logo





دشمنِ دانا بلندت می‌کند»
«بر زمینت می‌زند نادانِ دوست

شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴ فوريه ۲۰۲۶

شهریار حاتمی

new/shahryar-hatami1.jpg
این بیتِ مشهور از سعدی فقط یک اندرز اخلاقی نیست بلکه گزارشی فشرده از تجربه‌ای است که تاریخ بارها آن را تکرار کرده است. بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده، نه به‌دست دشمنان آشکارشان، بلکه به‌واسطه‌ی دوستان نادان، ستایشگران بی‌مهار و متملّقان پرهیاهو آسیب دیده‌اند، کسانی که به‌نام حمایت، عقل را تعطیل می‌کنند و حقیقت را قربانی هیجان و نفرت می‌سازند.

هر شخصیت سیاسی یا اجتماعیِ دارای سرمایه‌ی نمادین، با این خطر دائمی روبه‌روست. بخشی از اعتبار سیاسی یا اجتماعیِ او بی‌هزینه به دست آمده و درست به همین دلیل شکننده است. این اعتبار می‌تواند به‌سرعت، نه با دشمنی آشکار، بلکه با رفتار حامیان پر سر و صدا و بی‌خِرَد فرسوده شود.

آسیب معمولاً از جایی آغاز می‌شود که "حمایت" جای خود را به لُمپنیسم می‌دهد، جایی که فحاشی، حذف مخالف و برچسب‌زنی به‌نام دفاع سیاسی عادی می‌شود. در چنین وضعی، هر منتقدی دشمن تلقی می‌شود و هر پرسشی خیانت. این رفتارها حاشیه‌ای نیستند بلکه به‌مرور به هویت عمومیِ همان چهره‌ی مورد حمایت گره می‌خورند و هزینه تولید می‌کنند.

تجربه نشان داده است که مرزبندی صرفاً کلامی با این نوع رفتارها، معمولاً کافی نیست. وقتی مرزها فقط در سطح اظهار نارضایتی باقی می‌مانند، در هیاهوی افراطیون، یا گم و یا توسط دشمنان تقویت می‌شوند. مرزبندی مؤثر نیازمند اقدام عملی و قابل سنجش است، از جمله روشن‌کردن این‌که استفاده از نام، تصویر و نمادهای یک چهره‌ی عمومی در تجمع‌ها و فضاهای عمومی، بدون رضایت صریح، مجاز نیست و می‌تواند پیامد قانونی داشته باشد. تنها در این صورت است که مرزها واقعی، قابل فهم و غیرقابل سوءاستفاده می‌شوند.

تاریخ معاصر نمونه‌های روشنی در این‌باره دارد. محمدرضا شاه پهلوی در سال‌های پایانی حکومتش بیش از آن‌که با صدای نقد جدی روبه‌رو باشد، در حلقه‌ای از تایید کنندگان گرفتار شد که یا خطر را نمی‌دیدند یا نمی‌خواستند ببینند. این نکات توسط حلقه نزدیک به او پس از انقلاب به تکرار بیان و نوشته شده است. نتیجه، دیر دیدنِ واقعیتی بود که مدت‌ها پیش شکل گرفته بود.

در نمونه‌ای دیگر، نیکُلای چائوشسکو در رومانی بود که با ساختن فضای ترس و چاپلوسی، خود را از بازخورد واقعی جامعه محروم کرد و در نهایت، سقوطی ناگهانی و خشونت‌بار را تجربه کرد.

یا صدام حسین که حلقه‌ی اطرافش بیش از آن‌که هشدار بدهد، تصویری اغراق‌آمیز از قدرت و ثبات ساخت که تصمیم‌های فاجعه‌بار، در غیاب نقد، یکی پس از دیگری گرفته شد.

حتی در نظام‌های غیرخاورمیانه‌ای، دونالد ترامپ نمونه‌ای است از این‌که چگونه حامیان افراطی و حذف‌کننده‌ی هر نقد، می‌توانند تصویر عمومی یک چهره‌ی سیاسی را به‌گونه‌ای شکل دهند که هزینه‌های آن، در نهایت متوجه خودِ او شود.

وجه مشترک همه‌ی این نمونه‌ها روشن است، جایی که متملّقان جای منتقدان صادق را می‌گیرند، فاصله با واقعیت بیشتر می‌شود و سیاست، بدون ارتباط با واقعیت، دیر یا زود فرو می‌ریزد.

معنای هشدار سعدی دقیقاً همین‌جاست که دشمن دانا، با گفتن حقیقت اگر تلخ هم باشد می‌تواند امکان اصلاح و بقا را فراهم کند اما دوستِ نادان، با تشویق بی‌خِرَد و حمایت افراطی، بی‌آن‌که دشمنی کند، راه سقوط را هموار می‌کند.

نادیده‌گرفتن این تفاوت، هزینه‌ای دارد که معمولاً دیر دیده می‌شود و وقتی دیده می‌شود، اغلب برای جبران دیر است.

شهریار حاتمی
استکهلم ۲۵ بهمن ۱۴۰۴


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد