هفتاد و ششمین دورهی جشنوارهی بینالمللی فیلم برلین (برلیناله)، امسال در ۱۲ فوریه آغاز میشود و پایتخت آلمان، به ویژه «میدانهای پتسدام و مارلنه دیتریش» را به محل نمایش تازهترین تولیدات جهان سینما، رفت و آمد کارگردانان، بازیگران و دستاندرکاران بینالمللی فیلم و بیش از سه هزار خبرنگار از سراسر دنیا تبدیل میکند. در این دوره، ۲۲ فیلم از ۲۸ کشور، از جمله ۲۰ اثر که اولین نمایش جهانی خود را تجربه میکنند، به بخش مسابقه دعوت شدهاند. زنان ۴۰ درصد از کل فیلمهای برلیناله را کارگردانی کردهاند که رقم چشمگیری است. ۱۴ فیلمساز پیشتر در این جشنواره حضور داشتهاند. ۶ تن از میان آنان پیش از این، در بخش مسابقه شرکت کرده بودند. امسال برلیناله دومین دورهی خود را با مدیریت تریشا تاتل، کارشناس آمریکایی فیلم تجربه میکند. او پیشتر فستیوال فیلم لندن را برگزار میکرد.
هیات داوران و ژانرها
مسئولان برلیناله همواره کوشیدهاند، تازهترین آثار ژانرهای گوناگون سینمایی را در بخش مسابقه معرفی کنند. امسال افزون بر کارهایی در ژانرهای کمدی هجوآمیز و فرمالیستی، تریلر روانشناختی، عاشقانه، وسترن، فیلمهای انیمیشن و یک مستند نیز به بخش مسابقه برای دریافت خرسهای طلایی و نقرهای راه یافتهاند. ریاست هیات داوران این دوره را ویم وندرس، کارگردان ۸۰ سالهی آلمانی و سازندهی آثار به یادماندنی «پاریس، تگزاس» و «روزهای کامل» به عهده دارد و با مشورت با مین بهادر بام، کارگردان و تهیهکننده نپالی، بائه دونا، بازیگر کره جنوبی، شیوندرا سینگ دونگارپور، کارگردان و تهیهکننده هندی، رینالدو مارکوس گرین، کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده آمریکایی، هیکاری کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده ژاپنی و اوا پوشچینسکا، تهیهکننده لهستانی، برندگان جوایز خرس طلایی و نقرهای را انتخاب میکند.
«مردان خوب وجود ندارند»؟
این جشنواره با اولین نمایش جهانی فیلم «مردان خوب وجود ندارند»، سومین فیلم بلند شهربانو سادات، کارگردان برنده جایزهی افغان، آغاز میشود. سادات در این اثر به زندگی در افغانستان پیش از بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱ و وضعیت زنان این کشور میپردازد: «نارو»، تنها فیلمبردار زن تلویزیون کابل است و برای به دستآوردن حق سرپرستی پسر سه سالهاش در جریان جدایی از همسر خود که با زنی دیگر رابطه برقرار کرده، تلاش میکند. در این روند «نارو»، حوادثی را از سر میگذراند که معتقد میشود، «مرد خوبی» در کشورش وجود ندارد. پس از آن که «قدرت»، خبرنگار مسئول تلویزیون، او را برای تهیهی گزارش از واپسین روزهای آزادی در شهرهای افغانستان به کار دعوت میکند، «نارو» رویدادهایی را تجربه میکند که قضاوت او را زیر سوال میبرد.
شهربانو سادات، نخستین و دومین فیلم خود، «گرگ و گوسفند» و «پرورشگاه» را در بخش «دو هفته کارگردانان جشنوارهی فیلم کن» به نمایش گذاشت. این فیلمها به همراه «مردان خوب وجود ندارند»، سه قسمت نخست از مجموعهی فیلم پنج بخشیای است که با الهام از زندگینامهی منتشر نشدهی بازیگر افغان، انور هاشمی و تجربههای کارگردان ساخته شده است. شهربانو سادات در هامبورگ زندگی و کار میکند.
ستارههای آلمانی، فرانسوی، آمریکایی در فیلمهای بخش مسابقه
فهرست نامهای بازیگران زن نقش اول فیلمهای بخش مسابقه که برای کسب خرس نقرهای این دورهی برلیناله با یکدیگر رقابت میکنند، ترکیبی از چهرههای شناخته شده و کمتر آشنا را به نمایش میگذارد. از میان هنرپیشههای برجسته، بازیگر معروف آلمانی ساندرا هولر، هنرپیشهی پرآوازهی فرانسوی ژولیت بینوش و ال فانینگ، مدل و بازیگر آمریکایی، نقش زنانی مستقل و آگاه را ایفا کردهاند:
ساندرا هولر، در درام «رز» ساختهی سینماگر اتریشی، مارکوس شلاینزر، به شخصیت زنی جان میدهد که در اوایل قرن هفدهم آلمان، پس از جنگ سی سالهی میان سالهای ۱۶۱۸-۱۶۴۸، برای یافتن جایگاه خود در جامعهای در حال تغییر تلاش میکند. ساندرا هولر (زاده ۱۹۷۸) در سال ۲۰۲۳ با درخشش در فیلمهای تحسینشدهی «آناتومی یک سقوط»، ساخته کارگردان زن فرانسوی، ژوستین تریه و «منطقه دلخواه»، از سینماگر بریتانیایی، جاناتان گلیزر به شهرت جهانی رسید. او که کار خود را از تئاتر آغاز کرده، برای نقشآفرینیهای قدرتمندش نامزد جوایز معتبر اسکار، بفتا و گلدن گلوب شده و به عنوان یکی از برجستهترین بازیگران سینمای اروپا شناخته میشود.
ژولیت بینوش، در درام «ملکه کنار دریا» از کارگردان آمریکایی، لنس هامر، نقش زنی را بازی میکند که برای پرستاری از مادر پیرش به لندن باز میگردد و با شریک زندگی او، در بارهی تصمیمگیری در باره وضعیت مادرش که به بیماری زوال عقل دچار شده، اختلاف پیدا میکند.
ژولیت بینوش (زاده ۱۹۶۴) ، یکی از برجستهترین هنرمندان سینمای جهانی است که در زندگی هنری خود، جوایز بیشماری از جمله اسکار، بفتا و جوایز اصلی جشنوارههای کن، برلین و ونیز را دریافت کرده است.
ال فانینگ در فیلم «هرس بوتهی رز»، ساختهی کارگردان برزیلی ـ الجزایری کریم اینوز، نقش تنها دختر یک خانوادهی مرفه آمریکایی را ایفا میکند که با سه خواهر و برادر خود در ویلایشان در کاتالانیای اسپانیا برای دیدار با پدر نابینایشان گرد هم آمدهاند. ولی به تنها مواردی که توجه نمیکنند، خواستهای پدر است که همزمان درگیر مبارزه با بیماری ژنتیکی خود است.
ال فانینگ (متولد ۱۹۹۸) تا کنون چهار جایزهی گلدن گلوب را دریافت کرده است. او برای نخستین بار در سه سالگی در فیلم «من سام هستم»، روبروی دوربین قرار گرفت.
سینمای ایران
در هفتاد و ششمین دورهی جشنوارهی بینالمللی فیلم برلین (۲۰۲۶)، حضور سینمای مستقل و زیرزمینی ایران در بخشهای جنبی کم رنگ نیست. در این فیلمها اغلب مسائل اجتماعی، سیاسی و خانوادگی در ایران دستمایه قرار گرفتهاند.
فیلم ۹۲ دقیقهای «رویا»، ساخته مهناز محمدی که تولیدی آلمان، جمهوری چک، لوکزامبورگ و ایران است، در بخش «پانوراما»، «سزارین آخر هفته»، ساختهی محمد شیروانی در بخش «فوروم»، فیلم کوتاه «میوههای ناامیدی» ساخته نیما نساج در بخش «فوروم اکسپاندد» و فیلم ۱۹ دقیقهای «خاطرات پنجره»، ساختهی مهرانه سلیمیان و امیر پاکپرور از آمریکا و ایران در بخش «نسلها + ۱۴» به نمایش در میآیند.
بهای آزادی
فیلم «رویا»، بازگشت محمدی به سینمای روایی را نشان میدهد. او در این اثر به لحظهای تعیینکننده در زندگی رویا، یک معلم ایرانی که به دلیل عقاید سیاسی خود در زندان اوین تهران زندانی است، میپردازد که با انتخابی دشوار روبرو است: تن دادن به اعترافی اجباری در تلویزیون یا ماندن در سلول انفرادی سه متر مربعی خود.
«رویا» دومین فیلم بلند داستانی محمدی پس از «پسر-مادر» است. این فیلم، بنبست زندگی یک بیوه بیبضاعت را دستمایه قرار میدهد که با پیشنهاد ازدواجی از پیش تعیینشده روبرو است؛ پیشنهادی که او را از فقر نجات میدهد، اما جدایی از دو پسر کوچکش را به همراه دارد. «پسر-مادر» برای اولین بار در جشنوارهی بینالمللی فیلم تورنتو در سال ۲۰۱۹ به نمایش درآمد.
محمدی با مستند «زنان بدون سایه» در سال ۲۰۰۳ که زندگی چند زن بیخانمان در یک «آسایشگاه دولتی» را به تصویر میکشد، به کارگردانی روی آورد. او در طول فعالیتهای سینمایی و کنشگرانهاش بارها از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دستگیر شده و تحت فشار قرار گرفته است.
مرزبندی نسلها و پیامدهای ایستادگی
«سزارین آخر هفته»، داستان روابط و مناسبات نابسامان خانوادگی بین دو نسل در ایران کنونی را روایت میکند که در یک آخر هفته در ویلایی در ساحل دریای خزر گرد هم میآیند و گذشتهی پر تنش خود را بازبینی میکنند. در این فیلم ۹۰ دقیقهای نادر مشایخی، پیمان یگانه، میلاد احمدزاده، آرمین شیروانی و بیتا جمشیدی بازی میکنند.
دو فیلم کوتاه «خاطرات پنجره» و «میوههای ناامیدی»، تاثیر قلع و قمعهای امنیتی بر زندگی شخصی مردم عادی را در بستر اعتراضات خیابانی ماه ژانویه و سرکوب خونین آنها به تصویر میکشند. مهرانه سلیمیان و امیر پاکپرور در «خاطرات پنجره»، حوادثی که یک دانشجوی رشتهی سینما در این زمینه تجربه کرده، با استفاده از کلیپهایی که از پشت پنجرهها فیلمبرداری شده و به صورت ناشناس در اینترنت به اشتراک گذاشته شدهاند، به نمایش در میآورند و نیما نساج در «میوههای ناامیدی»، به داستان یک سینماگر جوان میپردازد که در حال ساختن فیلمی دربارهی درگیری اسرائیل و فلسطین، مجبور به فرار از تهران میشود. ماجراهای فرار این هنرمند که به صورت خاطرات دوازده روزهی او با دوربین ثبت شده، مضمون این فیلم ۲۹ دقیقهای است.
اهمیت برلیناله در جهان سینما
هر سال با آغاز دور جدید برگزاری جشنوارهی جهانی فیلم برلین، این پرسش در اغلب رسانههای معتبر این کشور مطرح میشود که آیا برلیناله هنوز یکی از فستیوالهای پیشرو در جهان، است - یا در درجهی اول یک رویداد سینمایی بزرگ دموکراتیک و سیاسی است که هر سال با استقبال بینظیر سینماروهای علاقمند روبرو میشود؟ این بحث، همواره در چارچوب مقایسه این جشنواره، با فستیوالهای اروپایی کن و ونیز صورت میگیرد.
پاسخی که برخی از کارشناسان سینما به این پرسش میدهند، کوتاه است: از اهمیت برلیناله در سالهای گذشته کاسته نشده، تنها بر وجهه و تاثیر کن و ونیز افزوده شده است. چون معیارهای «ارزشگذاری» بر یک فستیوال در ده سال گذشته، به دلیل دگرگونی شرایط اقتصادی، اجتماعی و پیشرفت ابزارهای فنآوری که به ایجاد پلتفرمهای تولید و پخش آنلاین انجامیده، تغییر کرده است. در این میان، نقش توانایی ارتباط با بازارها و پایگاههای تولید فیلم، پررنگتر شده است. سوزانه بورگ، منقد دویچلاند فونک مینویسد: «در صنعتی که دستخوش دگرگونی ناشی از پخش آنلاین، کاهش درآمدهای سینمایی و ادغام شرکتهای بزرگ تولید فیلم در یکدیگر است، جشنوارهها بار دیگر به قطبهایی اصلی تبدیل شدهاند – بازارهای فیلم، مجموعههای استعدادیابی و ماشینهای شهرتسازی، همه در این قطبهای سینمایی متمرکز شدهاند. افسانهی جشنواره به عنوان یک معبد صرف هنری، مدتهاست که از بین رفته است. امروزه، مسئله دیده شدن و حضور در مکان مناسب در زمان مناسب است.»
برنامهی اصلی برلیناله امسال هم نشان میدهد که مدیریت جدید آن در دورانی که جشنوارهها به نحو بارزی به بخشهای بازاریابی و تعیین استراتژیهای سینمایی غولهای صنعت فیلم تبدیل میشوند، برلیناله همچنان مکانی است که در آن فیلمها نه در درجه اول به عنوان کالا و سرمایه، بلکه به عنوان تفسیرهای اجتماعی ارزیابی میشوند.