امیرجان، یکی از نازنین دوستان، در پیام دیجیتالی بهتاریخ ۲۵ ژانویه دو هزار و بیست و شش عکسی از بابک میرزای قاجار نامی را میفرستد. آنهم با این خبر که طرف خود را پادشاه ایران نامیدهاست. البته دوست نازنین همچنین کامنت زیر را همراه کرده که، "همین یکی را کم داشتیم!"
در جوابش مینویسم: "چرا نه؟"why not?
او با " ایموجی" به جواب بر میآید که تعجب کردم.
در پاسخش نامه زیر را مینویسم. مبادا که سوءتفاهمی برآید. اصلا چرا موضع خود را توضیح ندهم؟ این حرف آخر را با تاکید به خود میگویم.
گرچه سوپر اگویم میداند که در این اندوهزاری که پس از قتلعام پیش رو پهن شده، کسی حوصله شنیدن توضیح را ندارد. منتها به خودم میگویم الان مخاطب نمییابی. اما آینده را که از تو نگرفتهاند. بنویس شاید به خود تسلا دادی! باری.
دوست گرامی، در این شرایط آشوبزده و بحرانی، فراتر از سختی توضیح، رویکردی آیرونیک یا طنزپردازانه نسبت به موضوع است. چون کسی صرافت و حوصله خنده که هیچ، حتا توان یک تبسم خشک و خالی را هم ندارد.
چون راستش، پریشانی و تشتت اذهان است. اگر اصلا توجه ای بهبار آید همه معطوف به شعارهایی ست که در فضا پخش است. در این فضای شعارزده، مکث و تامل از جمله اولین قربانیان هستند.
میبینی دارم به آن "ایموجی" علامت تعجب تو پاسخ میدهم. گرچه در حاشیه قصد دارم به دام شعارهایی نیفتم که امکان روشن بینی میان ما را تضعیف میکند.
وقتی گفتم چرا نه؟ آنهم در ارتباط با خود نمایی آن شازده قاجار و بیان اعتیاد به سلطه اش، منظورم یادآوری یک سنت در سیستم سوداگری بوده که بشریت از چند قرن پیش تا کنون میخکوبش است. مگر سوداگری بر پرچم خود ننوشته که رقابت به رونق کسب و کار میانجامد؟
سیستم سوداگری که گهوارهاش در بانکهای هلندی بوده و سپس حاکمیت بریتانیای کبیر، همچون قدرقدرت مرام و مسلک استعماری، بیشترین بهرههایش را بردهاست.
حال چرا این شازده وارد رقابت با آن شازده پهلوی نشود که دارد از پشتوانه غرب بهره میبرد تا از میزان خماری خود بکاهد و به سلطه برسد.
در هر حال به صلاح مملکت نیست که خلیفه تنها از پای منقل قدرت پرستی بهره برد و کیفور شود. آنهم خلیفهای که ما زمانی با درایت خواجه نصیرخودی و اتحاد با سردار مغولی نمدمالش کردیم تا شرش از سرمان کم شود.
البته موتلفه ما هنوز در این دوره خود نمایی لازم را نکرده تا پس از ائتلاف با او به مراسم نمدمالی اقدام کنیم. شاید اینبار برای شکل دهی به حاکمیت مردمی در نهایت به جمع خودی اتکا کردیم و این مقام معظم رهبری تو سوراخ موش رفته را از نفس انداختیم. کسی چه میداند؟ حتا اگر رسانههای ارتباط جمعی در ایران خارج کشوری بهنفع بازگشت "پهلوی" ردیف و به خط شده باشند.
بنابراین، حکایت همچنان باقی ست...
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد