logo





ایان برمر

قمار ایران ترامپ

برگردان : نسرین آزاد

جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۶ فوريه ۲۰۲۶



۵ فوریه ۲۰۲۶

در حالی‌که، ممکن است رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، توافق هسته ای محدودی با ایران را که به او اجازه اعلام یک پیروزی بزرگ را بدهد، قبول کند. اما ، سناریوی محتمل تر این است که او تلاش کند موفقیت اخیر خود در ونزوئلا را تکرار کند. اما انتخاب این سناریو فقط یک مشکل دارد: ایران ونزوئلا نیست.

نیویورک – اگرچه ایران در نیمکره غربی قرار ندارد، اما ممکن است این جبهه بعدی باشد که رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، تلاش کند با نیروی نظامی واقعیت را دگرگون کند. اما برخلاف پیروزی سریع او در ونزوئلا، مداخله آمریکا در ایران میتواند به راحتی از کنترل خارج شود.

ترامپ موضع خود را روشن کرده است: حاکمان ایران می توانند این کار را به روش آسان یا سخت انجام دهند.

راه آسان:
راه آسان یعنی پذیرش توافقی کاملتر از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام، توافق هسته ای ایران ۲۰۱۵) که ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری اش از آن بصورت یک طرفه کناره گیری کرد. خواسته دیگر او، ایران باید ذخایر اورانیوم بسیار غنی شده خود را واگذار کند و موافقت کند که غنی سازی را برای زمان نامحدودی متوقف نماید، آنچه که از برنامه هسته ای بعد از بمباران باقی مانده را کاملا از بین ببرد؛همچنین او میخواهد که ایران محدودیت برای ساختن موشک های بالستیک همراه با بازرسی کامل را بپذیرد؛ و دیگر اینکه، ایران حمایت از نیابتی های منطقه ای مانند حزب الله و حوثی ها را پایان دهد.

اما، راه سخت یعنی حملات نظامی – حملاتی بزرگ.

صحبتهای ترامپ فقط حرف های تو‌خالی نیست. ترامپ، در چند هفته پیش، پس از آنکه رژیم ایران هزاران – شاید ده ها هزار – معترض را در یک سرکوب وحشیانه کشت، تا آستانه دستور حمله نظامی به ایران پیش رفته بود. آنچه او را متوقف کرد، تردید نبود، بلکه کمبود توان نظامی آمریکا برای محافظت از اسرائیل و پایگاه های آمریکایی در منطقه در صورت واکنش ایران بود. از آن زمان، یک گروه ناو هواپیمابر، هشت ناوشکن نیروی دریایی آمریکا، ده ها فروند F-15 و سایر هواپیماهای ضربتی، و بمب افکن های THAAD و پاتریوت (دفاع زمینی-هوایی) به منطقه اعزام شده اند. هدف این بود که کل منطقه خاورمیانه را با یک چتر دفاعی پوشش دهد تا خطر تلفات گسترده در صورت واکنش ایران را بتواند، جبران نماید.

همزمان، قدرت های منطقه ای برای جلوگیری از جنگی گسترده تر در منطقه، تلاش می کنند و ترکیه، قطر، عمان و مصر در تلاش برای مذاکرات میانجیگرایانه هستند. ترامپ ادعا می کند که پیشرفت دیپلماتیک حاصل شده است، اما یک مشکل اساسی باقی است: خواسته های او بیش از آن چیزی است که رهبر معظم ایران، علی خامنه ای، خواهد پذیرفت. جمهوری اسلامی ممکن است حاضر باشد برای جلوگیری از حملات و کاهش بحران اقتصادی داخلی، در برنامه هسته ای خود امتیازاتی بدهد. اما به طور رسمی حق غنی سازی اورانیوم در داخل ایران را واگذار نخواهد کرد و مقامات ایرانی نیز امکان واگذاری موشک های بالستیک خود را بارها رد کرده اند. در نهایت، حداکثری که تهران می تواند پیشنهاد دهد، با حداقل هایی که واشنگتن حاضر به پذیرش آن باشد، مطابقت ندارد، و دیپلماسی جنگی به تنهایی این را تغییر نخواهد داد.

درنتیجه، یا ترامپ عقب نشینی خواهد کرد و معامله کوچکتری را خواهد پذیرفت که بتواند آن را بصورت یک « پیروزی» جلوه دهد، یا شاهد اقدام نظامی خواهد کرد. با توجه به اینکه او تاکنون دو بار ایران را بدون واکنش منفی هدف قرار داده و از برجام کناره گیری کرده، چون فکر می کرد برجام ناکافی است، به نظر نمی رسد که اکنون به توافق صرفا در مسئله هسته ای رضایت دهد.

درست است، که احتمالا اگر ترامپ بخواهد، می تواند چنین معامله ای را بزرگ جلوه داده و به مردم بقبولاند. وادار کردن ایران به تحویل اورانیوم خود، تهدید فوری خروج هسته ای را کمتر خواهد کرد.اضافه کردن این دستاورد به تضعیف برنامه موشکی ایران و تضعیف نیروهای نیابتی های منطقه ای دولت ایران به توسط بمباران اسرائیل در سال گذشته، به ترامپ اجازه خواهد داد که اعلام کند که مشکل هسته ای را که پیشینیان‌اش آن‌را فقط متوقف کرده بودند، کاملاحل کرده است. اما با شتاب در زیاد کردن نیروهای نظامی در منطقه، او احتمالا در حال تصمیم گرفتن است که آیا فشار حداکثری خواهد توانست ایران را مجبور به دادن امتیازات عمده کند یا نه. او در حال آماده کردن امکانات مورد نیاز برای جنگ را در صورت عدم توانایی دیپلماسی برای گرفتن امتیازات لازم است.

این سناریو می تواند نه تنها شامل حملات به سایت های هسته ای یا موشکی، بلکه احتمالا «گردن زنی» به سبک ونزوئلا باشد: حذف خود خامنه ای. به هر حال، تیم ترامپ با تجربه های اخیر جسورتر شده است. ماموریت موفق در ونزوئلا هنوز تازه است؛ ترور فرمانده ارشد نظامی ایران، قاسم سلیمانی توسط آمریکا در سال ۲۰۲۰، واکنش اندکی علیه اهداف آمریکایی به همراه داشت، همان طور که حملات مشترک با اسرائیل در سال گذشته نیز چنین بوده است.

این سناریو به شرطی عملی خواهد شد که محافظه کاران عملگرا در شورای امنیت ملی عالی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از مرگ رهبر معظم، کنترل حکومت را به دست گیرند و به دنبال تضمین بقای رژیم باشند. برای این منظور، تلاش های اطلاعاتی برای تماس گرفتن با چهره های ارشد سپاه پاسداران و حلقه خامنه ای – افراد داخل رژیم که ممکن است با برنامه حمله سر بریدن همکاری کنند و دولت جانشین را رهبری کنند و آمریکا بتواند با آنها کنار بیاید- در جریان است.

اما ایران ونزوئلا نیست. رژیم ایران ظرفیت بیشتری برای مقابله دارد، وفاداری داخلی عمیق تری دارد و نیروهای امنیتی بزرگ ‌تر و توانمند‌تری دارد. علاوه بر این، احتمال اینکه جانشینی به خوبی پیش برود بسیار کمتر است. خامنه ای تنها رهبر معظم ایران نیست؛ او نماد معنوی اسلام شیعه است. مرگ او سیستم را به گونه ای شوکه خواهد کرد که ممکن است انتقال منظم که دولت ترامپ در نظر دارد را به وجود نیاورد.

حتی اگر رهبران ایران بخواهند از بهم خوردن اوضاع جلوگیری کنند، از دست دادن فردی با چنین جایگاهی نیازمند تلافی قابل توجهی است، از جمله حملات به پایگاه ها و کشتی های آمریکا در خلیج فارس. در صورت تلفات قابل توجه آمریکایی ها، اوضاع به راحتی می تواند به سرعت بحرانی شود. و اگر تندروها به جای عمل گرایان کنترل را به دست بگیرند، ممکن است شاهد واکنش گسترده ای علیه جریان صدور نفت به دنیا باشیم. قیمت نفت با وجود عرضه فراوان جهانی نفت خام و رشد ضعیف تقاضا، تاکنون به شدت افزایش یافته است. اگر ترامپ خامنه ای را هدف قرار دهد، انتظار افزایش بزرگ تری در بازه ۵ تا ۱۰ دلار در هر بشکه را داشته باشید – یا شاید حتی بیشتر، اگر انتقال قدرت به خوبی پیش نرود. همچنین، این عمل به ازدیاد تورم در داخل ایالات متحده در زمانی کمتر از نه ماه قبل از انتخابات میان دوره ای منجر خواهد شد.

همچنین ، عکس العملهای قدرتهای بزرگ هم اهمیت زیادی خواهند داشت. برخلاف ونزوئلا که روسیه و چین ، فقط ، عمدتا از نصب رئیس دولت دوستانه تر توسط ترامپ ناراضی بودند، اما تغییر رژیم در ایران خط قرمزی را رد خواهد کرد که هر دو کشور به شدت به آن اهمیت می دهند. ایران پهپاد به روسیه و نفت به چین می دهد. سرنگونی خامنه ای سابقه ای ایجاد خواهد کرد که هیچ یک از این دولتها نمی خواهند این روش به‌صورتی عادی تبدیل شود: اینکه ایالات متحده بخواهد و بتواند رهبرانی را که با آن‌ها همسو هستند، در هر نقطه ای از جهان را سرنگون کند. هر دو می خواهند هزینه هایی را بر ترامپ تحمیل کنند، حتی اگر فقط برای جلوگیری از اقدامات مشابه در حوزه نفوذ خودشان باشد.

خطر جنگی گسترده تر با پیامدهای واقعی برای نفت و ثبات منطقه ای، ارزش دیپلماسی را جذاب تر از ونزوئلا می کند، جایی که مشکلات تغییر رژیم کمتر بود. شاید این موضوع بتواند ترامپ را به سمت توافق محدود بیشتر سوق دهد. اما رئیس جمهور نشان داده که به شدت معتقد است جسارت نتیجه می دهد. آیا این در ایران صادق خواهد بود؟

پاسخ سوالات خیلی فراتر از مشکلات در خاورمیانه اهمیت خواهد داشت. اگر ترامپ این کار را به انجام برساند، او بیش از هر زمان دیگری مطمئن خواهد شد که قدرت خام آمریکا خواهد توانست هر مشکلی را خود حل کند و به هر هدفی برسد. هر موفقیت، شانس دست زدن به ریسک بعدی را بیشتر خواهد کرد. اگر اوضاع خراب شود – اگر حزب الله و حوثی ها حملات خود را در سراسر منطقه هماهنگ کنند؛ اگر تندروها کنترل را به دست بگیرند و تنگه هرمز را ببندند؛ اگر قیمت نفت به ۹۰ دلار در هر بشکه برسد و همان جا بماند؛ اگر روسیه و چین هزینه های واقعی اعمال کنند – خواهیم فهمید این شرط بندی ها چقدر خطرناک خواهند بود .


ایان برمر

ایان برمر، بنیان‌گذار و رئیس گروه اوراسیا و GZERO Media، عضو کمیته اجرایی نهاد مشورتی سطح بالای سازمان ملل در زمینه هوش مصنوعی است.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد