در تجمعهای سلطنتطلبان یا پادشاهیخواهان، یک شعار یا مفهوم مرکزی دیده و شنیده میشود و روی پلاکاردها عبارت "جاوید شاه" بهصورتی مشخص دیده میشود. این فقط یک شعار معصوم و بیضرر یا یک حس نوستالژیک نیست، بلکه یک موضعگیری دقیق سیاسی است و به همین دلیل باید مورد توجه و بررسی قرار بگیرد.
مفهوم "جاودانگی" بهطور مستقیم با پایههای دموکراسی در تضاد است. در یک نظام دموکراتیک، هیچ جایگاهی برای قدرت مادامالعمر وجود ندارد؛ نه برای یک فرد، نه برای یک خانواده و نه برای یک حزب. قدرت باید زمانمند، قابل نقد و پرسش و نیز قابل تعویض از طریق ارادهی مردم باشد. این صرفاً یک تشریفات نیست، بلکه مهمترین سازوکار برای جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت است. ممکن است عدهای بگویند پس چطور پادشاهیهایی مثل سوئد، دانمارک یا نروژ در یک جامعهی دموکراتیک وجود دارند. نکتهی مهم در این سه نمونه که نباید از خاطر برد این است که در هیچکدام این نمونه ها، این پادشاه یا پادشاهی نیست که حاکمیت دارد.
تاریخ بهروشنی نشان میدهد که چرا این موضوع مهم و حیاتی است. زمانی که قدرت قابل تغییر نباشد و رنگ "جاودانگی" به خود بگیرد، پاسخگویی از بین میرود. انتقاد به خیانت تعبیر میشود و هرگونه مخالفت، تهدید تلقی میگردد. به این ترتیب، قدرت بهتدریج در دستان عدهای معدود متمرکز میشود. دقیقاً به همین شکل است که نظامهای اقتدارگرا شکل میگیرند؛ فرقی نمیکند خود را پادشاهی، انقلابی، ایدئولوژیک یا مذهبی بنامند.
بنابراین شعار "جاوید شاه" صرفاً یک بیان فرهنگی نیست، بلکه نشانهی یک نگاه غیردموکراتیک است. این شعار پذیرش قدرت دائمی را نشان میدهد، نه حاکمیت مردم. نمیتوان همزمان مدعی دموکراسی بود و ایدهی یک رهبر ابدی را ستایش کرد. این دو با یکدیگر سازگار نیستند.
از همین رو، نتیجهگیری روشن است، گروههایی که شعار "جاوید شاه" را بهعنوان شعار اصلی خود مطرح میکنند، به این مسئله اقرار میکنند که به آیندهای مبتنی بر مردمسالاری واقعی، تقسیم قدرت و پاسخگویی باور ندارند. این یک نظر شخصی یا الزاماً مخالفت با ایدهی پادشاهی نیست، بلکه نتیجهی منطقیِ درک درست از معنای دموکراسی است.
شهریار حاتمی
استکهلم، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد