در مرکز کهریزک
به دنبال گمشدگان خود میگردیم.
آنها را در کیسههای خونین گذاشتتهاند.
به تک تک چهرههاشان نگاه میکنیم.
پدری پسر خود را میخواند
و چونان میشی که برهاش را میجوید
نومیدانه میخروشد.
مادری دختر خود را یافته
و پیاپی فریاد میکشد.
جنازهها را از خیابانها برگرفتهاند
و با نعشکشها به اینجا آوردهاند.
ولیعهد مردم را به خیابانها خواند
و گفت که کمک در راه است.
ولی امر آنها را به گلوله بست
و گفت که مزدور بیگانهاند.
آه ای سرزمین سوگوار!
کی از ستمگران نو و کهنه
رها خواهیم شد؟
یکم فوریه دوهزاروبیستوشش
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد