logo





حاشیه‌هایی بر متن حوادث دی‌ماه

سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳ فوريه ۲۰۲۶

س. حمیدی

شب هیجدهم دی‌ماه اکثریت مردم معترض تهران به خیابان‌ها ریختند. اما چنین آماری در شب نوزدهم دی اندکی ته کشید. علت این ماجرا آن بود که حکومت در شب پیش خیلی بیرحمانه به کشتار مردم روی آورد. با این همه، چنین خشونت مرگباری در شب نوزدهم و شب بعد از آن هم پایدار باقی ماند. ناگفته نماند که نوع مقابله‌ی با مردم معترض در همه‌ی شهرهای کشور به شکل واحدی صورت می‌پذیرفت. در این بین برای امنیتی‌های حکومت، رفتن به پشت بام ساختمان‌های بلند و شلیک مستقیم به بالاتنه‌ی مردم اهمیت ویژه‌ای داشت. به طور حتم چنین تاکتیکی را از پیش در جایی به تصویب رسانده بودند و در عملیاتی کردن آن هیچ تردیدی باقی نگذاشتند. چون مدیران جمهوری اسلامی طبق گفتاری مکرر "حفظ نظام را اوجب واجبات" می‌پندارند. آن‌وقت با بهره‌گیری از این شیوه‌های ضد انسانی بسیاری از مردم را کشتند تا لابد نظام و ولی فقیه خوشخیال آن پایدار بماند.

در شب نوزدهم، یکی از واحدهای بلوک ما از سر دلسوزی درب ساختمان را گشود و توده‌های معترض به پارکینگ سرریز کردند. اکثر همسایه‌ها نیز چنین نمودند. سپس حیدری‌های جمهوری اسلامی پیدایشان شد که به درب ورودی هر ساختمانی یورش می‌بردند تا آن را بشکنند. اما خیلی زود از شکستن درب‌ها مأیوس شدند. آن‌وقت با شمشیرهای بلندشان به اف اف ساختمان‌های مسکونی کوبیدند و همه‌ی اف اف‌ها را شکستند. گروه‌هایی از اوباش حکومت هم از شب بیستم به پشت بام خانه‌های مسکونی یا تجاری حمله می‌کردند تا شاید جدای از دیش ماهواره به نمونه‌هایی از دستگاه استارلینگ دست بیابند. چنین خبری خیلی زود بین شهروندان تهرانی پیچید. با شنیدن این خبر بود که قفلی خریدم و درب پشت بام ساختمان را قفل زدم. اما ورود مزدوران حکومت به حریم ساختمان‌ها تفتیشی چند منظوره را هم به همراه داشت. آنان به دنبال زخمی‌ها و کشته‌های این کشتار نیز می‌گشتند.

مردم عادی هرگز نمی‌دانستند که عده‌ای از سرسپردگان حکومت برای کشتار ایشان در پشت بام‌ها کمین کرده‌اند. همان کسی هم که فراخوان می‌داد، شاید از سر جهل سیاسی به آسیب‌های عملی چنین فراخوانی نمی‌اندیشید. چنان‌که خیلی راحت گفته می‌شد که همین مردم با دستان خالی خود به ساختمان‌های دولتی یورش ببرند و آن‌ها را یک به یک به تصرف خویش دربیاورند. به عبارتی روشن، شیوهای را دنبال می‌کردند که مردم با دستان خالی قرارگاه‌های نظامی جمهوری اسلامی را هم تصرف نمایند. در بعضی از شهرها هم چنین اتفاقی پیش آمد. اما همراه با نبردی نابرابر و خونین خیلی زود مردم را از چنین مراکزی پس راندند. خوب بود آنانی که بی‌محابا فراخوان تصرف ساختمان‌ها را صادر می‌کردند به آسیب‌های خونین آن نیز می‌اندیشیدند. فراخوان‌هایی ساده‌لوحانه که بهانه‌های کافی به دست جمهوری اسلامی داد تا از کشتار وحشیانه‌ی توده‌های معترض چیزی کم نگذارد.

در شب‌های بیستم و بیست و یکم نیز امضا کننده‌ی اصلی فراخوان باوری را تبلیغ می‌کرد که مردم به اعتراض خود همچنان ادامه بدهند و کمک‌ها نیز به زودی از راه خواهد رسید. اما کسی از نوع و جنس این کمک‌های ناشناخته سخنی نمی‌گفت. کمکهای یاد‌شده هرگز از راه نرسیدند و مردم هم در سکوت جهنمی و مرگبار کشتارهای جمهوری اسلامی فرو‌رفتند. سپس این رضا پهلوی بود که از آمارهای روبه فزونی کشتارهای جمهوری اسلامی وثیقه‌ای سیاسی برای خویش فراهم دید. او هنوز هم چنان نمی‌پسندند که واقعیت‌های برآمده از جنبش همگانی مردم را در جایی از دیدگاه‌های سیاسی خود بگنجاند. چون مطالبات عمومی توده‌های عادی مردم را به مطالبه‌ی اختصاصی سلطنت طلبی خویش تقلیل می‌دهد. سپس در همین راستا هواداران او نیز در شهرهای اروپایی گرد آمدند تا در الگویی از نازیهای آلمان به همدیگر سلام هیتلری بدهند و جاوید شاه بگویند.

مردم پس از فروکش کردن جنبش اعتراض‌های شبانه، به دنبال تحویل گرفتن عزیزانشان راه افتادند. چنانکه همه‌ی خانواده‌های داغدیده مبلغی را به عنوان حق تیر به حکومت پرداخت می‌نمودند. ابتکاری ویژه که عملیاتی کردن آن را نیز باید به نام جمهوری اسلامی نوشت. اما ماجرا به پرداخت پول برای تحویل گرفتن جسد جانباختگان پایان نمی‌پذیرفت. چون در این بین، جسدهایی نیز بودند که خانواده‌ها از جا و مکان نگهداری آن‌ها هرگز اطلاعی نداشتند. آن‌وقت برخی از همین امنیتی‌های حکومت به طور غیر‌رسمی و خودمانی به خانواده‌ها مراجعه می‌کردند و در قبال تحویل دادن عزیزشان صدها میلیون تومان مطالبه می‌نمودند. چنین پولی سوای از مبلغی بود که از سوی هر خانواده‌ی داغداری به دولت پرداخت می‌گردید. پرداخت رشوه به مأموران حکومت نیز در همین جا پایان نمی‌پذیرفت. عدهای هم برای یافتن افراد بازداشت شده مبالغی از این دست را رشوه می‌پرداختند. گروهی هم راه افتادند تا به نام وکیل یا امنیتی حکومت برای آزادی هر بازداشت شده‌ای رشوه بگیرند و خلاصی او را از زندان حکومت تضمین نمایند.

موضوع پرداخت رشوه به کارگزاران بی‌نام و نشان حکومت تا به جایی بالا گرفت که گروهی از همین امنیتی‌های جمهوری اسلامی برای برگزاری مراسم عزاداری کشته شدگان رقم‌هایی تا صدها میلیون تومان از همین خانواده‌های عزادار رشوه می‌گرفتند. همین مأموران امنیتی حتا به قصد تفتیش خانه‌ی کشته شدگان یا بازداشتی‌ها به ساختمان‌های مسکونی یورش بردند و خیلی آشکار بخش‌هایی از اموال ایشان را غارت کردند؛ بدون این‌که صورت‌جلسه‌ای در کار باشد. بدون شک در پس صحنه‌ی تمامی چنین شیوه‌هایی از رشوه گرفتن‌ها و دزدی‌های نوظهور حکومت، نام خامنه‌ای و کارگزاران آدمکش او نقش می‌آفریند.

امنیتی‌های حکومت به همراه دولت لکنته‌ی آن وظیفه‌ی پزشکان را در خصوص مداوای بیماران به رسمیت نمی‌شناسند. حتا کارهای قانونی وکیل و داشتن وکیل از سوی متهمان را برنمی‌تابند. در نتیجه ده‌ها نفر از پزشکان و وکیلان کشور را با بهانه‌های غیر قانونی و غیر اخلاقی به زندان سپرده‌اند. بخشی از مطالبات مردم هم به آزادی بدون قید و شرط همین پزشکان و‌ وکیلان شرافتمند بازمی‌گردد.

اکنون آسیب‌های کشتار حکومت به کلاس‌های درس مدارس هم راه یافته است. چون به معلمان دینی مدارس مأموریت داده‌اند که از دیدگاه دروغین و ساختگی دولت در کلاس‌ها تبلیغ به عمل آید. دیدگاهی که تمامی آسیب‌های پیش آمده را به پای "تروریست‌ها" و اسرائیل می‌نویسد. اما تکرار چنین موضوعی در کلاس‌های درس مدرسه به درگیری دانش‌آموزان با این گروه از معلمان دامن زده است. سپس دانش‌آموزان معترض را به دفتر مدرسه فرامی‌خوانند تا از ایشان تعهد بگیرند. در برخی از مدارس تهران اولیای دانش‌آموزان ضمن تجمع خود از چنین سیاستی در آموزش و پرورش ابراز انزجار نموده‌اند. موضوعی که می‌تواند همچنان به تنش‌هایی از این دست دامن بزند. چون دانش‌آموزان به همراه خانواده‌ی خود به چنین دیدگاه‌های دروغینی در خصوص کشتارهای اخیر گردن نمی‌گذارند. دیدگاهی که کشتارها را به پای تروریست‌ها می‌نویسد اما در رویکردی متناقض، به خانواده‌ی کشته شدگان اجازه‌ی عزاداری نمی‌دهد. در عین حال، دانش‌آموزان نبود امنیت و امید در جامعه را هم به پای دولت جمهوری اسلامی می‌نویسند.

ولی در فراسوی مرزهای ایران هم‌چنان طرفداران رضا پهلوی هدفی خودمانی را به پیش می‌برند که گویا در همین چند روز آینده خواهند توانست او را بر تخت سلطنت بنشانند. آنان ضمن تظاهرات خود در خارج از کشور، رهایی دستگیرشدگان و لغو اعدام و زندان ایشان را به حاشیه رانده‌اند تا ضمن بده بستان‌های سیاسی با آمریکا و اسرائیل بتوانند به هدف واقعی خویش یعنی سلطنت رضا پهلوی نایل شوند. همین هواداران همچنین از سر خوش‌خیالی به حمله‌های نظامی اسرائیل و آمریکا چشم دوخته‌اند و برای به دست گرفتن پرچم آمریکا و اسرائیل یا عکس‌های ترامپ و نتانیاهو در تظاهرات خود چیزی فرونمی‌گذارند. جدای از این، ساقط کردن جمهوری اسلامی را هم وظیفه‌ای بشردوستانه برای اسرائیل و آمریکا می‌پندارند. تا آن‌جا که بازگشت رضا پهلوی به تخت سلطنت نیز به همین وظیفه‌ی بشردوستانه‌ی اسرائیل و آمریکا پیوند میخورد. مطالبه‌ی سیاسی همین هواداران نیز تنها در حمله‌ی اسرائیل و آمریکا به ایران خلاصه می‌شود. چون باور عمومی ایشان بر آن است که اگر آمریکا و اسرائیل علی خامنه‌ای را در حمله‌ا‌ی نظامی بکشند، چنین هدف موهومی نیز تحقق خواهد یافت.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد