی کیسه ها نصب شد. اعدادی که به طور اتفاقی بین ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ برای هر جنازه در نظر گرفته شده بود. هر یک از زندانیان شرکت کننده در این پرفورمنس نقشی را به عهده گرفتند. پلاکاردی با عبارت «سپهر بابا کجایی؟» توسط نگارنده در طول کریدور و لابلای جنازه ها حمل شد. پس از آن، ضمن سپاس صمیمانه از تمامی افراد و عوامل این اجرا و همکاری همه جانبه ی آن ها در خصوص این اثر و حرکت اعتراضی توضیحات کوتاهی ارائه شد. در این هنگام کیسهی بزرگی حاوی زباله توسط مرتضی پروین در وسط کریدور بین اجساد قرار داده شد. وی گفت که حکومت ایران کرامت انسانی معترضان را نادیده گرفته و در واقع مانند زباله با آنان رفتار کرده است. نوشته هایی با عناوین«بدن می آشوبد» « بدنها استعاره اند و معنا...» در محل اجرای پرفورمنس به چشم میخورد.
در پایان ابوالفضل قدیانی طی سخنانی به کشته شدن هزاران نفر اشاره و اظهار امیدواری کرد که عاملان این جنایت بزرگ و کم نظیر در تاریخ، هر چه زودتر و در نبود جمهوری اسلامی در دادگاهی صالح، محاکمه و مجازات شوند.
بسیاری از زندانیان به شدت تحت تاثیر این فضا قرار گرفته بودند. برخی با بغض و برخی با چشمانی پر از اشک گفتند که این کار به شدت برایشان تکان دهنده بوده و عمیقا آنها را متاثر کردهاست. یکی از زندانیان سیاسی گفت که بغض راه نفسم را بسته بود و در داخل کیسهها عزیزی را میدیدم که پیش تر کشته شدهاست. زندانی دیگری میگفت من می توانستم تک تک عزیزانم را در داخل آن ها تجسم کنم که شاید روزی نوبت ما شود.
با فرا رسیدن شب و پایان برنامه با وجود غم و اندوه و خشمی که در وجود زندانیان بود، آن ها به آیندهای روشن امیدوار بودند که در آن نه حرمتشان شکسته شود و نه کرامت شان نادیده گرفته شود.
به امید ایرانی آزاد و آباد رضا خندان
زندان اوین
این گزارش از فیسبوک برداشته شده است
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد